رکورد مکالمه بین میخائیل گورباچف و جیمز بیکر ۹ فوریه ۱۹۹۰

یادداشت مترجم: در جریان وقایع اخیر در اوکراین و اعتراضات فدراسیون روسیه به تخلف ناتو از قول و قرار های گذاشته شده در دهه ۱۹۹۰ میلادی فرصتی دست داد که اسناد آزاد شده از آرشیو امنیت ملی آمریکا که در سال ۲۰۱۷ از طبقه بندی محرمانه خارج شده اند را بررسی کنم. فشرده ای از این استاد در مقاله دیگری منتشر شده است. این گزارش که رکورد محاوره مابین میخائیل گورباچف با جیمز بیکر وزیر خارجه ایالات متحده آمریکا و ادوارد شواردنادزه وزیر امور خارجه اتحاد جماهیر شوروی سوسیالیستی در پایان ساختار اتحاد شوروی است، توجه مرا جلب کرد. نکته بسیار خواندنی آنست که گورباچف به عنوان صدر هیئت رئیسه حزب کمونیست اتحاد شوروی و رئیس دولت با وزیر امور خارجه بزرگترین کشور مخالف خود در جزئیات مسائل مطرح در کشور از جمله پلنوم حزب صحبت میکند، و وزیر خارجه آمریکا در جزییات رفورم های اقتصادی و روند پرسترویکا به وی مشاوره میدهد. بحث ها در مورد جبهه بندی های درون بلوک سوسیالیستی و نظرات کشورهای عضو بلوک درباره اتحاد دو آلمان و خطراتی که روند وحدت را تحت تاثیر قرار میدهد در بین این سه نفر به اشتراک گذاشته میشود. عملا گورباچف حضور نظامی آمریکا در اروپا را به عنوان عامل بازدارنده در برابر احتمال تمایل آلمان به کسب تسلیحات هسته ای بومی می پذیرد و خطر آن را به عنوان عاملی بر نیاز به حضور دائمی ناتو و ایالات متحده در اروپا تایید میکند. در کلیت به باور من هر کلمه و جمله جیمز بیکر در پشت خود به نوعی مانیپولاسیون و انحراف طرف شوروی را متبلور می سازد در حالی که گورباچف به سادگی همه حرف دلش را با دیپلمات موزی و خبره آمریکایی بر روی میز می گذارد. تجربه فروپاشی اتحاد شوروی برای همه چپ های جهان زخمهایی ماندگار و تجربه بسیار مصیبت باری را بجا گذاشت و برای دهه ها ما را در سکون و خودکاوی عمیق راکد نمود. امیدوارم شما نیز از این مطلب همان قدر استفاده ببرید که نگارنده این سطور از آن.

 Record of conversation between Mikhail Gorbachev and James Baker in Moscow. (Excerpts) Feb 9, 1990 Source: Gorbachev Foundation Archive, Fond 1, Opis 1.

 گورباچف: در ابتدای این بخش از صحبت هایمان می خواهم به آنچه در مورد نشست فراگیر اروپایی در سال ۱۹۹۰ گفته شده است اضافه کنم. با توجه به نشانه های متعدد، وضعیت اروپا از کنترل ما خارج می شود. به همین دلیل است که این نشست سطح بالا به کانالیزه کردن فرایندها کمک خواهد کرد. این تحولات اگر به اشکال تکاملی دموکراتیک هدایت شود، می تواند نتایج مطلوبی را برای غرب و برای شرق به همراه داشته باشد.

من یک فکر داشتم: پیش بینی ما بر اینکه دنیا تغییر خواهد کرد، و این تغییر به طور چشمگیری در بسیاری از زمینه ها  خواهد بود معلوم شد که درست است. و اتفاق بسیار خوبی است که در عین حال روابط دو کشور قدرتمند و با نفوذ جهان در مرحله مطلوبی قرار دارد. این برای حال و برای آینده مهم است. ما هنوز هم می توانیم یک معامله خوب انجام دهیم گرچه بعدا سخت تر خواهد شد. من گفته ام که کشورهای ما «محکوم»  به همکاری هستند. ما باید این همکاری را پایدار کنیم. هیچ اختلاف غیر قابل حلی بین ما وجود ندارد. ما باید تلاش کنیم تا درگیری های موجود را در چارچوب همکاری ها حل و فصل کنیم. حالا می خواهم چند کلمه ای در مورد پلنوم و وضعیت کشورمان به شما بگویم.

بیکر: بله، این خیلی جالب خواهد بود.

