جنسیت و نابرابری دستمزد

 

نابرابری دستمزد زنان و مردان یکی از مشکلات پایه ای زنان و سد محکمی است در راه استقلال و رفاه مادی و شکوفایی استعداد های زنان و کودکان تحت سرپرستی آنان. در سطح جهانی زنان ۷۷ درصد حقوق مردان را در مقابل کار مساوی دریافت میکنند.  در ایران،  بر اساس پژوهشی که در سال ۱۳۹۶ درباره نابرابری جنسیتی دستمزد انجام شد،  میزان تفاوت دستمزد سالانه زنان و مردان در مناطق مختلف کشور بین ۴۹ تا ۹۱ درصد بوده است.  محققین علوم اجتماعی این نابرابری را «شکاف جنسیتی دستمزد» مینامند. توجیه این نابرابری در بسیاری از فرهنگ ها  بر پایه  پیش فرض های  قدیمی تقسیم جنسیتی وظایف و کار بنا شده است.  این پیش فرض ها، متاسفانه،  با شرایط جاری زندگی معاصر که در آن زنان علاوه بر مسئولیت های خانوادگی، دوشادوش مردان به کار مشغولند و همانند مردان وظیفه تامین اقتصادی خانواده را بر عهده دارند، همخوانی ندارند. 

در سطح جهانی، سنت های تقسیم بندی جنسیتی کار یکی از مهم ترین عوامل استمرار و ازدیاد  شکاف جنسیتی دستمزد محسوب میشوند.  این سنت ها از سویی، در بسیاری از فرهنگ ها،  زنان را از کار حرفه ای خارج از خانه و در نتیجه دریافت دستمزد باز میدارند. از سوی دیگر در شرایط فرهنگی و اقتصادی و در مناطقی که زنان امکان کار و دریافت دستمزد دارند آنها اکثرا در کارهای کم درآمد با ساعات کاری انعطاف پذیر مانند آموزش و تدریس، نگهداری فرزندان،  بهداشت و سلامتی، مامایی و پرستاری، مهمانداری، تغذیه، دوزندگی و بافندگی، و مراقبت و نگهداری فضاهای عمومی و خصوصی شاغل هستند.  این نوع کارها که به حرفه های «زنانه» نیز مشهورند اکثرا سطح دستمزد کمتری نسبت به کارهای «مردانه» دارند. 

در این راستا مثلا معلمان که بنا بر شرایط استخدامی رایج، از تحصیلات عالی،  تجربه کاری و درایت لازم برای تربیت نسل بعدی کشور برخوردارند، با کمترین سطح دستمزد کار میکنند.  حرفه معلمی در مقاطع زیر دانشگاهی و با  شرایط قراردادهای پیمانی و متزلزل که امروزه  بیش از پیش در اختیار متقاضیان تازه کار قرار می گیرد دستمزد معلمان را  به  زیر خط فقر می کشاند.  ولی  پاداش غیر مالی کار معلمی، از جمله  لذت کار کردن با کودکان و جوانان و احساسات متقابل دوستی و مهر معلم و شاگردی  که گاهی در تمام طول عمر هر دو طرف ادامه میابد، کماکان زنان را به سوی حرفه معلمی می کشاند.  

از جمله دلایل گرایش زنان به حرفه های «زنانه» نوع تعلیمات سنتی، علمی و حرفه ای است که در اختیار آنها  قرار میگیرد و یا آنها  امکان و اجازه دسترسی به آن  را دارند. گرایش زنان به مشاغل «زنانه» انعکاسی است از نقش خانگی زنان. همانطور که در بیشتر جوامع کار خانگی کم ارزش تلقی میشود مشاغل و مهارت های «زنانه» نیز کم ارزش بشمار می آیند.  ادامه نابرابری سطح دستمزد در کارهای «زنانه» امکان  بهره کشی هر چه بیشتر کارفرمایان  از کار زنان را فراهم میسازد و مسبب محرومیت مادی نیمی از زحمتکشان و مزد بگیران است.

تقسیم بندی جنسیتی وظایف خانوادگی در سطح جهانی، زنان را مسئول آموزش، بهداشت، تغذیه، نگهداری و پرستاری خانه و کودکان، بیماران، معلولین و سالمندان خانواده میکند. این مسئولیت سبب میشود که زنان شاغل در پی استخدام شدن در مشاغلی باشند که به آنها امکان انجام کار در خانه و در ساعات غیر متعارف را میدهد. 

مردان، ولی، اکثرا در بیرون از خانه و در ساعات متعارف اداری کار میکنند.  دستمزد کمتر بهایی است که زنان، علی رغم  سطح تحصیل و تعداد ساعات کار برابر با مردان، برای نیازشان به انعطاف در زمان و محل کار می پردازند.  تحقیقات اخیر اقتصاددانان نشان داده است که نیاز زنان به کارهای انعطاف پذیر برای انجام مسئولیت های دوگانه خانوادگی و حرفه ای مهمترین دلیل نابرابری دستمزد زنان و مردان در کشور های پیشرفته غربی است.  

