ایران در کجای جهان قرار گرفته است؟

توافقنامه”برنامه جامع عمل مشترک” معروف به برجام در سال ۲۰۱۵ در آخرین سال ریاست جمهوری باراک اوباما بین ایران و پنج کشور عضو دائمی شورای امنیت و آلمان به امضا رسید. این توافق در آن زمان بهترین امکان را برای طرفین میگشود تا بتوانند بر مشکلات موجود بویژه خطر گسترش سلاح هسته ای پایان دهند. ایران در مقابل برداشتن تحریم هایی که طی دهه های پس از انقلاب و بواسطه های مختلف به کشور تحمیل شده بود تعهد کرد که به تعهدات متمم پیمان عدم گسترش سلاح های هسته ای باز گردد.
متاسفانه این تعهدات از همان آغاز توسط طرف غربی معامله آنچنانچه امید میرفت پی گرفته نشد. رفع تحریم ها گرچه رسما باید مشکلات ایران برای بازگشایی بازار های جهانی و رشد اقتصادی در کشور را تسهیل میکرد، با ملاحظات طرفین، پیشرفتی بسیار بطئی داشت.

۱. در سمت آمریکایی علیرغم قول های داده شده، سخنان متناقض پرزیدنت اوباما و جان کری وزیر امور خارجه به بانکداران اروپایی باعث نوعی عدم اطمینان به آینده شد. ایران که به دلیل ده ها سال تحریم و بویژه تحریم سخت و همراه با جرایم سنگین اندوخته ارزی چندانی در اختیار نداشت نتوانست عملا وارد قرار دادی با صنایع غربی و بویژه آمریکایی شود.
۲. این قرار داد های حجیم نیاز به پرداخت نقد و یا تصمین بانکی داشت و رهبران آمریکایی به بانک ها این اطمینان را نمیدادند که در صورت اجرای یک قرار داد بتوانند طلب خود را وصول کنند، بی آنکه تحت تحریم و جریمه مجدد خزانه داری آمریکا قرار گیرند. مهمترین این قراردادها خرید هواپیماهای بوئینگ از آمریکا و ایرباس از فرانسه بود. ایران تنها توانست سیصد هزار دلار نقشه ساخت و راهنمای تعمیرات هواپیمای ۷۰۷ بوئینگ را از این کمپانی دریافت کند و بقیه قرار داد خرید ده ها هواپیما بعلت عدم صدور مجوز های لازم کوچکترین پیشرفتی پیدانکرد. ایرباس تعداد بسیار معدودی هواپیما را در آخرین روزهای قبل از اعمال تحریم های مجدد به ایران تحویل داد ولی بقیه قرارداد ها لغو شدند.
۳. در طرف ایرانی، ایت الله خامنه ای و سایر تندروان حکومتی که همواره در شیپور دشمنی با غرب دمیده بودند نمیتوانستند به راحتی حرف خود را عوض کنند و انجام معامله با غرب را تایید کنند. احکام آقای خامنه ای در این دوران همچنان بر ناصواب بودن معامله با غرب و عدم اطمینان به غرب بویژه آمریکا پافشاری میکرد و علیرغم همه تلاشها دولت روحانی قادر به پیش بردن اهداف برجام نشد.

