پیش بـه سـوی همبستگی اجتماعی

فیلسوف بزرگ یونانی، افلاطون در2400سال قبل گفت: اگریک مدرسه بازشود درب 50 زندان بسته میگردد.سخن حکیمانه ای است.درکشورما، زندان ها جا ومقام خود را دارند.بخاطرپربارنمودن فضای زندان ها ودوره های آموزشی که در آنجا دائرکرده اند، در دانشگاه ها، نخبگان را د ستبند می زنند وبا ضرب وشتمشان بە آنها درس اطاعت می دهند. چرا؟ مسئولین مربوطە روش گزینش دانشجو و دە ها دام وتله دیگر بر سر راە ورود جوانان بە دانشگاە ها قرار دادە اند تا مانع ورود کسانی شوند کە از نظر حکومت فاقد صلاحیت دانشجو شدن است. با این وصف، جوا نا ن این موانع را پشت سر می نهند وبا وجود گرانی هزینە تحصیل و افزایش مدا وم هزینە های زندگی وارد دانشگاە ها میشوند و روزبه روزبه تعداد دانشجویان اضافه شده و صدایشان بلند ترمی گردد. رژیم بخاطراین که فرکانس صداها رادرجامعه تنظیم کند، دست روی دانشگاه گذاشته وبه بازداشت دانشجویان اقدام نموده است. همیشه دانشگاه زبان درد جامعه ودانشجوبوده است. براستی دردانشگاه چه خبراست؟ همینکه این جوانان پای درون دانشگاه می گذارند، نگاه شان دگرگون می شود، لحن شان عوض می شود. راه رفتن شان تغییرمی کند، فقط نمی تواند این باشدکه، انبوهی ازجوانان دریک جا گردآمده اندوچون باهم روزها وشب هااختلاط می کنند، این وضعیت پدید می آید. پادگانها وسربازخانه ها نیز پرازجوانانی است که مدام با هم هستند. چرا درآنجا این خبرها نیست؟

ازبدو تاسیس دانشگاهها درکشورما، دانشجویان همیشه صدای جامعه بوده اند.آنچنان که درانقلاب 57 نقش ارزنده خود را به اثبات رساندند.به همین دلیل رژیم برای خاموش کردن صدا ی دانشجویان با مبادرت بە انقلاب فرهنگی، به تعطیلی دانشگاه ها اقدام نمود. و وقتیکە دانشگاە ها را از وجود دانشجویانی کە حاضر بە همراهی و اطاعت از رژیم نبودند پاکسازی نمود پس از بازگشایی دوبارە دانشگاهها، از ثبت نام بیش از50 هزاردانشجو جلوگیری بعمل آورد.خیل بیشماری ازاین گروه دانشجویان به زیرتیغ بیدادگاه های انقلاب اسلامی شان رفته و درخاک غنودند.

درطی نزدیک به 20 سال، رژیم درکشاکش و زورآزمائی های خود درقدرت وجایگزینی های متنوع و متفاوت، با جنگ و ادامه آن وبا کشتارزندانیان سیاسی و به محاق بردن جامعه، پنجه خون آلودش رابردرب هرخانه، مدرسه ودانشگاه نشانه زد.دانشگاهها با گزینشی شدن واختصاص سهمیه بە طرفداران حکومت گرچە برای مدتی تا حدودی آرام گرفت اما این آرامش مدت زیادی دوام نیاورد و دانشگاە و دانشجو دوبارە موقعیت گذشتە خود را بە عنوان سخنگویی جامعە باز یافت. اما مبارزە اینک از دیوارهای دانشگاەها عبور نمودە و بە سایر گروەهای اجتماعی نیز سرایت کردە است.

