خیز بلند حکومت برای تثبیت موقعیت خود

در هفته گذشته، تلاش دولت کودتا برای تثبیت و تمرکز کامل قدرت در دست خود، با خیزی که برای خارج کردن کنترل دانشگاه آزاد از دست هاشمی رفسنجانی و در اختیار قرار گرفتن کنترل این نهاد بسیار موثرکه یکی از مهمترین حوزههای نفوذ رفسنجانی است برداشت، وارد مرحله تازهای شد.

تصویب طرحی، در روز یکشنبه هفته گذشته در مجلس  که توسط کمیسیون آموزش و تحقیقات مجلس با نیت بی اثر کردن مصوبه شورای عا لی انقلاب فرهنگی و در حمایت از دانشگاه آزاد تهیه و تدوین شده  بود  با ضد حمله شدید جناح  احمدی نژاد مواجه شد. پس از این ضد حمله مجلس بار دیگر بطور خفت باری بسرعت از  موضع خود عقب نشست وبا تصویب طرح دیگری مصوبه خود  را پس گرفت اما با این حال جناح احمدی نژاد به این عقب نشینی نیز بسنده نکرد، وضد حمله خود را تبدیل به تعرض نمود.

این خیز بلند گرچه به تنشهای درونی اصولگرایان حاکم به نحوه بارزی دامن زد، و حامیان اصولگرای دولت در مجلس و خارج از آن با اصولگرایان منتقد دولت را بار دیگربه رویارویی و صف آرایی در مقابل هم کشاند، اما واکنش و تسلیم دگرباره مجلس فرمایشی در مقابل این تعرض نشان از پیشرفت و کامیابی نسبی طرفداران خامنهای احمدی نژاد در این کشمکش دارد، اینبار نیز همانگونه که بهنگام تصمیم گیری در باره سرنوشت نهایی لایحه هدفمند کردن یارانه ها شاهد بودیم چنانکه تعرض اینباردولت کودتا با مقاومت جدی جامعه روبرو نشود، سر انجام کار با عقب نشینی مجلس به سود جریان خامنهای احمدی نژاد تمام خواهد شد، و کنترل رسمی دانشگاه آزاد که بالغ بر 1،4 ملیون دانشجوی شهریه پرداز و 124 ملیارد دلار داریی دارد از دست هاشمی رفسنجانی خارج و بدست دولت کودتا خواهد افتاد، و ضربه سنگین دیگری نیز به موقعیت تضعیف شده هاشمی رفسنجانی وارد خواهد شد، و زمینه برای تعرض های بعدی به او بمراتب مهیاتر خواهد شد.

در مورد ماهیت و دلایل کشمکشی که بر سر کنترل دانشگاه آزاد میان جناح های اصولگرا و جریانات خارج از آنها صورت می گیرد، بی شک دلایلی مانند موقعیت، در آمد و دارایی ها نقش و تاثیر دانشگاه آزاد در رویدادهای سیاسی و بویژه حمایت گسترده دانشجویان و اساتید آن از نامزدهای اصلاح طلبان در انتخابات سال گذشته وغیره دخیل و موثر هستند. اما بنظر می رسد که دلیل اصلی این کشاکش که البته التهاب های جدی و جدایی هایی را نیز با خود هم در جامعه و هم در میان جناحهای حاکمیت بهمراه خواهد آورد تنبیه و تضعیف موقعیت جناح رفسنجانی و جنبش سبز و تسریع زمینه به سمت تمرکز هرچه بیشتر قدرت در دست دولت کودتا است. بی تردید خیزش برای حذف سریعتر رفسنجانی در مقطع حاضر از صحنه اصلی قدرت نقطعه عطفی مهم در روند تمرکز و تثبیت قدرت توسط حکومت کودتا است.

