شباهت پیامدهای دو کودتا در ایران

بجز کشتن و بستنت چاره نیست

که زنگی تر از مرگ پتیاره نیست

فردوسی

۵۷ سال از کودتای ننگین ۲۸ مرداد ۱۳۳۲، و ۱۴ماه از کودتای مفتضح ۲۲ خرداد ۱۳۸۸ می گذرد. دو کودتایی که علیه ملت آزادیخواه و صلح طلب ایران در نیم قرن گذشته انجام گرفته اند. تفاوت نمی کند بیگانگان در ایران دست به کودتا بزنند و یا بدست عوامل بومی آنان و بسیج و سپاه انجام گیرد. پیامدهای کودتا همیشه با یکدیگر تشابه دارند. گرچه نیم قرن پیش، کودتا علیه مردم ایران و حکومت قانونی دکتر مصدق، به صحنه گردانی آمریکا و انگلیس و نوکرانشان، شاه و اشرف و زاهدی و سکوت اتحاد جماهیر شوروی سوسیالیستی انجام گرفت، اما در ۲۲ خرداد کودتایی بدست خامنه ای و احمدی نژاد و سپاه و بسیج ـ و تحمل روسیه، آمریکا و انگلیس و متحدانشان ـ با ادعای حکومت عدل علی و دموکراسی، با کوششهای ناعادلانه و متقلبانه دربرگزاری و نتیجه انتخابات ساختگی ریاست جمهوری، انجام گرفت و گامی در مسیری گذارده شد که نتیجه آن مانند پیامدهای کودتای ۲۸ مرداد چیزی جز بسط استبداد و بگیر و ببند آزادیخواهان نبوده و نیست. این آغاز راه همه مستبدان بدفرجام تاریخ جهان است.

در روز ۲۸ مرداد ماه ۱۳۳۲ دولتهای آمريکا و انگليس با اجراي نقشه دقيقي دست به کودتا عليه دولت ملي دکتر مصدق زدند که باعث سقوط دولت مصدق گشت. در اين روز سازمان سيا با خريدن فتواي برخي از روحانيون و همچنين دادن پول به ارتشيان، اراذل و اوباش تهران، آنها را به خيابانها کشانيد. به دليل خيانت رئيس شهرباني و بيتوجهي رئيس ستاد ارتش دولت مصدق، کودتاچيان توانستند به آساني خود را به خانه دکتر مصدق برسانند و پس از چندين ساعت نبرد خونين، گارد محافظ نخست وزيري را نابود کنند و خانه وي را پس از غارت کردن به آتش بکشانند. ولي دکتر مصدق موفق شد به همراه ياران خود از نردبان استفاده کند و به خانه همسايه پناه برد. شايان ذکر است که اعضاي حزب توده که در روزهاي ۲۶ و ۲۷ مرداد به بهانه هواداري از دکتر مصدق دست به اغتشاشات مي زدند، در روز ۲۸ مرداد هيچ عملي بر ضد کودتاي "امپریالیسم آمريکا" انجام ندادند. در روز ۲۹ مرداد دکتر مصدق و يارانش خود را به حکومت کودتا به رهبري سرلشگر زاهدي تسليم کردند.

در دادگاهي نظامي، دکتر مصدق با برملا کردن اسرار کودتاي ۲۵ و ۲۸ مرداد چهره کودتاچيان را نزد جهانيان رسوا ساخت. در یک دادگاه نظامی وي را به ۳ سال زندان محکوم کردند و پس از گذراندن ۳ سال زندان، دکتر مصدق به احمد آباد تبعيد گشت و تا آخر عمر تحت نظارت شديد بود.

بعد از کوتای ۲۸ مرداد یاران مصدق از جمله دکتر حسین فاطمی وزیر امو خارجه و کريمپور شيرازی، شاعر و مدير شجاع و مبارز روزنامه ی "شورش" دستگیر و روانه زندان شدند. دکتر حسین فاطمی را اعدام کردند و کریمپور شیرازی را به دستور اشرف پهلوی در آتش سوزاندند. فعالیت جبهه ملی و احزاب دیگر ممنوع گردید و افسران و اعضای حزب توده از جمله خسرو روزبه و مرتضی کیوان اعدام شدند.

بعد از کودتای۲۲ خرداد، ندا و سهراب و ده ها جوان دیگر، در خیابانها و زندانها کشته شدند و معاون رئیس جمهوری پیشین و وزرا و مقامات دولتی سابق و رهبران احزاب و گروه های سیاسی مخالف را دستگیر کرده و به حبسهای طویل المدت محکوم کردند. این اقدامات از ویژگیهای یک کودتا است و در ممالکی که حکومتها با انتخابات آزاد سر کار می آیند، اتفاق نمی افتند.

