ذهنیت بخشی از عینیت است

مایی که از سنت مارکسیستی میاییم (و البته نه فقط ما) سالها آموختیم که شرایط عینی پایه و زیر بنا است و شرایط ذهنی حاصل آن و رو بنا. دست کم آنطور که آموختیم بنظر غلط میاید. این البته فقط در عرصه سیاسی نیست، ولی با دانش محدود، نگارنده جرات نمیکند وارد عرصه های دیگر شود.

در سیاست مثالی میآورم نمونه خروار: بارها بخش بزرگی از طبقه کارگر سفیدِ مذکرِ آمریکایی به دنبال پوپولیست های راست، علیرغم شرایط عینی خود و تجربه های بسیار موجود، رفته است. چرا؟ زیرا جا انداختن گفتمان و برداشت معین، هدف جنگ شناختی ای است که در این دوران، به یکی از اصلی ترین عرصه های نبرد سرنوشت ساز تبدیل شده است. ذهنیت من و شما بخشی جدی و فاکتوری تاثیر گذار از عینیت، و در جای خود عینیت ساز هست. به پروپاگاندای این روزها توجه کنید و توان مغز شویی رسانه ای و چند ده میلیونی در غرب را کاملاً حس کنید.

امید که سرعت تحولات و توان یابی نظم ها و رسانه های آلترناتیو، در سیر زمان، از دستگاه مغز شویی جلو خواهد افتاد. ولی به قول یووال حراری، تاریخدان مشهور اسرائیلی، اگر دانش ژنتیک و الگوریتم بتواند روبات شبه انسان بیافریند، نمیدانم جهان و بشریت به کدام سمت خواهد رفت؟!

امروزه روز، سیاست در تمام ساحات آن، هر چه بیشتر به مدیریت برداشت ها نزدیک میشود.

هر روزه به ما ایرانیان گفته میشود که "کشور معمولی" نیستیم و شرایط فعلی و سالهای سال کشور ما بد ترین در عالم و خاص فقط ایران جمهوری اسلامی است. در اینکه هر کشور و تمدن تاریخی از دیگران متفاوت است شکی نیست. اما همه میدانیم که منظور مغز شویی ۲۴ ساعته که روی نزدیکترین ها به ما نیز تأثیر مشهود داشته، منظور پیش گفته نیست. اکثریت این گویندگان و تکرار کنندگان، جهان را در غرب خلاصه کرده و آمریکا را رهبر جهان به اصطلاح آزاد میدانند. از ایشان بپرسیم مصر که از نظر شما "معمولی" است و امارات متحده و عربستان و پاکستان و عراق و ترکیه و افغانستان و جمهوری آذربایجان و ارمنستان و ... کدامشان "معمولی" هستند؟ آیا شرایط کشور ما خیلی بدتر از همه این کشورها است؟

هدف تمام این تبلیغات گوش خراش یک چیز و فقط یک چیز است: تسلیم ایران در مقابل فشار آمریکا و شرکای صهیونیست آن است و لا غیر.

آری ایران ما از خیلی جهات مثبت نیز متفاوت است. ما اولین در آسیا برای جنبش مشروط کردن قدرت بلا منازع سلطنت بوده ایم. جنبش ملی کردن صنعت نفت نیز اولین در منطقه بود و بسیاری رهبران ملی مانند عبدالناصر جنبش ملی و رهبر آن زنده یاد دکتر محمد مصدق را الگوی خود قرار دادند. حزب توده در زمان خود اولین و بزرگترین حزب چپ کل منطقه بود. انقلابی پر حامی تر از انقلاب ۱۳۵۷ در تاریخ نبوده، نه انقلاب فرانسه، نه اکتبر ۱۹۱۷ و نه در هیچ کشور دیگری مشارکت به این وسعت نبوده است. از ۷ کشوری که در برنامه حمله آمریکا بود، تنها کشوری که به قیمت هوشمندانه ترین راهبرد دفاعی دست نخورده ماند، میهن ما است.

متأسفانه حکومتی داریم که تا به حال در سیاست داخلی کمتر نشانی از هوشمندی راهبردی در امر امنیت ملی در مقابل تهدید خارجی، از آن دیده شده است. فساد سیستماتیک، مافیا های اقتصادی، رسانه ای، امنیتی، و نا کارآمدی مزمن، حقیقت جاری در همین میهن شده است.

من به دموکراسی مشارکتی در تمام عرصه ها باور دارم که خیلی گستره وسیعتر و عمیق تری از بهترین مدل لیبرال دموکراسی در تاریخ بشر، که از نزدیک در سوئد تجربه کرده ام، دارد! همچنین به نظرم تغییر دوران و شیفت نظم جهانی در جلوی چشمان ما رژه میرود.

