برجام ۲

مفسران پیشرو در آمریکا که زمانی جو بایدن را برای پست ریاست جمهوری آمریکا ستایش و اشتهای او به چند جانبه گرایی را به عنوان مزیت سیاست خارجی او تعریف می کردند، اکنون آشکارا از رئیس جمهور به خاطر رویکرد خاورمیانه اش انتقاد می کنند.  به طور خاص، آنها می گویند عملکرد او یادآور دستور کار دونالد ترامپ رئیس جمهور سابق آمریکا و میراث شکست خورده در منطقه است که خروج فاجعه بار او از توافق هسته ای ایران نشانه ای از آن است، که به طور رسمی برنامه جامع اقدام مشترک  (برجام JCPOA) نامیده می شود.

استدلال این است که بایدن ماه های پایانی قدرت حسن روحانی رئیس جمهور میانه رو سابق ایران را در سال ۲۰۲۱ برای نهایی کردن احیای برجام در حالی که دستیابی به موفقیت قریب الوقوع بود از دست داد و او در حال حاضر از طرح فشار حداکثری  ترامپ تقلید می کند بدون اینکه عزم آمدن به توافق با دولت جدید ایران را نشان دهد. بایدن انعطاف پذیری که برای احیای برجام در حال احتضار مورد نیاز است را نشان نمیدهد و تصمیم او برای اعمال تحریم های جدید بر ایران در حالی که مذاکرات در جریان  بود، بدون شک اشتباهی فاحش است.

هنگامی که برجام برای اولین بار مورد مذاکره قرار گرفت، تیم ایرانی توسط کسی رهبری می شد که تسلط ش بر روابط خارجی و هنر چانه زنی، آشنایی با ظرایف حقوق بین الملل و حضور جذاب او در رسانه های جهانی شتابی را به همراه داشت که برای دستیابی به موفقیت توافق هسته ای مساعد بود. محمدجواد ظریف، وزیر امور خارجه سابق ایران، نه تنها در مورد برجام برای ایران مذاکره کرد بلکه آن را به یک تشکیلات محافظه کار در خانه فروخت و از آن در سراسر جهان طرفداری کرد. به این ترتیب، به استثنای چند مخالف معلوم در خلیج فارس و اسرائیل، جامعه بین المللی در اجماع بود که این یک نمایش موفق دیپلماسی است.

ظریف البته بی عیب و نقص نبود و روابط عمومی بی دریغ او برای دولت ایران در نظر آن دسته از ایرانیانی که حس می کردند او به عنوان سخنگوی رژیم عمل می کند، نه صدای مردم، هزینه خود را بر وی تحمیل کرد. اما او یک دیپلمات باسابقه در مسئولیت هایش بود که از مشروعیت جهانی برخوردار بود و حتی تأیید هنری کیسینجر وزیر امور خارجه سابق آمریکا که زمانی او را «دشمن محترم» می نامید را کسب کرد.

اکنون سرنوشت این معامله در دست یک تیم دیپلماتیک بی تجربه ایران است که از روز اول با برجام به عنوان یک توافق شکننده و نشانه تسلیم دولت «لیبرال» روحانی به غرب مخالفت کرد. تیم مذاکره کننده، به رهبری دیپلمات فوق محافظه کار علی باقری کنی است کسی که خصومت صریح با برجام دارد بطوریکه حتی از آوردن نام آن خودداری می کند و در عوض از آن به عنوان «توافق سال ۲۰۱۵» نام می برد. وی و تیم همراهش این فرصت را بعنوان اهرمی میبیند تا در اتاق مذاکره با قدرت های جهانی "امتیازاتی را که دولت روحانی در معامله اصلی از دست داده است"، پس بگیرد.

اما علیرغم تاکید ایران بر خروج سپاه پاسداران انقلاب اسلامی از لیست تحریم ها که عملا بر اساس تمام نظرها میخ تابوت برجام را چنان زد که هیچ دولتی بعد از ترامپ قادر نیست آن را بشکند، گیر اصلی در ايران هنوز بر عدم تامين تضمين های دولت بايدن است. آنچه وسیله ترامپ با یک امضای او بر سر برجام آمد، به حق باعث شده است که هیچ کس نتواند بر روی امضای یک رئیس جمهور ایالات متحده حساب کند که بتواند یک توافق پایدار را تضمین نماید. چه تضمینی می تواند وجود داشته باشد که رئیس جمهوری بعدی آمریکا نیز با یک امضا دوباره اين  معامله را باطل نکند. این علی رغم واقعیتی است که مذاکره کنندگان آمریکایی از همان ابتدای  این دوره از گفتگوها به طرف ایرانی توضیح می دهند که تعهد قانونی قابل اجرا از طرف دولت آمریکا بدون تضمین است، چرا که دولت بایدن به سادگی نمی تواند یک رئیس جمهور یا کنگره آینده آمریکا را مجبور به پیروی از یک معامله یا پیمان به طور نامحدود کند. ایران نمی خواهد قبول کند که غیرممکن بودن تضمین، بخشی از نظام سیاسی و حقوقی آمریکاست. این نکته ایست که تفاوت نتیجه کارکرد تیم ظریف و تیم امیرعبداللهیان را توضیح میدهد.

