به مناسبت کنفرانس جهانی آب وهوا در هنگ کنگتغییرات آب وهوا، محدودیتهای توسعه و ضرورت سوسیالیسم

ترجمه از: 
نوید شادی

گزارش ارزیابی سال 2007، توسط هیئت منتخب دولتهای سازمان ملل در مورد تغییرات آب و هوا (I. P. C. C)، نقش فعالیتهای بشر را (با مصرف سوختهای فسیلی و مسائل توسعه ای) در گرم شدن جهان از زمان انقلاب صنعتی تا كنون مورد تایید قطعی قرار می دهد. با روند جاری اقتصادی و اجتماعی، جهان در مسیر فاجعه بی سابقه اكولوژیكی به پیش می رود [1]. وقتی گزارش I. P. C. Cمنتشر می شد، مدارك وشواهد جدیدی دال براینكه تغییرات آب وهوایی با گامهای خیلی سریعتر واحتمالا با نتایج مدهش تر از گزارش I. P. C. C به پیش می رود، پدیدار گردید.

مدارك جدید آشكار می سازد كه اقیانوس منجمد شمالی تا سال 2013 در فصل تابستان تقریبا یك قرن زودتر از مدل پیش بینی I. P. C. C خالی از یخ خواهد شد. با ذوب شدن كامل یخ تابستانی اقیانوس منجمد شمالی، فرو پاشی ورقه های یخی كشور گریلند، ممكن است كه تهدید بالا آمدن سطح آب دریاها به اندازه 5 متر یا بیشتر دراین قرن اجتناب نا پذیر گردد. حدود نصف جمعیت پنجاه شهر بزرگ جهان در معرض خطر و صدها میلیون از انسانها آواره وبی پناه خواهند گشت[2].

دمای زمین هشت دهم سانتیگرادگرمتر از زمان صنعتی شدن و در محدوده یک درجه سانتیگراد بالاترین متوسط دمای جهانی در طی یك میلیون سال گذشته است. دمای زمین با نرخ دو دهم درجه سانتیگراددر هر دهه افزایش می یابد و با تداوم انتقال گازهای گلخانه ای در دراز مدت شش دهم درجه در دهه خواهد رسید. بهرحال، با از دست رفتن یخ های تابستانی اقیانوس منجمد شمالی، جذب حرارت اقیانوس بیشتراز انعكاس حرارت تشعشعی آن خواهد شد كه این امر ممكن است موجب افزایش دما به اندازه سه دهم درجه سانتیگراد علاوه بر افزایش های قبلی ناشی از نشر گاز های گلخانه ای گردد. با احتساب این روند، تغییرات دمای زمین به دو درجه سانتیگرادبالاتر در مقایسه با زمان صنعتی شدن خواهد رسید كه این مرز بحران در تغییرات آب وهوائی محسوب می شود[3].

دو درجه سانتیگراد گرم شدن زمین منجر به خشكسالی گسترده و بیابان زایی در آفریقا، استرالیا، اروپای جنوبی و غرب ایالا ت متحده، از بین رفتن یخ بندان در آسیا و جنوب آمریكا، تجزیه و فروپاشی ورقه های یخ قطبی در مقیاس وسیع، انقراض15 الی40 درصد گونه ها ی حیوانی و گیاهی می گردد. بدتر از همه دو درجه گرم شدن زمین باعث بازخورد اساسی آب و هوا یی، نظیر بالا رفتن آب اقیانوسها، از بین رفتن جلگه های یخی و آزاد سازی گاز متان و فرو پاشی سیكل های كربنی خاك واقیانوس گردیده و تغییرات آب وهوایی از كنترل انسان خارج می شود.

طبق نظر جیم- لاولاك، یكی از دانشمندان سیستم زمین شناسی: اگر دمای متوسط جهانی حدودسه درجه سانتیگراد بالاتر از زمان صنعتی شدن و تراكم دی اكسید كربن در اتمسفر به حدود ppm 500 برسد، اقیانوسها وجنگل ها خود به منتشركنند گان گازهای گلخانه ای تبدیل خواهند گشت. در این صورت متوسط دما ی جهانی می تواند تا 6درجه سانتی گراد افزایش یابد كه اكثر نقاط كره زمین را غیر قابل سكنی برای افراد بشر خواهد ساخت و آب دریا ها حداقل 25 متر بالا آمده و موجب انقراض 90% گونه ها ی موجودات و جمعیت كره زمین 80%كاهش خواهد یافت[4].

جیم هاسن، مدیر مطالعات فضانوردی ناسا و یكی از دانشمندان هوا شناسی جهان می گوید: برای اجتناب از بالا آمدن ویرانگر سطح آب دریاها و از بین رفتن بر گشت ناپذیر یخ های گریلند و آنتارگتیتا و همچنین انقراض وسیع گونه های زیستی، دنیا بایستی طوری برنامه ریزی شود كه دمای آن یکدرجه سانتیگراد گرمتر نسبت به سال 2000 نگردد. طبق مدل موجودI. P. C. C، مفهوم آن این است كه تمركز گازهای دی اكسید كربن در اتمسفر نبایستی بیشتر از ppm 450 گردد. بهر حال در مطالعات اخیر، هاسن استدلال می كند كه در مدل I. P. C. C پتانسیل های مختلف بازخوردهای آب وهوایی مورد محاسبه قرار نگرفته است. مدارك مربوط به هوا شناسی نشان می دهد كه، اگربشریت می خواهد سیاره زمین را مشابه آنچه زندگی در آن بوجود آمده و تمدن در آن تو سعه پیدا كرده است نگهداری نماید، تمركز گازدی اكسید كربن در اتمسفر بایستی بهPPM 350 كاهش پیدا كند. مقدار گاز دی اكسید كربن در اتمسفر هم اكنونPPM 387 بوده وسالانه PPM2 به آن افزوده می شود[5].

