ارنستو چه گوارا، مردی برای همه فصول

‌ارنستو چه گوارا، در چنین روزی در ۱۴ ژوئن ۱۹۲۸،در آرژانتین متولد شد.او مبارزی سرسخت و مردم گرا بود که آوازه اش از آمریکای لاتین فراتر رفت و به آفریقا و آسیا و از جمله کشور ما نیز رسید. در سال ۱۹۹۹، مجله آمریکایی تایم  او را در زمره ۱۰۰ فرد تأثیرگذار قرن بیستم قرار داد.عکسی از "چه" توسط آلبرتو کوردا، مشهور ترین تصویرعکاسی از یک شخص در نظر گرفته می شود و یکی از نمادهای رسانه ای است که شهرت جهانی دارد.این پرتره با عنوان "چریک مبارز و قهرمان " که تصویر چگوارا را نشان می‌دهد که در تاریخ ۵ مارس ۱۹۶۰ در شهر هاوانا در مراسم گرامیداشت قربانیان انفجار کوبر در کوبا گرفته شده است. آلبرتو کوردا گفته بود: زمانی که این عکس را می‌گرفتم به شدت محو حالت چهره چگوارا شده بودم، چهره‌ای که به گفته او " تسلیم‌ناپذیری همیشگی" است. چگوارا در زمان گرفته شدن این عکس ۳۱ سال داشت. این شخصیت مبارز در ایران و در سال های قبل از انقلاب به عنوان نماد و الگوی مبارزه علیه دیکتاتوری تبدیل شد و تا به امروز، در تمام محافل گروه های مبارز و حتی در اعتراض های مطالباتی گروه های اجتماعی، در جنبش های جهانی صلح وضد جنگ و در جنبش طرفداران حفاظت از محیط زیست نیز، از تصویر او به عنوان نماد پیکارگری و حق طلبی استفاده می شود و کمتر جوانی نیست که نسبت به او اطلاعآتی نداشته باشد. در کشور ما هم, چه گوارا، چهره ای محبوب و نماد طرفداران صلح  شناخته می شود.


در سال های پس از کودتای آمریکایی-انگلیسی ۲۸ مرده ۱۳۳۲ علیه دولت دکتر محمد مصدق، که با کمک و همراهی عوامل داخلی و به ویژه چهر های سرشناس روحانیت وقت انجام گرفت و شکست حزب توده ایران و عدم  واکنش معنا دار این حزب، علیرغم اعتراف به داشتن سازمان نظامی مخفی، اولین نطفه های برنامه ریزی و تدارک جنبش مسلحانه علیه حکومت کودتای آمریکایی در ایران نیز شکل گرفت. به طوری که در دادگاه های ظالمانه حکومت پهلوی، مهندس بازرگان به صدای بلند اعلام کرد که به گوش مسولان برسد "که ما, آخرین گروه هایی هستیم که با زبانی آرام با شما صحبت می کنیم, بعد از ما, با شما با زبان اسلحه پاسخ خواهند داد."

اما تا پیش ازآغاز مبارزه در ایران، تب مبارزه های مسلحانه آرام آرام در حال نضج گرفتن بود، در آن سال ها  مطلبی افشاگرانه و ضد آمریکایی درباره کشته شدن چگوارا در ایران منتشر شد. نوشته یی از میشل بوسکه در نوول ابزرواتور که ۲ ماه بعد از اعلام خبر کشته شدن" چه" با عنوان "قاتلین ارنستو چه گوارا "  به وسیله هوشنگ کاووسی در آذر ۱۳۴۶ خورشیدی در مجله نگین منتشر شد. در این مطلب در مورد کشته شدن چگوارا, گفته هایی از موسی ابراهام و خوزه مارتی نزکاسو پزشک هایی که جسد او را مورد آزمایش قرار دادند، آمده بود. البته، اغلب این شماره مجله توقیف و بسیاری از نسخه های آن نیز از سطح شهر ها جمع آوری شد. اما اینگونه برخوردهای شدید سانسور که به امری همیشگی و به قاعده اصلی اداره مطبوعات  تبدیل گشته بود هم نتوانست از تب و تابی که می رفت ایران را فرا بگیرد، جلوگیری نماید. صدای مبارزه مسلحانه سازمان چریک های فدایی خلق ایران در ۱۹ بهمن ماه ۱۳۴۹ از اعماق جنگل سیاهکل در سراسر ایران طنین انداخت و فضای سیاسی را تحت تاثیر جدی خود قرار داد و در همین ارتباط هم راه و روش انقلابیون کوبا, مورد توجه مبارزین جهانی از جمله ایران قرا گرفت و مبارزه مسلحانه به عنوان روشی راهبردی و بخشی از جنبش آزادی بخش جهانی, در برون رفت از حکومت دیکتاتوری پهلوی, بر آمد نمود.و چهره  کاریزماتیک ارنستو چه گوارا نیز در کشور ما, مورد توجه جوانان قرار گرفت.
 