ظریف به دلیل تجربه خود در سازمان ملل و تحصیل و زندگی در آمریکا به این نتیجه بلافاصله رسیده بود که میتواند بهترین بدیل مذاکره را تامین نماید ولی ادامه و پایداری توافق به رفتار دو طرف وابسته است. این به چه معنی است؟ تضمین پایداری برجام متکی به اصلاح رفتار جمهوری اسلامی و از همه مهمتر باز بودن بازار ایران به تولیدگران و سرمایه گذاری های خارجی بود. استفاده از فرصت ها و ساختن پل های اعتماد در زمان و دوران اولیه پس از توافق برای تامین بقای آن ضرورت قطعی بود و دولت روحانی با حمایت بخشی از شبکه قدرت امید داشت که میتواند این تمایل را به غربی ها و بویژه آمریکا نشان دهد. مشکل بلافاصله پس از امضای برجام اما در ایران شروع شد. آقای خامنه ای با سخنان شداد و غلاظ و اعلام عدم رخصت به آمریکایی ها برای استفاده از این فرصت مانع از ایجاد یک نیروی پشتیبانی در بازار آمریکا شد، بطوریکه کمپانی های بزرگ که قبلا در ایران پایگاه و رابطه تولیدی نیز داشتند جرئت نکردند که به سرمایه گذاری در ایران فکر کنند. نتیجه مداخله بخش قدرت سخت در جمهوری اسلامی آن شد که آقای ترامپ بدون آنکه با هیچ مقاومتی در داخل روبرو شود توانست کارنامه برجام را ببندد و به اصطلاح آن را به فرجام نرسیده پاره کند.

کسانی که در ایران پس از کنار رفتن ترامپ از برجام در ماه مه ۲۰۱۸ احساس میکنند که آمریکا آنها را فریب داده و از پشت خنجر خورده اند، طبیعتا به درستی در تردید در مورد بقای این معامله فراتر از دوران زمامداری بایدن هستند و یا امیدوارند که با کش دادن این چانه زنی قادر به دریافت تضمین هایی که الزام آور خواهد بود، باشند. اما در پشت پرده ی هر نوع توافق بین ایران و آمریکا  هر تضمینی که به فرض داده شود نیز بدون تصویر روابط  پایدار بین دو کشور عملا قابل اتکا نخواهد بود. 

باقری کنی مذاکره کننده ارشد ایران به بی کفایتی های دیپلماتیک خود شهرت دارد و به عنوان یک ایدئولوگ دیده می شود که در دانشگاه محافظه کار امام صادق تحصیل کرده بود و همچنین سابقه دیپلماسی بین المللی بی نتیجه ای دارد. باقری کنی بخشی از تیمی بود که بین سال های ۲۰۰۷ تا ۲۰۱۳ تحت مدیریت سعید جلیلی به مذاکرات هسته ای پراکنده با اتحادیه اروپا پرداخت که با شکست به پایان رسید و مقدمه معرفی شش قطعنامه شورای امنیت علیه ایران بر اساس فصل هفتم منشور سازمان ملل متحد بود  .

همان طور که او در آن سال های تشنج آمیز دوره احمدی نژاد انجام داد، باقری کنی همچنان به وسواس در مورد محل گفتگوها ادامه می دهد. به عنوان مثال، در ۲ ژوئن، کمی قبل از مذاکرات دوحه، او به  اسلو نروژ سفر کرد، در آنچه که او ادعا می کرد تلاشی برای حرکت احیای  برجام به جلو است.  این انتخاب برای ناظران بیشتر شبیه یک معما بود که با توجه به اینکه نروژ هیچ ارتباطی با برجام ندارد چرا او این سفر را انجام داد. و شاهد بودیم که مذاکرات در دوحه قطر نیز بهتر از مذاکرات در وین نبود. علاوه بر این، ناظران بر عدم مسلط بودن او به زبان انگلیسی نیز به عنوان مانعی برای ارتباط معنی دار با دیگر مذاکره کنندگان که قرار است با آنها به درک مشترک در مورد دقیق بودن کلمات و جزئیات فنی برسد، استناد می کنند. 

