حقوق بشر نوع ایرانی

مصاحبه اخیر خانم شيرين عبادی با رادیو فردا* - در ارتباط با موضوع حرکت بین المللی در اعتراض به حکم سنگسار خانم سکینه محمدی- برای کسی که با نوع حقوق بشر ایرانی آشنائی نداشته باشد، انصافاً می تواند تکان دهنده، غیرقابل باور و گیج کننده به نظر برسد.

برای درک موضوع کافیست مفروضات مساله را پیش هم قراردهیم:

١- جمهوری اسلامی در طول سی و یک سال استقرار خود- جدا از همه ستمهای خود به همه مردم ایران، بیشترین مصیبتها را برای زنان ایرانی ببار آورده است. حجاب اجباری، بی حقوقی زنان در امر ازدواج ، طلاق و حق نگهداری بچه و همچنین تبعیض در امر کار و تحصیل، به علاوه مجاز داشتن چندهمسری مردان و فشار فیزیکی و عاطفی که در حق برخی زنان در امر زندگی خانوادگی اشان وارد می شود، را در کنار هم قرار دهید تا عمق فاجعه کمی آشکار شود.

٢- خانم سکینه محمدی از قربانیان این سیستم غیرانسانی است که بدلیل آنچه که ادعا می شود ارتباط خارج از ازدواج بوده، به مجازاتی محکوم شده که حتی تصور آن نیز مو به تن انسان راست می کند. از این مساله نیز می گذریم که خانم سکینه محمدی زبان فارسی را بطور کامل نمی داند و قادر نبوده که موضوعاتی را که در دادگاه اسلامی می گذشته بدرستی درک و تحلیل کند.

٣- در آستانه اجرای حکم وحشتناک سنگسار، ناگهان به همت وکیل شجاع و فداکار وی وجدان جامعه جهانی بیدار می شود، حرکت اعتراضی در تمام نقاط دنیا به جریان می افتد و شخصیتهای سیاسی، نویسندگان و هنرمندان نام آوری در سراسر جهان علیه این شیوه مجازات نفرت انگیز و ماقبل قرون وسطی به صدا در می آیند. کمپپن حرکت "صد شهر جهان علیه سنگسار" درست می شود و جریانی بوجود می آید که می تواند برای هميشه نقطه پایانی به حکم سنگسار و اساساً مجازات تحمیلی در مورد علاقه زن به مرد در خارج از تعاریف متداول اسلامی، بگذارد.

٤- رژیم پس از یک قدرتنمائی از زبان چند عامل دست دوم خود (که اتفاقاً یکی از آنها خود را مسئول مدافعه از حقوق بشر اسلامی معرفی می کند) در مقابل این موج اعتراض جهانی عقب می نشیند. اما خطر هنوز برطرف نشده، زنان نگونبخت دیگری نیز در صف سنگسار قرار دارند که موضوعات آنان هنوز برای جهان ناشناخته است. از آن گذشته موضوع سکینه محمدی یک نمونه است که پیگیری آن تا لغو این نوع مجازات ضروری می نماید.

با این مفروضات انتظار طبیعی از مدافعان حقوق بشر در ایران این خواهد بود که نه تنها آنان نیز به این موج حرکت جهانی بپیوندند، بلکه خود مشوق و فعال جدی این حرکت نیز باشند. مگر نه این است که پرداختن به ریشه ستم و برجسته کردن ماهیت حکومتی که اینک زیر نظر جامعه جهانی قرار گرفته، خود تیشه ای است که بر ریشه ایدئولوژیکی این حکومت تاریخ گذشته وارد می شود، و بنیان آن را بی اعتبار می کند؟ اگر داستان جاه طلبیهای اتمی رژیم فقط اسرائیل و بعضی محافل آمریکائی را قلقلک می دهد، اما تصویر سنگسار یک زن ایرانی به جرم رابطه خارج از ازدواج، وجدان همه انسانها را به درد می آورد. جائی که از آن با تعبیر مجازات وحشیانه عشق یاد می کنند. آیا می توان فرصتی طلائی تر از این برای افشا ماهیت نفیر این هیولائی که بر سر مردم ایران فرو افتاده فراهم شود؟ آیا غیر از اینست که از زمانی که مساله خانم سکینه محمدی در مدیای جهانی مطرح شده ماهیت وحشی و ضد انسانی حکومت ایران بیشتر و شفافتر از گذشته در برابر چشم حتی انسانهای معمو لی در سراسر جهان قرار گرفته است؟

