تفنگتان را علیه مردم بکار نگیرید!

جدا کردن و تحریک مردم علیه یکدیگر همواره یکی از ابزار دیکتاتوری ها برای تحکیم قدرت خود بوده است. آدولف هیتلر به این منظور به نفرت از یهودیان دامن زد، رابرت موگابه دیکتاتور زیمبابوه وقتی متوجه درماندگی خود در اداره کشور شد، به تبلیغات فوق العاده شدید علیه سفیدپوستان دست زد و سران جمهوری اسلامی هم از آغاز کوشش نمودند تخم نفاق و دشمنی را بین مردم بکارند. آنها برای اینکه مردم را از هم دور و با هم دشمن کنند، آنان را به خودی و غیر خودی تقسیم کردند و به جاسوسی علیه یکدیگر و حتی خویشاوندانشان دعوت نمودند. با شناخت بیشتر مردم از حکومت، جمع خودی های ولی فقیه کوچک و کوچکتر شد تا آنجا که امروز بسیاری از خودی های دیروز، غیر خودی های امروز میباشند و آنها نیز اکنون مانند سایر معترضین، فتنه گر و دشمن اسلام قلمداد میشوند.

شرکت آرام مردم در انتخابات سال گذشته نشانه رشد فرهنگ دموکراسی در ایرانیان بود. مردم با شرکت خود در رای گیری نشان دادند که به نظرات یکدیگر و نتیجه آراء جمع احترام میگذارند و بدین ترتیب در لزوم تقویت همبستگی ملی متفقند. اما در انتخابات تقلب شد. تقلبی که مسئول مستقیم آن به گفته وزیر اطلاعات خود رژیم، شخص علی خامنه ای ولی فقیه نظام بوده است. روشن است که چنین حکومتی نمیتواند نماینده مردم ایران باشد و فاقد هرگونه مشروعیت است.

مردمی که بدنبال تقلب در انتخابات ماهها در خیابانها دست به اعتراض زدند، شاهد بودند که بخشی از نیروهای نظامی و انتظامی از اعمال خشونت علیه تظاهر کنندگان خودداری میکردند و به اصطلاح هوای مردم را داشتند. این امر سران حکومت را که از تفاهم میان مردم وحشت دارند به فکر انداخت و آنها برای پایان دادن به این وضع دست به توطئه چینی زدند. نیروهای نظامی به خوابگاه دانشجویان حمله بردند و سینه های سرشار از عشق جوانان را با تبر و قمه پاره کردند. سران حکومت به این هم بسنده نکردند و فرماندهان نظامی از رده های بالا در زمانی که اعتراضات با آرامی ادامه داشت، به پخش اسلحه میان بسیجیان پرداختند و آنان را به تیراندازی بسوی مردم ترغیب نمودند. تظاهرات بخون کشیده شد و صدها تن کشته و مجروح شدند.

اطلاعاتی که از رفتار حکومت با فعالین سیاسی و بازداشت شدگان، بویژه در زندان کهریزک از درون نیروهای نظامی بیرون آمد، نشان داد که در میان نیروهای نظامی و انتظامی افراد شرافتمندی هستند که این جنایات را رد میکنند. مخالفت گویا چنان گسترده بود که یک فرمانده نظامی در صحبت علنی از مخالفت چند صد تن از کادرهای نظامی و لزوم برخورد "اقناعی"! با آنان صحبت کرد. از سرنوشت معترضین اطلاعی در دست نیست. اینکه چه بر سر پرسنل معترض نیروهای نظامی آمده و میآید را سرنوشت دکتر رامین پوراندرجانی، سرباز وظیفه ای که در رابطه با ماجرای کهریزک به قتل رسید و 19 آبان سالروز قتل اوست، نشان داد.

بدون شک پرسنل نیروهای نظامی و انتطامی نیز با خانواده های خود و جامعه در ارتباطند و از اوضاع وخیم کشور باخبرند. آنها میدانند که وضع بد اقتصادی، فقر، بیکاری، گرانی، تحریم ها، آلودگی محیط زیست، نارضائی و افسردگی عمومی، وضع نابسامان بهداشت و احتمال جنگی فاجعه آمیز، حال و آینده همه ایرانیان از جمله خود آنان را بخطر انداخته است. میدانند که امروز بهترین فرزندان کشور که به تقلب در انتخابات و پایمال شدن حقوق و آزادی های مردم اعتراض کرده اند، در زندانها تحت فشار و شکنجه اند. آنها اگر کمی بررسی کنند متوجه میشوند که مقصر این نابسامانی ها کسی جز ولی فقیه و حکومتش نیست. حکومت با دنیا بیگانه است، توان اداره کشور را ندارد و جواب اعتراضات مردم را با گلوله پاسخ میدهد. حتی اعتراض به وضعیت بد اقتصادی و حذف یارانه ها نیز جایر نیست: فرماندهان نظامی در روز های گذشته مقابله با "اخلالگران در اجرای قانون هدفمندی یارانه ها" را اولین وظیفه خود اعلام نمودند!

بدون شک افرادی در میان پرسنل نیروهای نظامی و انتظامی هم هستند که از خود سوال می کنند چرا باید حکومت خودکامه ولی فقیه سرنوشتی جدا از سرنوشت سایر دیکتاتوری ها مانند صدام حسین، طالبان و محمدرضاشاه داشته باشد؟ میدانند امواج اعتراض مردم که هر بار بلندتر میشود، بالاخره روزی ریشه استبداد را خواهد کند. صدای مادران عزادار و اعتراضات گروههای مختلف اجتماعی مانند زنان، کارگران، بازاریان، استادان، معلمان، دانشجویان، محصلین، اقوام، اقلیت های دینی، روزنامه نگاران، نویسندگان، هنرمندان، فیلم سازان، وکلا، پزشکان، پرستاران و مراجع دینی را که با استفاده از تمام اشکال مسالمت آمیز و مدنی اعتراض میکنند، میشنوند.

نکته اینجاست که وقتی یکی از عوامل رژیم اعلام می کند: "چه پانصد نفر چه صدهزار نفر، به حکم قرآن اعدام میکنیم"، افراد شرافتمند در نیروهای نظامی و انتظامی نمی توانند آن را ناشنیده بگیرند، زیرا ممکن است فردا از ایشان خواسته شود که در کشتار هموطنان خود شرکت کنند. آنها باید برای خود روشن کنند که آیا با مردم علیه خودکامگی اند یا با خودکامگان علیه مردم؟ نیروهای نظامی وطیفه دار دفاع از مرزهای کشورند و نیروهای انتظامی باید در خدمت مردم باشند و با آنهائی که مخل آسایش و آرامش ایشانند، مقابله کنند. این نیروها نباید به دیکتاتوری اجازه دهند که از آنان به عنوان وسیله ای برای پایمال کردن حقوق و آزادی های مردم و جنایت علیه بشریت استفاده کند.

خلاصه آنکه همصدا با استاد آواز ایران محمدرضا شجریان، از پرسنل آگاه نظامی و انتظامی کشور انتظار میرود که از اعمال خشونت علیه مردم خودداری کرده، تفنگشان را بر زمین بگذارند.

افزودن نظر جدید