مصاحبه رسانه امریکایی CNBC با  ۸ اقتصاددان درباره دلایل استمرار شکاف جنسیتی دستمزد  نشان میدهد که حتی وقتی نوع کار، محل کار، نهاد های شغلی، و درجه تحصیل زنان و مردان در جوامع پیشرفته یکسان است، شکاف جنسیتی دستمزد کماکان ادامه دارد. در این راستا موسسه تحقیقات سیاستگذاری زنان در یکی از رهنمودهای خود نشان داده که بین سالهای ۲۰۰۵ و ۲۰۱۵ میلادی (۱۳۸۳ تا ۱۳۹۳ شمسی) شکاف درآمد زنان و مردان در طول زندگی کاریشان در مناطق شهری آمریکا ۵۱ در صد بوده است. آنها علت این شکاف را در نابرابری سابقه کار و تعداد ساعات کاری زنان میدانند که در رابطه مستقیم با مسئولیت های دوگانه آنها است. بر اساس این تحقیق، در بیشتر جوامع زنان به خاطر مسئولیت های خانوادگی در سنین بالا تری شروع به کار حرفه ای میکنند و زود تراز مردان بازنشسته میشوند. این سبب کمتر بودن میانگین سابقه کاری زنان و یکی از دلایل پایین تر بودن سطح دستمزد و درجه حقوق بازنشستگی آنها است.  علاوه بر این وجود وقفه های کوتاه یا بلند مدت در کارنامه حرفه ای زنان که عموما در رابطه با وظایف خانوادگی آنان است سبب از دست دادن رتبه شغلی، کمتر شدن سطح دستمزد سالانه، و مقدار دستمزدی است که آنان در طول عمر کاری شان دریافت میکنند.  

در ایران امکان پیشرفت حرفه ای زنان و دسترسی آنها به دستمزد برابر نیاز به امکانات برابر برای دریافت آموزش های  حرفه ای و تحصیلی و تجدید نظر در قوانین کار مرد محور نیز هست.  ملاحظات مرد محور ناظر بر استخدام زنان که بر  نوع و تعداد کارهایی که به زنان محول میشود، نوع مسئولیت هایی که زنان، علی رغم  سابقه و توانائی های شان، در طول مدت فعالیت های حرفه ای شان بدست می آورند، و قوانین و ضوابطی که به شکل عرفی ناظر بر رتبه بندی و ارتقای مقام زنان در محیط کار هستند همگی نیازمند باز بینی و تحول اند.       

علاوه بر اینها، در ایران، کوچک تر کردن شکاف جنسیتی دستمزد نیازمند قوانین و تسهیلات حمایت اجتماعی مناسب از جمله مهد کودک رایگان با ساعات کاری متنوع، مدارس و برنامه های بعد از مدرسه رایگان برای کودکان،  مرخصی خانوادگی با حقوق،  و بیمه کار همگانی برای حقوق بگیران دولتی و خصوصی، و امکان کار حرفه ای در خانه و کار با ساعت انعطاف پذیر در ازاء دستمزد برابر است.  

متاسفانه تحقیقات اخیر نشان میدهند که شکاف جنسیتی دستمزد در۵ سال اخیر رو به افزایش رفته است! مثلا گزارش موسسه تحقیقات سیاستگذاری میگوید  که نسبت درآمد سرانه زنان شاغل آمریکا در سال ۱۹۱۸ میلادی (۱۳۹۷ شمسی) ۰.۷ در صد کمتر از سال ۱۹۱۷ میلادی (۱۳۹۶ شمسی) بوده.  به گزارش موسسه اقتصاد کار  روند عمیق تر شدن شکاف جنسیتی دستمزد با بحران بیماری همه گیر ویروس کرونا افزایش یافته است.  

شکاف جنسیتی دستمزد ریشه در نابرابری های فرهنگی، عرفی، قانونی و اجتماعی دارد. مسئولیت های دوگانه زنان در انجام وظایف خانوادگی به موازات اشتغال حرفه ای از مهم ترین دلایل استمرار نابرابری دستمزد زنان و مردان در جهان امروزی است. مرد محور بودن قوانین و شرایط کار، کمتر بودن سطح دستمزد کارهای «زنانه» و نبودن سیستم رفاه اجتماعی لازم برای کمک به زنان شاغل و کودکان، توانخواهان و سالمندان خانواده که تحت سرپرستی زنان هستند  از دیگر عواملی است که منجر به نابرابری دستمزد زنان و مردان میشوند. نابرابری جنسیتی دستمزد بر زندگی زنان و خانواده هایشان، از جمله زندگی پسران و مردان جامعه، تاثیر می گذارد. بیرون رفتن از شرایطی که سبب ایجاد شکاف ۴۹ درصدی بین درآمد زنان و مردان  شاغل در بعضی مناطق ایران می شود متکی بر مبارزه با فرهنگ مرد محور، تحول و تعویض قوانین کشور در راستای برابری حقوقی زنان و مردان و  تشویق نسل جوان به مشارکت و برابری جنسیتی در انجام وظایف خانوادگی در کنار وظایف حرفه ای است.   پایان دادن به شکاف جنسیتی دستمزد تنها از طریق تحول فرهنگی و قانونی و تعهد اجتماعی به فراهم کردن شرایط لازم برای رفاه  زنان و مردان ممکن است.

 

 
 
 
بخش: 

افزودن نظر جدید