گورباچف: علاوه بر این می توانیم در مورد پرسش آلمان و افغانستان تبادل نظر کنیم. اگر می خواهید در این ترکیب در مورد چیز دیگری بحث کنید، من هیچ اعتراضی ندارم. شايد در مورد آمريکاي مرکزي هم بحث کنيم . پلنوم برای ما خیلی مهم بود. ما به مرحله ای از پرسترویکا رسیده ایم که زمان برای ارائه پاسخ به بسیاری از سوالات است. مواضع مختلف در سطح جامعه تبلور یافته اند، جنبش ها قابل مشاهده شده اند و یک بازنگری مجدد ولی عمده در جریان است. درک همه این ها کار ساده ای نیست..از سمت راست و از چپ، حتی با اهداف مختلف، فشار بر مرکزیت وجود دارد. ما در مجموع به این نتیجه رسیده ایم که لازم است اصلاحات اقتصادی را تسریع کنیم. قبل از من مشکل ایجاد مکانیزمی به وجود آمد که به [ما] اجازه میداد درآمد پولی را سختگیرانه تر تنظیم کنیم. ما به این نتیجه رسیدیم که نمی توانیم از اصلاح [نظام] شکل گیری قیمت ها اجتناب کنیم. ما باید برخی اقدامات نامحبوب برای مردم را انجام دهیم.

برای آن ما باید ساختار قدرت خود را ، به خصوص در بالاترین رده های آن، دوباره سازماندهی کنیم. سازوکار قوی تری برای اجرای این تصمیمات لازم است. در ارتباط با این موضوع این سوال به وجود آمد که موسسه ای در سطح ریاست جمهوری ایجاد شود و منابع دولت را گسترده تر کند. این ساختار برای کنترل تعادل وضعیت مورد نیاز است. ما باید به سرعت قوانینی را تصویب کنیم که با تقسیم قدرت بین جمهوری ها و اتحاد جماهیر سروکار دارند-- قوانینی که باید اختیارات و حقوق اتحادیه را گسترده تر کنند. روند انتخابات و تشکیل نهادهای دولتی تا ۴ مارس تقریباً کامل خواهد شد. نهادهای دولتی جدید باید مبنای قانونی برای عملکرد داشته باشند. در مورد روابط بین جمهوری ها و مرکز، موضوع مربوط به تعمیق پرسترویکا در فدراسیون جماهیر است. تعداد زیادی از رویکردها به پرسش اصلاح فدراسیون ما بر میگردد. باید گفت که ما در این زمینه عقب مانده ایم و اتفاقات پیش از اقدامات ما بوده است. خيلي کارها بايد انجام شود و قطعنامه برای تمام این مسائل در پلتفرم است که در پلنوم به تصویب رسید.

بحث های زیادی پیرامون پرسش حزب و نقش جدید آن وجود دارد. این موضوع شور و هیجان شدیدی را به هم زده است که کاملا قابل درک است. حزب در نقش سابق خود چارچوب ساختار حاکم بود. و اینها فقط نهادها نیستند، اینها افراد زنده واقعی هستند. به همین دلیل است که روند تغییر جنسیت قدرت به نفع شهروندان و اندام های اقتصادی و بازگشت حزب به نقش خود به عنوان یک سازمان سیاسی اینقدر دردناک پیش می رود. این بیانیه که حزب از انحصار قدرت خود دست بر می دارد و حق خود را در درون یک روند دموکراتیک—به جای اینکه در قانون اساسی مدون شود، بدست خواهد آورد برای همه به راحتی قابل درک نبود. اما به طور کلی چنین رویکردی را تصویب کردیم.

بیکر: آیا اصل ۶ قانون اساسی لغو خواهد شد؟

گورباچف: این در اختیارات پلنوم نیست. با این حال تصمیم گرفتیم که حزب ابتکار قانونگذاری برای تجدید نظر در این قانون را تهیه کند. بحث های مربوط به اصلاح مساله روابط تولید و مالکیت نیز بسیار گرم بود. این ها موضوعات بسیار مهمی در فرایند پرسترویکا هستند. در نتیجه بحث، پلنوم رویکرد ما نسبت به این جنبه از پرسترویکا را تأیید و رادیکالیزه کرد. قطعنامه ای در مورد جلو آوردن تاریخ های کنگره حزب نیز به تصویب رسیده است. یک همترازی مجدد و تجدید قدرت در حال وقوع است که به روند توسعه پرسترویکا اجازه تداوم می دهد.

از من پرسیده شده است که چه اتفاقی برای پست هایم در حزب و در دولت خواهد افتاد. در کل من با جدا کردن این ها موافق هستم ولی نه الان. اگر همین الان این گام را بر می داشتیم، دو مرکز قدرت شکل می گرفت. این امر باعث تقویت روند پرسترویکا نمی شود بلکه آن را تضعیف می کند. حتی با ظهور سازمان های سیاسی جدید در عرصه، حزب کمونیست اتحاد جماهیر شوروی همچنان یک نفوذ عمده باقی خواهد ماند. در حال حاضر یک منطق برای ترکیب این دو وجود دارد.

