دشواری ترسیم سیمای چپ

ترسیم سیمای پایدار چپ در دوران جهانی شدن در جهان غرب و زیر فشار نولیبرالیسم دگرگون و مخدوش شده است. در کشورهای سرمایه‌داری غرب چه تحت مدیریت دولت‌های محافظه‌کار و چه تحت مدیریت دولت‌های  موسوم به سوسیال دموکرات ترسیم این سیما چنان مبهم شده است، که تفاوت این نیروها را فقط در مسایل اجتماعی و آن هم به دشواری می‌توان درک کرد و نه در پرینسیپال‌های اقنصادی. از دهه ۸۰ میلادی که نولیبرال‌ها در غرب حکومت کرده‌اند، سیاست‌های اقتصادی‌شان در دوران دولت‌های محافظه‌کاران مانند تاچر، ریگان و بوش و ترامپ با سیاست‌های متناظر دولت‌های به اصطلاح لیبرال‌ مانند کلینتون، تونی بلر، اوباما و بایدن چندان تفاوت ماهوی با هم ندارد.

دولت‌های رفاه که زمانی در دوران جنگ سرد و برای مقابله با خطر اردوگاه طرفدار سوسیالیسم در غرب بوجود آمده بود، همه به همت همان لیبرال‌های به اصطلاح دموکرات و کارگر در آمریکا، بریتانیا، فرانسه، آلمان و ایتالیا جای خود را به محافظه‌کاران و دموکرات‌های پیرو سیاست‌های نولیبرال سپردند و دوران رویایی سوسیال دموکراسی در اروپا به پایان خود رسید. حتی احزاب کمونیست و سوسیالیست در فرانسه، ایتالیا و پرتغال و اسپانیا نیز همه به لباس زرد در آمدند تا جایی که اکنون در پی‌آمد این چرخش در بسیاری از این کشورها بخش‌هایی از طبقه کارگر با فاصله‌گیری از این احزاب متأسفانه احزاب پوپولیست فاشیست و راست را نماینده خود می‌دانند.

هم اکنون و به دنبال جنگ اوکراین و اشغال آن کشور به وسیله ارتش روسیه، انکشاف دیگری در میان چپ‌ها در اروپا و ایران پیش آمده است. بخشی از مدعیان چپ منافع الیگارش‌‌های روس را به مثابه نمایندگی روی‌کرد ضدامپریالیستی گرفته.‌اند و بخش دیگری رسما به حمایت از ناتو برخاسته‌اند. گروهی خود را محق یافته است که گروه دیگر را عمله پوتین بداند و آن دیگری مخالفین خود را عمله ناتو. جالب‌تر آن‌که در این میان کسانی هم پیدا شده‌اند که بیانیه مشخص سازمان ما در محکومیت جنگ و اشغال اوکراین توسط روسیه و یادداشت‌های متعدد مورد تایید شورای سردبیری کار در این مورد را هم انکار کرده و به بهانه جنگ اوکراین ما را نیز هدف حمله قرار می دهند.

در محیط کنش‌گری‌های سیاسی ایرانی این خدشه و ابهام تحت تاثیر عوامل دیگری از جمله در رابطه با جمهوری اسلامی به سوی نتایج حتی بسیار تاسف‌بارتری مِیل کرده است. نیروها و احزاب سیاسی موجود تمام نیرو و توان خود را فقط در ارتباط با مواضع نسبت به حاکمیت جمهوری اسلامی تعریف می‌کنند، چپ بودن را عملا مترادف برخورد رادیکال صرف در مخالفت با جمهوری اسلامی می‌شمارند و هیچ معیار مشخصی در ارتباط با خواسته‌های طبقاتی و استانداردهای تعیین‌کننده چپ نمی‌یابند. یک تشکیلات سیاسی مدعی چپ که از هر نظر باید در چارچوب استانداردهای جهانی چپ در مورد روابط کار قرار داشته باشد، حتی حاضر نمی‌شود که یک شبکه تبلیغاتی فارسی‌زبان را که متهم به اخراج کارکنان خود به خاطر عضویت در اتحادیه ژورنالیست‌ها و روزنامه‌نگاران بریتانیا بود، محکوم نماید. و توجیه برای خودداری از آن چیست؟ به نظر می‌رسد چون نیاز و تمایل دارند از تریبون آن تلویزیون استفاده کنند. این میکرب متاسفانه فقط مختص آن تشکل سیاسی نیست بلکه جریان‌های کاملا متضاد با آن را هم در همین دام استفاده تبلیغاتی از این شبکه معلوم‌الحال انداخته است.