كاملا مبرهن است كه بقاء بشریت و تمدن انسانی خیلی مشروط می باشد. بسته به شرایط، اغلب مردم (شامل بعضی ها كه ادعای دیدگاه سیاسی سوسیالیستی دارند) امید به اصلاحات اكولوژیكی در سیستم نظام سرمایه داری دارند و اصرار می كنند كه چنین اصلاحاتی در توان تكنیكی و ساختاری سیستم موجود اجتماعی وجود دارد. سوال فوری و اجتناب ناپذیر سیاسی این است: برای سیستم موجود اجتماعی یعنی سیستم سرمایه داری جهانی در تمام اشكال ممكنه اش، آیا این امكان وجود دارد كه بطور موثرتغییرات شرایط آب و هوایی جهانی را هدایت و جلو پیامد های فاجعه آمیز آن را بگیرد؟ اگر جواب منفی است. حداقل ملزومات سیستم اجتماعی جایگزین كه دارای ظرفیت سازمانی لازم برای ممانعت از بحران باشد چیست؟ اگر بحران قابل پیش بینی نیست روش یاری به تمدن بشری برای از سر گذراندن این بحران جیست؟ اینها سؤالاتی هستند كه هر فرد جدی در رابطه با بحران اكولوژیكی جهانی به طرق مختلف با آن مواجه می باشد.

 

پایدار سازی آب و هوا: نكات تكنیكی

برای ممانعت و یا كم كردن از بیشتر گرم شدن جهان، انتشار گازهای گلخانه ای ناشی از فعالیتهای بشری (بویژه انتشار دی اكسید كربن ناشی از سوخت های فسیلی) بایستی بصورت وسیعی كاهش داده شود. مقدار انتشار دی اكسید كربن به شدت انتشاردر انرژی مصرفی (مقدار انتشار دی اكسید كربن به ازاء واحد انرژی مصرفی)، شدت انرژی در تولید اقتصادی (انرژی مصرفی به ازاء واحد تولید) و سطح تولید اقتصادی (كه با تولید نا خالص داخلی سنجیده می شود G. D. P) بستگی دارد. بنابر این:

مقدار انتشار دی اكسید كربن به ازاء واحد انرژی ضربدر انرژی مصرفی به ازاء واحد تولید اقتصادی ضربدرسطح تولید اقتصادی = انتشار دی اكسید كربن

نظام سرمایه داری یك سیستم اقتصادی مبتنی بر دنبال كردن سود و انباشت سرمایه می باشد. در بازار جهانی سرمایه داری، سرمایه داران خصوصی، شركتها و دولت – ملت ها به رقابت شدید و دائمی در برابر یكدیگر، ترغیب می شوند. برای بقاء و چیره شدن در این رقابت و برای رسیدن به سود كلان مورد نظر و یا رشد اقتصادی سریع، سرمایه داران خصوصی، شركتها و دولت –ملت ها بر گسترش تولید و انباشت سرمایه در مقیاس وسیع به حركت در می آیند. بنابراین تحت نظام سرمایه داری، تولید اقتصادی بجز در موارد بحرانهای اقتصادی منجر به رشد می شوند.

در روی كاغذ، اگر شدت انرژی برای رشد اقتصادی سریعاً كاهش یابد، در این حالت میزان انرژی مصرفی نبایستی رشد پیدا كند. ولی تمامی فعالیتهای اقتصادی بطور اجتناب ناپذیر دارای تبدیلات شیمیائی و فیزیكی هستند كه بایستی مقداری انرژی مصرف شود (این موضوع نه تنها در تولید مواد بلكه در بخش خدمات نیز صادق است). در یك فعالیت اقتصادی مشخص، یكسری محدودیت های فیزیكی برای پایین آوردن مقدار شدت مصرف انرژی وجود دارد.

با سازوكاری كه بازار سرمایه داری كار می كند، هر گونه كاهش شدت مصرف انرژی منجر به تولید ارزان محصولات انرژیبر می شود و تقاضای كوتاه مدت برای انرژی نسبت به عرضه آن كاهش می یابد. محصولات ارزان در دراز مدت مردم را تشویق به مصرف بیشتر می كند. بدین ترتیب كاهش شدت مصرف انرژی (بالا بردن راندمان مصرف انرژی) تبدیل به انباشت سریع سرمایه (رشد اقتصادی) ودر نتیجه به ندرت منجر به كاهش مطلق در انرژی مصرفی می گردد[6].

در عمل، رشد اقتصاد سرمایه داری معمولا همپای با افزایش انرژی مصرفی می باشد. از سال 1973، علیرغم نسبتاً كند رشد اقتصادی، انرژی مصرفی جهان با نرخ 2%رشد پیدا كرده است كه با این نرخ رشد، انرژی مصرفی جهان تا سال 2050، یكصد وسی درصد رشد پیدا خواهد كرد. با این روند، برای اینكه امیدی به كاهش انتشار دی اكسید كربن به یك سطح مناسب وجود داشته باشد، شدت انتشار ناشی از انرژی مصرفی جهان بایستی بطور موثر قطع ویا مقیاس تولید اقتصادی بطور قابل ملاحظه ای كاهش پیدا كند.