پس از22 خرداد 88، پس از به خون غلطيدن ندا، ما شاهد تولد دهها هزارندا شدیم. ما پس آن آتشی که به جان ترانه زدند، هزاران ترانه آتشین رابرلبانمان جاری کردیم. ماپس ازآن که سهراب را گمنام درخیابان شکارکردند و انتقام ازاهالی خیابان را با تن زخمی اش گرفتند، درآندم سهراب به صداها پیوست و درگلوگاه دختران و پسران جوان که سرود آزادی رازمزمه می کردند، هزاران سهراب صدایشان شنیده شد.ماپس از اینکه در کوچه پس کوچه های شهر، باچشمانی متورم و دردناک از گاز اشگ آور، درد نهفته درون جامعه رایک یک به خانه هایمان بردیم، شب ها پشت بام ها، فریاد از نهادمان برآوردیم و دیکتاتور رابه معرکه خواندیم و خواب آنها را آشفته کردیم. ذره ذره به هم پیوستیم و با هم توانستیم بە آنچنان نیرویی تبدیل شویم کە رژیم ر بە حشت مرگ دچار کنیم.اعمال وحشیانە و دد منشانە رژیم با مبارزان جنبش در زندانها نشانە وحشت آنها از سرنوشت خو یش است.

آنها در زندانها ازهیچ شکنجە و تحقیری علیە دانشجو، معلم، کارگر، استاد دانشگاه، وکیل، زنان پیکارگردر عرصه حقوق زنان، طرفداران حقوق بشر و حتی با بخشی از خویشان دیروز خود که امروز به صف مردم پپیوستەاند کوتاهی نکردەاند. ما با برداشتن نقاب دروغین ازچهره حکومت، قدرت خودرا عیان کردیم. امروزرژیم شبانه روزبا تدارک دهها نوع سرویس امنیتی ونیروی سرکوب، دراختیارداشتن انواع تجهیزات الکترونیکی مدار بسته ، ازکنترل شهرها، مکان های عمومی ، خصوصی وبا راه اندازی شبکه های اینترنتی ازچماق بدستان دیروزخیابانی تا روحانیونی که تریبون نمازجمعه ها رادراختیار دارند، هرنوع اتهام و دشنام و را نثارما می نمایند، اما نتوانسته به عمق این نیرودست پیدا کنند.همچنان زوایای مختلف نیرویمان، برایشان ناشناخته مانده است.این هنر ماندگاری جنبشی است که ، بار عمده آن را جوانان، علی الخصوص دانشجویان بر شانه هایشان حمل می کنند.رژیم پس از یورش به دانشگاهها و دستگیری های مختلف، از نو، شاهد اعتراض این قشرپویاگردیده است.رژیم به هرنقطه ای ازجامعه دست می گذاردآنجاصدائی دیگر با لحنی دیگرشنیده می شود.این اعتراض هادرپشت دیوارزندان هاهم به گوش می رسد. زندانیان دربند، اعم از، دانشجو یان، کارگران، زنان، معلمان، وکلا و دیگر اقشار گرفتارکودتاچیان با مقاومت خود به نیروی برآمده در جنبش مردم حیاتی تازه می بخشند.رژیم با صدور احکام سنگین برای زندانیان سیاسی، بويژه دانشجویان و فعالین حقوق بشر و تبعید آنها به شهرستان های دورازمرکزدراین اندیشه است که با پراکنده کردن و در فشارقراردادن خانواده های زندانیان سیاسی، در خاموشی صدای مردم، این حربه موثر بیفتد.اما مردم تمام نواحی که زندانیان به آنجا تبعید گردیده اند، با استقبال وهمراهی با زندانیان سیاسی، شکل دیگری از حضور را نشان دادند.روز به روز گستردگی صفوف همراهان مشاهده می شود.در فشار قرارگرفتن معیشت مردم، خصوصا اقشار زحمت کش و کارگر، در جامعه لحن های متفاوتی شنیده می شود.طول موج صداهائی که ازدرون جامعه برخاسته، رژیم رابه عکس العمل واداشته است.رژیم همچنان به شیوه سرکوب فکر می کند. علت اتخاذ این شیوه به خاطر این است که این رژیم با شیوه ای دمکراتیک واحترام به قانون شالوده اش بنا نهاده نشده است. وازابتدای روزهای انقلاب باهمین شیوه وبسیج بخشی از مردم که اسیرشعارها ووعده هایش گردیده بودند توانست دوام بیاورد.