دکتر ظریف در ۵ درس خود که کتاب نیز شد (نظم پسا غربی) می آموزد که زمان گذار دوران از نظم تک قطبی سی و اندی سال اخیر به نظم چند قطبی فرا رسیده است. اینکه اتحاد های منطقه ای در همه جهان رشد میکند، قدرت ها و نیمه قدرت های نوظهور داریم، شیفت قدرت از غرب به سمت اروآسیا در چرخش است. و اضافه میکنم که پر تلاطم ترین دوره، همین دوران گذار هست که در میانه آن قرار داریم، و کشور ما یکی از کانون های این تحول دوران ساز است.

همزمان، با عظیم ترین پروژه ژئو اقتصادی تاریخ انسان تحت نام "یک جاده یک کمربند" (جاده ابریشم قرن ۲۱) مواجه هستیم که کشور ما یکی از چهار راه های اتصال آن است، و هم اکنون با پیوستن آرژانتین به آن، مجموعا ۱۴۰ کشور را شامل میشود.

ایران ما از اوایل این هزاره جایگاه بسیار ارزشمندی داشته که چشمهای بسیاری را به سمت خود گردانیده است. در رابطه ایران با آمریکا و اروپا و متحدان، این همیشه آنها بودند که زیر میز زدند و نه ایران! به نسبت همه کشورهای ریز و درشت منطقه، ایران دست خود را بهتر از همه و بسیار معقولانه تر از همه بازی کرده است. اگر مثل ترکیه یا عربستان و امارات یا پاکستان و یا آذربایجان عمل میکرد، چه ها که گفته نمیشد؟!

گفتمان و برداشت غالب شده، به زور تسلط بلا منازع رسانه ای در 3 دهه اخیر، به قول عامیانه مخ ما را زده است. جز شیادان و عوامل پروژه ها، تمام آنهایی که در رابطه با سوریه و عراق و یمن و لبنان و افغانستان و ... اعتراض دارند، بدون استثنا مبتنی بر تصویر دروغین به جای حقایق است. اینکه سوریه برای سرکوب خشن بشار اسد (که بشدت محکوم است و حتی سفیر اسبق ایران در سوریه هم همان زمان شرح داد) به این روز افتاد و ایران رفته آنجا که زن و بچه های مخالف حکومت را بکشد، دروغ محض و بزرگی است که دائم تکرار میشود.

در طول همین چند هفته اخیر شاهد دو صحنه در منطقه خود بودیم که اهمیت جهانی داشتند و خلاف تمام تبلیغات و بمباران رسانه ای در بین غرب گرایان، نتایج معکوس برای آنها و مثبت برای ما داشت. بایدن به هیچکدام از اهداف اصلی سفرش به خاورمیانه نرسید و برعکس اجلاس تهران با مشارکت پوتین و اردوغان، نه تنها افول غرب به رهبری آمریکا را به وضوح نشان داد، که نشان دیگری بود از گذار به نظم چند قطبی جهانی که یکی از اصول آن منطقه گرایی و ائتلاف های کوتاه یا بلند مدت است. ائتلاف از کشورهای هر چه بیشتر مستقلی که به تدریج از زیر بار زور چند قرن اخیر و روابط نو استعماری در میایند.

اینکه حاصل این روند برای مردم هر کدام از این کشورها و توسعه با هدف رفاه عمومی چه میتواند باشد، حاصل مبارزه طبقاتی و اجتماعی در درون هر کدام از آن کشورها خواهد بود. ولی یک روند با پیشتازی چین در جبهه غیر غربی یا جنوب جهانی هر چه بیشتر در خود آگاه شهروندان بیشتری از گره زمین جا باز میکند—اینکه هدف باید رفاه عمومی و امکان بهره بردن هر چه افزون تر از نعمات کشور برای تک تک آحاد جامعه باشد!

از آنجا که در بطن این روند مقابله با زور برتر و اشتیاق به رهایی و خود گردانی موج میزند؛ و با توجه به آگاهی فزاینده نسل های جوان تر، و همزمان اوج گیری مبارزات گروههای مختلف اجتماعی، بالاخص حقوق بگیران و محرومان، آینده بهتری را میتوان نوید داد.

در این میان، کشور ما سرنوشت ساز ترین سالهای خود در بیش از 2 قرن اخیر را میگذراند. ایران در زمره ستون های نظم جدید در حال شکل گیری جهانی است!!!

به جز اتکا به جنبش مردمی که برای مطالبات خود از پایین مبارزه میکنند، هیچ تحول رادیکال ماندگاری را نمیتوان رقم زد. این درس مبارزات و تحولات دهه ها در اقصی نقاط عالم، از کشورهای سرمایه داری پیشرفته تا کم رشد یافته ترین ها است!

آنچه ما سوسیالیست های حقیقی میخواهیم، اتمام کار مزدی و رفاه عمومی و پاسخ به حقیقی ترین و عمومی ترین نیازهای انسانی است. ما را از بیان حقیقت ابایی نیست. سلاح اصلی یک فعال سیاسی عدالت و آزادی خواهی در کلام است. آنرا هر چه بیشتر و هماهنگ تر بکار بریم تا حریف جنگاوران عرصه شناخت و گفتمان سازی شویم!

شنبه 8 مرداد ۱۴۰۱

Peyman.rouhi@gmail.com

افزودن نظر جدید