طرح کار های غیر معمولی بر اساس ایده ایجاد قدرت ریاست جمهوری جدا از حزب در آینده ای نزدیک پدیدار خواهد شد. دقیقا نمیدانم چطور پيش خواهد رفت . شايد احساسات دوباره گرم شود با این حال، خلق و خوی جامعه برای چنین تصمیمی مساعد است. در حال حاضر ما در حال گذار از طریق یک نقطه بحرانی در سفر مان هستیم، منظورم وضعیت اقتصادی و روابط قومی است. در ارتباط با این موضوع می خواهم بگویم که من به درستی از موضع رئیس جمهور و شما با توجه به فرایندهایی که در کشور ما در جریان است قدردانی می کنم، بویژه من موضع شما که از پرسترویکا حمایت می کنید را بسیار مهم می دانم.

بیکر: از این جمعبندی بسیار متراکم اما جامع از شما تشکر می کنم.

من قبلا به آقای شواردنادزه گفتم که ما در حمایت از پرسترویکا و تلاش های شما موضع محکمی گرفته ایم. کمک به شما در این روند بخشی از سیاست های ما است. به ویژه هدف ما این است که هر کاری از دستمان بر بیاید انجام دهیم تا شرایط بین المللیِ با ثباتی برای تحقق برنامه های شما فراهم کنیم. ما امیدواریم که سیاست داخلی شما همچنان با شواهدی مبنی بر توسعه مولد روابط شوروی و آمریکا، و دستیابی [هر دو] طرف به توافقات مهم در حوزه کاهش و محدودیت تسلیحات ادامه یابد. شما احتمالا آگاه هستید که اگر چه دولت ما به آرامی برای چهار پنج ماه اول با این روند برخورد کرد، اما در حال حاضر ما نه تنها آماده بلکه پر از عزم و اراده به پیشبرد روند محدودیت تسلیحات فکر میکنیم. پیشنهادهایی که ما به مسکو آورده ایم شواهدی از آن است. من به وزیر شما گفتم که در شرایط تغییرات عمیق و سریع در جهان این خطر وجود دارد که ممکن است از اتفاقات عقب بیفتیم و اگر قاطعانه عمل نکنیم می تواند به تلاش هایمان لطمه بزند و تاثیرات را کاهش دهد.

گورباچف: من با شما موافقم.

بیکر: اجازه دهید چند کلمه هم در مورد مسائل اقتصادی بگویم. یک جنبه مرا بسیار نگران میکند. و من تقریبا یک سال پیش هنگام صحبت با وزیرتان در این باره صحبت کردم. یک اقتصاد می تواند یا کنترل شده باشد و یا بازار آن را کنترل کند. سیستم سومی وجود ندارد که به طور موثر عملکرد داشته باشد. در ارتباط با این مسئله بسیار مهم است که شما تصمیم به ایجاد یک سیستم جدید فرماسیون قیمتها گرفته اید. خوشحالم که در مورد این تصمیم می شنوم. با این حال رسیدن به این سیستم آسان نخواهد بود. قبل از اجرای آن لازم خواهد بود که گام های خاصی برداشته شود. حداقل دو قدم در ذهنم هست. اولی انحلال مازاد عرضه پول است. این کار را می توان به روش های مختلف انجام داد. آنطور که من درک میکنم، شما در حال حاضر در حال اجرای برخی از این اقدامات، مانند فروش آپارتمان به افراد هستید. باز تا آنجا که من می دانم، شما با توجه به گزینه های کاهش ارزش، از صدور اوراق قرضه با حمایت طلا، و غیره صحبت میکنید. من فکر می کنم همه این ها باید قبل از معرفی یک سیستم شکل گیری قیمت جدید انجام شود. در غیر این صورت شما با خطر مواجه شدن با تورم ۱۰۰۰ درصدی روبرو خواهید شد.

و دوم: قبل از معرفی یک سیستم قیمت جدید، باید یک سازوکار اجتماعی حفاظتی ایجاد شود که منافع فقیرترین لایه های جامعه را تامین کند. این مراحل حداقل ناخشنودی جمعیت به دلیل اصلاح قیمت ها را کاهش خواهد داد، اگرچه به طور کامل مشکل را از بین نمی برد. من نمی خواهم به عنوان مدرس در اینجا ظاهر شوم، اما گاهی وقتها شبح وزیر دارایی در من از خواب بیدار می شود؛ اين مقامی است که چند وقت پيش در دست داشتم بنابراین توصیه رایگان من وجود دارد; اميدوارم ارزشی برای شما داشته باشد. در یک کلام می خواهیم تلاش های شما موفق باشد. و اگر هر جا در جریان اتفاقات احساس کردید که آمریکا کاری نامطلوب برای شما انجام داده است، بدون تردید با ما تماس بگیرید و در این باره با ما صحبت کنید.

بیکر: [...] امروز صبح بحث مفصلی در مورد مساله آلمان با وزیر شواردنادزه داشتم. دوست دارم نظر شما را در این باره بشنوم.

گورباچف: من هم میخواهم پیشنهاد شما را [در این مورد] بشنوم.

بیکر: اولا این روند بسیار سریع تر از آن چیزی پیش می رود که هر کسی سال گذشته، حتی در دسامبر سال گذشته انتظار داشت. در طول هفته گذشته من با وزرای امور خارجه بریتانیا، فرانسه، و آلمان فدرال ملاقات کردم. همه آنها بر این نظر هستند.

