بحران مالی و بحران بدهکاریها

پیش زمینه: سیستم های بانکی در نظام سرمایه داری متکی بر سیستم خلق اعتبارات بصورت وام ها از حباب های تو خالی میباشد. اگر قرار باشد تا پس انداز های خانوارها در بانکها که به صورت ذخیره اندوخته میشوند و سپس به صورت وام جهت سرمایه گذاری های توسعه ای قرض داده شوند. اگر چه قرار بر این بوده باشد که درآمدهای بانک ها از ماحصل تفاوت نرخ سود ما بین تفاوت نرخ بهره های  وام های قرض داده شده ، با نرخ بهره ای که به پس انداز کنندگان پرداخت می گردد، حاصل گردد، این برداشت یک نظر خیلی ساده نگرانه ای جهت بیان  سیستم سودآوری بانک داران خواهد بود.

در شرایطی که به ظاهر قرار است درآمد بانکها از طریق تفاوت های نرخ بهره ای فاصله نرخ های بهره وام ها با پس انداز ها حاصل گردد، معادله دیگری وارد این پردایم میگردد. طی چندین سده گذشته نه تنها بانکداران سرمایه داران مالی قادر بوده اند تا خود را از طریق آفریدن بانک های  مختلف، و سپس   بوجود آوردن بانک های مرکزی کشورها جهت حمایت بیشتر از قدرتمداری سرمایه داری مالی خویش و بالاخره  بوجود آوردن بانک های جهانی از قبیل صندوق بین المللی پول، بانک جهانی، بانک ها توسعه سرمایه گذاری اروپا و غیره سلطه خویش را بر قله های قدرتمداری کلان سرمایه داری نظام های سرمایه داری تثبیت نمایند.

نکته کلیدی در اینجاست که، آنچه که بیش از همه قابل توجه میباشد این است که نظام های بانکی قادر می باشد، تا میزان دهها برابر اندوخته های پس اندازهای موجود در آنها،  از باد و هوای حباب های توخالی پول تولید کرده و به صورت وام و تامین اعتبارات به متقاضیان واگذار کرده و بفروشند. اگر بانک ها قادر میباشند به ازای صد دلار پس انداز موجود از بابت اندوخته های  مردم در حساب خویش ، به میزان هزار دلار وام، یا اعتبار تولید نموده و به مردم واگذار نمایند، آن وقت وام گیرندگان باید بابت همین اعتبارات و پول های مصنوعی که  از حباب توخالی تولید نموده اند، باید بهره بانکی پرداخت نمایند، و بانک ها قادر می باشد تا برای دهها سال از آنها بهره بانکی بگیرند. بلی، بانک ها  دهها برابر ذخیره های موجود خویش قادر می باشد تا وام و اعتبار تولید نموده و به مشتریان خویش فروخته، و از بابت آن برای دهها سال بهره بانکی بگیرند.

 اگر سیستم بانکی از حباب های خالی پول تولید می کند، بخشی از آن را به مصرف کنندگان جهت خرید خانه، ماشین و دیگر لوازم زندگی واگذار میکند، و  بخش دیگر آن را به موسسات، کارخانجات جهت سرمایه گذاری قرض داده و از آنها بهره وام گرفته و به صندوق های بانک داران واریز می نماید. اگر تا دیروز این پول ها به صورت اسکناس های بدون پشتوانه بودند، امروز این پول ها بصورت ارقام دیجیتال، در حساب های بانکی ماها ظاهر می گردند. وامهایی که بانک ها توسط پول های ناشی  از باد و هوای خالی خلق میکنند، هم به تولیدکنندگان کالاها و خدمات داده میشود، هم به مصرف کنندگان، جهت خرید کالاهای اساسی خانه و زندگی خویش. از این طریق میباشد که صاحبان موسسات تولیدی و توده های مردم عادی باید تا عمر دارند، کار و تلاش نمایند تا  بتوانند این قرض ها را با بهره های ناشی از آنها را به نظام بانکی پرداخت نمایند. ادوار تسلسل های بحران های رکود، تورّمی نظام سرمایه داری،  توام با بحران های بدهکاری ها،  این نظام را مجبور می نماید تا بطور همزمان از طریق به راه انداختن جنگ های ادواری منطقه ای و جهانی، که موجب قتل عام و جنایت  دهها میلیون نفر می گیرد، این بحران ها را مدیریت نمایند.

بحران امروز

امروزه اگر گفته باشیم که میزان بدهکاری های دولت های کلان سرمایه داری به میزان دو تا سه برابر بودجه سالانه آنها بوده، و بطور همزمان، میزان بدهکاری های عمومی و کل اقتصادی این جوامع  به اندازه دو تا سه برابر تولید های ناخالص ملی کشورهای کلان سرمایه داری امپریالیستی می باشد، این امر خود به تنهایی این سوال را مطرح میکند، که آیا اقتصاد این کشورها تا چه اندازه باید افزوده انباشت ارزشی ایجاد کنند تا بتوانند این میزان بدهی ها را به بانک ها پرداخت نمایند؟   این کشورها حتی در زمینه  توان پرداخت بهره های این وام های خلق شده توسط این حباب ها، در باتلاق های عمیق به گیر افتاده اند. آیا دولت ها خواهند توانست از رگ های مردم این کشورها آنقدر خون مالیلتی بمکند، تا بتوانند بهر های بدهکاری های دولتی و عموم اقتصادی خویش را همراه با خود وام های قرض گرفته را پس بدهند.

