پاسخی کوتاه به سئوالهای طرح شده توسط آقای فریبرز عظیمی در قسمت نظرات

قبل ازهر چیز از شما و دیگر دوستانی كه نقد انتخاباتی اینجانب را با عنوان "آواز دهل شنیدن از دور خوش است" در نشریه كارآنلاین مورد مطالعه قرار دادند، سپاسگزارم. من نیزهمچون شما اعتقاد دارم كه مطالب پرخاشگرانه، تند و شعارگونه باعث جلب نظر كسی نمی شود و از این یادآوری شما كمال تشكر را دارم.
همان طور كه معطلع اید اساس مطلبی كه اینجانب نوشته بودم در نقد بیانیه های انتخابات ریاست جمهوری سازمان و دیدگاه های تعدادی از رفقای سازمانی بوده است و سعی نمودم با استفاده از مطالب مندرج در بیانیه های سازمان و گفته های دوستان، نظراتشان را نقد نموده و از این طریق به ارائه نظرات خود پیرامون این موضوع و مسائل طرح شده از جانب آنها بپردازم.
شاید شما با این نقد و گفتمان آشنا نباشید و احساس نمائید كه پرخاشگرانه و شعارگونه است. من به شما و دیگر دوستان حق خواهم داد كه چنین تصور نمائید، زیرا متاسفانه طی سی سال گذشته بوضوع دیده ام كه رهبری نه تنها تحمل نظرات انتقادی را ندارد بلكه تحت عناوین مختلف سعی نموده است اعضا و هواداران درون سازمان را انسانهایی فرمانبر و مطیع بار آورد تا مجری سیاستهای دیكته شده رهبری گردند.
انشعاب، اخراج، تصفیه، استعفا، كمكاری و كناره گیریهای وسیع رفقای فدایی طی سی سال گذشته از سازمان، پاسخی است به این گونه روشهای غلطی كه رهبری در عرصه سیاسی و تشكیلاتی بدان دچار بوده است. من هم از رفقایی كه تحت چنین رهبری پرورش یافته اند و در مبارزه جدی نیستند این انتظار را نداشته ام كه نظراتمان را نقد و جدی بگیرند، تنها به عنوان یك فدایی خلق سعی نمودم در تقابل با نظرات رفورمیستی و لیبرالی درون سازمانی وظیفه خود را انجام دهم.
واقعیت این است كه دیدگاه ها، راه و روش سیاسی بسیاری از ما در سازمان با هم متفاوت و متناقض است و در بسیاری از مباحث سنخیتی با هم ندارد، زیرا سیر حوادث بگونه ای بخشی از رفقای خارج از كشور را استحاله نمود كه تنها نام و آرمان فدایی را به شكلی "متمدنانه" بر خود یدك می كشند.
یقیناً بعضی از كلمات برای بخشی از دوستان نیاز به تعریف مجدد دارد ولی قصد من در آن نقد، بازی با كلمات نبوده و مفاهیم همانی اند كه جنبش فدایی و چپ ایران سالها از آنها بهره می برد. جای تاسف است كه شما به جای نقد نظرات به همان شیوه منسوخ شده رهبران پناه برده اید و سعی نموده اید عامدانه ما را به دیگر جریانات چپ (كمونیست كارگری و راه كارگر) منتسب نمائید؛ هر چند چنین جریاناتی خود در بسیاری از زمینه ها تفاوتهای اساسی داشته و سازمان ما تاكنون نتوانسته است به نقد سیاسی و دیدگاهی چنین تشكلاتی مبادرت ورزد.
شما پرسیده اید "اپوزیسیون چپ و كمونیست چه جریاناتی هستند؟". شما خوب می دانید كه چنین سئوالی كلی است و پاسخ بدان سئوالهای عدیده ای را بدنبال خواهد داشت. شما به جای پرداختن به اصل موضوع (انتخابات) سئوالهایی را طرح كرده اید كه هر كدام از آنها نیاز به چندین صفحه پاسخ دارد، ولی اینجانب سعی خواهم كرد بطور مختصر به این سئوالها، كه حق شماست، پاسخ دهم.