در تولید انرژی الكتریكی سه چهارم انرژی اولیه مصرفی، سوخت های فسیلی می باشند. برای كاهش انتشار دی اكسید كربن در تولید انرژی الكتریكی، سه امكان تكنیكی وجود دارد. جذب كربن و ذخیره كردن آن، برق هسته ای و تولید برق از منابع تجدید پذیر (نظیر زمین گرمایی، باد، خورشید، جزرو مد، امواج، جریانهای اقیانوسی)

مقدار انتشار از نیروگاه هایی كه سوخت فسیلی استفاده می كنند، با جذب كربن منتشر شده در فرایند تولید برق و ذخیره كردن آن در زیرزمین می تواند كاهش پیدا كند. جذب وذخیره كردن بطوراساسی قیمت نهایی تولید برق را افزایش وراندمان انرژی را كاهش می دهد. ممكن است مكانهای آب بندی شده ذخیره سازی برای مقدار گسترده كربن وجود نداشته باشد. تكنولوژی این كار اثبات نشده و اعمال آن به نیروگاه های موجود امكان پذیر نمی باشد. در بهترین شرایط اعمال این روش بطور قابل توجه در نیروگاه ها به دهه ها زمان نیاز دارد. [7]

برق هسته ای مشكلات ایمنی و زیست محیطی جدی دارد و مقدار زیادی ضایعات رادیو اكتیو تولید می كند. نیروگاه هسته ای اورانیوم استفاده می كند كه یك منبع معدنی تجدید ناپذیر می باشد. یك گروه انرژی آلمانی اشعار می دارد كه منابع شناخته شده اورانیوم دنیا، به مدت 70 سال تقاضای جاری دنیا به آن را كفاف می دهد و دنیا با محدودیت تامین اورانیوم بعداز سال 2020مواجه خواهد شد. با توجه به زمان بر بودن طرح و ساخت نیروگا ههای اتمی، جاگزین كردن نصف نیروگاههای موجود هسته ای كه طی دو دهه آینده از مدار خارج می شوند با مشكل انجام خواهند شد[8].

تولید برق از منابع تجدید پذیرعلاج مسائل زیست محیطی نیست. تجهیزات و ساختمان مورد نیاز برق تجدید پذیر، نیازمند بخش صنعتی است كه از منابع انرژی تجدید ناپذیر مصرف می كنند. در مقایسه با برق تولیدی مرسوم، برق تولیدی از منابع تجدید پذیر گرانتر تمام می شود. باد وخورشید دو منبع مهم انرژی تجدید پذیر بصورت متناوب در دسترس می باشند، بنابراین برای تامین بار پایه (base load) نمی توانند مورد استفاده قرارگیرند و برای پشتیبانی بطور اساسی به برق مرسوم نیازمند می باشند[9].

به استثناء بیوماس، انرژی تجدید پذیر فقط می تواند برای تولید برق بكار رود[10]. تولید برق كمتر از 40%عرضه انرژی اولیه جهان و فقط 20%مصرف نهایی انرژی به حساب می آید. حدود یک سوم مصرف اولیه سوختهای فسیلی برای مصرف الكتریكی استفاده می شود ولی دو سوم آن بعنوان سوخت مایع، گاز و سوخت جامد در حمل ونقل، صنعت، كشاورزی، خدمات وبخش ساختمان مورد استفاده قرار می گیرد.

از كل مصرف نهایی سوختهای فسیلی، حدود40% در بخش حمل ونقل، 24% در بخش صنعت، 23%در كشاورزی، خدمات و بخش ساختمان و13% بعنوان مواد خام در صنایع شیمیایی بكار می روند. واضح است كه برق نمی تواند جایگزین سوخت های فسیلی در صنایع شیمیایی گردد. بعلاوه خیلی مشكل و یا غیر ممكن است كه برق جایگزین سوخت های فسیلی در حمل ونقل دریایی و هوایی، حمل ونقل باربری در جاده ها، فرایندهای صنعتی با دمای بالا، راه اندازی تجهیزات صنعتی سنگین وسازه ها، و بخش كشاورزی شود. از آنجاییكه از لحاظ تكنیكی امكان جایگزینی خودرو های سوخت فسیلی با خود رو های برقی وجود دارد ولی این تكنولوژی توسعه نیافته است و ممكن است دهه ها طول بكشد تا خودروهای برقی به بازار حاكم شوند.

بهر حال، از آنجایی كه در حال حاضر انرژی الكتریكی حدود سه چهارم انرژی اولیه خود را از سوخت های فسیلی بدست می آورد و حدود سه واحد زغال برای تولید یك واحد برق مورد نیاز می باشد. برقی كردن حمل ونقل، صنعت و سایر بخش ها منجر به افزایش انتشار دی اكسید كربن بجای كاهش آن خواهد شد. به منظور پایدار سازی شرایط آب و هوایی، برقی كردن این بخش ها كمكی به حل مسئله نخواهد كرد مگر اینكه برق تولیدی با كربن زدایی از آن همراه شود. (تكنیك جذب كربن، برق هسته ای، تولید برق با منابع تجدید پذیر).

حتی اگر تمامی مشكلات اقتصادی و تكنیكی بحث شده در فوق مرتفع شوند. دهه ها تبدیل انرژی الكتریكی جهان و استفاده آن در صنایع و حمل و نقل، طول خواهد كشید كه تا آن زمان فاجعه اكو لوژیكی جهان اجتناب ناپذیر خواهد بود.

بیوماس تنها منبع انرژی تجدیدپذیر می باشد كه بعنوان سوخت مایع و گاز می تواند مورد استفاده قرار گیرد[11]. بهر حال، به علت محدودیت خاك وآب تازه، بیوماس نمی تواند بجز مقدار كمی از تقاضا برای سوخت گاز و مایع را تامین كند. مطالعات اخیر با احتساب فرسایش خاك و آمایش زمین نشان می دهد كه سوخت های ساخته شده از بیوماس عملا بیشتر از سوخت های مرسوم فسیلی گاز های گلخانه ای منتشر می كنند[12].

