برجام و جنگ اوکراین

 

برجام یا توافق مشترک بین المللی میان کشورهای آمریکا، آلمان، روسیه، چین و انگلیس با جمهوری اسلامی بر سر برنامه هسته ای در سال ۲۰۱٥ میلادی، در شهر وین اتریش منعقد گردید. اهمیت و تاثیرگذاری برجام  بطور مستقیم بر روی اقتصاد و معیشت مردم باعث شد که در سطح جامعه امیدها به رونق اقتصاد مجددا زنده شود. برخی از شرکت های غربی مانند توتال فرانسه و شرکت بوئینگ برای سرمایه گذاری در بازار بی رونق ایران اعلام آمادگی کردند. دولت آقای روحانی ابراز امیدواری کرد که دولت او برجام دوم را هم به سرانجام برساند، کە منظور از برجام دوم چیزی جز باب مذاکره مستقیم با آمریکا و بهبود روابط در چارچوب عرف دیپلماتیک رایج بین دولت ها نبود.

اما قشری که در نظام جمهوری اسلامی از شرایط تحریم ها نهایت بهره را می بردند، از توافق برجام و زمزمه احیاء رابطه با آمریکا احساس خطر کردند شروع به تبلیغات منفی علیه توافق برجام کردە و آنرا بی ارزش جلوه دادند. آیت الله خامنه ای هم بطور علنی و شفاف مخالفت خود در تجدید روابط دیپلماتیک با آمریکا را ابراز نمود. از طرفی دیگر اصولگراها هم به اشکال مختلف در تضعیف دولت روحانی اقدام کردند، و سپاه پاسداران شروع به موشک پرانی و تهدید اسرائیل در شکل نوشتن شعار بر روی موشک ها مبنی بر نابودی دولت اسراییل نمود! حاصل تمام این کارشکنی ها منجر بە این شد که دولت ۴ ساله دوم آقای روحانی به بن بست برسد،  و با سر کار آمدن ترامپ و فسخ یک جانبه قرارداد برجام توسط وی  جمهوری اسلامی وارد فاز جدیدی از تنش با غرب و آمریکا بشود.

بعد از انتخابات دوره سیزدهم ریاست جمهوری که منجر به ریاست جمهوری آقای رئیسی شد، ظاهرا طرح یک دست کردن سه قوای مقننه، مجلس و قوه قضایی محقق گردید. این بار تیم مذاکره کننده جدیدی با ریاست  آقای علی باقری کنی دور جدید مذاکرات برجامی را بعهده گرفت. تا کنون چندین دور مذاکره که آخرین آن در دوحه پایتخت قطر بطور غیرمستقیم با طرف آمریکایی انجام شد، صورت گرفتە که نتایجی از آنها حاصل نگردیدەاست.

در حال حاضر موضوع برجام با جنگ اوکراین گره خورده، زیرا بعد از حمله روسیه به اوکراین اروپا با کمبود سوخت فسیلی و گاز که تامین کننده اصلی آن روسیه می باشد، مواجه گردیدە است. آمریکا هم به ونزوئلا و ایران چراغ سبز نشان داد که کمبود سوخت اروپا را تامین کند، اما جمهوری اسلامی با متحدین استراتژیک خود، یعنی روسیه و چین حساب بزرگتری باز کرده و تاکنون بطور جدی پای مذاکرات ننشسته است. جمهوری اسلامی از بیم فشار تحریم توسط آمریکا و اروپا علیه روسیه، حاضر نیست با ورود به بازار نفت و بالا بردن ظرفیت صادرات نفت به متحد خود روسیه پشت بکند.

از طرف دیگر فشار معیشتی روزافزون بر اقشار فرودست، کارگران، معلمین و بازنشستگان و نیز نارضایتی رو به گسترش مردم باعث شده که جمهوری اسلامی به جای جوابگویی به مطالبات بحق مردم از حربه همیشگی خود به رعب و وحشت و بگیر و ببند روی بیاورد. موج اخیر یورش به فعالین سیاسی، مدنی و حتی سینماگران نشان از بیم حاکمیت از گفتمان رادیکال مسالمت آمیز و بدور از خشونت دارد. جمهوری اسلامی به جای تکیه بر مردم خود، بر اسب رابطە خود با  شرق شرط بندی کرده و تمام تخم مرغهای خود را در سبد شرق گذاشته است، کە این یعنی یک ریسک بزرگ، ریسکی که معلوم نیست عاقبت آن بە کجا می کشد.

چین و حتی روسیه با تمام کشورهای عمده جهان که جمهوری اسلامی با آنها روابط حسنه ندارد، روابط اقتصادی و روابط دیپلماتیک عادی دارند و طبعا بازار بزرگ آن کشورها را برای منافع ملی خود، دور از نظر ندارند. البتە بعد از جنگ اوکراین، وضعیت روسیە متفاوت شد و بە نظر می رسد جمهوری اسلامی روی همین تفاوت سرمایەگذاری غیرعقلانی کردەاست. در آینده نه چندان دور بە احتمال زیاد شاهد نتیجه این سیاست مخاطره آمیز جمهوری اسلامی خواهیم بود، هرچند کە در زمان حال هم وضعیت کشور را بحرانی تر از قبل کردە است.

افزودن نظر جدید