از نظر اینجانب كلیه نیروهای سیاسی كه معتقد به برقراری آزادی، دمكراسی، عدالت اجتماعی و نفی استثمار می باشند، تحت هر نامی می توانند در اپوزیسیون چپ قرار گیرند و آن بخش از این نیروهای چپ كه خواهان برچیدن سیستم سرمایه داری، محو نظام طبقاتی و برقراری نظام كمونیستی هستند، به اپوزیسیون كمونیستی تعلق خواهند داشت.
شما تلاش نموده اید در خواننده این طور القا نمائید كه اینجانب سازمان را جزء اپوزیسیون چپ و كمونیست به حساب نیاورده ام و در ادامه بحثهایی را همانند نظرات ( ش. فردا ) را مطرح كردید كه من در همان مقاله "آواز دهل شنیدن از دور خوش است" بدان پاسخ داده ام، لذا خواهشمندم برای عدم تكرار نوشته ها مطلب قبلی را با دقت بیشتر مطالعه نمائید.
در مورد قسمت اول این موضوع شما را به گفته ها و مصوبات كنگره های سازمانی ارجاع می دهم كه رهبری خارج از كشور در شرایطی غیردمكراتیك و بدون مشاركت اكثریت اعضا و هواداران داخل كشور، در تقابل با هویت و آرمان بنیانگذاران سازمان و بقولی تحت تاثیر یورش سرمایه داری جهانی مرعوب و از ایدئولوژی كمونیستی فاصله گرفت (ایدئولوژی زدایی).
رهبران ما با تمام برنامه ها و سیاستهای لیبرالی كه تاكنون اتخاذ كرده اند هنوز خود را چپ و معتقد به ارزشهای سوسیالیستی می دانند و بخشی از رفقا نیز ادعای كمونیست و سوسیالیست بودن را دارند. طبیعی است تا زمانی كه این سازمان خود را چپ می داند و به عدالت اجتماعی و سوسیالیسم باورمند است، می توان آنرا بعنوان یك سازمان چپ و همچون كلوپی متشكل از سوسیال دمكراتها، سوسیالیستها، كمونیستها و لیبرال دمكراتها تصور نمود.
در آخر لازم می دانم بار دیگر گوشزد نمایم معیار سنجش عملكرد اپوزیسیون ایرانی، دولتهای سرمایه داری و بازتاب آن در رسانه های غربی نبوده بلكه كلیه نیروهای اپوزیسیون از كمونیست تا لیبرال، از چپ گرفته تا راست، هستند که با تمام ضعفها و اختلافاتی كه داشته اند و هنوز هم دارند، توانسته اند بر حسب توان و ظرفیتهای خود همگام با مردم در مقابل جنایتهای رژیم اسلامی ایستاده و نقش بسزایی در روشنگری مردم ایران و افكار عمومی و سازمانهای بین المللی ایفا نمایند.
شاید شما از دیدگاه ما شناختی نداشته باشید و یا بخواهید با ارائه آدرس غلط خوانندگان را به بیراهه ببرید، متاسفانه این شیوه شما بدور از اخلاق اجتماعی و سیاسی می باشد، زیرا شما سعی نموده اید ما را بعد از سی سال كار سیاسی و هواداری از سازمان با تمام اعمال شاقه اش به جریانات كمونیستی دیگر منتسب نمائید. لذا خواهشمند است برای این كه بیش از این دچار كلی گویی غیر واقعی نشوید و ما را به عدم قبول سازمانهای كمونیستی، سوسیالیستی، بین المللی، كمیسیونهای حقوق بشری و احزاب دمكرات متهم ننمائید، برای راهنمایی بیشتر به مقالات ما مراجعه نموده تا نظراتمان را در مورد مقولاتی همچون نیروهای چپ، اتحاد، انقلاب، اصلاحات، سوسیالیسم، مجامع بین المللی، حقوق بشر و ... بهتر درك نمائید.

افزودن نظر جدید