۴. متاسفانه رئیس جمهور بعدی ایالات متحده آقای ترامپ توافق را سرانجام در سال ۲۰۱۸ ملغی نمود و برای جلب حمایت اسرائیل و تحت نفوذ لابی آن کشور بر رای دهندگان داخلی تحریم های کمرشکنی را بر ایران تحمیل نمود و در مجموع شرایط به مراتب بدتری نسبت به قبل از برجام را بر ایران تحمیل گردید.
۵. با انتخاب آقای بایدن به ریاست جمهوری آمریکا در نوامبر ۲۰۲۰ پیش بینی و امیدهایی بوجود آمد که شاید بتوان به دوران رابطه برجامی بازگشت. مذاکرات در ماه های پایانی سال ۱۳۹۹ از سر گرفته شد، اما ایران بدلایل حقوقی حاضر نبود با طرف آمریکایی بر سر یک میز بنشیند. به مرور مشخص شد که اصولا دولت بایدن انعطاف اباما و جان کری را در مذاکرات ندارد. و فرصتها برای رسیدن به توافق با دولت روحانی و تحت وزارت خارجه ظریف عملا از دست رفت.
۶. بدنبال انتخاب آقای رئیسی به ریاست جمهوری ایران در سال ۱۴۰۰ بالطبع تغییرات عمده دیگری در آرایش صحنه داخلی پیش آمد و عملا دولت محافظه کاران در ایران تداوم سیکل تغییرات سیاسی متضاد در ایران و آمریکا که در چهل سال گذشته هم تکرار شده است را ادامه داد. متاسفانه همواره دولت های محافظه کار در آمریکا و ایران چرخه های نا متقارنی را ایجاد کرده اند که باعث هرز رفتن امکانات و از دست رفتن فرصت ها شده است. و البته محافظه کاران در دوران موازی حکومت بر دوکشور بر تشدید بحران افزوده اند.
۷. بعد از آغاز بکار دولت رئیسی اما واقعیت میدانی ثابت کرد که شرایط به کل تغییر کرده است و نمیتوان انتظار بازگشت سریع به برجام را داشت.

  • ایران از حدود تعیین شده در برجام برای غنی سازی چه از نظر درصد غلظت و چه از نظر حجم موجودی غنی شده بالای ۳.۵٪ بسیار فرا تر رفته است.
  • تحریم های جدید از سوی آمریکا شدت فشار اقتصادی بر ایران را بسیار بالاتر برده است.
  • ایران بدون تضمین های لازم برای عدم خروج آمریکا و اعضای توافق حاضر نیست مجددا به شرایط قبل باز گردد.
  • کشورهای عربی منطقه فشار خود را بر کشورهای اروپایی و آمریکا قرار داده اند که مساله موشک های دوربرد ایران را بعنوان یک خطر بالفعل باید در مذاکرات مطرح کنند.
  • اقدامات ایذایی ایران در جنگ های نیابتی در منطقه عملا دست عربستان و امارات را برای نشان دادن نقش ایران در تهدید های امنیتی به خاک خودشان باز میگذارد. بویژه که این تهدیدات عملا با موشک ها و پهباد های ساخت ایران صورت گرفته است.
  • لغو تحریم سپاه پاسداران و قرار دادن آن در لیست سازمان های تروریستی بین المللی خواست ایران بود ولی در عین حال جمهوری اسلامی حاضر نشد در مقابل برداشتن این برچسب تعهد دهد که ایران از عملیات منطقه ای خود دست خواهد کشید.

۸. ایالات متحده در دکترین روابط خارجی خود پس از جنگ های عراق و افغانستان و عدم موفقیت در صحنه خاورمیانه از دوران اوباما به خروج نظامی از منطقه خاورمیانه تمایل یافته است.

  • به ویژه انکه اکنون مانند دوران شاه آمریکا ژاندارم قدرتمندی مانند اسرائیل در منطقه دارد که با سرمایه گذاری های ۳۰ میلیارد دلار در سال توانسته عملا جایگزینی برای نیاز به حضور امریکا در منطقه برای حفظ جریان نفت تامین نماید. قرارداد صلح ابراهیم که تنها موفقیت سیاسی ترامپ در چهارسال ریاست جمهوری او بود باعث نزدیکی اعراب به اسرائیل شده و اکنون نیروی نظامی اسرائیل میتواند با سرمایه اعراب عملا جایگزین ارتش آمریکا در تشنجات منطقه ای باشد.
  • برطبق آخرین آمار وابستگی ایالات متحده به نفت خاورمیانه در کل کمتر از ۱۰٪ نیاز داخلی این کشور را تشکیل میدهد.
  • ایالات متحده مدتهاست که خطر چین را برای هژمونی خود بر جهان احساس میکند و از این رو دکترین سیاست خارجی خود را بیشتر معطوف به آسیای شرقی و خاور دور نموده است.
  • ایالات متحده دو موضوع ثابت در دکترین سیاست خارجی خود در خاورمیانه را اخیرا از مرکز توجه حذف کرده است. این دو مساله مورد توجه یعنی ۱-اهمیت حل مساله فلسطین و ۲-اهمیت خطرهسته ای ایران هر دو به سطوح کم اهمیت تری منتقل شده اند.
  • انتقال نقش منطقه ای ناتو به ترکیه که در سوریه و عراق و در آسیای میانه و قفقاز نقش با اهمیت تر نظامی بازی میکند و ارتشی دارد که براحتی میتواند در هر صحنه منطقه ای با توان حمایتی ناتو حضور پیدا کند.
  • در نهایت جنگ اوکرائین بر بازار نفت و گاز عملا تاثیرات مخالف با استراتژی کاربردی دکترین سیاست خارجی ایالات متحده داشته است. این بدین معنی است که جهان و نه لزوما آمریکا نیاز جدیدی به تامین نفت از خاورمیانه پیدا کرده است تا جانشین نفت روسیه نماید که آمریکا و اروپا سعی دارند آنرا پس بزنند.

