فلسفه کمونیستی،- دین، ایدئولوژی، جهانبینی، یا مکتب رهایی بخش؟

فلسفه کمونیستی،- دین، ایدئولوژی، جهانبینی، یا مکتب رهایی بخش؟

فلسفه کمونیستی برای آنارشیست ها و نسل های برباد رفته.

فلسفه کمونیستی متکی به ماتریالیسم تاریخی و ماتریالیسم دیالکتیکی است، آن راهنمایی است برای عمل انقلابی در مبارزه طبقاتی،و راهبردی است برای انقلاب سوسیالیستی، طرحی است برای ساختارسوسیالیسم و کمونیسم در جامعه ناعادلانه طبقاتی. فلسفه کمونیستی متکی است به ماتریالیسم مدرن و سوسیالیسم علمی مدرن. آن تئوری و برنامه رهایی بخش زحمتکشان است، متکی است به فلسفه مارکسیستی و اندیشه های انگلس؛ دوست و همکار مارکس. این دو، سوسیالیسم را از حالت اتوپی به مرحله علم در آوردند و موجب انقلابی در تاریخ تفکر انسان شدند.

مارکس در باره فلسفه ایده آلیستی بورژوایی پیش از خود گفته بود: تفسیر جهان کافی نیست، تغییرآن مهم است. او فلسفه هومانیستی کمونیستی و آینده نگر خود و انگلس را، ماتریالیسم تاریخی- دیالکتیکی نامید. فلسفه کمونیستی تحولات: طبیعت، جامعه، و تفکر را نشان میدهد. آن رابطه زیربنا و روبنا، و رابطه هستی با آگاهی بشر را به بحث می کشاند و خواهان گره خوردن: تئوری انقلابی با عمل انقلابی است. فلسفه کمونیستی پاسخ به سئوالات و مشکلات زندگی بشر و پایبند به حل مشکلات زندگی انسان هاست. فلسفه کمونیسم علمی نتیجه جمع بندی ضروری: مارکسیسم، اقتصاد سیاسی، و علم مبارزه طبقاتی است.

فلسفه کمونیستی جدلی بود با: دیالکتیک ایده آلیستی هگل، و ماتریالیسم آبستراکت و غیرتاریخی فویرباخ. مارکس و انگلس از تجزیه و تحلیل آندو، یک فلسفه علمی مدرن ساختند ،و از ایده آلیسم، از محدودیت های غیرتاریخی، از درونگرایی عرفانی، و از ماتریالیسم مکانیکی پیشین عبور نمودند. فلسفه کمونیستی مارکسیستی، یک نظام واحد متحد مقوله های: اقتصادی، سیاسی، وفلسفی است که متکی به وحدت: تئوری و عمل، و جانبداری عمیق صادقانه از رنجبران و زحمتکشان است. مارکس و انگلس این جهانبینی را بر اساس: مطالعه ارثیه فلسفه کلاسیک بورژوازی آلمان؛ مخصوصا نظرات فویرباخ و هگل، و اقتصاد سیاسی کلاسیک بورژوایی انگلیس؛ به نمایندگی آدام اسمیت و ریکاردو، و سوسیالیست های کبیر اتوپیستی فرانسه مانند سنت سیمون و فوریه، و آون انگلیسی، سیستماتیک نمودند. فلسفه و تئوری کمونیسم علمی بشکل جهانبینی، دست آورد ابدی نبوغ مارکس و انگلس بود تا طبقه کارگر و سایر زحمتکشان را به خودآگاهی برساند. فلسفه کمونیستی متکی به مارکسیسم؛ علم قوانین تحول و ترقی جامعه انسانی، علم انقلاب سوسیالیستی، و علم تاسیس جامعه کمونیستی است.

فلسفه کمونیستی علمی مدرن از سال ۱۸۴۰ میلادی توسط مارکس و انگلس؛ بعنوان بیان منافع کارگران و زحمتکشان؛ که در لباس مستقل طبقاتی وارد میدان تاریخی شده بودند، بوجود آمد. آندو از طریق ماتریالیسم تاریخی-دیالکتیکی، عالی ترین، جامع ترین، و قاطع ترین نوع ماتریالیسم فلسفی را که از نظر تاریخی، فلسفه علمی طبقه کارگر و سایر زحمتکشان بود، ساختند. ماتریالیسم فلسفه کمونیستی شامل: جامعه، طبیعت، تئوری و عمل است. موضوع آن قوانین حرکت عمومی: اندیشه، جامعه، و طبیعت میباشد. فلسفه علمی مدرن کمونیسم، نتایج علوم تجربی مدرن، و تزهای فلسفی ماتریالیسم دیالکتیکی را از هر جهت تایید میکند. دیالکتیک ماتریالیستی این فلسفه برای پاسخ به تمام پریشهای تئوری شناخت علوم، همیشه آماده بوده. شرط هر نظریه شناخت علمی، درک عمل و تجربه بشکل اصول اولیه شناخت و معیار حقیقت است. ماتریالیسم فلسفی مارکسیستی راه نجات انسان از برده گی فکری را نشان میدهد. خصوصیت انتقادی دیالکتیک ماتریالیستی در هماهنگی کامل با منافع خلق است.

