اعتراف گیری جواب مطالبات نیست!

سابقه اعترافات اجباری به اندازه عمر چهل ساله جمهوری اسلامی می باشد. بارزترین اعترافات تحت شکنجه روحی و جسمی، مربوط  به سران حزب توده ایران بود که بازتاب وسیعی در آن نیمە اول دهە شصت پیدا کرد و کل جامعه و بخصوص فعالین چپ را در بهت و حیرت فرو برد.

داستان اعتراف گیری فعالان مدنی و سیاسی همچنان ادامه دارد، و اخیرا با موج مبارزه با بی حجابی توسط نیروهای انتظامی و امنیتی رژیم ولایت فقیه در سطح شهرها باعث التهاب و خشم شهروندان شده است. رفتار خشن گشت های ارشاد با مردم و تاکید دولت ریئسی مبنی بر اجرای قاطع 'امر به معروف و نهی از منکر' در بازگذاشتن دست نیروهای انتظامی و گشت ارشاد در بالارفتن تنش در سطح جامعه، روزی نیست که شاهد ضجه های زنانی که بر کف خیابان کشیده می شوند، نباشیم.

رژیم علیرغم اینکه می داند از این روش های خشنونت آمیز نفعی نمی برد، ولی همچنان هر از گاهی مبادرت به این بگیر و ببندها در سطح شهر، معابر عمومی، پارک ها و حتی مترو و اتوبوس می نماید. اخیرا علاوه بر برخوردهای توهین آمیز با زنانی که در مقابل زورگویی های حاکمیت ایستادگی می کنند، اقدام به اعتراف گیری اجباری و نشاندن زنان معترض مقابل دوربین های صدا وسیما می کنند.

سپیده رشنو، از جمله صدها زنان معترض به حجاب اجباری است که نیروهای امنیتی او را با چشمان کبود شده مقابل دوربین آورده و او را مجبور به تکرار گفته های دیکته شده کرده اند. گرچه اکثریت جامعه دیگر به این قبیل نمایشات از پیش ساخته باور ندارند، ولی رژیم از این روش برای شکستن روحیه و شخصیت فرد مورد نظر، ارعاب جامعه و در نهایت راضی کردن پیروان خود استفاده می کند.

خوشبختانه کم نیستند زنان محجبه و حتی رجال دینی که نه تنها با این روشها همراهی نمی کنند، بلکه صدای اعتراض خود را به اشکال گوناگون نشان می دهند، اعتراضی کە جامعه مدنی باید قویا از آن استقبال و دفاع نماید.

روند اعتراضات زحمتکشان برای تغییر وضعیت معیشتی خود، مبارزه زنان برای بدست آوردن حقوق شهروندی و آزادی نوع پوشش، اعتراض معلمین برای بهبود وضع شغلی همه و همه نشان از اعتلای این جنبش مدنی و بدور از خشونت دارد.

در زیر پوست شهر همراهی و همگامی جامعه نشان از آن دارد که مردم اعتماد به نفس خود را که سالها زیر فشار چکمه های این رژیم له شده بود، بتدریج باز می یابند و قدرت با هم بودن را دارند تجربه می کنند.

وظیفه نیروهای چپ، آزادیخواهان، فعالین مدنی و جمهوریخواهان این است که از مبارزه مردم بشکل هماهنگ و متحد پشتیبانی و حمایت کنند.

افزودن نظر جدید

دیدگاه‌ها

با درود و سپاس از متنی که نوشته اید. اما محدود کردن "اعتراف گیری ها" به : " بارزترین اعترافات تحت شکنجه روحی و جسمی، مربوط به به سران حزب توده ایران بود که ..."به نظرم بی مهری است به نام و خاطره همه آن انسانهای آزاده ای که قبل از آن نیز با همین هدف در تلویزیون به نمایش گذاشته شدند. این به هیچ وجه کم ارزش کردن رفقای زنده یاد توده ای نیست، اما فراموش کردن همه عزیزانی است که پس از "اعتراف گیری" های ننگین به جوخه های اعدام سپرده شدند. یاد همگی شان گرامی و ماندگار!