۹. نتیجه نهایی این تغییرات آنست که واقعیت به جایی رسیده است که رسیدن به توافقی در برجام دیگر هیچ اولویتی برای آمریکا و اروپایی ها ندارد. آنها در مسایل دیگری بشدت مشغول و گرفتارند از عواقب کوید و پاندمی بر اقتصاد جهان تا جنگ اوکرائین و مسائل داخلی ایالات متحده که دولت بایدن را بشدت درگیر کرده است. علاوه بر اینها، دموکرات ها برای انتخابات ماه نوامبر باید به مسئله تورم و گرانی و سایر مسائل بغرنج اقتصاد داخلی بپردازند که در ذهن رای دهندگان ارجحیت دارد.

۱۰. در ایران نیز مشکل معیشت مردم و شورش های روزانه گرسنگان اولویت پیدا کرده است. مردم دیگر از بهبود وضع اقتصادی نا امید شده و عمدتا بدرستی به این باور نزدیک شده اند که مشکل اقتصاد ایران فراتر از برجام است. فساد نهادینه شده و ساختار سیاسی و مراکز قدرت نظامی و امنیتی که همچون اختاپوس بر شریان های اقتصادی کشور چنگ انداخته اند و حمایت های رهبری جمهوری اسلامی از کانال های هرز درآمد ها و دست بالای نظامیان و امنیتی ها در روند اقتصاد و امکانات پولشویی وابستگان این نهادها مانع از پیوستن ایران به پادمان های بین المللی مالی است که ایران حتی پس از برجام باید به آنها بپیوندد تا بتواند به شبکه بانکی جهان وارد شود.
۱۱. در چنین شرایطی بخشی از حاکمیت نزدیک به رهبری نظام مانند آقای سعید جلیلی پیشنهاد خروج از تعهدنامه عدم گسترش سلاح هسته ای (ان پی تی) را داده اند، تا عملا آخرین میخ را به تابوت برجام زده باشند. خروج ایران از (ان پی تی) نه تنها ایران را مجددا مشمول بند ۷ منشور سازمان ملل خواهد کرد، که برای امنیت و صلح در منطقه بسیار خطرناک است، بلکه ادعای ایران برای استفاده صلح آمیز هسته ای را نیز کلا زیر سوال خواهد برد. شواهد تاریخی نشان میدهند که بطور قطع در جریان جنگ عراق اخراج بازرسان آژانس انرژی هسته ای راه آمریکا برای اقدام به یک اشغال نظامی را هموار نمود.  