اما باهمه این تفاصیل، خانم شیرین عبادی به عنوان یکی از شخصیتهای شناخته شده مدافع حقوق بشر در ایران از این موضوع راضی نیست. وی در مصاحبه با رادیو فردا می گوید: "١٧ زندانى سیاسى اعتصاب غذا كردند و تا پاى مرگ ایستادند، اما متاسفانه نه در سطح ملى و نه در سطح بین المللى آن گونه كه باید به این مسئله توجه نشد، چون داستان سكینه محمدى را وزارت اطلاعات به نحوى جلو انداخت كه توجه همگان به آن جلب شود و مسئله بزرگتر یعنى زندانیان سیاسى اعتصاب كننده را فراموش كنیم."

در ادامه ایشان می گویند: "به جاى آن همه داد و قال و جنجالى كه براى خانم سكینه محمدى به پا كردیم، آیا جا نداشت كه براى ۱۷ زندانى سیاسى كه بدون گناه و فقط به جرم آزادیخواهى در زندان بودند و اعتصاب غذا كردند و تا پاى مرگ رفتند، حداقل به همان میزان حساسیت نشان مى دادیم."

همان طور که در اول این نوشته گفتم این اظهارات برای کسی که با نوع حقوق بشر ایرانی آشنائی نداشته باشند، تکان دهنده می نماید. اما واقعیت این است که حقوق بشر ایرانی نشان داده که با ریشه ها کاری ندارد، با نفس وحشیانه بودن مجازات کاری ندارد، با سیستمی که به زنان ستم می کند کاری ندارد. برای حقوق بشر ایرانی مساله "چه کسی" و "در خدمت چه سیاستی" مطرح است، و دیگر هیچ. این که سکینه محمدی یک انسان معمولی است که حتی فارسی هم نمی داند، این که سکینه محمدی نشانی از همین زنان ستم دیده ای است که زندگی روزمره اشان در درون یک سیستم مردسالار تباه می شود و این که وی از شخصیتهای اصلاح طلب و برجستگان و نخبگان مطرح نیست و این که حل مساله سنگسار و لغو مجازات برای رابطه انسانها، مغایر سیاست سیاسیون مورد حمایت خانم شیرین عبادی است، کافی است که سکینه محمدی را بصورت اتوماتیک از دایره توجه حقوق بشر ایرانی خارج سازد، و باعث شود که خانم شیرین عبادی از علاقه جهانی به این مساله ابرو بالا بکشد.

نارضایتی خانم عبادی از توجه جامعه جهانی به موضوع سنگسار در ایران بار دیگر ثابت می کند که حقوق بشر نوع ایرانی، سیاسی کار است. برای مقاصد سیاسی خود می تواند سیاه را سفید جلوه دهد، و شناعت سیستماتیک دولتی را با ادعای این که مخالفت با این شناعت خود ترفند حکومتی است از نگاه عمومی مخفی کند. با سیاسی کاری طوری وانمود می کند که به جد مدافع آزادی و دموکراسی در ایران است، اما اعتراض جهانی و حرکت صد شهر علیه ریشه جنایات اسلامی در ایران را داد و قال و جنجال می نامد، روشدن ماهیت ضد انسانی جمهوری اسلامی و سیستم قضائی آن را در منظر دنیا کار خود حکومت اسلامی می داند، که گویا می خواسته توجه جهان را از اعتصاب چند فعال سیاسی منحرف کند.

راستی بد نیست این سوال از خانم شیرین عبادی پرسیده شود که آیا نوع آزادیخواهی که این ١٧ نفرزندان سیاسی بدنبال آن هستند شامل آزادی رابطه انسانها و محکومیت مجازات وحشیانه سنگسار نیز می شود؟ اگر جواب مثبت است پس این جریان اعتراض به سنگسار نیز بایستی بخشی از مبارزات همین ١٧ نفر به حساب آید و دیگر چه جای شکایت است و اگر جواب منفی است و آزادیخواهی این ١٧ نفر زندانی سیاسی از جنسی نیست که محکومیت سنگسار یک زن قربانی ستم جنسی در آن جای گیرد، چرا خانم شیرین عبادی انتظار دارد که وجدان جهانی نیز از همان نگاه وی به ماهیت حقوق بشر بنگرد؟

*http://www.radiofarda.com/content/f4_Iranian_prisoners_international_amn...

افزودن نظر جدید