به عنوان نمونه، کشورهای امپریالیستی آماده می باشند تا دهها، بلکه صدها میلیارد دلار یا یورو، پول های دیجیتال ایجاد شده از هیچ و پوچ، از حباب های بانکی را به کشور اوکراین جهت بازسازی آن کشور قرض بدهند. کشور اوکراین تا خرخره توی قرض رفته و باید دهها سال ارزش های انباشت افزوده اقتصادی خویش را جهت پرداخت این بدهی ها همراه با بهره های آنها را به کشورهای امپریالیستی پرداخت نماید. همانطوری که کشورهای امپریالیستی جهت ارسال میلیاردها دلار مهمات به اوکراین، باید از بودجه های دولتی خویش به کمپانی های مهمات سازی سفارش تولید بدهند. در بازار مبادلات پولی، معمولا جنگ ها مهمترین میدان بازارهای تقاضا را برای دلار و یورو ایجاد نموده و از طریق افزایش تقاضا، هم ارزش آنها را تا حدودی حفظ می نمایند، و هم از این طریق سلطه جهانی واحدهای پولی مانند دلار و یورو را به عنوان واحدهای اصلی مبادلات پولی بین المللی تثبیت می نمایند. 

در دنیایی که صدها تریلیون دلار و یورو پول های بدون پشتوانه در اقتصادی جهانی بصورت قرض ها و وامهای بانکی تزریق گردیده است، شکل گیری بازارهای منطقه ای مستقل جدا از کشورهای امپریالیستی، روش های مبادلات تهاتری ما بین کشورهای جهان سوم، استفاده از واحدهای پولی مجازی از قبیل بیت کوین، و بالاخره، توجه خیلی از کشورها به امر گسستن از وابستگی به دلار و یورو، از طریق انجام مبادلات بین کشوری به وسیله واحدهای پولی کشورهای منطقه ای و دیگر واحد ها، سلطه نظام های بانکی جهانی را از کشورهای خویش بکاهند. این سری سیاست گزینی ها سلطه دلار را به خطر انداخته و خطری برای تسلط بلامنازع  دلار آمریکا و یورو در اقتصاد کشورهای جهان سوم میباشند.

مصرف گرایی  انفجاری

آن بخش از حباب های اعتباری سرمایه های دلاری بدون پشتوانه که به روند سرمایه گذاری در تولید کالاها و خدمات وارد میگردد نیز، باید همراه با بهره های بانکی به بانک های وام دهنده بازگردانده شوند. در حالیکه صاحبان موسسات و کمپانی های وام گیرنده نیز، انتظار افزایش سود آوری بیشتر از نرخ بهره از تولیدات کالاها و خدمات خویش می باشد. تنها راهی که یک موسسه می تواند در این شرایط به حیات خویش ادامه بدهد این میباشد که چرخه خرید کالاها و خدمات موسسات آنها بصورت توقف ناپذیری ادامه داشته باشد. یعنی باید مردم، این کالاها و خدمات را بدون توقف و به صورت ادامه دار خریداری نمایند، تا این موسسات هم بتوانند وام ها و بهره های بانکی مربوط به این وام ها را پرداخت نمایند، هم اینکه صاحبان و سهامداران این موسسات نیز درآمد مورد انتظار خویش را از این طریق بدست بیاورند.

این موسسات اکثر مجبور می باشند تا بخش های قابل توجهی از کالاهای خویش را نابود کرده و از بین ببرند، تا اینکه بتوانند سطح قیمت ها را در میزان مورد قبول نگه دارند. تزریق وام بیشتر، تولید بیش از اندازه، مصرف گرایی انفجاری و انگیزه افزایش سود بیشتر سهامداران این موسسات با اتکا به حباب های تورمی و تزریق بی رویه پول های بدون پشتوانه در بازار، عرصه را برای نابودی منابع طبیعی، گرمایش کره زمین، فقر اکثریت جامعه به قیمت میلیاردر شدن یک اقلیت ناچیز، به سرکردگی سردمداران سرمایه های مالی در بانک ها فراهم می نماید.

سرمایه داری مالی و نظام بانکی نیز برای تداوم سلطه قدرتمداری خویش احتیاج دارد تا بازار تقاضا برای حباب های پولی بدون پشتوانه دیجیتال امروزی فراهم بوده و هرچه بیشتر گسترش یابند. آفریدن جنگ و ویرانی که در وحله اول بوسیله مهماتی که توسط شرکت های مهمات سازی تولید می گردند، مهمترین نقش را در فراهم کردن چنین شرایطی فراهم می نمایند.