 

تغییرات آب وهوایی و موانع توسعه

بر اساس گزارش I. P. C. C، برای محدود كردن گرم شدن جهان به 2الی4/2 درجه نسبت به دمای قبل از صنعتی شدن، لازم است مقدار دی اكسید كربن معادل در اتمسفر (با احتساب اثرات كلی دی اكسید كربن و سایر گازهای گلخانه ای) در حدود PPM490- 445 باشد.

انتشار جهانی دی اكسید كربن از سال 2000 با نرخ رشد 3% بوده است. اگر روند رشد كنونی ادامه یابد در سال 2010 انتشار جهانی دی اكسید كربن از مقدار آن در سال 2000 به اندازه 33% بیشتر خواهد شد. برای ثابت نگهداشتن مقدار دی اكسید كربن معادل در سطحPPM 490 -445، انتشار گازهای جهانی نسبت به مقدار آن در سال 2010به اندازه 89-63% بایستی كاهش داده شود.

آیا این هدف (كاهش این مقدار انتشار گازهای جهانی) در لوای سیستم جهانی سرمایه داری با توجه به گرایش دایمی این نظام به انباشت سرمایه و رشد اقتصادی قابل دسترسی است؟ جدول (1) سناریوهای مختلف كاهش انتشار گازها، كاهش شدت مصرف انرژی و رشد اقتصادی مربوطه را (برای اینكه 63 % انتشار گازها كاهش یابد تا دی اكسید كربن معادل در سال 2010 در مقدارPPM 490 متعادل شود) نشان می دهد. این سناریوها، بر اساس خوشبینانه ترین فرضیات، تغییرات لازم برای پایدار سازی سطح انتشار دی اكسید كربن را بصورت مایوس كننده ای به نمایش می گذارد و نشان می دهد كه عمل پایدار سازی تحت شرایط رشد اقتصادی وانباشت سرمایه امكان پذیر نمی باشد.

همان طوری كه قبلا ذكر شد، در خیلی از موارد جایگزینی مصرف مستقیم سوخت های فسیلی با برق امكان نا پذیر است. بهر حال در تمامی سناریوها، فرض شده است كه 50% مصرف نهایی سوخت فسیلی در سال 2050برق خواهد بود و همچنین علیرغم محدودیت های متد های جذب كربن، انرژی هسته ای و برق تجدید پذیر، در سناریو های مختلف بطور خوشبینانه فرض شده است كه 50، 75 یا 100% تولید برق فعلی در سال 2050با تكنیك جذب كربن انجام خواهد شد (این درصد ها مربوط به كاهش شدت انتشار متوسط 1، 1. 7 یا 2. 7 در سال می باشند. )

شدت مصرف انرژی فرض شده است كه 33، 45 یا 55% در سال 2050 كاهش پیدا كند. (این درصد ها مربوط به1، 1، 5 یا 2% متوسط كاهش شدت مصرف انرژی می باشند. ) 33%كاهش شدت مصرف انرژی معادل این است كه متوسط شدت مصرف انرژی كشورها ی جهان به سطح متوسط راندمان انرژی كشورهای پیشرفته سرمایه داری كنونی برسند. 45 یا 55% كاهش معادل این است كه كلیه تكنولوژی های پیشرفته كشور های سرمایه داری كنونی به كشورهای پیرامونی برسد. در این جا سوالی پیش می آید كه آیا این سطح از تكنولوژی قابل انجام در كشورهای پیرامونی می باشد؟ همچنین حائز اهمیت است كه سه فاكتور فرض شده در این سناریو ها، شدت انتشار گازها، شدت مصرف انرژی و رشد اقتصادی لزوماً فاكتورهای مستقل از یكدیگر نمی باشند. بهر حال در این سناریوها كلیه این عوامل بصورت خوشبینانه ای صرفنظر شده اند.

