نسیم چپ دمکراتیک در آمریکای لاتین به روایت اریک سولهایم*

ترجمه از: 
صادق کار

روز یکشنبه گذشته با پیروزی دیلما روسف در انتخابات ریاست جمهوری برزیل، دومین رئیس جمهورچپگرا در برزیل به قدرت رسید. پیروزی دیلما و قدرت گیری چپ در آمریکای لاتین بیشتر به یک معجزه بزرگ سیاسی شبیه است. محبوبیت مردمی شدید لولا، رییس جمهور پیشین برزیل، بی تردید در پیروزی دیلما و تداوم دولت چپ تاثیرانکار نا پذیری داشته است. لولا در جریان کارزار انتخاباتی برزیل توانست ماهرانه  و هنرمندانە از محبوبیت خویش برای ترغیب مردم به رای دادن به دیلما و پیروزی کاندیدای چپ در این انتخابات استفاده کند.

برزیل در طی دهههای اخیر با سرعتی شگرف به شکلی موفقیعت آمیزدر عرصه های اقتصادی، اجتماعی، محیط زیست و دمکراسی پیشرفت و توسعه پیدا کرده است. در اثراین پیشرفت ها ده ها ميلیون نفر از مردم این کشور از فقرو تنگدستی رهایی یافته و سطح زندگی شان ارتقا پیدا کرده است. لولا در دوران ریاست جمهوری خود با تدابیری که در سیاست گذاری بکار گرفت توانست بطورموازی رشد اقتصادی و اجتماعی را تامین و توسعه دهد. او از یکسو شرایط برای افزایش سرمایه گذاری وفعالیت های اقتصادی را توسعه داد و از سوی دیگر برنامه توسعه اجتماعی گسترده و موثری را به اجرا نهاد و برزیل را به قدرت نخست و رهبر کشورهای منطقه و به یکی از قدرتهای مهم جهانی تبدیل نمود. در کنفرانس محیط زیست که سال گذشته در کپنهاک برگزار گردید مشخص گرديد که برزیل در زمینه محیط زیست نیز به موفقیعت های چشمگیری دست یافته است؛ برای نمونه، در طول 7 سال سرعت جنگل زدایی در جنگلهای آمازون به میزان 75% کاهش یافته است، که این خود یک موفقیعت بزرگ در زمینه حفظ محیط زیست است که مشابه چنین موفقیتی را در کشور دیگری نمی توان سراغ داشت. اینک برزیل نیز به مانند چین به الگوی الهام بخش برای توسعه در جهان تبدیل شده است.

تبديل چپ گرایی در آمریکای جنوبی به یک روند فراگیر درمنطقه

صرف نظر از استثنا های کمی که وجود دارد، نسیم چپ دمکراتیک در تمام قاره در حال وزیدن است. برای نخستین بار، کشورهای قاره، ديگر توسط سیاستمداران الیت این جوامع اداره نمی شوند و سیاستمداردارن حاکم، برخلاف گذشته، اینک شبیه و از جنس انتخاب کنندگان خود هستند. اوا مورالس رئیس جمهور سرخ پوست بولیوی خود در یک خانواده فقیر بزرگ شده است. رهبری دولت در پاراگوئه در دست اسقف بنام لوگو قرار گرفته که از لايه های پايين و فقير جامعه برخاسته است. در کشوری دیگر زنان و در یکی دیگر یک پرفسور اقتصاد حکومت می کند و در جاهای دیگر کسانی که هرگز سا بقه بودن در قدرت نداشتهاند زمام امور را بدست آوردهاند.

یکی از تحسین بر انگیز ترین کسانی که من در دفتر کارش با او ملاقات کردم، موجیکا رییس جمهور اروگوئه است. موجیکا مرد ی است با جثهای کوچک که شلوار و پیراهن یخه باز و کت ساده چاکداری، تن پوش او را تشکیل می دهند. انتخاب یک چنین شخصی در یک کشور پیشرفته از طریق انتخابات آزاد به مقام ریاست جمهوری به سختی قابل تصور است. با این حال او رئیس جمهوری است که هم در میان مردم فقیر و هم ثروتمند محبوبیت فراوانی دارد. اوکه قبلا رهبری یک گروه چریکی در کشورش را به عهده داشت، 14 سال از زندگی خود را در زندان سر کرده است. او می گوید در 10 سال نخست زندان حتی از داشتن کاغذ و قلم محرومش کرده بودند. وقتی از او پرسیدم این همه مدت ماندن در زندان را چگونه به سر آوردی؟ گفت قبل از ظهر هایم را صرف طراحی نقشه ماشین های مختلف در مخیلهام می کردم، بعد از ظهر ها نيز با راه رفتن در سلولم به شب می رسیدند و شبها یم را صرف آموختن سازماندهی جامعه از مورچه ها و قو رباغە ها می کردم.