بی مناسبت نیست که تاکید و یاد آوری گردد که ارنستو چگوارا در خاطرات خود نوشته است که: با دیدن سرنگونی دولت "جاکوبو آربنز" در گواتمالا - سال ۱۹۵۴( یعنی یک سال بعد از کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ در ایران ) توسط سازمان سیا به این نتیجه رسید که ایالات متحده یک قدرت امپریالیست است که هر کشوری را که بخواهد آزادانه پیشرفت کند سرنگون می‌سازد. در سال های بعد از واقعه سیاهکل, اغلب محافل دانشجویی و روشنفکری و گروه های فعال  سیاسی که علیه دیکتاتوری حکومت کودتایی مبارزه می کردند, چه گوارا به یکی از چهره های محبوب آن ها تبدیل گردید. و باید گفت که دیگر, کمتر کسی بود که از انقلاب کوبا و چهره های کاسترو و چه گوارا آشنایی نداشته باشد. در اکتبر ۱۹۶۷ که ارنستو گوارا، معروف به «چه»، در جنگل های بولیوی کشته شد، دیگر برای نسل های دهه ۴۰، به اسطوره یی تبدیل شده بود و این نه  فقط در کوبا و آمریکای لاتین, بلکه در سرتاسر دنیا اتفاق افتاده بود. اعدام او در ۳۹ سالگی در روستای والِگرانده فقط به شهرت افسانه یی گوارا افزود. ژان پل سارتر و همسرش سیمون دوبوار در سال ۱۹۶۰ میلادی، به میزبانی ارنستو چگوارا از  کوبا بازدید به عمل آورد. که از این دیادر، در آن زمان مطالب بسیار زیادی در جهان مطبوعات عرضه گردید. او  پس از کشته شدن "چه گوآرا" اظهار داشت: "چه گوارا کامل ترین انسان های عصر ما بود."

آریل دورفمن شاعر و نویسنده شیلیایی می نویسد: انگار قاتلان از مرده " چه" بیشتر از زنده اش می ترسیدند. این ها بخشی از نوشته های او است و به خوبی  نشان می دهد که چه گوارا همچنان به عنوان الگویی برای مردم جهان قابل احترام است.آریل دورفمن به درستی اشاره می کند که حالا قهرمانِ مُرده‌مان, کماکان در خاطره جمعیِ مردمان زنده مانده است. اما نه دقیقاً آن طور که اغلبِ ما انتظارش را داشتیم. "چه" حالا بدل شده به هیبتی که همه‌جا هست. چهره‌اش بر سینه جوانان, بر کوچه و خیابان, در گروه های موسیقی, در گالری های نقاشی, در چایخانه ها, در اعتراض های مطالباتی و امروزه در میان مبارزین حفظ محیط زیست. او مردی برای همه فصول است. این نقش,محو شدنی نیست, این افسانه در همه جا با صدای ما همراه می شود و با ما می ماند. 
 

چه گوارا در سازمان ملل متحد

نقش چه گوارا در نظام تازه تأسیس کوبا به عنوان وزیر صنایع، سفیر و رئیس بانک مرکزی انتخاب شد. در سفر به جماهیر شوروی در سال ۱۹۶۲ به عنوان رئیس هیئت اقتصادی بود. در سال ۱۹۶۳ به نمایندگی از کوبا در کنفرانس اقتصادی در الجزایر حضور داشت و در سال ۱۹۶۴ در کنفرانس تجارت و توسعه ملل متحد در ژنو حضور پیدا کرد. چگوارا در سال ۱۹۶۴ به عنوان نماینده کوبا در مجمع عمومی سازمان ملل متحد در نیویورک حاضر شد و سخنرانی کرد. بخشی از متن سخنرانی او به شرح زیر است:
عرصه سیاست در دنیا بسیار توسعه یافته است اما امپریالیسم آمریکا تلاش دارد تا به مردم جهان تلقین کند که همزیستی مسالمت‌آمیز فقط حق انحصاری ملل قدرتمند جهان است. ایالات متحده همواره در امور آمریکای لاتین به بهانه دفاع از آزادی دخالت می‌کند. کوبا بدون هیچ وابستگی و بدون نیاز به سرمایه گذاران خارجی، آزادانه برای خودش سیاست تعیین می‌کند که بتواند در این مجمع سرافراز بایستد. روزی این مجمع به درجه‌ای می‌رسد تا حقوق برابر برای سیاه پوستان و مردم آمریکای لاتین که در این کشور زندگی می‌کنند را طلب کند. چه گوارا در طی این سخنرانی چند نکته را جهت حفظ صلح در دریای کارائیب مطرح کرد از جمله پایان فشارهای اجتماعی و اقتصادی که از طرف ایالات متحده بر تمامی کشورهای دنیا وارد شده است، پایان دادن به فعالیت‌های خرابکارانه مانند عملیات تروریستی که بوسیله ایالت متحده صورت می‌گیرد و مسلح کردن سازمان‌های جاسوسی و همچنین خاتمه دادن به حملاتی مشابه به حملات دزدان دریایی که از آمریکا نشأت می‌گیرد.
یاد و نامش گرامی باد!
 


افزودن نظر جدید