با نگاهي اجمالي به گذشته و مقايسه دو کودتای ۲۲ خرداد ۱۳۸۸ و کودتاي ۲۸ مرداد ۳۲ وجوه تشابهي را مي توان يافت که در هر دو سناريو در پيش از کودتا و هنگام کودتا بشرح زير بوده است:

ـ تزلزل پايه هاي دولت دمکراتيک دکتر مصدق در ۲۸ مرداد و تقلب در برگزاری یک انتخابات آزاد در ۲۲ خرداد،

ـ تبليغات و عمليات مخرب غيرقانوني توسط شبه نظامیهای منسوب به حکومت و نفوذيهاي خارجي در هر دو کودتا،

ـ در هر دو کودتا يک بازوي نظامي-امنيتي تندرو و یک عده لومپن (لباس شخصی) آماده توسل به زور وجود داشتند.

پس از کودتا وقايع مشابه زير را مي توان يافت:

ـ دستگیری طرفداران و مسئولان دولتی که تا دیروز بر مسند حکومت بودند و ناگهان خائن و فتنه گرقلمداد شدند،

ـ فدغن کردن احزاب سياسي و یا انحلال آنها و زندانی کردن رهبران احزاب و مخالفان،

ـ زندانی کردن فعالان سیاسی و دستگیری زنان و دانشجویان و مخالفان، حمله به دانشگاه و کشتن دانشجویان در ۱۶

آذر۱۳۳۲ و حمله به کوی دانشجویان و کشتن آنان در ۲۵ خرداد ۱۳۸۸

ـ اداره امور مملکت در قالب استبداد فردی (شاهنشاهی ـ ولایت فقیه) و تک حزبی،

ـ عدم رعایت نيازهاي جامعه اعم از فرهنگي و اقتصادي،

ـ از دست رفتن کنترل منابع و ثروتهاي ملي،

ـ تقويت نيروهاي پليسی و بسیجی و سازمانهای امنیتی (ساواک و ساواما)،

ـ ممانعت مردم از شرکت در فعاليتهای سياسي مخالف دولت و تهدید و ارعاب مردم و ضرب و شتم در تظاهرات خیابانی.

پس از کودتای ۲۸ مرداد، شاه مستبد با تهديد و کشتار و دروغ بر روي مردمي که بدون ترس از وحشت و هراس ساواک مبارزه می کردند، آتش گشود و حتي در آخرين ماه هاي پاياني سلطنت خود با تشکيل دولت نظامي به نخست وزيري ارتشبد ازهاري به رعب و وحشت در بین مردم پرداخت. امروز نیز فیروزآبادی ها و رادان ها به دستور خامنه ای با نیروهای بسج و سپاه و لباس شخصی، همان ظلم و شقاوتي را در حمايت از احمدی نژاد و جمهوری اسلامی اعمال مي کنند که ساواکيهای نظام شاهنشاهي به هموطنان ما مي کردند. هموطنانی که هدفي جز آزادي و استقلال و عدالت اجتماعی در ایران ندارند.

کودتاچیان اسلامی نیز همچون کودتاچیان شاهنشاهی رفتنی هستند؛ به شرطی که ما هرجا که هستيم چه در ايران و چه در خارج، با وجود همه اختلاف عقيده ها و سليقه ها بر سر دفاع از آزادی و استقلال ایران در برابر کودتاگران، به اتحاد و مبارزه با کودتاچیان ادامه دهیم و کوتاه نیاییم. در اين لحظه های حساس تاريخ ايران ما مخالفان کودتا از هر گروه و عقيده ای در به شکست کشاندن رژيم کودتا منافع مشترک داريم و همراه هستيم. اعتراضات شجاعانه و گسترده ملت ایران، حکومت کودتا را از درون و برون متلاشی و منزوی ساخته و سران دول کشورهای آزاد را به فاصله گرفتن از آن ناچار می سازد.

کودتا گران، اعم از آمران و مباشران دستکاری در آرای مردم و پیامدهای فاجعه بار آن باید بدانند که به عنوان سوء استفاده کنندگان از مقامات دولتی و جنایات و آدمکشی هایشان در حکومت مردمی آینده مورد تعقیب قرار گرفته و به طور علنی در دادگاه محاکمه خواهند شد.

افزودن نظر جدید