هر دوره به شکلی و به نوعی مردمرا بازی داده است. اینک روزهای آخر این نوع، بازی های رژیم است. با وضعیتی که پس از22 خرداد 88 پدیدآمد، همه ابعاد فاجعه آمیزاعمال رژیم آشکار گردیده است.مردمی که در طول 19 ماه گذشته توانستند هویت پنهان رژیم را، با دستان خالی وازجان گذشتگی جوانان شان آشکارکنند، هرروزدوری شان رااز قدرت نشان می دهند. هر روز به اشکال متنوع اعتراض شان را از زوایای مختلف بازگو می کنند. این رژیم تاقبل از انتخابات دهمین دوره ریاست جمهوری، با پنهان نمودن خود پشت مردم، از قدرت مردم سود برده و کشور را تاپای دخالت بیگانگان سوق داده بود. از آن روزی که مردم به میدان آمدند و رژیم را به معرکه خواندند، تمام دنیا فهمیدندکه، بین رژیم و مردم فاصله عمیقی وجود دارد. شناساندن این دمل چرکین بدون تلاش بی اندازه شجاعانه جوانان و دانشجویان، زنان پیکارگر، فعالین حقوق بشر، اقشار زحمتکش وکارگر امکان پذیر نبود. با بکارگیری از تمام شیوه های اعتراضی از حضور در خیابان ، تا فتح سنگر به سنگر، امکاناتی که می توانست صدای مردم را بهم و به دیگران رساند، در بهم پیوستن و پدیدارشدن نیروئی میسر شد که، رژیم را دراین عرصه به زانودرآورده است.این نیرو، درپیش روی به سمت کانون های قدرت، آن نواحی راهم دچاربحران نموده است.زمان به سود مردم می باشد. زندگی درفضای مجازی وبکارگیری از این فن آوری و توزیع اطلاعات، روز به روز قدرت مافیائی و خشونت باررژیم رابه نمایش می گذارد. امروز در جهان ِ زندگانی انسان ها، حرف اول را اطلاعات می زند. چه خبر وچه موقع دردسترس همگان قرارگیرد، انجا تشکل ها زاده می شوند، اعتراض ها ازاعماق جامعه خود را نشان می دهند و همبستگی مردم گسترده می گردد.در آفرینش این فضا و حضور مادی، مردم ما استعداد درخشان خود را نشان دادند. حول همین اعتراض ها وگسترش آگاهی ازوضعیت رژیم جایگاه خودرامی یابیم.وبا این ایدە تشکل ها یمان را سازمان دهیم.اینک ما به سوی همبستگی اجتماعی پیش می رویم.وضعیت فاجعه باری که رژیم با اتخاذ سیاسیت های نابخردانه خود کشور را دچار بحران های عدیده تورم و بیکاری، گرانی، فساد، فحشا، دزدی، اعتیاد نموده است، هریک ازمعضلات برشمرده دردرون خود، نیروئی ازاعتراض های نهفته ای رادربردارد.هرشهر، هرکارخانه هرواحد تولیدی، آموزشی در این رابطه ، بامشکلاتی که دست به گریبان است ومنشاء آن رژیم و دولت کودتادئی آن م میباشد اعتراض نهفته درآن، مارابه هم نزدیک می کند. آنها همه جا را به اشغال خود درآورده اند.آنها با یک فراخوان ازسوی مردم، ازقبل سلول های زندان وهمۀ اداوات آموزشی خود را مهیا می نمایند.آنها دراین رابطه کاملا به روزعمل می کنند. آنها به خود این حق رامی دهند، که درهرساعتی ازروز یاشب به خانه ها یورش بیاورندو هرجا و هرموقع خواستند، ایجاد رعب ووحشت نمایند. ما در کشور خودهیچ مرجعی برای اعتراض به این گونه اعمال نداریم. چون که دست همۀ آنها، درپدید آوردن این وضعیت دخیل است. آنها با غصب تکه هائی از قدرت، رنج وعذابرا بر مردم تحمیل نمودە اند. شکنند گی این قدرت دراعتراض پیوسته و گوناگونی حرکت ما میسر می شود.رژیم جهت حفظ قدرت خود بااتخاذ شیوه سرکوب، به حوزەای پا گذاشته که درآنجا مردم دیگر با او نیستند. سرانجام رویگردانی مردم از رژیم و گسترش مبارزات آنها سبب پیروزی مردم ما بر رژیم خواهد شد.

افزودن نظر جدید