مسببین شکست انقلاب مشروطیّت در ایران

« مسببین شکست انقلاب مشروطیّت در ایران »

رضا پهلوی نه یک رهبر سیاسی، نه یک شخصیت ملی. و نه یک کنشگر سیاسی ست. ایشان می توانند برای خودش حزب بسازند، آلترناتیو خود را داشته باشند، هر چقدر دلشان خواست دروغ بگویند. تا رسانه های دست راستی چون منوتو، ایران اینترنشنال و غیره بیکار ننشینند!! در تقابل، ما و مردم  هم حق داریم که ایشان را نقد و به چالش بکشیم و آلترناتیو خودمان‌ را تبلیغ کنیم. رضا پهلوی تا بحال کوچکترین انتقادی  از پدر و پدربزرگش نکرده است «این بدان معناست که ایشان مدافع سیستم پادشاهی و احیای ساواک در ایران است، تولید و باز تولید جهل و استفاده ابرازی از اسلام در تقابل با کمونیستها و قبضه کردن قدرت درآیندی ممکن به سبک پدر و پدر بزرگش!! اگر ممکن شود که البته من در شک و تردیدم...»

 اگر چه فعالين مشروطیّت با الهام از انقلابات غرب با رویای ایرانی مدرن به استقبال قانون و آزادی رفتند اما این رویا توسط « پدربزرگش ایشان » رضاخان و مهره‌های(سرویس اطلاعات مخفی)«اس‌آی‌اس» (SIS) انگلیس نقش بر آب شد....» رضاخان بعنوان دست نشانده انگليسی‌ها عامل شکست انقلاب مشروطه و با ایجاد  سیستم استبدادی و سرکوب اندک آزادی که توسط انقلاب مشروطیّت بوجود آمده بود، انقلابی که با اعدام آیت‌الله نوری روحانیون را حاشيه‌ی و از دخالت در سیاست دور کرده بود !! دوباره به صحنه سیاست دعوت کرد. چرا که سیاستمداران  انگلسی می دانستند که وجود رضاخان نادان بدون احترام به روحانیون و شریک ساختند آنها در سرکوب لرستان و بختیاری‌ها که مخالف دخالت انگلیسی بودند بدون شیادی روحانیون امکانپذیرنیست. رضاخان  با عملکرد ضد انسانی خود به رشد و باز تولید جهل در ایران کمک کرد که حاصل آن بازگشت فعالیت روحانیون در سیاست و نتیجه آن آیت الله خمینی شد.

با وجود رضاخان روشنفکران از غرب مایوس شدند ریاکاری دولت های اروپای با چشم پوشی از جنایت و کشتار مردم لرستان توسط رضاخان با همکاری و حمایت دولت انگليس پرونده غربگرای را در ایران بسته و جای خود را به فرهنگ خودی و باعث تقویت اسلام سیاسی شد که در آن آل‌احمدها و شریعتیها  رشد یافتند....» بر کناری رضاخان از ریاست پادشاهی توسط یک تلگرام دو خطی دولت انگلیس بعنوان کارمند نالایق مجبور به برکناری شد. رضاخانی که با حمایت و ابتکار دولت انگلیس به پادشاهی ایران رسید بود، برکناریش برای مردم ایران شادی آفرین بود. از اینکه یک جنایکار بعنوان پادشاه ایران، توسط حامیانش برکنار، تحقیر و خار گشته بود. نه تنها شادی آفرین، بلکه جذاب و مردم در خیابان‌ها رقص و پایکوبی می کردند.

رضاخان جدا از قتل عامهای در کردستان و لرستان که مدافع ارزشهای مشروطیّت بودند و سرکوب مبارزین برابری طلب در شمال ایران،  قتل‌عام رجال سیاسی، کشتن  مبارزین با آمپول هوا و یا خفه کردن دستمال جز پرونده سیاه اوست. به همین دلیل خاری او التیام زخمی‌ها‌ی کهنه‌ی شد که او با جاطلبی هایش باعث آن شده‌ بود. با سرنگونی رضاخان دوباره روزنامه های تعطیل  شده شانس انتشار یافتند حزب توده و ده ها احزاب دیگه ظهور کردند. روشنفکران توانستند بیشترین آثار ادبيات دنیا را جهت روشنگری به زبان فارسی ترجمه کنند. تشکلهای بسیار متفاوتی از فعالیت زنان و کارگران، زحتمکشان هرکدام بنوعی فعالیت خود را شروع کردند. رویای ایرانی مدرن و قانونمند به درون ذهنها دو باره راه یافت.

اما انگلیس و آمریکا از رشد فعالیتهای سیاسی در ایران خوشنود نبودند و دست به کودتا زدند و قتل‌عام کردند، و محمد رصا شاه فراری را که کمر بسته امام رضا بود به قدرت برگرداندند، برایش ساواک ساختند، فضای رعب و وحشت راه انداختند و قدرت دولت را یک کاسه کردند. محمدرضا پهلوی بر اثر ترس از تکرار سرنوشت پدرش به روحانیون توجه خارج از حد کرد. از روحانیون خواست تا با کمونیست ها مبارزه کنند، در اختیار روحانیون امکانات گذاشت و مساجد را  سه برابر ساخت. اما سرنوشت جنایکاران غم‌انگیز است و این بار پسر رضاخان توسط دولت آمریکا با فرصت پنچ دقیقه ی از ایران آخراج شد. آیت‌الله خمینی توسط غرب به کاخ جماران راه یافت تا از قویتر شدن کمونیست ها که تبدیل به کابوس دولتهای غربی شده بودند جلوگیری کنند....»

رضاخان روحت شاد، شعاری که توسط جمهوری اسلامی برای انحراف در اعتراضات مردم در رسانه‌های  چون ایران اینترنشنال، منوتو، صدای آمریکا، و رادیو فردا بعنوان خوراک تبلیغاتی استفاده می شود. احزاب راست پرو غرب در صف انتظار، با این امید تا شاید آمریکا آنها را به ایران ببرد، ناتوان و درمانده به شکل ضعیفی موجودیت خود را ادامه می دهند و گاها نیازمند دست بوس و دولاشدن هستند. رتبه اول مماشات و چلوسی را از آن خود کرده اند بدون آنکه بدانند که روی اسب مرده، سرمایه ها خود را گذاشته اند و سودی در کار نیست...

۶ آگوست ۲۰۲۲میلادی  

افزودن نظر جدید