لازمه موفقیت خیزش طرح مطالبات مدنی است.

 
خیزش اعتراضی سالجاری با وجود تغییر در شکل و ابعاد، وارد۳ ماهگی خود شده است که در صورت تداوم آن، به حال طرفین درگیر مفید نیست، بدون تردید استمرار درازمدتش در هردو سوی میدان، یعنی حاکمیت مستقر و خیزش کنندگان معترض، ساده و راحت نخواهد بود؛ زیرا برای طرفین هزینه بردار است. در مورد خیزش اعتراضی، دوستان هموند و غیرهموند به حد کافی و بیشتر در مورد منشاء خیزش اعتراضی و کمتر فرجام آن سخن ها گفته و تحلیل ها نوشته اند. در مورد سطح، گستره و آینده خیزش مزبور که عمدتا بخاطر گرانی، تورم، بیکاری، فقدان آزادی های فردی و اجتماعی به موازات ناکارآمدی حاکمیت صورت گرفته، گفتنی های لازم را اعلام و به اشتراک گذاشته اند، هرچند هنوز در ارتباط با پهنای گستره خیزش اعتراضی و ارتقا سطح آن، دارای نقطه نظرات مختلف و متقابل می باشند.

تداوم خیزش تا به امروز نشان از آن دارد، سطح خشم مردم معترض از جمهوری اسلامی به حدی بالا رفته که شاید باعث متوهم ساختن آنها شده، تا برداشت غلطی را رقم زند، چون بیرون از چالش بین معترضین وحاکمیت، اضلاع دیگری هست که هم حاکمیت و هم خیزش معترضین را به سمت شرایط خاص بنیان برافکنانه سوق می دهد. نمی شود منکر شد که ماههاست همگی شاهد رسوخ و نفوذ تحریکات ایذائی به خیزش اعتراضی هستیم، نفوذی که از سویه جریان براندازو تجزیه طلبان با فرصت طلبی به قصد سوء استفاده از حرکت خیزش
اعتراضی حمایت غرض ورزانه می کنند و با وقاحت تمام، خودنماینده خوانده شده و به نیابت از مردم معترض سخن گفته و می گویند، سخنانی که در صدد قلب واقعیت به منظور حقنه کردن تمنیات سیاسی خود حرکت می کند، و همه روزه در سطح وسیع، اقدام به تلاش های مخرب می کنند، چنانچه مصرانه سینه چاک می کنند که خیزش مردم به تنها چیزی که احتیاج دارد، فروپاشاندن حاکمیت مستقر است، ولی نمی دانند حاکمیتی که هنوز در فاز خوف سیاسی قرار نگرفته و خیزش معترضانه ای که فعلا از توان لازم و پتانسیل کافی برای فروپاشاندن حاکمیت مستقر برخوردار نشده است و اگر هم برخوردار شود، زمانه، زمانه تغییر به منظور ارتقا است، چون عصر انقلاب های هزاره دومی به سر آمده است. از سوی دیگر مشخص نیست، اینان براساس کدام فاکت و نشانه های عینی چنین ادعای واهی را اعلام می کنند و درصدد تزریق آن به رگ و جوارح خیزش هستند، اینان با تکیه بر ادعاهایی ساده لوحانه ولی مغرضانه بر امری محال اصرار عنودانه می ورزند؛ امر محالی تا خیزش مطالبه خواه را از مسیر مطالبه محور خارج تا تیغ خشونت و سرکوب حاکمیت را تیز کند.

از آنجا که واقعیت ها تغییرناپذیرند و واقعیت دارند، نمی شود آنها را نادیده گرفت. واقعیت موجود حاکی از چیست؟ بدین خاطر خیزش کنونی باید مشخص کند که آیا تاثیرات به جا مانده از اعتراضات ۳ ماهه خیزش، به پتانسیلی در چنان سطح و میزانی رسیده که مسیر تحقق مطالبات سالم و سازنده را تضمین نموده، بدون اینکه باعث بالابردن هزینه آن شود. موضوع دیگر این است، آیا خیزش اعتراضی کنونی چنان توانمند شده تا در گرداب جریانات برانداز واپسگرا و ایران بربادده گرفتار نگردد، چنانچه گرفتار شود، بلادرنگ به خدمت
تحریکات آرزومندانه سلطنت طلبان و مجاهدین مریم رجوی و تجزیه طلبان درمی آید.

