کنفرانس جی 20 گامی کوچک به جلودرمسیر درست

ترجمه از: 
صادق کار

رهبران کشورهای بزرگ فقیر جهان برای اولین بار در کنفرانسی که قبلا جی 7 خوانده می شد و7 قدرت اقتصادی بزرگ و ثروتمند را شامل می شد، این هفته در پایتخت کره جنوبی شرکت نمودند، تا هم گروه کشورهای جی 20 را که ترکیبی است از اعضای جی 7 و 13 قدرت اقتصادی نو ظهور بنیاد نهند و هم در مورد مسایل و علایق اقتصادی و بحران موجود با یک دیگر مذاکره نمایند. مهمترین رویداد و تحول در کنفرانس قدرتمندترین رهبران جهان افزایش سهم و نفوذ رهبران کشورهای بزرگ و فقیر جهان در نهادهای مانند بانک جهانی و در تصمیم گیری ها اقتصادی جهانی است. اما با وجود امتیازاتی که به اقتصاد های پر رونق اختصاص داده شد، رهبران اقتصادهای نو ظهوراز نتایج مذاکرات راضی به نظر نمی رسند و نسبت به رهبران کشورهای ثروتمند از خود بی اعتمادی نشان می دهند. این بی اعتمادی در واقع یک بی اعتمادی مشکل ساز برای اقتصاد جهانی است. چینی ها حفظ و افزایش ذخایرارزی و پس اندازهای مالی کلان خود را که اینک سر به آسمان می ساید، به بهانه عدم تضمین دایمی سطح رشد و پس اندازی برای دورانهای بحرانی احتمالی توجیه مینمایند و حاضر به هزینه کردن از آنها در دوران رونق اقتصادی خود نیستند. سایر کشورهای برخوردار از نرخ رشد اقتصادی بالا نیز در این زمینه مانند چین می اندیشند. دریک کشورباید میان پس انداز کردن مردم با پس انداز نمودن دولت تفاوت قایل شد. وقتی که به شرایط مردم در بسیاری از کشورهایی که رهبران آنها در روزهای پنجشنبه و جمعه در کنفرانس جی 20 شرکت داشتند نگاه می کنیم، می بینیم آنها برغم رشد شتابان اقتصادی و اندوخته های کلان اقتصادی، همچنان فقیر هستند. درواقع آنهای که بیشتر از همه پس انداز می کنند، از دیگران فقیرترند. پس انداز کردن مردم در کشورهای که سیستم رفاه اجتماعی در آنها وجود ندارد، البته کاملا قابل فهم است؛ اما پس انداز دولتها در این جوامع را چگونه می شود توجیه کرد؟ در این کشورها نیازها  و کمبود های بسیاری  وجود دارند کە رفع آنها مستلزم سرمایە گذاری  است. این نیاز ها  ازبخش آموزش و تامین شبکه های آبرسانی تا زیر ساختهای دیگر را شامل میشوند. دولتهای دارای رشد اقتصادی بالا و ذخایر مالی می توانند با استفادە از منابع مالی کە در اختیار دارند و سودی که از سرمایه گذاریهای خود بدست می آورند برای توسعه این امور استفاده کنند. در آسیا کشورهايی وجود دارند که هم از رشد بالا برخوردارند و هم ذخایر مالی کلانی دارند. کشورهای ثروتمند عضو گروه جی 20 به استثنای ژاپن و آلمان، بر خلاف کشورهایی که ذخایر فراوانی دارند، کشورهایی هستند با قروض و بدهکاری های کلان که علاوە بر آن نیازمند پس انداز برای باز نشستگان خود نیز هستند. مردم آمریکا نیز تا قبل از آغاز بحران به جای پس انداز کردن  تا توانستە بودند برای خرید مسکن و غیرە از بانکها وام گرفتە و مانند دولت کشورشان بدهکار شدەاند. در گذشته سیل پول از کشورهای فقیر به سوی کشورهای ثروتمند جاری می شد واین پولها بدون حساب و کتاب به مصرف می رسید که  این خود در نهایت منجر به بحران مالی در سال 2008 گردید. برای دنیا عاقلانه تر این است که این پولها در داخل هر کدام از کشورهای فقیربه مردم همان کشور ها قرض داده شوند و صرف ایجاد و توسعه زیر ساخت های اجتما عی و رفع کمبود ها و نارسایی ها ی موجود و فقر گردند، تا اینکه بصورت پس انداز دولتها ذخیره شوند. چرا اینکار صورت نمیگیرد؟

دليلش تجربه بد این کشورها ازگذشته است؛ آنها هنوز فرار گروهی سرمایه گذاران با سرمایه هایشان در جریان بحران اقتصادی آسیا در سالهای 97 و 98 را از یاد نبردهاند. بحران و بیرون کشیدن سرمایه ها در آنزمان اقتصاد برخی از کشورهای آسیایی را ویرا ن کرد و آنها را وادار به گرفتن وام از بانک جهانی با شرایطی بسیار سنگین برا باز سازی اقتصاد شان نمود. آنها پس انداز می کنند چون نگران تکرار آن تجربه غم انگیز و تلخ و شرایطی که به هنگام بحران بانک جهانی به آنها تحمیل کرد، هستند.