در ۱۸ مارس مردم آلمان دموکراتیک در انتخابات خود رای خواهند داد. اکثریت قریب به اتفاق در حمایت از وحدت دو آلمان خواهند بود و رهبرانی را انتخاب خواهند کرد که از ایده اتحاد آلمان حمایت می کنند. به زودی دو کشور آلمان بحث هایی را در مورد جنبه های داخلی وحدت آغاز خواهند کرد، پرسش هایی مانند وحدت دولت ها، پارلمان ها، سرمایه مشترک، ارز مشترک، و یک اتحادیه اقتصادی، همه اینها در جریان است.

نگرانی اتحاد جماهیر شوروی برای من به خوبی شناخته شده است، من در این باره با وزیر شواردنادزه صحبت کردم. در عین حال ما بیانیه اخیر شما و سخنرانی آقای شواردنادزه در بروکسل را در دسامبر سال گذشته به عنوان بیان درک شما از این واقعیت که وحدت اجتناب ناپذیر است، برداشت میکنیم. مهم ترین مساله این است که این فرایند در شرایط پایدار صورت گیرد و چشم انداز ثبات را تضمین کند. ما معتقدیم که این امر نیازمند چارچوب و مکانیزمی برای حل و فصل پرسش های مربوط به جنبه های خارجی وحدت است. در عین حال ایجاد چنین مکانیزمی باید بسیار با دقت طرح شود تا باعث طغیان ناسیونالیسم آلمانی نشود. تا زمانی که دو آلمان بحث در مورد جزئیات جنبه های داخلی وحدت را آغاز نکرده اند، روند ایجاد آن نباید علنی شود. با فرانسوی ها و آلمانی ها ما بحث اولیه ای را در مورد امکان ایجاد مکانیسم «دو + چهار» آغاز کرده ایم، بدون اینکه هنوز هدف توافقی را در دست داشته باشیم.

گورباچف: می خواستم از شما بپرسم، در مورد احتمال مکانیسم «چهار + دو» چه فکر می کنید؟

بیکر: فکر می کنم بهتر است به مکانیسم «دو + چهار» فکر کنید. من برای آقای شواردنادزه توضیح دادم که چرا به نظر ما یک رویکرد چهار طرفه کار نخواهد کرد. من فکر می کنم که ایده استفاده از فرایند کنفرانس امنیت و همکاری اروپا نیز دشوار است به درک من این مکانیزم بیش از حد دست و پا گیر خواهد بود. 

همچنین باید اشاره کنم که من از طرف جمهوری فدرال آلمان تاییدی ندیده ام که با رویکرد "دو + چهار" موافقت می کنند.

نیازی به تکرار نیست که هنگام توجه به جنبه های خارجی وحدت لازم است که تا درجه خاصی نگرانی های همسایگان آلمان را در نظر بگیریم. بنابراین کاملا ممکن است که مکانیزم کنفرانس امنیت و همکاری اروپایی بتواند برای توسعه توافقات گسترده تر در چارچوب مکانیسم "دو + چهار" استفاده شود.

ما در کنار هم جنگیدیم؛ با هم صلح را به اروپا آوردیم. متاسفانه پس از آن این صلح را ضعیف مدیریت کردیم که منجر به جنگ سرد شد. آن موقع نمي توانستيم همکاري کنيم . حالا اما وقتی تغییرات سریع و اساسی در اروپا در حال وقوع است، فرصت جدیدی برای همکاری در منافع حفظ صلح داریم. من از شما می خواهم که بدانید: نه رئیس جمهور و نه من قصد استخراج هیچ مزیت یک جانبه ای از فرایندهایی که در حال وقوع است را نداریم. برخی از جزئیات دیگر. ما در واقع به نفع بی طرف بودن آلمان صحبت نمی کنیم. آلمانی های غربی نیز به ما گفته اند که چنین تصمیمی را رضایت بخش نمی بینند. ميخواهم توضيح بدهم چرا .

اگر آلمان بی طرف باشد به این معنا نیست که نظامی نخواهد بود. کاملا برعکس، به خوبی می تواند تصمیم بگیرد به جای تکیه بر نیروهای بازدارنده هسته ای آمریکا، پتانسیل هسته ای خود را ایجاد کند. همه متحدان اروپای غربی ما و تعدادی از کشورهای اروپای شرقی این را به ما گفته اند که می خواهند آمریکا حضور نظامی خود را در اروپا حفظ کند. من نمی دانم که آیا شما از چنین امکانی حمایت می کنید یا نه. اما من می خواهم به شما اطمینان بدهم که به محض اینکه متحدان ما به ما بگویند که مخالف حضور ما هستند، سربازانمان را به خانه بر خواهیم گرداند.

شواردنادزه: من از دیگر متحدان شما خبر ندارم، اما یک آلمان متحد ممکن است آن را مطالبه کند.