5 سال پیش وقتی که وزیر توسعه شدم ، مایل گشتم خودم را روی آفریقا این فقیرترین قاره دنیا متمرکز نمایم. آسیا را قارهای در حال پیسرفت شناختم، آمریکای لاتین را کمی در انزوا و چیزی بین دو قاره دیگرکه نه به اندازه آفریقا فقیر بود و نه به اندازه آسیا در حال پیشرفت.

سالهای بسيار، نروژ بر تغيیرو تحولاتی که در آمریکای لاتین در حال انجام بود چشم فرو بسته بود. بعد از تشکیل دولت اتلافی سرخ و سبز این دولت تازه، تغيیر و تحولات در قاره آمریکا را کشف و درک کرد. اینک خیلی ها از آمریکای لاتین و از پیشرفتهای اقتصادی، اجتماعی، کاهش فقر، بهبود محیط زیست ومهمتراز همه ، تغيیر و تحولات چشمگیردمکراتیک در این قاره سخن می گویند. بی تردید کسترش دمکراسی در این قاره سهم بسزایی در پیشرفت و توسعه ایفا میکند، با این حال وقتی که از وزیدن نسیم چپ دمکراتیک در قاره صحبت می کنیم نباید از یاد برده شود که چپ کنونی در این منطقه یک چپ یک دست نیست. میان چاوز و لولا فاصله زیادی وجود دارد. لولا موفق شده است هم میان شرکت های چند ملیتی برزیل و هم میان کارگران روستایی مقبولیت و محبوبیت پیدا کند و با همه کشورها از آمریکا گرفته تا ایران رابطه دوستی بر قرار کند. اما چاوز هم در کشور خود و هم در جهان درگیری ایجاد می کند. به هر حال آمریکای لاتین دارد همان مسیری را دنبال می کند که اروپا بعد از جنگ دوم جهانی آنرا پیمود. امروزه پس از تحولات انجام گرفته، سرخ پوستان بولیوی دیگر حاضر نیستند به موقعیت زمانی اشغال قاره رجعت داده شوند؛ زيرا اکنون می دانند که آنان نیز می توانند در مبارزه بر سر بدست گرفتن قدرت شرکت کنند و آن دورهای که سرخپوستان حتی با اکثریت جمعیت دو سومی شان در یک کشور، از شرکت در ارتش محروم شده بودند، دیگر به سر آمده است.

بیداری آمریکای لاتین تناقضات و تغیراتی در مبا دلات سنتی بازرگانی این کشور ها بوجود آورده که یکی از مهمترین آنها گسترش مبادلات بازرگانی و اقتصادی میان چین و کشورهای قاره است. بطوری که حجم مبادلات اقتصادی میان برزیل با چین هم اکنون از میزان مراوادات اقتصادی برزیل با آمریکا بیشتر است. مناسبات اقتصادی میان کشور کوچک اروگوئه با چین بطور بیسابقهای افزایش یافته است. این مناسبات طبیعتا به مناسبات اقتصادی محدود نخواهند ماند و می توانند با خود تغیرات سیاسی دگرگون کنندهای را به همراه داشته باشد. امروز دیگر کسی تصور نمی کند که آمریکا بخواهد با یاری نيروهای نظامی بومی، رژیم های راستگرای دست نشانده را جایگزین دولتهای کنونی در منطقه کند. مناسبات و نقش چین با کشورهای آمریکای لاتین باعث چنان دگرگونی های در منطقه گردیده که بازگشت به گذشته را نا میسر نموده است. اینک برزیل می تواند تنها به منافع و علایق کشور و مردم خود بیاندیشد ومناسبات خود با دیگران را بر این مبنا تنظیم کند.