بدیهی است که این تعرض حلقهای است از زنجیره تعرضات اقتدار گرایان تندروی که در حاکمیت فرادستی دارند، و هدف نهایی آنان کنترل کامل قدرت به هر نحوه و قیمتی است. بنابراین هدف آنها بسیار فراتر از کنترل بر دانشگاه آزاد است. یقینا این نیرو برای دست یافتن به مقصود خویش در صورتی که فرصت و موقعیت داشته باشد از دست زدن به هیچ اقدامی حتی علیه اصولگرایانی مانند لاریجانی، محمد رضا باهنر علی مطهری، احمد توکلی و ... که با حمایتهای خویش از کودتای انتخاباتی و اقدامات سرکوبگرانه و جنایتکارانه دولت احمدی نژاد موجب فرادستی آنان در حکومت را بوجود آوردند، درنگ نخواهد کرد. در چنین شرایطی هیج چیز بدتر از آن نیست که این گروه از اصولگرایان به جای مقاومت در مقابل تعرض اوباشان وابسته به دولت کودتا در خارج و داخل (مجلس) بطور جدی در مقابل اقدامات ویرانگرانه آنها که تا هم اکنون نیز ضربات خرد کنندهای براقتصاد، امنیت، ثبات، موقعیت، فرهنگ و جامعه ما وارد نمودهاند، به مانند آنچه لاریجانی رییس مجلس کرد در بست تسلیم شوند، و بجای دفاع از استقلال و رای مجلس، مجلس را به خامنهای تسلیم کند. افزایش عملیات جناح احمدی نژاد علیه منتقدین درون حکومتی، دولت کودتا بدنبال یک رشته اقداماتی که در این اواخر به تعدادی از هواداران و نزدیکان اصلاح طلبان صورت گرفت در هفته گذشته با بسیج و تعرض نیروهای وابسته به این جناح به محافظه کاران منتقد دولت وارد مرحله تازهای شد. این حملات که با تظاهرات اوباشان طرفدار احمدی نژاد در مقابل و در درون مجلس اوج گرفت، زنگ خطر را برای حامیان منتقد دولت کودتا به صدا در آورد، و آنها را به تلاش و تقلا وادار کرد. این (نمایندگان) پس از اقدامات طرفداران دولت برای بدست گرفتن کنترل دانشگاه آزاد که حذف هاشمی رفسنجانی را آماج اقدامات خود قرار داده بودند، به مخالفت با آن پرداختند. آنها دانستند که این جریان حد و مرزی برای خود قایل نیست، و ای چه بسا که بعد از اصلاح طلبان و رفسنجانی نوبت حذف آنها نیز فرارسیده باشد.

تلاش دیر هنگام برخی از (نمایندگان) اصولگرای مجلس برای جدا کردن حساب خود از جریان احمدی نژاد، تنها زمانی می تواند از طرف جامعه باور شود که با اقدامات ملموس جدی و قابل لمس آنان علیه دولت کودتا و یکه تازی روزافزون نظامیان و دستجات اوباشان شبه فاشیستی وابسته به آنها همراه باشد، وگرنه بسنده کردن به پارهای انتقادات صرف از اعمال جناح احمدی نژاد و تسلیم و رضا درمقابل حمایت های بیدریغ خامنهای از اعمال احمدی نژاد هیچ دست آوردی برای این گروه در بر نخواهد داشت.

تعرض و توهین به سید حسن خمینی در حصور خامنهای، تلاش برای سلب موقعیت و قدرت از رفسنجانی توهین و فحاشی به علی مطهری، جلوگیری از حضور با هنر در هییت رییسه مجلس در زندان نگاه داشتن فرزند بهشتی، فتنه گر و منافق خواندن یاران نزدیک خمینی و زندانی کردن صدها نفر از کادرهای گذشته جمهوری اسلامی و اعمال بسیاری از این دست توسط دولت کودتا، تردیدی باقی نمی گذارد که حکومت همچنان که در عمل و به دفعات متعدد نشان داده است برای حفظ قدرت و بلا منازعه کردن قدرت خویش حاضر نیست حتی نزدیکترین منتقدان به حکومت را تحمل کند. جریان حاکم خواستار تسلیم محض است. بدیهی است همانگونه که تجربه 30 سال گذشته و همین حکومت بشدت کوچک شده و پر تضاد و ستیز باقی مانده از (جمهوری اسلامی) نشان داده است، محال است بتوان ولو به زور لوله تفنگ در این نظام بی نظام حداقلی از تمرکز قابل دوام بوجود آورد. حتی رهبری کاریزمای آیت اله خمینی نیز با وجود شرایط از هر جهت مناسبی که در اختیار داشت در این کار کامیاب نبود. از همین روی به هیج وجه انتظار نمی رود که جریان حاکم در یک دست کردن حکومت آنهم در شرایطی که حکومت فاقد وجاهت و پایگاه مردمی و فاقد کاراێی و دانش لازم کشورداری است، بتواند موفقیعتی ولو نسبی بدست بیاورد. تلاش برای ایجاد تمرکز و تک صدایی بجای اینکه باعث تقویت و طولانی شدن عمر حکومت شود، سبب تقویت عناصر فرساینده آن می گردد، واضمحلال آنرا تصریح می کند. با اینحال نمی توان خسارتها و زیانهای و تلفات سنگینی را که از این رهگذر به جامعه وارد می شود نادیده گرفت. با آن به مبارزه برنخاست، از تضادهای که شکل می گیرند بهره نبرد، و بر اهمیت و ضرورت سازماندهی گسترده ترین نیروهای اجتماعی برای اجتناب از این فاجعه سخن نگفت، و در این راستا قدم بر نداشت. امروز جامعه ما نیازمند این همکاری است. بکوشیم تا هریک از ما به مسئولیت خود عمل کنیم!

افزودن نظر جدید