بیکر: اگر این اتفاق بیفتد، سربازان ما به خانه برمی گردند. ما هر کشوری را که تمایلی به حضور ما ندارد ترک خواهیم کرد. مردم آمریکا همیشه بطور قاطع طرفدار این موضع بوده اند. با این حال، اگر رهبری کنونی آلمان غربی رئیس یک آلمان متحد باشد، آن وقت به ما گفته اند که مخالف خروج ما خواهند بود.

و نکته آخر . ناتو سازوکار تأمین حضور آمریکا در اروپا است. اگر ناتو منحل شود، چنین مکانیزمی در اروپا وجود نخواهد داشت. ما درک می کنیم که نه تنها برای اتحاد جماهیر شوروی بلکه برای دیگر کشورهای اروپایی نیز همچنین مهم است که تضمین هایی داشته باشند که اگر آمریکا حضور خود را در آلمان در چارچوب ناتو نگه دارد، یک اینچ هم مواضع نظامی کنونی ناتو در مسیر شرقی گسترش نخواهد یافت.

ما معتقدیم که رایزنی ها و بحث ها در چارچوب سازوکار «دو + چهار» باید تضمین کند که اتحاد آلمان منجر به گسترش سازمان نظامی ناتو به شرق نخواهد شد. اینها افکار ماست. شاید راه بهتری پیدا شود. تا به حال اما توافق آلمانی ها با این رویکرد را نداریم. من آن را براي گنشر توضيح دادم و اون فقط گفت که بهش فکر میکنه در این مورد [رولاند وزیر امور خارجه فرانسه] این ایده را دوست داشت. حالا من يک گزارشي از اين روش به شما دادم تکرار می کنم، شاید بتوان چیزی خیلی بهتر ایجاد کرد، اما ما هنوز نتوانسته ایم این کار را انجام دهیم.

گورباچف: می خواهم بگویم که به طور اصولی ما در این شیوه تفکر با شما اشتراک داریم. به راستی این روند آغاز شده و در جریان است. و ما باید سعی کنیم با واقعیت جدید آنرا سازگار کنیم. مکانیسمی مورد نیاز است که به ثبات در اروپا کمک کند-- یک مرکز بسیار مهم از سیاست جهان-- دست نخورده باقی مانده. البته ما در نگاه کردن به این وضعیت تفاوت هایی داریم. من فکر می کنم هیچ چیز وحشتناکی در آن وجود ندارد. مهم ترین مساله این است که به شیوه ای بیش از حد ساده انگارانه به این وضعیت نزدیک نشویم.

اولا ً می خواهیم وضعیت اروپا بهبود یابد. در نتیجه با آنچه در حال وقوع است نمی توان اجازه امکان بدتر شدن اوضاع را داد. ما باید به این فکر کنیم که چگونه در شرایط و با واقعیت جدید عمل کنیم. سوالی مطرح می شود: این آلمان چگونه خواهد بود؟ چگونه تمایل به عمل در اروپا و جهان خواهد داشت؟ اینها پرسش های اساسی هستند. و همانطور که ما می بینیم، آنها در پاریس، لندن، ورشو، پراگ و بوداپست بصورت کاملا متفاوتی درک می شوند.

بیکر: من این را می فهمم.

گورباچف: دیروز تلفنی با یاروزلسکی صحبت کردم. او می داند که شما در حال حاضر در مسکو هستید; او همچنين میداند که کوهل و گنشر فردا می آیند با توجه به این موضوع، یاروزلسکی نظرات خود را در مورد تعدادی از پرسش ها، در مورد آلمان به طور خاص بیان کرد، چرا که آلمان یک مسئله واقعی برای یک لهستانی است! او فکر می کند که تماس باید حفظ شود و ما باید در این مورد مشورت کنیم. او این نظر را بیان کرد که حضور سربازان آمریکایی و شوروی در اروپا عامل ثبات است.

در چکسلواکی و اتریش این وحشت وجود دارد که ممکن است در یک آلمان متحد قدرت برتری توسعه یابد که ادعای مرزهای سال ۱۹۳۸ در منطقه سودتن اتریش- را مطرح کند. البته امروز چنین ادعاهایی را نمی شنویم. اما فردا چه اتفاقی خواهد افتاد؟ و در فرانسه و بریتانیای کبیر هم این سوال مطرح می شود. آیا آنها بازیکنان بزرگی در اروپا باقی خواهند ماند؟ خلاصه اینکه در این شرایط به دلیل نیرو و وزن کشورهایمان برای ما آسان تر است. کوهل و تيمش با ما حرف مي زنند تا درک درستی پیدا کنیم که شرایط جدید به چه معنی است؟

بیکر: موافقم.