ایدئولوژی کمونیستی مارکسیسم مدعی شد که کرگران و زحمتکشان دارای یک وظیفه ضروری تاریخی هستند که از طریق انقلاب طبقاتی و تحول اجتماعی مانع ادامه از خود بیگانگی آنان خواهد گردید. لنین میگفت: مهمترین دستاورد مارکسیسم، توضیح نقش جهانی تاریخی طبقه کاگر بعنوان موسس نظام سوسیالیستی در آینده است. مبارزه طبقاتی، نیروی محرک تحولات و پیشرفت جامعه استثمار زده است. بر اساس ماتریالیسم تاریخی:تاریخ بشریت یک پروسه قانونمند تاریخی-طبیعی را طی میکند. پیام تاریخی زحمتکشان و کارگران بر:مبارزه طبقاتی تا لغو سلطه حکومت سیاسی اقتصادی بورژوازی متکی است. مقدمه این رسالت تاریخی، نابودی دولت بورژوایی است تا طبقه کارگر و سایر زحمتکشان؛ مسلح به فلسفه کمونیستی، به قدرت برسند.

مورخین چپ اشاره میکنند که بعد از مرگ انگلس، فرصت طلبان کوشیدند در انترناسیونال دوم در فلسفه کمونیستی تجدید نظر کنند؛ ازجمله:اعلان صلح اجتماعی با بورژوازی، یا کنار گذاشتن مبارزه طبقاتی از طریق طرح خواسته های اصلاح گرایانه. لنین می نویسد:مارکس نه تنها جهانبینی ایده آلیستی را علمی نمود بلکه آنرا انقلابی کرد؛ وگرنه نیمه کاره میماند. فلسفه مارکسیستی کمونیستی یک آموزش عمیقا جهانوطن است که در وحدت اجزاء آن: اصول نظری تاکتیک و استرتژیک احزاب کمونیستی کارگری وجود دارد. طبقه کارگر نه تنها طبقه خود بلکه کل خلق را روزی آزاد خواهد نمود و بشریت را از استثمار و رنج اسارت و از خودبیگانگی نجات خواهد داد. فلسفه کمونیستی مارکسیستی تنها جهانبینی علمی حماسی است که از طریق تودهها راه خروجی از تضادها و بحرانها و جنگهای امپریالیستی را نشان میدهد.

اقتصاد سیاسی یکی از بخش های مهم استراتژی و تاکتیک احزاب مردمی و اصول ایدئولوژی انقلابی است. نیزه اقتصاد سیاسی نظام سرمایه داری بر اساس: تئوری ارزش و ارزش اضافی و استثمار انسان است. ماهیت کاپیتالیسم تصرف کار فکری و جسمی زحمتکشان است. در فلسفه کمونیستی نشان داده میشود، چگونه کارگران در جریان تولید کالا از خود بیگانه میشوند چون محصول کار و رنج آنها به سرمایه دار، در مقابل تمرکز سرمایه صاحبان ابزار تولید، واگذار میگردد. برای انجام انقلاب، زحمتکشان باید بشکل طبقه، و با آگاهی طبقاتی، برای تسخیر قدرت سیاسی و انحلال دولت بورژوازی، و تشکیل جامعه بی طبقه سوسیالیستی متحد گردند.

تحلیل علمی و مدرن لنین از مرحله و عصر امپریالیسم بر اساس 3 بخش مارکسیسم یعنی: فلسفه، اقتصاد سیاسی، و کمونیسم علمی بود. او اشاره به ضرورت نابودی و سقوط کاپیتالیسم و دلیل پیروزی سوسیالیسم نمود، و به رویزیونیسم و اپوزتونیسم بر اساس تئوری انقلابی نقد نوشت و حمله کرد. تحول و تکامل مارکسیسم توسط لنین بعدها کمونیسم نام گرفت. او میگفت انقلاب میتواند از طریق یک حزب انقلابی روشنفکران خلقی و حرفه ای؛ که مسلح به آگاهی طبقاتی باشند، نیز انجام گیرد. مورخین چپ اشاره میکنند زمانیکه کاپیتالیسم به مرحله انحصاری یعنی به وضعیت امپریالیسم رسید، مرکز جنبش انقلابی کمونیستی اروپا به روسیه منتقل شد و انقلاب اکتبر ۱۹۱۷ را موجب گردید.

لنین بشکل آشتی ناپذیری علیه رویزیونیسم و اپورتونیسم مبارزه نمود و مارکسیسم را بصورت جدیدی در زمان امپریالیسم تئوریزه کرد. او بعد از انقلاب اکتبر روسیه: سیستم جهانی سوسیالیستی، توسعه و شکوفایی جنبش جهانی کمونیستی، و مبارزه جهانی علیه امپریالیسم را طراحی کرد. فلسفه کمونیستی مدرن را مارکس و انگلس پایه گذاری کردند، لنین ولی آنرا مدام بشکل: جهانبینی طبقه کارگر، جنبش بین المللی کمونیستی، گردآوری تجربیات ساختار جامعه سوسیالیستی، و مبارزه آزادی بخش انقلابی در کشورهای جهان سوم، تکمیل تر کرد. فلسفه کمونیستی خواهان مسلح نمودن روشنفکران مردمی، زحمتکشان و طبقه کارگر به اندیشه مارکسیسم- لنینیسم، برای انجام انقلاب و برای تاسیس جامعه سوسیالیستی در آینده است.

تماس: falsaf@web.de

 

بخش: 

افزودن نظر جدید