مساله غیرقابل انکار اما آنست که جمهوری اسلامی ایران از برداشتن کوچکترین گامها نیز برای تامین اعتماد و جلب سرمایه خارجی خودداری کرده است. بی سامانی اقتصادی و بی در و پیکر بودن سوء استفاده ها در صورت لغو کامل تحریم ها نیز نمیتواند سرمایه گذاری خارجی را جلب کند. مقاومت مسئولین دولتی تحت حمایت آقای خامنه ای مانع از پذیرش تعهد نامه عدم پولشویی و مبادلات غیر شفاف ارزی FATF شده است. نتیجه آنکه علیرغم ادعاهای دولت رئیسی پذیرش ایران به اتحادیه های مالی-امنیتی شانگهای و بریکس نیز عملا زیر سوال خواهند بود. طرفهای عضو این پیمان ها همه در سیستم بین المللی بانکی حضور دارند و غیر ممکن است بتوانند در مبادلات خود با یک کشور که از پذیرش بدیهی ترین مبانی بین المللی پولی سر باز میزند، وارد معامله بانکی بشوند.

جمهوری اسلامی در تمام چهل و چند سال گذشته سعی نموده با اتکا به نیاز جهان به منابع نفتی و میعانات گازی که در اختیار دارد از تشنجات بین المللی و درگیری های همیشگی بین ابرقدرت ها استفاده کند و به رفتار خود چه در خارج از مرزها و چه در درون خاک خود ادامه دهد. اکنون هم تضاد بین آمریکا و روسیه از یک سو و آمریکا و چین از سوی دیگر این وسوسه را بوجود آورده است که شاید بتواند پذیرفتن برجام و بازگشت به نظارت پادمانی آژانس را باز هم به عقب بیاندازد. از دو حال خارج نیست یا برنامه هسته ای ایران صلح آمیز است و یا نیست. اگر صلح آمیز است نظارت آژانس هیچ مانعی بر سر راه ایران نخواهد داشت و بازگشت به محدودیت های برجامی نیز مانع توسعه برنامه صلح آمیز نخواهد بود. اگر هم پشت برنامه هسته ای ایران اهداف نظامی وجود داشته باشد، علیرغم آنکه وجود اسرائیل هسته ای و هند و پاکستان هسته ای در منطقه نزدیک بما به الفطره خطر نابودی از یک جنگ هسته ای را تشدید کرده است، هیچ یک از اعضای کلاب هسته ای در بریکس و شانگهای (روسیه، چین، هند و پاکستان) توسعه بیشتر این سلاح مرگبار را در منطقه تحمل نخواهند کرد. بنابرین ایران نمیتواند از این مانور برای تثبیت یک برنامه نظامی استفاده کند.

مساله مهمتر اما آنست که مشکلات اقتصادی و مالی کشور به دلایل پیش گفته به سادگی با توافق برجام اگر هم امضا شود قابل حل نیست، تا زمانیکه نظام حاکم به ضرورت بازگشت به استاندارد های پذیرفته شده بین المللی اذعان نکند و از فرصت های موجود برای رسیدن به درک مشترک با جهان نرسد، برجام و برداشتن تحریم ها نیز نمیتواند حلال این مشکلات باشد. همانگونه که امیرآبادی فراهانی نماینده قم در مجلس در گزارشی به خبرگزاری دانشجویان ایسنا اذعان کرده است مشکلاتی که امروز صنایع با آن درگیر هستند و مرتبط به مشکلات برجامی است، نزدیک به ۱۰ تا ۱۵ درصد بیشتر نیست. امیرآبادی فراهانی میافزاید: سپاه پاسداران چالش اصلی مذاکرات نیست و اصلا به عنوان چالش نمی توان از آن نام برد و بزرگترین مسئله پیش رو ضمانت جهت انجام تعهدات می‌باشد. در این عرصه همچنین پیشنهاد هایی مثل آغاز توافق از ۱۳۵ روز بعد از امضا که به آبان ماه  و زمان‌ انتخابات کنگره خواهد رفت و بحث ضمانت یکساله که ایران می خواهد ۲ ساله بشود مطرح است.

شورای سردبیری کار آنلاین
یکشنبه ۲۳ مرداد ۱۴۰۱


 

 

افزودن نظر جدید