گورباچف: به این ترتیب با در نظر گرفتن و درک احساسات ملی مردم و عدم تاثیر منفی بر آن باید با ظرافت عمل کنیم، و با هدف کانالیزه کردن این روند آن را پیش ببریم. در مورد یک مکانیسم "چهار + دو" یا "دو + چهار" که بر روی یک بنیاد بین المللی-قانونی استوار می باشد، فرصتی برای مشورت با یکدیگر و ارزیابی وضعیت فراهم می شود، شاید به دنبال تبادل نظرات، ما باید به رایزنی با شرکای خود در غرب و شرق ادامه دهیم—هر طور که مناسب می بینید. در هر حال این به معنی این نیست که ما بر سر آن توافق داریم، اما ما باید همچنان به دنبال یک توافق باشیم. شما گفتید که آلمان فدرال با این رویکرد توافق نکرده است. در مورد مودرو، با قضاوت بر مذاکرات ما با او به نظر می رسد که او از چنین رویکردی حمایت خواهد کرد. فردا ميتوانيم از کوهل بپرسيم که او در اين مورد چه فکر ميکند

بيکر: خوب خواهد بود. اما ميخواهم زنگ احتياط رو به صدا در بيارم.

حتی اگر فرصتی برای متقاعد کردن آلمانی ها به حمایت از رویکرد 'دو + چهار" داشته باشیم، این کار تنها پس از ۱۸ مارس، پس از تعیین سرنوشت آلمان دموکراتیک، و پس از شروع بحث در مورد جنبه های داخلی وحدت انجام شود. در غیر این صورت خواهند گفت که فشار چهار قدرت غیرقابل قبول است و اتحاد تنها یک مساله آلمانی است. رویکرد ما باید نشان دهد که جنبه های داخلی وحدت در واقع موضوعی بین دو آلمان است. با این حال، جنبه های خارجی باید با توجه به منافع امنیتی همسایگان آلمان مورد بحث قرار گیرد؛ شرایط باید برای آنها قابل قبول باشد. در کنار آن باید در مورد وضعیت برلین بحث کنیم. اگر با این روش به این موضوع نزدیک شویم این احتمال وجود دارد که آلمانی ها با مکانیسم پیشنهادی موافقت کنند. باید یک بار دیگر اعتراف کنم که من هیچ بحثی در این باره با صدراعظم نکردم و گنشر جوابی به من نداد. او فقط گفت که این رویکرد را در نظر خواهد گرفت. من فکر می کنم که او آن را تایید خواهد کرد. اما با صدراعظم موضوع متفاوتی است: او در انتخابات آینده نامزد است.

گورباچف: این عامل بسیار مهمی است که اثر خود را قطعا بر شرایط موجود باقی می گذارد.

بیکر: بله ملاحظات دموکراسی چنین است. او باید بسیار با دقت عمل کند تا این تصور را در آلمان ایجاد نکند که پاسخ به سوال اتحاد آلمان را به دیگران وا می گذارد.

گورباچف: می خواهم در مورد این مجمع که به تازگی توسط آکادمی انجیلی سازماندهی شده بود و نمایندگانی از تمام احزاب و گروه های آلمان فدرال و جمهوری دموکراتیک آلمان در آن حضور داشتند، به استثنای حزب مودرو به شما بگویم. در جریان بحث ها بیشتر شرکت کنندگان به نفع تشکیل یک کنفدراسیون صحبت کردند. نمایندگان جمهوری دموکراتیک آلمان تاکید کردند که همگرایی اقتصادی دو آلمان مجبور نیست به معنای فروش یا استعمار آنها باشد. گفتند نمی خواهند مثل بچه های کوچک با آنها صحبت شود.

نتیجه دوم این بود که اتحاد باید تنها در قلمرو دو آلمان کنونی با احترام به مرزهای موجود و نگه داشتن دو بخش آلمان به عنوان اعضای ناتو و پیمان ورشو صورت گیرد. در عین حال اختلاف نظرهایی هم وجود داشت. برخی از نمایندگان به نفع بازسازی آلمان آینده براساس ساختار یک دولت بی طرف صحبت کردند. با این وجود اکثریت نمایندگان دو کشور به نفع حفظ عضویت در دو اتحادیه صحبت کردند که لزوما از یک پیمان نظامی به ساختارهای سیاسی جدید تغییر خواهد یافت.

سخنرانی[ويلي] برانت شگفت انگیزترین سخنرانی بود. وی اظهار داشت که هیچ کس نباید مانع تعیین سرنوشت آلمان شود. او گفت که آلمانی ها نباید منتظر روند کنفرانس امنیت و همکاری اروپا باشند، که همگرایی همه اروپا نباید پیش از اتحاد آلمان باشد بلکه برعکس—اتحاد آلمان باید زودتر صورت گیرد. او یک کنفدراسیون را رد کرد و به نفع یک کشور متحد و آلمان فدرال صحبت کرد، در عین حالی که بخش آلمان غربی این فدراسیون باید در ناتو باقی بماند. در مورد جمهوری دموکراتیک آلمان سابق-- نیاز به بررسی بیشتر دارد. بسیاری از نمایندگان جمهوری فدرال آلمان از برانت به دلیل دامن زدن به ناسیونالیسم آلمان، و تلاش برای جلوتر رفتن حتی از کوهل انتقاد کردند.