با دانستن مقدار كاهش شدت انتشار ومیزان كاهش شدت مصرف انرژی می توان نرخ رشد اقتصادی ماكزیمم مربوط به آنها را محاسبه نمود. بعنوان مثال، در سناریو1، فرض كنید كه 50% انرژی الكتریكی كه در حال حاضر سوخت فسیلی استفاده می كنند در سال 2050به سیستم جذب كربن مجهزشوند (با اعمال كاهش شدت انتشار متوسط سالانه 1%) واینكه شدت مصرف انرژی 1% در سال كاهش یابد. در این صورت برای كاهش مقدار انتشار به میزان 63% از سال 2010 تا سال 2050، متوسط نرخ رشد سالانه اقتصادی نبایستی از 4/0- % تجاوز نماید. یعنی رشد اقتصادی بایستی كاهش پیدا كند. به همین طریق در سناریو9، فرض كنید كه 100% انرژی الكتریكی كه در حال حاضر سوخت فسیلی استفاده می كنند در سال 2050 به سیستم جذب كربن مجهز شوند (با اعمال كاهش شدت انتشار متوسط سالانه 2. 7%) واینكه شدت مصرف انرژی 2% در سال كاهش یابد. متوسط نرخ رشد اقتصادی نبایستی از 2. 3% تجاوز نماید. واضح است كه مقادیر فرضی كاهش های شدت انتشار و شدت مصرف انرژی در جدول (1) در برابر عملكرد تاریخی سیستم اقتصادی سرمایه داری جهانی، رویائی می باشد. بهر حال در اكثر سناریوها، رشد اقتصاد جهانی، بایستی دارای ایستایی اساسی و در یك سناریو عملا دارای رشد منفی باشد. این شرایط با فرض كاهش انتشار و شدت مصرف انرژی بمراتب بیش از عملكرد تاریخی متوسط بدست آمده اند. با در نظر گرفتن رشد یك درصدی جمعیت در جهان، فقط خوشبینانه ترین سناریو ها، منجر به رشد اقتصادی مثبت در جهان خواهند شد. حتی با خوشبختانه ترین سناریو ها در پایدار سازی كربن اتمسفر، طبق بر آورد I. P. C. C جهان تا دمای 4/2درجه سانتیگراد نسبت به زمان انقلاب صنعتی گرمتر خواهد شد. در واقع پروژه I. P. C. C مسائل توسعه ای كه اخیرا اتفاق افتاده به حساب نیاورده است. یخ تابستانی اقیانوس منجمد شمالی تقریبا نا پدید شده است بنابراین حرارت بیشتری را جذب خواهند نمود. تمركزPPM 490 دی اكسید كربن معادل دراتمسفر، احتمالا منجر به بالا رفتن دمای جهانی به 7/2 درجه سانتیگراد بجای 4/2 درجه سانتیگراد اعلان شده بوسیله گزارش I. P. C. C خواهد شد كه نزدیك به 3درجه سانتیگراد می باشد. طبق نظر جیم -لاولاك این درجه حرارت منجر به خود كشی دسته جمعی بشریت خواهد شد.

 

جدول (1): پایدار سازی دی اكسید كربن در اتمسفر درPPM 490 در فاصله زمانی 2050-2010

سناریو ها: بر اساس كاهش های مختلف در شدت انتشار، شدت مصرف انرژی و مقدار ماكزیمم مجاز رشد اقتصادی

منبع: اعداد مربوط به عملكرد تاریخی از بانكئ جهانی –شاخص های توسعه جهانی 2008.

به منظور پایداری تمركز دی اكسید كربن اتمسفر درPPM 445 بجای PPM490، نیاز به كاهش 89 درصدی انتشار بجای63% خواهد بود. در445PPM دمای جهان هنوز 2 درجه سانتیگراد بالاتر از میزان متوسط آن نسبت به قبل از انقلاب صنعتی خواهد بود كه فاجعه های اكولوژیكی اساسی اجتناب ناپذیر و باز خوردهای خطرناك آب وهوائی می توانند تحریك شوند.

جدول (2) سناریو های جایگزین را برای كاهش مقدار انتشارو رشد اقتصادی را در رابطه با 89% كاهش شدت انتشار، نشان می دهد. بقیه فرضیات مشابه جدول (1) می باشند. همانطوریكه ملا حظه می گردد در تمامی سناریوها ماكزیمم نرخ رشد اقتصادی مجاز منفی است. بعنوان مثال: برای سناریو های 1تا 3كه مقادیر كاهش درمقدار شدت انتشار و شدت مصرف انرژی نسبت به عملكرد تاریخی سرمایه داری جهانی خوشبینانه است، اقتصاد جهانی بعد از سال 2010 برای عملی شدن عینی كاهش مقدار انتشار، بایستی از 3/2تا 4/3 رشد منفی پیدا كند.

نتایج جداول (1) و (2) دلالت به این دارد كه تحت هیچ شرایط قابل قبولی، توسعه بی پایان اقتصاد جهانی سرمایه داری، سازگار با عینیت بخشیدن به پایداری آب وهوائی نمی باشد. بهر حال سیستم اقتصادسرمایه داری ذاتاٌ بدون رشد عملی نیست چه رسد به اینكه رشد منفی داشته باشد.

 

جدول (2): پایدار سازی دی اكسید كربن در اتمسفر درPPM 450 در فاصله زمانی 2050-2010

سناریو ها: بر اساس كاهش های مختلف در شدت انتشار، شدت مصرف انرژی و مقدار ماكزیمم مجاز رشد اقتصادی

منبع: اعداد مربط به عملكرد تاریخی از بانك جهانی – شاخص های توسعه جهان 2008.

سیاستهای تغیرات آب و هوایی و ضرورت برای سوسیالیسم

آیا نگارنده بدبینانه به مسئله نگاه می كند؟ ابتكار، نوآوری، سازگاری وانعطاف پذیری نظام سرمایه داری ناچیز شمرده شده است؟ سخن گویان اصلی حركت زیست محیطی نظیر لستربراون (نویسنده طرح B ومدیر موسسه سیاست گذاری های زمین) و آموری لویس (همراه با پال هاوكن و هانتر از مدافعان و دوستاران سرمایه داری طبیعی) تقلا می كنند تا مارا متقاعد سازند كه تكنولوژی های منطقی و معقول رهایی بخش بوجود خواهند آمد. قیمت پانل های خورشیدی پایین خواهد آمد، راندمان انرژی ده برابر خواهد گشت، انتشار گازهای گلخانه ای و سایر آلودگیها بطور موثر كاهش خواهند یافت، در حالیكه تولید نا خالص داخلی به شكل انفجاری بالا می رود. از نظر آنها، ما بین تولید سرمایه داری بخاطر سود وانباشت، سرمایه از یك طرف و سیستم پایداری اكولوژیكی از طرف دیگر تضاد اساسی وجود ندارد.

