در مرگ غم انگیز مهسا

مهسا امینی دختر جوان سقزی در جریان ارشاد به رعایت حجاب اسلامی در تهران ، جان باخت. خبر این واقعه ی دردناک  این بار نه تنها در رسانه های اپوزیسیون داخل و خارج ، بلکه در اکثر مطبوعات و رسانه های رسمی کشور بازتاب یافت. این نشان از رشد جامعه دارد. جامعه ای که در دهه های پس از انقلاب به بسیاری از رویدادهای مشابه و حتی اعدام ها و ترورهای دولتی و غیر دولتی کم اعتنا بود. حساسیت جامعه، واکنش مسئولان طراز اول کشور را نیز برانگیخت و دستور رسیدگی به موضوع از طرف ریاست جمهوری صادر شد.

همه ی آنچه در ۴۸ ساعت گذشته پیرامون مرگ غم انگیز مهسا امینی در کشور ما پیش آمد، نشان از بازگشت ناپذیری روندی دارد که در جامعه جاری است. روند دفاع از حقوق شهروندی و آزادی های فردی. روند آگاهی و مطالبه. روند آگاهی به ضرورت احترام متقابل دولت و ملت، و اکثریت و اقلیت به حقوق همدیگر. ایران کشور پهناوری است با ادیان و آیین ها و سنت ها و فرهنگ های متفاوت. اگر اکثریت ایرانیان باورمند به اسلام شیعی هستند، گروه های بزرگی از  باورمندان به ادیان دیگر و عده ای ناباور دینی هم از مردمان همین کشورند. احترام متقابل میان این گروه های بزرگ ایرانی، از شرایط جدی حفظ امنیت ملی در داخل کشور است. حساسیت جامعه در مورد رویداد اخیر نشان داد که کسب موفقیت های دولت در عرصه ی بین المللی، مادام که با رضایت اکثریت قاطع مردم کشور در امور زندگی عادی، توأم نباشد، تأمین و حفظ امنیت ملی دچار دشواری خواهد بود و می تواند حتی ناممکن باشد.

از جنبه های تاریخی موضوع هم که به صحنه بنگریم، قطع روندها ی طبیعی زندگی در جامعه ، موجب رشد ناهنجاری و تشتت و انباشت خشم در میان ملت می شود. تحمیل بی حجابی و یا حجاب به جامعه در دو بُرهه از تاریخ ایران ، قطع روند طبیعی شیوه ی زندگی مردم ایران بوده است. در حالی که رشد روندهای طبیعی در امر حجاب در بسیاری از کشورهای مسلمان منطقه ، حجاب اسلامی را به عرف جامعه بدل کرده که بنا به علاقه و تمایل و انتخاب فردی به آن عمل می شود. هر چند که بخشی از سرمایه داری این کشورها از راه ارائه ی مدل های مختلف حجاب، سودهای نجومی به جیب می زنند، اما بسیاری از دولت های شیعی در تبدیل حجاب به اجبار جامعه مداخله ی جدی ندارند.

امروز دیگر کمتر ایرانی است که نداند، در قانون اساسی جمهوری اسلامیِ مُلهم از انقلاب ۱۳۵۷، حجاب اسلامی گنجانده نشده و تنها یک دستورالعمل حکومتی، بوده است. آنچه در قانون اساسیِ برخاسته از انقلاب می خوانیم عمدتاً تجلی خواست های اصلی انقلاب ناظر بر استقلال، آزادی ، عدالت و جمهوریت بوده است و بس. مخدوش و یا پایمال کردن حقوق و آزادی های فردی شهروندان ایرانی، نقض قانون و زیر پا گذاشتن یکی از خواست های اصلی انقلاب دایر بر آزادی است. این یک بد عهدی از طرف مسئولان حکومتی و مجریان قانون نیز به حساب می آید که به ویژه در روزهای اربعین حسینی که سمبل وفای به عهد شیعیان است، ظهور و بروز پیدا می کند.

پس از درگذشت مهسا امینی، خبرگزاری های رسمی کشور فیلم دوربین های مدار بسته ای را علنی کرده و اعلام نمودند که علت مرگ این دختر جوان در دست بررسی است. این ادعا بر انتظار جامعه از مسئولان کشور و مطالبه ی آن ها جهت اقدامی همه جانبه، جدی و مؤثر در بررسی جوانب موضوع و شناساندن علل و عوامل این واقعه ی تکان دهنده، می افزاید.  به جز آن به شکاف بیش از پیش میان ملت و حکومت خواهد انجامید که در این برهه ی حساس کشور نه به سود ملت و مملکت است و نه به سود دولت و حکومت.    

افزودن نظر جدید