وضعیت آخر

برای رژیم وضعیت آخر پدید آمده است. این رژیم در باتلاقی که خود بوجود آورده بزودی غرق خواهد شد. اما تا آن زمان از همه ان نیروهائی که در مقابلش مقاومت کرده و چهره کاذب اش را افشا نمودند, انتقام خواهدگرفت.این رژیم هیچ گاه نظرمساعد به تشکل ها واحزاب نداشته است. براین بستر مثل همیشه در بوجود آوردن جو تشنَج وسرکوب با برنامه، ابتدابا جنگ روانی و سپس ضربه نهائی را وارد کرده است.

در دهه شصت، نسبت به احزاب و سازمان ها, چه سازمان مجاهدین خلق، وچه احزاب چپ، دقیقا با توطئه چینی و اتهام زنی و آفریدن فضائی که توانست بیشترین صدمات را، بر پیکر جامعه تازه از استبداد شاهنشاهی رها شده واردکند. در اجرای منویات به شدت ضد بشری تا بدانجا پیش رفت که از ابتدای دهه شصت، احزاب و سازمانها زیرزمینی و تحت شدید ترین پیگردهای قضائی قرار گرفتند. ادامه آن وضعیت به کشتار در زندان ها و با قتل عام زندانیان سیاسی در تابستان سال شصت وهفت پایان پذیرفت. در آن زمان رژیم تحت رهبری آیت الله خمینی جامعه را با روح خشن جنگ اداره می کرد.

جنگ عراق علیه ایران، به آیت الله خمینی، این فرصت را داده بود تا هر عملی را مجاز شمارد. آیت الله خمینی گواهی خود را از کشته شدگان در جبهه جنگ دریافت می کرد و در بیدادگاه های او، به پیر وجوان و زن و بچه رحم نمی شد. خشونت حاکم برحکومت، تقدس می شد و رویه جهاد وشهادت، تا پشت نیمکت های مدارس هم کشیده شده بود. او، حسین فهمیده را رهبر خود خواند. از فردای این گفتارش، هم مدارس از دانش آموز خالی شد هم بی دادگاههای او دراجرای حکم برای زندانیانی که هنوزدوران نوجوانی خود را طی می کردند کوتاه نمی آمد.

عملکرد رژیم هیچ تغییری نکرده است. امروزنیز زندان ها چون گذشته مملو از زندانیان عقیدتی و سیاسی است. از مسئولین ورهبران احزاب دارای پروانه گرفته، تا سازمانهائی که به نظر آنها قانونی نیستند، همه یا درزندان هستند و یا در معرض تهدید و بازداشت. اول رهبران احزاب را باز داشت می کند، سپس اعلام می دارد که این ها غیر قانونی شده اند. با این عمل رژیم قصد بیرون کشیدن آن نیروهائی ازبطن جامعه را دارد که پتانسیل نیروی تغییر درمیدان هستند.

آنها دنبال ایجاد تشنج و آشوب در سطح جامعه می باشند تا بتوانند نیروهائی را رویت کنند که در شرایط عادی قادر به تشخیص آن نیستند. آنها می خواهند خیالشان از بابت نیروهای جنبش راحت شود تا بتوانند ضربه نهائی را وارد کنند. براین اساس به غیر قانونی کردن احزاب اصلاح طلب روی آورده اند.

هم چنانکه جنبش در پیشروی محتاطانه به سمت کانون های قدرت، تداوم حیات خود را رقم می زند.آنها نیز در ایجاد موانع، مقاومت های خود را سامان می دهند.

تفاوتی که امروز با دهه شصت دارد، در جنبشی است که از درون نا پیدای جامعه به شدت بحران زده سربر آورده است. رژیم قادر به عبور از این بحران نیست. روی این اصل,هرروز که می گذرد به اعمالی دست می زند که به انتحارشبیه است تا تدبیر

همه گردنکشی های رژیم در منطقه بر سرو بحران هسته ای تا کنون به زیانش تمام شده است. سیاستها ی حکومت همه را در منطقه و جهان علیه غاصبان قدرت در ایران متحد نموده است. در قرنی که همه نوع حکومت ها و نظام ها و تجاربشان وجود دارد، این رژیم معلوم نیست به چه چیزی شبیه است و پایبند چه قاعده و قانونی است. آن ها می خواهند شرایط را در داخل طوری سامان دهند که سرکوب، پایان حیات جنبش مدنی و تضمین بقای شان باشد. برای نیروی تغییر وجنبش مدنی، هروز که می گذرد، چهره حکومتگران عریان تر می شود.

این حکومت نمی خواهد درس بگیرد. آنهائی را که پس از تقلب انتخاباتی در خیابان به رگبار گلوله بست، آنهائی را که با انواع شیوه های ضد انسانی اتهام بسته و دستگیرشان کرد، وابسته به کدام حزب و سازمان هستند؟ جز تعداد انگشت شمار از اصلاح طلبان و فعالین انجمن ها و نهاد های حقوق بشری، اعم دستگیرشدگان مردمی اند که معترض به عملکرد رژیم می باشند.

دو دهه از قتل عام زندانیان سیاسی می گذرد. احزاب وسازمان هائی را که رژیم با شنیع ترین وضع ممکن از صحنه سیاسی کشور دور کر د و اعضاء و هواداران آنها را به مسلخ برد، چه دستاوردی نصیبش کرد؟ این بار رژیم نیروئی را مقابل خود می بیند که با وجود نداشتن تشکل آزاد، در همه زمینه ها اورا به چالش کشیده است. نقاب های دروغین را از چهره اش بر داشته و مشروعیتش را به رسمیت نمی شناسد. این بار نیز رژیم با غیر قانونی نمودن احزاب دارای پروانه وگسترس فضای رعب و وحشت، نمی تواند به مقصود خود نائل گردد.

ضرورتی بر فضای میهن حاکم گشته است. نیروی تغییر، روز به روز با حیات خود، رژیم را وادار به خود زنی می کند. هر تلاشی که رژیم جهت بقای خود انجام می دهد به ضد خود تبدیل می گردد. این رژیم دیگر حتی فرهنگ اداره حکومت راهم ندارد. برای مردم ما فقط تجربه ای تلخ پس ازانقلاب باقی مانده است؛ آنهم سی سال دوام حکومت اسلامی و تحمل رنجی جان فرسا. اینک فضايی ایجاد شدده است که مردم بتوانند با مبارزه و همبستگی این دوران و رنجها را از سر بگذرانند.

افزودن نظر جدید