به عنوان یک تشکل سیاسی چپ  سوسیالیستی، هدف اصلی سازمان ما مشخصا بهبود وضع کارگران و طبقه کار و نیز دیگر زحمتکشان و اقشار محروم‌نگاه‌داشته شده جامعه است و در این راه خود را محدود به هیچ ملاحظه‌ای در میانه راه نمی‌کنیم. ما با کارگران و سایر اقشار زحمتکشان ایران که در میانه میدان مبارزه مدنی‌اند همسو و همراه ایم و از توسل به امکانات ساختاری موجود نیز برای هم‌گامی و هم‌راهی با طبقه کار ابایی نداریم. کارگران متشکل در هر کجا و در هر عرصه‌ای که برای تامین حقوق طبقاتی خود مبارزه می‌کنند، مورد حمایت ما هستند.

چپ سوسیالیستی از یک سو یک نیروی اجتماعی است و هویت و سیمای آن الزاماً با روی‌کردهای تک‌موضوعی سیاسی تعیین و مخدوش نمی‌شود، اما این روی‌کردها نمی‌تواند جلوه‌هایی به خود بگیرد که مبانی هویتی چپ سوسیالیستی را نقض کند.

بخش: 

افزودن نظر جدید

Plain text

  • برچسب‌های HTML مجاز نیستند.
  • خطوط و پاراگراف‌ها بطور خودکار اعمال می‌شوند.
  • آدرس صفحات وب و آدرس‌های پست الکترونیکی بصورت خودکار به پیوند تبدیل می‌شوند.
CAPTCHA
حروف را با خط فارسی و بدون فاصله وارد کنید.
CAPTCHA ی تصویری
کاراکترهای نمایش داده شده در تصویر را بدون فاصله وارد کنید.

دیدگاه‌ها

درود بر رفقای شورای سردبیری، اعلام موضع خوب و همه جانبه نگری نوشته اید.! امیدوارم سازمان بر مبنای تعریف شما این خط را تدوین و پیش ببرد.! این سیاست درست و منطقی زمانی می‌تواند کامل و تکمیل شود، که سیاست گذار از جمهوری اسلامی به یک جمهوری دمکراتیک و سکولار نیز با مولفه های روشنی از طرف سازمان تدوین شود

جناب اقتداری لطفاً بفرمائید: 1- "سوسیالیسم" مد نظر شما چیست و چگونه باید آنرا شناخت؟ 2- "مبانی هویتی" مورد نظر شما کدام است؟ 3- سازمان فدائیان اکثریت دیرزمانیست خود را نه یک سازمان ایدئولوژیک، که یک سازمان برنامه ای معرفی می کند. شما بر چه اساس با نامگذاری سازمان بعنوان "چپ سوسیالیستی" برای آن مفهوم و بار ایدئولوژیک تدارک می بینید؟

۱- برنامه مصوب کنگره چهارده سازمان در جزئیات نوع سوسیالیزم دموکراتیک را تعریف کرده است و من آن را چندی قبل دوباره در نشریه کار بررسی کردم.https://kar-online.com/node/17637

۲- مبانی هویتی ما اگر به پایین همین صفحه و تمام صفحات کار آنلاین مراجعه کنید باور به آزادی، عدالت اجتماعی، سوسیالیسم و دموکراسی است،

۳- رفیق گرامی برنامه راهبردی ما نیز در همین ستون کناری نشریه قابل دسترس است، برنامه کاربردی و مشخص ما برای دوسال آینده هم در حال حاضر در اسناد کنگره ۱۹ منتشر شده و موجود است که پاسخ به سوال شما درباره برنامه ای بودن تشکل ماست. اما شما که خود در این وادی بوده اید بهتر از من میدانید که ادعای غیر ایدئولوژیک بودن عذری به جز پناه بردن به سرمابه داری لیبرال نیست. هر جزبی که شما مورد بررسی قرار دهید میبینید که به هر صورت بر نوعی ایدئولوژی باور دارد، بانک سر کوچه من هم ایدئولوژی غارت پس انداز کنندگان و افزودن سرمایه و افزایش بهره را دنبال میکند. جمهوریخواهان و دموکرات های آمریکایی، توری ها و حزب کارگری های بریتانیا، سوسیال دموکرات ها، چپ ها، سبز ها و ADF های آلمان و همه احزاب دیگر اروپایی کدامشان غیر ایدئولوژیک هستند. برنامه راهبردی ما بعنوان یک تشکل سیاسی نیز بر اساس باور ایدئولوژیک ما پیش برده میشود. ما خواهان جدایی دولت از دین و ایدئولوژی هستیم این بدین معنی است که اگر ما بقدرت برسیم مسلمانان را به دلیل باور مذهبی از کار برکنار نمیکنیم(چه برسد به اعدام) آن سرمایه دار و طرفدار سرمایه داری لیبرال را نیز بر همین منوال با خودشان و با حزبشان برخورد میکنیم. آنها نیز حق دارند در گستره حقوق مدنی و شهروندی شان از باور خود دفاع کنند و وقتی برنده انتخابات شدند ما نیز با آنها در اداره جامعه مبارزه سیویل و مدنی خواهیم داشت.