نه تنها کشورهای امپریالیستی همیشه کشورهای جهان سوم، از جمله ایران را بصورت مستعمرات خویش در نظر گرفته و با این شیوه ها با این کشورها رفتار نموده اند، بلکه در مقیاس اقتصادی بین المللی نیز آنها، این کشور ها را تحت سلطه هژمونی حباب های دلارهای میلیاردی بدون پشتوانه درآورده اند. 

وقتی که بخش هایی از این حباب های پولی خلق شده در کشورهای امپریالیستی بصورت دلارهای سرگردان از طریق سرمایه گذاری های خارجی راه به کشورهای جهان سوم، یا کشور های دیگر می یابند، بخاطر ارزش رقابتی پایین واحدهای پولی داخلی  کشورهای جهان سوم در مقابل دلار و یورو، دلارهای سرازیر شده توسط سرمایه گذاری خارجی قادر می باشند تا ثروت های طبیعی و دارائی های سرمایه ای کشورهای جهان سوم را به چنگ خویش در آورده و از این طریق، انباشت ارزش های اقتصادی تولید شده در این کشورها را از اقتصاد آنها مکیده و به سمت کشورهای امپریالیستی سرازیر نمایند. 

مثلا، آنها از این طریق می توانند فرودگاه ها، خطوط آهن،  بنادر و دیگر تاسیسات کشوری از قبیل برق و گاز و تلفن و تاسیسات کلان دیگر را خریداری نمایند. سپس، مردم این کشورها باید ارزش های تولیدی اقتصادی کشور خویش را از طریق پرداخت هایی که بابت این کالاها و خدمات ضروری می نمایند، به سمت کشورهای امپریالیستی سرازیر نمایند. 

آیا سیستم اعتباری میتواند موجب رشد اقتصادی گردد

اگر سیستم اعتباری  به صورت مدیریت شده به کار گرفته شود، نه تنها میتواند در عرصه های رشد اقتصادی نقش خیلی موثری ایفا نماید، بلکه مدیریت کنترل شده آن توسط یک حکومت کارسالاری سوسیالیستی، مانع از سوء استفاده های بحران زا و جنگ آفرینانه و جنایت کارانه سرمایه داران و بانکداران مالی میگردد. نظام سوسیالیستی نه تنها می تواند از نظام اعتباری مدیریت شده جهت رشد واحدهای اقتصادی کوچک و بزرگ استفاده نماید، بلکه میتواند از آن جهت راه انداختن پروژه های کلان توسعه اقتصادی که به نفع عموم جامعه می باشد استفاده نماید.

 در نظام کلان سرمایه داری امپریالیستی حاکمه سیستم بانکی اعتباری موجود، به نوعی عموم مردم این کشورها، خصوصا مردم کشورهای جهان سوم  را به برده های نامرئی این نظام تبدیل نموده است. در نظام سوسیالیستی، نه تنها نظام اعتباری به این صورت انفجاری و بی رویه توسط سرمایه داری مالی مورد سوء استفاده قرار نمی گیرد، بلکه مدیریت آن توسط نظام کارسالاری سوسیالیستی، نه فقط موجب بروز بحران های اقتصادی ادواری نمی گردد، بلکه تنها بصورت یک موتور محرکه جانبی و تکمیلی جهت پیاده کردن پروژه های اقتصادی ارزش آفرین مورد استفاده قرار گیرد. 

در نظام سوسیالیستی ابزار اعتباری می تواند نه تنها در مورد کمک به راه انداختن یک رستوران، نانوایی و یا کارگاه مکانیکی کوچک مورد استفاده واقع گردد، بلکه میتواند در مورد پیاده کردن پروژه های کلانی مانند نظام راه آهن، پروژه های شهری، ساختن فرودگاه ها و بنادر، پروژه های تولیدات کشاورزی و تعاونی های تولیدی خدماتی مورد استفاده قرار گیرند. برعکس نظام کلان سرمایه داری، از نظام بانکی برای مکیدن خون توده های مردم تا آخر عمرشان از طریق اخذ بهره های بانکی بابت پول های بدون پشتوانه مجازی، که همیشه متاثر از تورم در حال افزایش میباشند،  آنها را به بردگان نظام برده داری مدرن تبدیل می نماید.

سیستم بانکداری در نظام های سرمایه داری امپریالیستی، سوسیالیسم را برای بانکداران، و بردگی را برای توده های مردمی به ارمغان می آورد. در حالیکه در نظام سوسیالیستی که مبتنی بر ارزشمداری کارسالاری می باشد، در نهایت این نمایندگان کارگران و زحمتکشان میباشند که کنترل انباشت ارزش هایی را که به نظام بانکی منتقل میگردد در دست های خویش دارند. از این طریق است که در نظام کار سالاری سوسیالیستی، از نظام بانکی و سیستم اعتبارات و وام دهی  به نفع توسعه عموم اقتصادی و رفاه عمومی و سعادت بشریت استفاده خواهد شد.

 

 

افزودن نظر جدید