اگر به نتایج موثر اعتراضات متجلی در خیزش توجه نشود، اولین آسیبی که به جا می گذارد، کاهش توان خیزش است که از پایگاه اجتماعی خیزش خواهدکاست، همچنین تداوم خیزش در کالبد هیجانی، می تواند از خیابان بستر مناسب برای تجزیه و تکه تکه کردن ایران بسازد. پس منادیان خیزش اعتراضی نباید چشم خود را بر جنبه نیابتی شدن حرکت خود ببندند تا مسبب تقویت ریشه ی نیابتی شدن از بطن خیزش شوند. در آینده بینی خیزش اعتراضی فارغ از آرزوهای اراده گرایانه می توان چالش بین حاکمیت و معترضین را تاحدود زیادی پایان یافته دانست؟ پاسخ پرسش می تواند هم آره و هم نه باشد، می شود متصور شد اگر حاکمیت به مطالبات اعتراض کنندگان مطالبه خواه گوش نسپارد و منبعد چون ماههای گذشته به تقابل با آنها برخیزد، در چنین وضعیتی مسئولیت ملی و تاریخی خیزش اعتراضی مسالمت جو چیست؟ آیا اینان نیز به تبع کنش سرکوبگرانه و بازدارنده حاکمیت، باید دست به واکنش متقابل بزنند؟ براستی این سوال مهم را چگونه باید پاسخ داد؟

ارزیابی خیزش نشان می دهد، از آغاز خیزش در کشور، تاکنون حاکمیت و مردم معترض سناریویی برای پایان دادن به اعتراضات ارائه نکرده اند تا مانع تداوم اعتراضات و سرکوب آن توسط حاکمیت شده و باعث شعله ورتر کردن خیزش اعتراضی توسط براندازان و تجزیه طلبان نگردند. می گویند پایان هر رویدادی با همه تداوم آن امری قطعی ست. پس باید برای پایان بخشیدن وضعیت کنونی به چاره جوئی برخاست تا راه خروج از وضعیت بحرانی را پیدا کرد. باید تاکید کرد که هیچیک از دول خارجی و حتی اپوزوسیون برانداز
تجزیه طلب نمی توانند، منادی ارائه راهکار در خدمت اعتراضات باشند، بلکه حمایت آنان به قصد بهره برداری سیاسی در راستای مطامع سیاسی خود بوده که تحت لوای حمایت از خیزش معترضین وارد گود شده اند. اگر غفلت کنیم و هیجانات سیاسی و شتابزده گی خیزش معترضین مهار نشود، احتمال بسیار می رود که چون خون به خون شستن محال آید، هرگونه واکنش هیجانی خیزش کنندگان در برابر کنش حتی خشن حاکمیت، مسیر خیزش را به چند راهه آشوب کور، میدان دادن به براندازان تجزیه طلب و نهایتا به جنگ داخلی بکشاند.
باوجود اینکه گفتمان براندازی برای اعمال هژمونی بر خیزش طرفدار چندانی ندارد و فعلا زمینه اجرایی شدن موجود نیست، اما ایجاد راهبند بازدارنده در برابر آنها ضرورت تاریخی است.

در نتیجه واکنش هیجانی خیزش کنندگان در برابر کنش سختگیرانه و خشن حاکمیت، چاره ساز و نتیجه بخش نخواهد بود، پس چه باید کرد؟ کاری جز این نمی تواند باشد که باید به دنبال یافتن پاسخ معقولانه و اتخاذ تدبیر موثر در خدمت دستیابی به یک یا چندمطالبه رفت، پاسخی که بایستی خیزش اعتراضی اخیر، از مجرای مبارزات مدنی نتیجه گرا گذر کند. در شرایطی که خیزش اعتراضی کشور را درگیر بحران اعتماد و مشروعیت نموده، به گونه ای یکی به دنبال بقا ایران و دیگری در پی فنای میهن است. بنابراین باید مانع سخن گفتن با هدف غالب کردن خشونت محوری در هر دو سوی میدان شد، باید گفت بخشی از معترضین بدون توجه به رفتارهای هیجانی و غیرمدنی هموندان، در حال اندیشیدن به آثار زیانبار مشی براندازی و بازاندیشی برآمده اند و تقویت نقش و عملکرد مشی مبارزه مدنی مسالمت جویانه را وظیفه تاریخی خود تعریف می کنند و به گونه ای زمینه لازم را فراهم سازد تا خیزش اعتراضی در روند طبیعی و آرام قرار گیرد، بدین خاطر در روند تحولات گفتمان مسالمت آمیز و خشونت پرهیز را تمرین نموده تا در روند مبارزه تجربه کافی برای تقویت هرچه بیشتر مبارزه مدنی را یاری کند.