خط اصلی استدلال آنها چنین است: تكنولوژی اغلب در دسترس می باشد وآنچه مورد نیاز است، خواست سیاسی توسط سیاستمدان می باشد. البته آنها در این خواست سیاسی موضوع را به چیزی نظیر دگردیسی و تغییرات اساسی اجتماعی ارجاع نمی دهند، بلكه برای حل مسئله در مورد اصطلاحات قانونی و توافقات بین المللی در چارچوب نظام سرمایه داری صحبت می كنند. دربهترین حالت، آنها خواستارتغیرات محدود در الگوی مصرف هستند.

تعلقات طبقاتی خط اصلی حركت زیست محیطی، اساساً مربوط به اقشار بالای خورده بروژوازی نظام سرمایه داری می باشد. آنها شامل اساتید دانشگاه، مهندسین، تكنسین ها، تحلیل گران مالی و سایر پروفسورها هستند. اگر چه آنها نوعاٌ، به مقدار زیادی از تولید سرمایه داری بهره مند نمی شوند ولی درعملكرد مدیریتی و تكنیكی نظام سرمایه داری، رل و نقش مهمی بازی كرده ودر مقایسه با طبقه كارگر از مزیت های مادی اساسی بر خوردارند.

در زمانهای اوج گیری وضعیت انقلاب نظیردهه 1960، برخی از آنها به سرعت رادیكال وبه انواع مختلف "ماوراء چپ "تبدیل می شوند. در زمانهای افت وضعیت انقلابی برخی از آنها به هم پیمانان مهم طبقه حاكم در یورش به منافع طبقه زحمتكش تبدیل می شوند. در دهه های 1980 و 1990 اقشار بالای خورده بورژوا زی، پایه های اجتماعی مهم در خیلی از كشورها برای نئو لیبرالیزم بودند وآنها نقش قاطع در بازگرداندن نظام سرمایه داری در روسیه، شرق اروپا و چین بازی كردند.

وقتی بحران اكولوژیكی جهانی ژرفترمی شود، خیلی از اقشار بالای خورده بورژوازی احساس و تشخیص می دهند كه الگوی زندگی سرمایه داری موجود، دارای اشكال اساسی وجدی است و نمی تواند پایدار بماند. هنوز آنها قادر نیستند و یا نمی خواهند چیزی ماورای سیستم سرمایه داری كه امتیاز نسبی مادی آنها به آن وابسته است، تصور كنند وهنوز حاضر به دست كشیدن از حمایت ضمنی خود از طبقه سرمایه دار نیستند. شرایط وتجربه آنها خیلی زیاد از طبقه كارگر جدا شده است. برای آنها خیلی مشكل است كه درك كنند: فقط با سازماندهی وحركت گسترده طبقه كارگر، امید دگردیسی اجتماعی مورد نیازبرای پایداری اكولوژیكی می تواند عملی شود. در نتیجه زیست محیطی های اقشار بالای خورده بورژوازی، بایستی باور یا امید وصول نشدنی خود به معجزه تكنولوژی را در یك دست و قدرت تشویق اخلاقی (كه امیدوارند طبقه سرمایه دارمتقاعد به رفتار منطقی و اخلاقی خواهد شد. ) را در دست دیگر خود نگهداری نمایند.

بهر حال، مستقل از تمایلات فردی و برخلاف آرزوهای اقشار بالای خورده بورژوازی، قوانین حركت سرمایه داری به عملكرد خود در سیستم سرمایه داری ادامه خواهد داد. دیر یا زود، زیست محیطی های با وجدان، بایستی مابین تعهد واقعی به پایداری اكولوژیكی ویا سر سپردگی به سیستم استثمار گرانه و ظالمانه سرمایه داری یكی را انتخاب كنند. بهر حال با ژرفش بحران اكولوژیكی جهانی و بحران عمومی نظام سرمایه داری، ممكن است بزودی، برای سیستم سرمایه داری مشكل باشد تا خود را با شرایط همزمان امتیاز دهی به اقشار بالای خورده بورژوازی و رسیدن به تولید سود و انباشت سرمایه بالا، همساز نماید.

همان طور كه بحث شد، موانع تكنیكی زیادی در كربن زدایی از سیستم انرژی دنیا وجود دارد. براون ولویس در پتانسیل های تكنیكی مبالغه می كنند. حتی اگر، هم اكنون تكنولوژی بالای استفاده از انرژی های تجدید پذیر در دسترس باشند، كاربرد آنها در كشورهای سرمایه داری به خاطر موانع ذاتی توسعه تكنولوژی با تاخیر همراه خواهد شد. در یك سیستم اقتصادی مبتنی بر تحصیل سود، تكنولوژی جدید یك خاصیت تجریدی است. مردم یا كشورهایی كه توان پرداخت هزینه های بالای آن را ندارند، از بكار گیری آن اجتناب خواهند نمود. حتی امروز صدها میلیون انسان در جهان دسترسی به برق ندارند، چقدر طول خواهد كشید تا به خودروهای خورشیدی دسترسی پیدا كنند؟

كربن زدایی از سیستم انرژی جهانی، مستلزم دگردیسی اساسی در ساختاراقتصادی جهانی است. مفهوم اساسی آن این است كه روی آوری به كربن زدایی، حتی تحت شرایط ایده ال، نمی تواند سریعتر از نرخ استهلاك دارایی های ثابت با طول عمر زیاد باشد. (سناریوهای مختلف كربن زدایی كه فوق العاده خوشبینانه در جداول 2و 1نشان داده شده اند). از نكته نظرتكنیكی صرف، راه حل ساده تر و مستقیم بحران تغییرات آب و هوایی این است كه فوراً رشد اقتصادی متوقف و مصرف مواد جهانی به طریقی پایین آورده شود تا انتشار گازهای گلخانه ای به یك سطح قابل قبولی برسد. عملی كردن این كار با تكنولوژی موجود امكان پذیر می باشد. اگر تمامی پتانسل ها تكنولوژی موجود كربن زدایی جاری هر چه زودتر به تمامی نقاط جهان اعمال شود، جهان هنوز ظرفیت تولید مادی برای تامین نیازهای اساسی جمعیت دنیا با یك اقتصاد كوچك را دارا می با شد. (سناریوها ی1تا 3 جدول (2) مربوط به استاندارد های مادی زندگی در دهه 1960می باشند).

