مدعیان دروغین اخلاق، و مسئلە حجاب

سالهاست جمهوری اسلامی، و در واقع از همان بدو پیدایش آن، مسئلە حجاب را با الفاظ بشدت اخلاقی مانند 'حرمت زن'، 'پاکدامنی'، نجابت'، 'مصونیت زن' و 'پیشگیری از تحریکات شهوانی' و غیرە کە ظاهرا بنیان اسلامی دارند و اما در واقع ندارند، بر زنان تحمیل کردەاست. یعنی در واقع از همان ابتداء حکم و نظر بر آن بود کە زنان بشیوە خودبخود 'خود حرمت شکن'، 'آلودە'، 'نانجیب'، 'دریدە' و 'شهوتران' و هستند و بنابراین باید حجاب داشتەباشند تا بر این خصایص ناپسند خود فائق آیند. و کیست این احکام را صادر می کند، البتە همانا مردان و یا آفریدگاری بود از لحاظ جنسی 'مرد' کە آن را روا می دارد! بە این ترتیب میان اخلاق و لباس ارتباط مستقیم برقرار می شود، و آنی کە لباس مورد نظر آقایان را بر تن نداشتەباشد فاسد و غیراخلاقیست!

فارغ از اینکە کە اصل چنین نگرشی در خود متناقض است، زیرا کە بر اساس یک دید انسانی، هر انسانی خود بهترین حافظ شخصیت و نجابت خود مفروض می شود، و اگر این خصیصە بشیوە فردی در او وجود نداشتەباشد، هیچ حکمی، حتی از جنس الهی آن هم نمی تواند شخصیت و نجابت را در او ایجاد و یا حفظ کند، جمهوری اسلامی با حس خودقیمومیتی و بە نام همین الفاظ هر روزە بە ساحت زنان تجاوز می کند و حرمت و شخصیت آنان را بدون هیچ واهمەای می شکند. و این حرمت شکنی آنگاە بشکل خشن و بسیار صریح خود را نشان می دهد کە با ارسال گشتهای ارشادی و با زور عریان، کە هیچ حد و مرزی در برخورد خشن با خانمها نمی شناسد، بە نام اخلاق و اسلام حرمت و شخصیت آنان را هر روزە مورد تجاوز و تعدی قرار می دهد.

کم نیستند تصاویری کە از برخورد فیزیکی مردان حافظ اخلاقی حکایت می کنند کە چگونە با تجاوز بە ساحت فردی ـ فیزیکی خانمها و لمس تن آنها بدون اجازە خود این خانمها، در فضای عمومی، آنان را تحقیر و بشدت آزار می دهند. و این حکایت آن مردمانی است کە هر روزە از اخلاق می گویند، و گویا اخلاقی ترین آدمهای روی کرە زمین هستند، اما خود بە واقع ظاهر بی اخلاقترین و خشن ترین آدمها ظاهر می شوند.

زمانی از نویسندەای پرسیدند کە شما خیلی خوب شجاعت را توصیف می کنی، و این قدرت وصف را از کجا آوردەای؟ نویسندە در جواب می گوید هر کسی آنی را کە ندارد بهتر از آنی کە دارد وصف می کند! و حال این حکایت رژیمی است کە خود بی اخلاقترین رژیمهاست، اما از هر کس دیگری زبان درازتر و مدعی تر در مورد مسائل اخلاقیست.

اما این بار با قتل ژینا امینی، دختر کرد کە ناجوانمردانە مورد تهاجم اخلاق گرایان دروغین جمهوری اسلامی قرارگرفت آش چنان شور شد کە دهان خود آشپز را هم سوزانید!
جمهوری اسلامی اما این بار بە بد جائی دست انداخت! این بار دیگر کاملا فرق داشت. این بار نە بحث گرانی بنزین بود، نە کمبود آب و نە تقلب در انتخابات. این بار او بە نام ناموس بە جان ناموس مردم افتاد و موجبات خشم بی سابقە مردم را علیە خود فراهم آورد. این بار مردم بدرستی آن چیزی را کە در فرهنگ خود ناموس می خوانند بە جدی توسط گزمگان سرکوبگر در خطر دیدند و علیە آن قیام کردند. قیامی کە مظهر توانمند اتحاد ملی در تقابل با سرکوبگران بود.

دیگر رژیم باید فهمیدەباشد کە درافتادن با مردم در این حوزە شوخی بردار نیست، و نمی توان بیشتر از خود آنها مدعی حامی ناموس و حرمت آنها باشد.سالهاست جمهوری اسلامی تحت نام اسلام در زندگی خصوصی آدمها بیشرمانە دخالت می کند، اما شاید بدترین دخالت در همین حوزە، زنان و پوشش آنان باشد کە جامعە ایران را بشدت بە قهقرا بردە و یک سیمای کاملا قرون وسطائی بە آن بخشیدەاست.

دست گزمگان سرکوبگر از زنان و حوزە خصوصی انسانها کوتاە!
بە امید آنکە رزم زنان و مردان آزادیخواە و حق طلب این مرز و بوم نهایتا بتواند بە پیروزی رسیدە، و مدعیان دروغین اخلاق را یک بار برای همیشە از تجاوز بە حقوق زنان و انسانهای ستمدیدە این مرز و دیار بە عقب براند.

بخش: 

افزودن نظر جدید