کردستان و انتخابات اخیر در عراق

در عراق انتخابات پارلمانی برگزار شد، و لیستهای مختلف شرکت کننده در این انتخابات توانستند با کسب آرای مختلف به پارلمان این کشور راه پیدا کنند. مقام های کميسيون انتخابات عراق اعلام کرده اند، ائتلاف العراقيه که مجموعه ای از نيروهای سکولار شيعه به همراه سنی ها است، توانسته است ۹۱ کرسی از ۳۲۵ کرسی پارلمان عراق را کسب کند. اين در حالی است که ائتلاف دولت قانون، به رهبری نوری المالکی، نخست وزير عراق، با ۸۹ کرسی در جايگاه دوم قرار دارد. و ائتلاف ملی عراق، مجموعه ای از گروههای مذهبی شيعه به رهبری مجلس اعلای عراق و طرفداران مقتدا صدر، با به دست آوردن ۷۰ کرسی در جايگاه سوم قرار گرفته است. ائتلاف کردها نیز توانسته است با کسب چهل و سه کرسی هفده درصد کرسیهای مجلس را به خود اختصاص دهد.

در رابطه با کردستان آنچه که جالب توجه است تغییر در ترکیب نیروهای راه یافته در میان این کاندیداها به مجلس می باشد. این بار جریان تغییر (رهوتی گۆڕان) به عنوان یک لیست اپوزیسیون و معترض به نوع حکومت داری و سیستم اداره منطقه کردستان توانست به این مجلس راه یابد و با اختصاص کاندیداهایی چند به خود، تغییری در ترکیب نمایندگان کردستان ایجاد کند که قبلا عمدتا از دو حزب عمده کردستان عراق یعنی حزب دمکرات کردستان و اتحادیه میهنی تشکیل شده بود.

کردستان در سالهای اخیر به علت سوء مدیریت در اداره منطقه و نارضایتیهای گسترده در میان مردم ظهور روندی را در میان خود تجربه کرده که به جریان تغییر معروف شده است. این جریان که اداره آن را انوشیروان مصطفی، یکی از اعضای پیشین مرکزیت و رهبری اتحادیه میهنی، به عهده دارد، توانسته در سالهای گذشته با ارائه یک چهره منتقد و ناراضی به وضع موجود به سطح یک نیروی قابل توجه در میان نیروهای سیاسی فرابروید، و برای خودش نفود قابل توجهای کسب کند. اما نفوذ عمده این جریان بیشتر در مناطق تحت نفوذ اتحادیه میهنی قرار دارد، و بنابراین اگر به نتیجه انتخابات توجه کنیم، می بینیم که صعود این جریان بیشتر بر اساس یارگیری از نیروهای معتقد به اتحادیه میهنی بوده است و نه به یمن گرایش رای دهندگان سنتی حزب دمکرات کردستان به آن.

کردستان عراق اکنون مدتهاست که لزوم یک تغییر اساسی در نوع نیروهای شرکت کننده در ساخت قدرت سیاسی را احساس می کند، و خواهان تحولات جدی در این زمینه به نفع خود می باشد. اما متاسفانه نحوه ساخت قدرت که در آن دو حزب عمده از طریق تحت نفوذ قرار دادن اقتصاد و سیستم مدیریتی و امتزاج حزب و دولت توانستهاند آن را به انحصار خود درآورند، راه را بر این تحولات جدی بسته است، و کماکان این دو حزب توانستهاند در انتخاباتهای گوناگون قدرت خود را همچنان حفظ کنند.

جریان تغییر (رهوتی گۆڕان) که خود برآمده از ساخت قدرت و نیروهای شرکت کننده در قدرت می باشد، به یمن همین ریشه خود و امکانات خوب مالی و سیاسی توانسته به عنوان چهرهای معترض برآمد داشته باشند و به نوعی منعکس کنند میل به تغییر در جامعه کنونی کردستان عراق باشند. هرچند که آنان به چنان سهم قاطعی دست نیافتند تا بتوانند آنچه را که خود خواهان آنند و در تبلیغاتهایشان منعکس می کنند، به اجرا برسانند.

ظهور جریان تغییر در کردستان عراق خیلی شبیه به ظهور جریان اصلاح طلبان در ایران و در درون جمهوری اسلامی می باشد. با این فرق فاحش که در ایران تحت نفوذ و حاکمیت جمهوری اسلامی تنوع احزاب وجود ندارد، و لاجرم در هنگام انتخابات این حضور جریان اصلاح طلبان بود که مردم را عمدتا به امید تغییر به پای صندوقهای رای می کشانید. اما در کردستان عراق به علت وجود احزاب مختلف این امکان وجود دارد که مردم از طریق رای دادن به آنها نوع دیگری از حضور احزاب در قدرت سیاسی را تجربه کنند، و از این طریق تغییری در بافت قدرت بوجود بیاورند.

سئوال این است چرا امید برای تغییر در کردستان عراق دارد از طریق جریانهای رفرمیستی نزدیک به قدرت و یا در قدرت ایجاد می شود؟ چرا مردم نمی خواهند و یا نمی توانند به حضور نیروهای سیاسی دیگری که در حکومت نیستند، دل ببندند؟ آیا این ناشی از ضعف اپوزیسیون است، و یا ناشی از ساختار امتزاج حزب و قدرت (پدیده استالینیستی) که سالهاست این منطقه دارد تجربه می کند؟ و یا شاید ناشی از ضعف شدید بافت مدنی جامعه باشد که هنوز نمی تواند از خود چنان استقلالی نشان دهد که به یمن آن بتواند این امتزاج تاریخی را پس براند؟

آیا در منطقهای که در آن احزاب سیاسی دیگر وجود دارند، امید بستن به روند اصلاح طلبی در درون قدرت می تواند جوابگوی امید به تغییرات لازم در جامعه باشد؟

افزودن نظر جدید