در جریان آن بحران چین کمتر از سایرین آسیب دید وبهتر از دیگران بحران را مدیریت و از سر گذراند. کامیابی چین به این خاطر بود که خروج سرمایه در آنزمان در این کشور قانونی نبود و علاوه بر آن چین دارای مازاد در تجارت خارجی بود و توانست از این مازاد برای جبران عواقب بحران و خرید اوراق بها دار شرکت های دولتی در آمریکا استفاده کند. خرید سهام شرکتهای دولتی آمریکا در واقع بدهی دولت آمریکا به چین است. مازاد تجاری کشورهای فقیر و نیمه ثروتمند و خرید سهام شرکتهای آمریکایی و اروپایی توسط آنها، که وسیلهای است برای ایجاد ذخیره های مالی به برهم خوردن تعادل مالی و بحران مالی جهانی منجر شده است. چون این پس اندازها به صورت دلار ذخیره می شوند، سرمایه گذاران وصاحبان آنان مایل به کاهش ارزش دلار نیستند. از طرف دیگر چون مازاد تجاری خارجی یک هدف مرکزی برای کشورها محسوب می شود، آنها حاضر به تقویت و افزایش نرخ پول خود نیستند. بنا به همین دلایل آنها با چاپ اسکناس توسط آمریکا که به منظور ترغیب رشد دراقتصاد آمریکا قرار است صورت گیرد، به این علت که این کار به کاهش ارزش دلار و سرازیر شدن سرمایه به کشورهای دارای رشد شتابان اقتصادی منجر میگرد د،  و آن را عاملی برای فشاربرواحد پولی این کشورها وافزایش ارزش آن می دانند، با آن موافق نیستند. آنها عقیده دارند که پذیرش پیشنهادهای کشورهای ثروتمند ممکن است به تکراربحران اقتصادی سال های 97 و 98 منجرگردد. اما بهر حال اقتصاد جهانی نیز نیازمند رشد اقتصاد آمریکا واز سرگیری رشد اقتصاد آمریکا  وبه نحوی که این کشور بتواند قروض خود را باز پرداخت نماید، مستلزم سالم تر شدن اقتصاد آن است. اگر چین و سایر کشورهای دارای مازاد تجاری وذخیره مالی سیاست خود را تغيیر دهند و بجای افزایش ذخایر مالی خویش مقداری از آنها را در داخل کشورهایشان هزینه کنند، آن موقع شرایط برای افزایش نرخ رشد اقتصادی در آمریکا تسهیل خواهد شد. دادن قرض بیشتر به مشتری های بزرگ نه تنها مشکل اقتصادی مشتریان را چاره نخواهد کرد بلکه به افزایش کسری بود جه و بحرانی تر شدن اقتصاد آنان خواهد انجامید. اما چین و گروه کشورهای برخوردار از رشد اقتصادی بالا، تا حالا سیاست قرض دادن به آمریکا و کشورهای ثروتمند را دنبال کردهاند. کشورهای بزرگ فقیرکه وارد جرگه جی 20 شدهاند، اینک به قیمت کاهش سهم اروپا در هیئت مدیره بانک جهانی نیز وارد شده و از نقش و نفوذ بیشتری در آن برخوردار گردیده اند. با این حال باید با وارد کردن کشورهای فقیربه نهادهای بين المللی و جلب آعتماد آنان، به نحوی که احساس نمایند از حقوق مساوی با کشورهای ثروتمند جهان برخوردار هستند، برنامه رفرم در نهادهای جهانی را پیگیری کرد. شاید بتوان از این راه آنها را قانع نمود تا مبالغ بیشتری را در درون جوامع خود هزینه نموده و کشورهای ثروتمند هم فرصت پیدا کنند برای بازنشستگان خود پس انداز کنند. باری به هر حال می توان گفت، کنفرانس جی7 به سالمتر و اطمینان بخشتر کردن اقتصاد جهانی یاری رساند و جهان را برای تعداد زیادی بهتر از آنچه بود کرد.

----------------------------

*سوفیا ماتیاسن دبیر سرویس سیاسی روزنامه نروزی داگنس نرینگس لیو

افزودن نظر جدید