هیچ کس نباید فراموش شود؛

هیچ کس نباید فراموش شود. امرو ,مثل سالیان پیش, در پائیز, پرستوها به خانه بازگشتند تا یاد ازسروهای کهن کنند. 30 سال است سروهای میهن,بازبان خاک,ازآزادی سخن می گویند. چطور میتوان گفت نسل امروز, کشتارزندانیان سیاسی درتابستان67 رانمی داند و نمی خواهد بداند؟چطور میتوان گفت, کشتار دهه 60 درزندانهای حکومت اسلامی راکسی بخاطر ندارد؟چطور میتوان گفت,از قتل های زنچیره ای که بنابه بیانیه شماره 3 مورخه 22.2.1378"کمیته دفاع ازحقوق قربانیان قتل های زنجیره ای" ادامه پروژه کشتارسیاسی تابستان 67 که در زمان دولت آقای هاشمی ووزیراطلاعات دولت هاشمی آقای فلاحیـان انجام شد را, طرح نباید کرد؟چطور میتوان گفت که, حمله اوباشان و قمه بدستان ولایت فقیه, به کوی دانشگاه تهران در18 تیر78 به گذشته سپرده شده است؟چرانباید هرزمان نوشت؟ از کشتار67, کشتاردهه 60 , ازقتل های زنجیره ای, از عزت ابراهیم نژادها, کیانوش آساها,نداها, ترانه ها, احسان ها, فرزادها, شیرین ها ودهها وهزاران جان شیفته ای که صدایشان بخاطرآزادی به خاموشی گرائید.

هرصــدائی رااین جکومت برای ادامه حیات اش خاموش کرد. این حکومت مشروعیت خود را نزد مردم از دست داده است.اماهمچنان مانند 30 سال پیش,با همان شیوه های منسوخ شده به سرکوب اعتراضات بحق مردم,می پردازد. اوین ها وگوهر دشت ها را کافی ندانسته, کهریزک ها را بنا نهاده و با چنان شیوه های انتقام جویانه وکینه توزانه ای با زندانیان سیاسی رفتار می کند که در دنیا کم نظیر است.

رژیم حتی از تحویل اجسا د زندانیان سیاسی به عزیزان و خانواده های آنها خوداری میکند.و حتی هنوز هم برغم اینکه 2 دهه ازقتل عام زندانیان سیاسی می گذرد مانع رفتن خانواده های جان باختگان و مردم به گورستان خاوران برای گرامی داشت سالگرد فاجعه ملی کشتار زندانیان سیاسی میگردد و با خانوادهها و باز ماندگان زندانیان سیاسی در 30 سال گذشته با خشونت و تهدید بر خورد میکند.

علاوه بر آن رژیم با جلب اعتماد بخشی از مردم از طریق شیوه های مزورانه, به هزارتوی زندگی فردی وخصوصی آنان وارد میشود و بر مناسبات درونی و بیرونی خانواده ها تاثیر می گذارد و سیطره خود را از طریق مساجد, مدارس, دانشگاه, رادیو, تلویزیون, مطبوعات , مجالس مذهبی وغیره مستولی کرده و کوشش میکند مانع هر صدای غیر حکومتی در جامعه گردد. در چنین فضاێی هراس آوری روشنفکران و گروه های آگاه تر جامعه برای شکستن این فضای رعب و ارعاب به پا خاستند و کوشس نمودند مرزهای ممنوعهای را که رژیم در جامعه بوجود آورده بود از میان بردارند و واستبداد و خود کامگی را به مبارزه بطلبند.سروهای سرزمین ما, سربلندی شان, نشان ازسرهائی دارد که گردن به گردنکشی های حکومت ندادند.همیشه همین طور بوده است.ابتدا زمزمه ای به گوش می رسد.آنگاه پچ پچ خفته ای آغاز می گردد,سپس یکباره غریوی که پایه های حکومت را به لرزه درمی آورد. در 22 خرداد 88 چه نیروئی مردم را به خیابان آورد؟چگونه آن حریم خانه ها,گسسته شد وکوچه ها چون شطی روان, دریائی از انسان هارا در خیابان ها و شهرها, پدید آورد؟ در قالب هیچ کــس , تحقیر نگنجید. پیرو جوان, زن ومرد, دختر وپسر بهم پیوستندو آرمانشهرحکومت را با حضوردر خیابان ها به اشغال خود درآوردند.فرمان صادرشد.انبوه انسان های بی سلاح و درسکوت نشانه شدندو شلیک انجام گرفت.نا گهان , همۀ آنانی که مدت 30 سال گمنام, شبانه, در میان دخمه های رژیم, در زندانها, نا پدید گشته بودند, تولد

یافتند وترانه وسرودشان, ترنم لبان تشنه آزادی در میدان گشت. مردم ,علیرغم رفتار ددمنشانه ای که رژیم آن روز وماههای بعد درخیابانها با مردم و درزندانهابا زندانیان سیاسی انجام داد,با مقاومت خود, نیرومندیشان رابه حاکمان ثابت کردند.ورژیم دست به انتقام زدو دارهائی را فراهم کرد وبرای ایجاد سکوت قبرستانی, جانهای شیفته دیگری راکینه توزانه ستاند.هر قطره خونی که ازابتدای حکومت اسلامی برخاک میهن ریخته شد به دریائی از انسانها پیوست وچون موجی سبزگردیده میهن رابا تلاطم های خود بحرکت درآورد.امروز اساس ارتباط مردم با حکومت فروریخته است.تنهابااتکابه نیروی مردم می توان هرنوع تغییری را پدید آورد.صدای مردم در سرتاسر میهن به گوش می رسد.امروز دیگر یک صدا و انهم صدای رژیم شنیده نمی شود.زبان گفتگوی مردم تغییر کرده است.امروز همه از تغییرمی گویندوفصلی نو را نوید می دهند

افزودن نظر جدید