به مناسبت 25 نوامبر روز جهانی مبازره با خشونت علیه زنان

با خبر شدیم که اتحادیه های سراسری نروژ با سه سازمان دیگر از جمله خانه های امن زنان جزوه ا ی منتشر کرده اند تا بتوانند آنانی را که خواهان مبارزه با خشونت علیه زنان هستند، گرد هم آورد ه و با سازماندهی این نیرو مبارزه بر علیه خشونت را هر چه گسترده تر نمایند. آشنائی با این حرکت از آن جهت با ارزش است که نما ینگر نمونه ای از کار اتحادیه سراسری و سازمان های غیر دولتی در فرهنگ سازی جامعه به سمت جامعه بی خشونت است.

این نمونه در عین حال نشان می دهد که خشونت علیه زنان یک مشکل جهانی است و حتی جوامعی چون کشورهای اسکاند یناوی هنوز از این معضل رنج می برند و باز دراین مثال می توان دید که چطور یک اتحادیه کارگری که 50 درصد اعضای آن زن هستند برای مقابله با خشونت علیه زنان و زندگی بهتر برای اعضای خود و دیگر زنان می توانند نقش ایفا کند.

این چهار مرکز و سازمان عبارتند از:

ـ ال او : اتحادیه های کارگری در نروژ که بزرگترین سازمان کارگری است. بیش از 860.000 عضو دارد که 50 درصد آنان را کارگران زن تشکیل می دهند. بسیاری از ایرانیان مقیم نروژ عضو این اتحادیه هستند و به فعالیت می پردازند. همچنین این اتحادیه به مناسبت های مختلف از حکومت ایران خواسته است که به حق کارگران ایرانی برای داشتن سندیکاهای مستقل احترام بگذارد و همچنین خواستارآزادی منصور اسالو و ابراهیم مددی دو کارگرزندانی است.

ـ خانه ها ی امن، که خواهان برهم زدن هر گونه قید و شرطی در جامعه هستند که خشونت علیه زنان را توجیه، پشتیبانی، و تحمل می کند و از نظر سیاسی بی طرف است. بسیاری از زنان ایرانی به این خانه های امن پناه برده و تحت پوشش قرار میگیرند و این خود باز نشان دهنده مشکلات گروه دیگر از زنان ایرانی است که هرچند در کشوری آزاد زندگی می کنند اما همچنان زیر فشار و تحت خشونت های خانگی قرار می گیرند.

ـ روبان سفید، که از جمله تلاش برای جلوگیری استفاده از انواع مواد مخدر، حمایت از خانواده، و همچنین ارتقاء برابری جنسیتی و صلح بین الملل ... است و در 46 شاخه فعالیت می کند.

ـ رفورم، سازمانی است که هدف خود را کمک به مردانی می داند که در وضعیت دشواری قرار دارند وهمچنین در بهبود شرایط زندگی مردان و بالا بردن کیفیت زندگی آنان مشارکت دارد.

متن جزوه منتشر شده به شرح ذیل است:

چگونه است که هنوز جامعه ما چالش عمده ای به نام خشونت علیه زنان و کودکان را در مقابل خود دارد؟

آزار و اذیت جنسی، روانی و خشونت فیزیکی، تجاوز، زنای با محارم، تهدید، ختنه زنان، ازدواج اجباری، هرزه نگاری و تن فروشی، قاچاق زنان و قتل ها، کلماتی هستند که توصیف بزرگترین جنایات علیه زنان و کودکان در سراسر دنیا می باشند.

زنان، بدون در نظر گرفتن محل زندگی سن و یا وضعیت زندگی که دارند مورد خشونت قرار می گیرند. در مقیا س جهانی از هر سه زن یک نفراز آنان در طی زندگی خود در معرض سوء استفاده، سوء استفاده جنسی و یا سایر اشکال خشونت قرار می گیرد. خشونت علیه زنان چنان گسترده است که بر طبق پژوهشی که از سوی بانک جهانی انجام شده، یک تهدید برای بهداشت جهانی همتراز با ایدز و سرطان می باشد.

این مسائل در کشور برابری جنسیتی خواه ما نیز اتفاق می افتد. آسیب های ناشی از خشونت، چه از نظر جسمی و چه از نظر ذهنی مانع ازآن می شود که زنان در جامعه مشارکت داشته باشند. خشونت همچنین مانعی بر سر راه توسعه کشور، توسعه اقتصادی، سیاسی و دموکراتیک است.

بنابر این ما از خود بپرسیم: چگونه است که حتی جامعه ما در سال 2010 هنوز چالش عمده ای در رابطه با خشونت علیه زنان و کودکان در پیش روی خود دارد؟ در دهه های اخیر مردان مسولیت بیشتر و بیشتری را در مراقبت از کودکان برعده گرفته اند، زنان از حقوق و شرایط کاری بهتری برخوردار هستند و تغییر تدریجی در توزیع ساعات کار و زمان صرف شده در خانه وجود دارد. اما با وجود که اینکه ما تا به حال در زمینه های ساختاری و فرهنگی توسعه مثبت داشتیم، هنوز نتوانسته ایم خشونت جنسیتی را کاهش بدهیم.

زمان آن رسیده است که برای تقویت کار روی مبارزه بر حذف خشونت علیه زنان چه در سطح بین الملل و چه در سطح ملی و محلی اقدام کنیم. به همین خاطر ما به دنبال مردانی هستیم که در مبارزه با خشونت علیه زنان و کودکان فعال هستند.

http://www.lo.no/s/Likestilling/Likestilling/Vi-trenger-deg---i-kampen-mo

بخش: 

افزودن نظر جدید