دارندگان درایت سیاسی میهن پرست که با عناصر اصلی این تحلیل نمی توانند بیگانه باشند، بایستی خیزش را در سطح و اندازه مطالبه گری نگهداشته و مراقب سقف پرواز آن باشند تا بر زمین سفت ناکجاآباد فرود نیاید. بدون تردید ظواهر خیزش مزبور نشان از آن دارد که فعلا اعتراضات در سطح خیابان می ماند، اگر چه راه حل بازگشت خیزش اعتراضی از خیابان نیست، ولی باید مراقب بود، حضوردر خیابان بستر و فضای لازمه تبدیل اعتراض مطالبه گرانه به وندالیسم و شورش های کور نیابتی را مهیا نکند تا خیزش مطالبه خواهانه را
 به سمت شورش کور نیابتی بکشاند، شورشی که نیروهای تحریک کننده آن دول خارجی و اپوزوسیون برانداز می باشند. برای اینکه وضعیت کنونی خیزش به سمت ناکجاآباد خیز برندارد، لازمه آن روشن کردن این نکته است، که با شیوه های هیجانی نه تنهاهیچ مشکلی از تامین انبوه مطالبات فشرده شده جامعه حل نمی شود؛ بلکه باعث غلبه هرچه بیشتر رویکرد امنیتی – انتظامی جمهوری اسلامی خواهدشد، بدین ترتیب چاره جز این نیست و نمی تواند باشد که بایستی مبارزه مدنی و مطالبه گری جایگزین خشونت طلبی شده را به میزانی تقویت کرد و به وضعیتی رساند تا اولین بُرد را در سبد خیزش بگذارد، بُردی که باعث محدودتر شدن اعتراضات نمی شود، ولی حاکمیت را وادار به برگشت از راه آمده نموده تا برای حل منازعه رویکرد سیاسی را جایگزین رویکرد خشونت محور خود نماید و به مسیر مبتنی بر تعامل بکشاند، فعلا ظاهرا نه حاکمیت و نه معترضین هیچ کدام قصد عقب نشینی ندارند، ولی تا کی چنین باید کرد؟ بهرحال باید مانع تعمیق این وضعیت شد. باید به تاثیر مثبت خیزش اعتراضی جهت تحقق مطالبات اندیشید، و توجه کافی نمود. مطالعات گذرشناسی ثابت کرده
است، خیزش های اعتراضی و توده ای زمینه مساعدی برای گذار دموکراتیک نیستند، حتی در بازه زمانی کنونی می توانند به شکست خیزش و حرکت مدنی و مطالبه محور بیانجامد.

دقت در تحارب تاریخ مبارزه مدنی تاکید دارند، خیزش های مدنی غالبا از روش‌های غیرمسلحانه استفاده کرده‌، برای همین موفقیت بیشتری را عاید خود کرده اند. پس باید هشیار بود، درخیزش های مدنی که در آنها خشونت بالاگرفته به مراتب امکان شکست آنها نیز افزایش پیدا کرده است. چون واقعیت گویای این است که خیزش اعتراضی کنونی باید اقدام به ارائه راهکار غیرمسلحانه برای استفاده از حق مخالفت مسالمت‌آمیز شهروندان را کلید بزند. تجارب در این زمینه گواه آن است، هدف خیزش های مسالمت جو، گسترش حقوق مدنی و پاسخ‌گو کردن دولت مستبد از طریق سازوکارهای دموکراتیک می باشد. بنابراین سمت خیزش از راه طرح مطالبات مدنی مسالمت آمیز نتیجه بخش می گذرد؛ بدین خاطر خیزش کنونی باید در صدد یافتن راه حل در طرح مطالبات به منظور تامین مطالبات باشد و این اقدام نیز بدون گشودن چتر مبارزه مدنی مطالبه خواهانه میسر نبوده و به نتیجه دلخواه نخواهد رسید.

 

افزودن نظر جدید

دیدگاه‌ها

در فضای پر غوغای کنونی شهامت طرح این دیدگاه، بخصوص از خارج کشور که ستایش رادیکالیسم رایج ترین رسم و هر نقدی بر شیوه مبارزه، مترادف با پذیرش بدترین اتهامات است، هم ارزشمند است و هم دلسوزانه و هم نگرانی فرو خورده جمع بزرگی از ایرانیان که به دلیل ملاحظات ناشی از اتهاماتی که گفتم بار بیان آن را بر دوش نمی گیرند. این دیدگاه هوشمندانه است. هم می داند که مشکل اصلی رفتار و هنجارهای حاکمیت است و هم به خطراتی که سقوط حکومت در این شرایط جهانی بر بستر عدم حضور یک اپوزیسیون منسجم و صاحب قدرت اجتماعی، گوشزد می کند.