۱۲. جمهوری اسلامی تحت کنترل عوامل امنیتی-نظامی خود بیش از همیشه به سمت شرق و مراکز قدرت روسیه و چین توجه دارد. گرچه همواره مساله نه شرقی نه غربی و موازنه منفی در سیاست خارجی جمهوری اسلامی نقش عمده داشته است و پدیده تازه ای نیست، اما باید به این نکته نیز توجه داشت که این قشر نظامی از حاکمیت به هرحال به سمتی تمایل دارد که سخت افزارهای مورد نیازش را تامین میکند و همان مکانیزمی که قبل از انقلاب بواسطه نیاز به تجهیزات تسلیحاتی و نظامی رژیم سلطنتی، ایران را بسمت غرب متمایل میکرد امروز برعکس ایران را بسمت شرق و بویژه تسلیحات روسی جذب میکند. تمایل ایران به ماندن در سمت و سوی روسیه در جریان جنگ اوکرائین نیز تاییدی بر این حقیقت است. ساختار اقتصاد جهان نیز دقیقا همین مکانیزم را تعریف میکند که کانسرن های صنایع نظامی هستند که مراودات اقتصادی غیرنظامی را نیز کنترل مینمایند.

نتیجه گیری نهایی


شرایط سیاسی و اقتصادی در آمریکا و اروپا در حال حاضر به نفع ایران نیست و به نظر نمیرسد توافق برجام به هیچ شکلی در اولویت جهان قرار داشته باشد و بالنتیجه تحریم ها و فشار های اقتصادی تا آینده ای غیرقابل پیش بینی همچنان ادامه خواهد یافت. با عنایت به این شرایط مثال فنلاند و سوئد برای ایستادن خارج از منطقه نفوذ دو بلوک جهان در جنگ سرد پیام های خوبی برای رشد و استقلال بدون وابستگی نظامی به بلوک های موجود نشان میدهند. امید به و وابستگی صرف به شرق و فاصله گرفتن بیشتر از غرب سراب و توهمی است که نتیجه ای مطلوب برای ایران نخواهد داشت. بسیاری از صنایع ایرانی هنوز طرح بنیادی و ارجحیت شان بر تکنولوژی و منابع غربی است. گرچه صنایع تکنولوژیک و نگاه آینده نگر چین میتواند برای ایران با منابع معدنی و بویژه امکانات انسانی خوبش تشویق کننده باشد اما باید پذیرفت که چین هم به هیچ وجه تمایلی به مقابله با سیستم اقتصاد بین المللی و ساختار بانکی تحت کنترل و نفوذ امپراطوری مالی مستقر و متمرکز در ایالات متحده ندارد.

حساب بازکردن بر امکانات چین و روسیه برای ایزوله بودن از بازار جهانی خطای غیرقابل جبران جمهوری اسلامی خواهد بود. تولید و صنایع داخلی در مراحل رشد نمیتوانند فقط نگاه به تامین نیاز های داخلی داشته باشند و هر نوع تولید داخلی باید بتواند در بازار های بین المللی مبادله شود و این تعامل نیازمند روابط سالم بانکی با جهان است. فکر خرید و فروش با ریال و روبل و یوان نگاهی ماقبل جهانی شدن است و رشدی را نمیتواند تامین نماید. نباید به کسانی تسلیم شد که از تسلیحات هسته ای بعنوان بازدارنده تمجید میکنند. کره شمالی احتمالا تعدادی بمب اتمی دارد ولی نمیتواند از نیروی انسانی خودش حفاظت کند. سیل عظیم جوانان تحصیلکرده ایرانی که برای فرار از شرایط موجود به پناهندگی در غرب امیدوارند هم تایید این موضوع است که با ایزوله کردن خود جمهوری اسلامی بیش از همیشه نیروی انسانی خود را از دست میدهد. نیرویی که بزرگترین ثروت ایران است اکنون به هرز میرود. عوامل دیگری هم هستند که با هزینه بسیار کمتر میتوانند نتیجه مشابه در بقای کشور، حفظ استقلال و عدم وابستگی داشته باشند. چین با توان اقتصادی خود آمریکا را به زانو درآورده و نه با قدرت نظامی اش و نقش ترکیه در جهان امروز نیز به قدرت اقتصادی اش متکی است نه به نیروی نظامی آن کشور.  فرصت ها را بیش از این نباید از دست داد. توافق با غرب و منطقه برای خانمه تنش ها و نجات کشور از سقوط بیشتر وظیفه عاجل همه نیروهای علاقمند به بهروزی مردم و زحمتکشان ایران است.

 

افزودن نظر جدید