بهر حال، تحت شرایط سیستم سرمایه داری، مادامیكه سرمایه دار تولید و ارزش افزوده آن را تصاحب می كند، سرمایه دار كشش به استفاده از بخش اعظم ارزش افزوده جهت انباشت سرمایه دارد. برای عدم انباشت سرمایه، هیچ راهی بجز تحت كنترل در آوردن اجتماعی ارزش افزوده وجود ندارد. بعلاوه، با توزیع نابرابر شدید در آمد وثروت تحت نظام سرمایه داری، چگونه اقتصاد سرمایه داری جهانی می تواند به اندازه تامین نیاز های اساسی مردم، كوچك سازی برنامه ریزی شده اقتصادی را مدیریت نماید. رشد اقتصادی سرمایه داری برای آلام تضاد اجتماعی ذاتی آن ضرورت دارد.

پروتكل كیوتو اعلام می دارد كه كشورهای صنعتی، انتشار دی اكسید كربن خود را از سال 1990الی

2012تا 5% كاهش دهند. شكل (1) انتشار گاز دی اكسید كربن، از سال 1990 تا 2005در اقتصاد های بزرگ جهان را نشان می دهد ]14[. ایالات متحده از امضاء پروتكل خود داری كرد. درصد انتشار دی اكسید كربن ایالات متحده 22% از سال 1990تا 2005رشد پیدا نمود. از زمان امضاء پروتكل، انتشار ژاپن 16%، انتشار اروپا از اواسط دهه 1990شروع به افزایش نمود. انتشار انگلستان بخاطر جای گزینی سوخت زغال با گاز دریای شمال در یك روند ثابت باقی مانده است.

روسیه تنها كشور بزرگ اقتصادی است كه انتشار آن از سال 1990 بطور اساسی كاهش پیدا كرده است. در طی یك دوره كه هم تولید اقتصادی و هم جمعیت آن سیر نزولی داشته و نرخ كاهش 7/2درصدی را از سال 1990تا 2005تجربه كرده است. اگر اقتصاد دنیا تجربه روسیه را سه بار یعنی چنان نزول اقتصادی وبه تناسب آن كاهش انتشار آنرا از سال 1990 تجربه كند در آنصورت تا سال 2050 انتشار جهان تا دو سوم كاهش می یابدكه به دنیا اجازه می دهد تمركز دی اكسید كربن معادل خود را در مقدار PPM490 متعادل كند، همانطوری كه بحث شد مقدار بالاهنوز نزدیك به آن چیزی است كه دنیا به آن نیاز دارد.

 

شكل (1): انتشار دی اكسید كربن، كشورهای منتخب (میلیون تن)

منبع: بانگ جهانی، شاخص های تو سعه اقتصادی

 

از سال 1990، انتشار چین و هندوستان بیش از دو برابر شده است و چین به عنوان بزرگترین انتشار دهنده گازهای گلخانه ای، دارد از آمریكا سبقت می گیرد. بااین روند، انتشار چین در ده سال آینده دوبرابر و انتشار هندوستان در كمتر از 15سال دو برابر خواهد شد. اروپا متعهد شده است تا سال 2020انتشار خود را 20% كاهش دهد. تمامی این كاهش ها، با یك سال رشد انتشار چین معادل است. با توسعه سرمایه داری عظیم، چین اكنون در هر هفته دو نیروگاه با سوخت زغالی راه اندازی می كند، مفهوم آن این است كه درهرچهار سال چین معادل كلیه نیرو گاههای سوخت زغالی آمریكا، نیروگاه زغالی خواهد داشت. با این روند انباشت دیوانه وار سرمایه، برای پایداری آب و هوایی، چه امیدی می توان داشت؟ چه نوع منطق تكنو لوژیكی می تواند این سرمایه داری را پایدار كند؟

باید اشاره كرد كه كار گران و دهقانان چینی از ا ین روند سود آوری سرمایه داری، منتفع نمی شوند. شركتهای فرا ملیتی (كه چین را به عنوان بازار كار استفاده می كنند) ونخبگان سرمایه داری چین از این روند استفاده سرشاری می برند وبه مقدار كمتری، اقشار بالای خورده بورژوازی در كشور های پیشرفته سرمایه داری نیز از خدمات و كالاهای ارزان قیمت چینی، هندی و سایر كشور های پیرامونی بهره مند می گردند.

نیازهای تكنیكی برای پایداری آب و هوایی واضح و روشن هستند. ساختار انرژی و همچنین اقتصاد جهانی، نیاز به تغییر بر مبنای انرژیهای تجدید پذیر دارد. سیستم كشاورزی بایستی از اصول پایدارعدم وابستگی ماشین آلات كشاورزی به سوختهای فسیلی پیروی كنند. كل سیستم حمل و نقل بایستی تحت قوانین محكم به سیستم برقی با مصرف انرژی تجدید پذیر، تجدید ساختار دهند. مقیاس اقتصاد جهانی برای كاهش عملی انتشار گازها بایستی كوچك سازی شود. تمامی این تحولات با مد نظر قرار دادن نیازهای اساسی جمعیت جهان بایستی صورت پذیرند.