پیشرفتها در آمریکای لاتین بزرگ و دست آوردها بسیار با اهمیت و تاثیر گذارهستند، اما مسایل باقی مانده پیش روی نیز به همان اندازه بزرگ و دشوارمینمایند. شاید مهمترین مشکل در این قاره هنوز، با وجود پیشرفتهای صورت پذیرفته، میزان نابرابری میان فقیر و غنی باشد. آمریکای لاتین از این لحاظ هنوز بدترین قاره جهان است. فاصله طبقاتی در هیچ کدام از قارههای جهان هنوز ژرفتر از آمریکای لاتین نیست. آمریکای لاتین به احتمال یقین صاحب احمق ترین سرمایه داری جهان بوده است زیرا تردیدی نیست که لازمه پیشرفت اقتصادی ایجاد تفاهم و جلب عموم مردم از طریق رعایت منافع همگانی است. در آمریکای لاتین در گذشته همه راه ها را بروی مردم بستند و شرایط را برای موج چپگرايی و ظهور دولتهای چپ دمکراتیک، فراهم نمودند. سزای آنها منطقا نمی توانست چیزی غیر از این که شد، باشد.

یکی دیگر از امور دشواری که پیش روی دولتهای آمریکای لاتین قرار دارد، استفاده درست از در آمدها است. در ملاقاتی که با وزیر دارائی پاراگوئه داشتم، او با لبخندی گشاده در اینباره به من گفت: "من نمیدانم وقتی که ملیاردرهای کشور من حاضر نمی شوند کشور خود را یاری دهند، به کارگران نروژی که کمک های خارجی شما به ما از طریق بخشی از مالیتهای آنان تامین میشود، چه جواب قانع کنندهای می توانم بدهم."

دولتهای چپ آمریکای لاتین برای اینکه بتوانند از رشد و پیشرفت اقتصادی مناسب بهرمند شوند باید از الگوهای رشد موفق برزیل و شیلی استفاده کنند. این دولتها به احتمال قریب به یقین میتوانند پس از انجام رفرمها نیز موقعیت خود را همچنان حفظ نمایند. البته مورد ونزولا یک استثنا است زیرا معلوم نیست که آیا چاوز میتواند مانند دیگر کشورهای منطقه فقر در کشور خود را کاهش دهد یا خیر؟

سومین مانع بر سر راه دولتها، قطب بندی سیاسی خشن و شدید جامعه بویژه در کشورهايی است که این امر و نزاع های سیاسی به صورت فرهنگ در آمده است. تمایل غالب در برخی از کشور ها بیشتر از آنکه جهت گیری و میل به سازش و آرامش داشته باشد، متمایل به ناسازگاری و نزاع است. چاوز در ونزولا بیشتر متمایل به دامن زدن به درگیری و نزاع است. او از هر نیرنگی برای مقابله با اپوزیسون خود بهره میگیرد. از طرف دیگر مخالفان چاوز نیز آماده حمایت از کودتا علیه او هستند. جالب اینکه دولتهای برزیل و اروگوئه از طریق توافق و سازش در جامعه در مقایسه با دیگران در تحکیم موقعیت و رشد اقتصادی و تقسیم در آمدها بسیار موفق تر بوده و نتایج بهتری در این عرصه ها بدست آوردهاند. در آمریکای لاتین سیاست و اشخاص در هم تنیده هستند. آمریکای لاتین جدید، با کشتکاران کوکایین، مورالس، لولا و اتحادیه های کارگری، اسقف لوگو و موجیکا رهبر پیشین چریک ها همه سمبلهای آمریکای لاتین امروزو شخصیت های تحسین بر انگیزی هستند با تاریخ خاص خود که توانستند از طریق تلطیف روشهای مبارزاتی شان راه را نه تنها برای خویش بلکه برای ظهور اوباما نیز در آمریکا هموارکنند. براستی نمیتوان تحت تاثیر این شخصیت ها و رفتار آنان قرار نگرفت، ازتحسین آنان پرهیز نمود و دچار هیجان نگردید.

مردم برزیل اینک با رای خود دیلما روسف را رییس جمهور کردهاند. او نیز گذشته پر فراز و نشیب و دشواری را از سر گذرانده است. کسی است که در گذشته در برزیل چریک بوده و زندانی و شکنجه شده است؛ با این وصف اما او اینک یک رییس جمهور معمولی است. این شاید همان رییس جمهور چپ گرا به شکل مثبت  تغیر کردەای است که چپ دمکرات آمریکای لاتین بیش از هر چیز به آن نیاز دارد.

----------------------------

* اريک سولهايم ، رهبر پیشین حزب سوسیالیستی چپ و وزیر محیط زیست و توسعه در دولت اتلافی حاکم نروژ

منبع: 
روزنامه نروژی کلاسه کامپن

افزودن نظر جدید