سخنرانی محقق مشهور، [کارل فریدریش] ویز ساکر (برادر رئیس جمهور فعلی آلمان فدرال)، هم بسیار جالب بود. او گفت که لازم است به دلایل زیادی از تشدید ناسیونالیسم آلمانی اجتناب شود که یکی از آنها این است که می تواند به موجی از ناسیونالیسم در اتحاد جماهیر شوروی منجر شود. او می فهمد که یادآوری جنگ گذشته برای یک شهروند شوروی چه معنایی دارد. او همچنین تأکید کرد که طغیان  ناسیونالیسم در اتحاد جماهیر شوروی می تواند به تهدیدی برای پرسترویکا تبدیل شود. ویز ساکر تاکید کرد، هرچه آلمانی ها فریاد اتحاد بیشتری بزنند، همسایگان را تلویحاً در اروپا تحریک خواهند کرد، آشویتس هنوز فراموش نشده است.

نویسنده گونتر گراس تأکید کرد که یک آلمان متحد همواره زمینه پرورش شوونیسم و یهودستیزی بوده است. هزینه های اقتصادی وحدت نیز مورد بحث قرار گرفت. پیش بینی عددی نیز داده شد: در ۸ تا ۱۰ سال آینده هزینه اقتصادی وحدت به ۵۰ میلیارد مارک خواهد رسید. سخنرانان تاکید می کردند که وقتی آلمانی ها از این هزینه اطلاع بیابند دوبار فکر خواهند کرد که آیا وحدت ارزش آن را دارد یا نه.

این موزاییک جالبی از نظرات ارائه شده است. من در این باره با چنین جزئیاتی به شما توضیح میدهم چون فکر می کنم در پایان نباید زیر موجی از احساسات قرار بگیریم، نباید به این فشار تسلیم شد و از ملاحظات و پیش بینی هایی در مورد اینکه این همه چه معنایی می تواند داشته باشد و چگونه این فرایند را باید کانالیزه کنیم، دور شویم. در هر دو کشور آلمان قدرت هایی وجود دارند که خطر را می بینند. این مهم است. از شما میخواهم که به رئیس جمهور بگویید که ما می خواهیم با شما در ارتباط بمانیم، اطلاعات را رد و بدل کنیم و در صورت لزوم ایده هایی را در مورد این مشکل با هم به اشتراک بگذاریم.

بیکر: من این کار را بدون شک انجام می دهم. می خواهم بفهمید: من نمی گویم که باید به موجی از احساسات تسلیم شد. اما من فکر می کنم به زودی ادغام داخلی آلمان به یک واقعیت تبدیل خواهد شد. در این شرایط وظیفه ما در برابر همه مردم و وظیفه ما به خاطر صلح در جهان این است که هر کاری که ممکن است انجام دهیم تا سازوکارهای خارجی ایجاد شود که ثبات در اروپا را تضمین کند. به همین دلیل است که من این مکانیسم را پیشنهاد کردم.

در مورد قیمت اقتصادی وحدت، به احتمال زیاد این سوال در جریان مبارزات انتخاباتی مورد بحث قرار خواهد گرفت. با این حال، من فکر می کنم که آن مساله در طغیان عاطفی با تلاش مردم برای متحد شدن و با هم بودن جاروب خواهد شد.

اما ميخواهم يک سوال از شما بپرسم و الان نيازي به جواب دادن به آن نیست. فرض کنید وحدت صورت می گیرد، چه چیزی را ترجیح می دهید: یک آلمان متحد خارج از ناتو، کاملا مستقل و بدون سربازان آمریکایی؛ یا یک آلمان متحد که ارتباطات خود را با ناتو حفظ می کند، اما با این تضمین که سربازان ناتو در شرق مرز کنونی گسترش نخواهند یافت؟

گورباچف: ما به همه چیز کاملا فکر خواهیم کرد. ما قصد داریم تمام این پرسش ها را عمیقا در سطح رهبری مورد بحث قرار دهیم. نیازی به گفتن اما نیست که گسترش منطقه ناتو قابل قبول نیست.

بیکر: ما با این موضوع موافقیم.

گورباچف: کاملا ً ممکن است که در شرایطی که در حال حاضر در حال شکل گیری است، حضور سربازان آمریکایی بتواند نقش بازدارنده ای داشته باشد. این نیاز وجود دارد که ما با هم گفتگو و فکر کنیم، همانطور که گفتید، در مورد این واقعیت که یک آلمان متحد، همان طور که بعد از ورسای اتفاق افتاد، می تواند به دنبال راه هایی برای بازشناسی و ایجاد یک ورماخت جدید باشد. در واقع اگر آلمان خارج از ساختارهای اروپایی باشد، تاریخ می تواند خود را تکرار کند. پتانسیل تکنولوژیکی و صنعتی به آلمان اجازه می دهد تا این کار را انجام دهد. اگر آلمان متحد در چارچوب ساختارهای اروپایی حضور داشته باشد می توان از این روند جلوگیری کرد. همه اینها را باید در نظر داشت.