مبرهن است كه نظام سرمایه داری نمی تواند این كارها راانجام دهد. اگر ما نمی خواهیم شرایط اكولوژیكی را كه بقاء تمدن به آن وابسته است از بین ببریم، در آنصورت چه چیز دیگری بجز سوسیالیسم با مالكیت عمومی همراه با طرحهای تولید دمكراتیك، می تواند مارا به این اهداف برساند.

آنچه كه" سوسیالیسم بازار" نامیده می شود نمیتواند راه حل مد نظر باشد. هم تئوری هم تجربه تاریخی نشان داده است كه "سوسیالیسم بازار"منجر به سرمایه داری خواهد شد. آنهاییكه با برنامه های سوسیالیتی مخالفند ممكن است ادعا نمایند كه تجربه سوسیالیزم تاریخی نشان می دهد كه برنامه های سوسیالیستی غیر كار آمد خواهد بود.

در مقابل این سوال كه "آیا سوسیالیزم آینده از لحاظ كارآمدی اقتصادی و دموكراسی از سوسیالیسم تاریخی بهتر عمل خواهد كرد؟" با توجه به بحران اكولوژیكی فوق العاده حاد، مسئله كارآمدی به موضوع بحث مربوط نمی شود. سوال اساسی این است: آیا سوسیالیزم قادر است كه غذا، تحصیلات و بهداشت را برای تمامی افراد بشر تامین نماید؟ می دانیم كه سوسیالیزم تاریخی در انجام این كارها موفق بوده و كوبای سوسیالستی هنوز هم با منابع مادی محدود این كار را انجام می دهد.

نظام سرمایه داری، همیشه در تامین غذا، تحصیلات و مراقبتهای بهداشتی حداقل میلیون ها از مردم ناموفق بوده است. اگر به بحران اكو لوژیكی جهانی چاره اندیشی نشود در آنصورت نظام سرمایه داری تمامی بشریت را با شكست مواجه خواهد ساخت. آیا انتخاب راه به اندازه كافی روشن نیست؟

 

Notes

1.    Intergovernmental Panel on Climate Change, “Summary for Policymakers of the Synthesis Report of the IPCC Fourth Assessment Report,” November 2007, http: //www. ipcc. ch.

2.    David Spratt, “The Big Melt: Lessons from the Arctic Summer of 2007,” October 2007, http: //www. carbonequity. info/docs/arctic. html.

3.    David Spratt and Philip Sutton, Climate Code Red Friends of the Earth, 2008, http: //www. climatecodred. net

4.    David Spratt and Philip Sutton, Climate Code Red; Jonathan Leake, “Fiddling with Figures while the Earth Burns,” Times Online, May 6 2007, http: //www. ecolo. org/lovelock; James Lovelock, The Revenge of Gaia New York: Basic Books, 2006, 15–38.

5.    James Hansen et al. , “Target Atmostpheric CO2: Where Should Humanity Aim?” abstract, April 2008, accessed May 2008. Also see John Bellamy Foster, “The Ecology of Destruction,” Monthly Review 58, no. 8 2007: 1–144.

6.    This is known as the Jevons Paradox, named after the nineteenth-century British economist William Stanley Jevons who first took note of this perverse effect. See Brett Clark and John Bellamy Foster, “William Stanley Jevons and The Coal Question,” Organization &Environment 14, no. 1 2001: 93–98; John Bellamy Foster, Ecology Against Capitalism New York: Monthly Review Press, 2002, 94–955.

7.    Ted Trainer, Renewable Energy Cannot Sustain A Consumer Society Dordrecht, Netherlands: Springer, 2007, 110–11.

8.    Energy Watch Group, “Uranium Resources and Nuclear Energy,” EWG-Series No. 1/2006 December, http: //www. energywatchgroup. org.

9.    Michael H. Heusemann, “The Limits of Technological Solutions to Sustainable Development,” Clean Technology and Environmental Policy 5 2003: 21–34. A recent experiment sponsored by the Germany government intends to show that a network with 61 percent of electricity from wind, 14 percent from solar photovoltaics, and 25 percent from biomass, can meet up to 100 percent of electricity demand “Renewed Energy,” The Guardian, February 26, 2008. But as discussed below, biomass is very problematic and could emit more greenhouse gases than fossil fuels. Thus, the experiment suggests a 75 percent limit to de-carbonization of electricity generation.

10. The energy statistics discussed here and in the following paragraph are from: International Energy Agency, Key World Energy Statistics2007.

11. Although there has been much talk of developing a “hydrogen economy,” hydrogen itself is not a primary energy source i. e. , there are no natural stores of hydrogen to be exploited. Hydrogen fuel is produced from water, a process which requires energy input. Thus, hydrogen is simply an energy storage mechanism much like a battery, and its environmental consequences depend on the source of energy that is used to produce it.

12. Joseph Fargione, et al. , “Land Clearing and the Biofuel Carbon Debt,” Science 319, no. 5867 2008: 1235–38; Timothy Searchinger, et al. , “Use of U. S. Croplands for Biofuels Increases Greenhouse Gases Through Emissions from Land-Use Change,” Science 319, no. 5867 2008: 1238–40.

13.  According to Key World Energy Statistics see footnote 9, in 2005, measured by 2000 U. S. dollars, the energy intensity of OECD  countries was 37 percent below the world average, France 41 percent below world average, Germany 44 percent below world average, and UK 56 percent below world average.

منبع: 
مانتلی ریویو از نوید نو

افزودن نظر جدید

دیدگاه‌ها