بسیاری از آنچه شما گفته اید به نظر می رسد واقع بینانه است. بگذارید بیشتر در اینباره فکر کنيم . در حال حاضر نتیجه گیری غیرممکن است. شما می دانید که آلمان دموکراتیک از نزدیک به ما گره خورده است، و آلمان فدرال هم شریک تجاری اولیه ما در غرب است. از نظر تاریخی آلمان و روسیه همواره شرکای قوی بوده اند. هر دو ما این امکان را داریم که بر وضعیت تاثیر گذاری کنیم. و ما می توانیم از این امکانات استفاده کنیم، هر زمانی که ما رویکرد عقلانی را توسعه می دهیم باید منافع خودمان و دیگر کشورها را در نظر بگیریم تا زمانی که بتوانیم یک مکانیسم ناظر را توسعه دهیم. البته ما نبايد اين احتمالات را دست کم بگیریم زیرا که در حال حاضر موضوع با مبارزات انتخاباتی و شدت احساساتی که در حال حاضر جامعه را گرم می کند پیچیده شده است. ما وضعیت را تماشا خواهیم کرد و به چگونگی عمل فکر خواهیم نمود.

گورباچف: به هر حال با توجه به همکاری تجاری و اقتصادی بین کشورهای ما خوب است که برخی پروژه های در مقیاس بزرگ نیز مورد بحث قرار می گیرند. من در مورد همکاری در استفاده از راه آهن بایکال آمور، در ساخت یک خط ارتباطات فیبر نوری، و در ساخت مشترک هواپیما صحبت می کنم. اینها برنامه های جالبی برای ما هستند. اگر آنها تحقق پیدا کنند، همکاری ما به سطح جدیدی ارتقا خواهد یافت. در اینجا یک بار دیگر، به نظر می رسد، مشکل "کمیته هماهنگی کنترل صادرات چند منظوره" پیش خواهد آمد. اگر این اتفاق بیافتد مانند آنست که ما در حال صحبت کردن در مورد فناوری های دیروز هستیم و نه تکنولوژی های نوین که هدف ما از مذاکرات است. 

بیکر: در حال حاضر ما در حال تجزیه و تحلیل قوانین آن کمیته هستیم. ما قصد داریم در آنها تجدید نظر کنیم تا به طور استعاره ای موانع بالاتر باشد و تعداد آنها کمتر شود. اما من می خواهم بگویم که در عین حال متوجه فشار هایی هستیم که شما از برخی محافظه کاران برای سیاست هایتان با آن مواجه هستید.

گورباچف: بله، مبارزه برای قدرت است.

بیکر: دیروز به ادوارد گفتم که در ماه های آوریل، مه و ژوئن سال گذشته که برای اولین بار شروع کردم به گفتن این که می خواهیم به پرسترویکا کمک کنیم، و به گورباچف و شواردنادزه اعتماد داریم، محافظه کاران آمریکایی با انتقاد به من حمله کردند. اما اکنون وقتی میگویم میخواهیم در قوانین کمیته هماهنگی کنترل صادرات چند منظوره تجدید نظر کنیم و در مورد احتمال مشارکت شما در سازمان های مالی بین المللی بحث می کنیم، همان محافظه کاران می گویند: چرا روس ها به کوبا میگ ۲۹ می دهند؟ البته کوبا تهدیدی برای آمریکا نیست. اما تهدید خاصی برای برخی کشورهای کوچک دموکراتیک در آمریکای مرکزی است. کاسترو به صادرات انقلاب ادامه می دهد. تنها یک نفر وجود دارد که او بیشتر از بوش از او انتقاد می کند و آن گورباچف است.

 COCOM- Coordinating Committee for Multilateral Export Controls "کمیته هماهنگی کنترل صادرات چند منظوره" مسئول اجرای قوانینی بود که پس از جنگ جهانی دوم وسیله ۱۷ کشور عضو بلوک غرب اعمال شد تا از صادرات تکنولوژی های پیشرفته و قابل استفاده دوگانه به بلوک شرق پیشگیری کند.

منبع: آرشیو بنیاد گورباچف

بخش: 

افزودن نظر جدید

دیدگاه‌ها

ذرود برشما رفیق گودرز متشکرم بخاطر ترجمه این سند ، این مکالمه بوضوح نشان میده که چقدر گارباچف ساده لوح و در واقع احمق است و چقدر ساده تحت تآثیر ادعاهای بی پایه جیمز بیکر مینی بر خطر آلمان قرار میگیره !

گورباچف اینجا به یک ساده لوح تسلیم شده ای می ماند، که از یک طرف کاملا به حذف نقش حزب کمونیست از قدرت سیاسی کمر بسته است، از طرف دیگر میدان را در این خلا ایجاد شده کاملا در دست های آمریکا و ناتو رها کرده و از آنها دعوت به وارد عمل شدن و یکه تازی در تمام عرصه ها می نماید.