گزارش اخبار روز از چشم انداز وحدت سه سازمان چپ

وحدت، آرزوی دیرینه ای است که در میان چپ های ایران همواره وجود داشته است. هر چند هیچ سازمان و حزب چپ گرایی نیست که با این خواسته ی دیرینه مخالفت کند، اما پراکندگی و جدایی هنوز حرف اول را در میان چپ گرایان ایرانی می زند و روند انشعاب ها چشمگیرتر است. سه سازمان چپ کشور که خود را باورمند به «سوسیالیسم و دموکراسی» معرفی می کنند، عزم تغییر این جهت را کرده اند و مشغول گفتگو و رایزنی پیرامون وحدت در یک سازمان واحد سوسیالیستی هستند. نمایندگان سازمان فدائیان خلق ایران (اکثریت)، سازمان اتحاد فدائیان خلق ایران و شورای موقت سوسیالیست های چپ ایران، از مدت ها پیش گفتگوهایی را به این منظور آغاز کرده اند.
سازمان فدائیان خلق ایران (اکثریت) در کنگره ی یازدهم خود که در فروردین ماه جاری در برلین برگزار شد، موضوع وحدت چپ و به طور مشخص وحدت سه جانبه را در دستور کار خود قرار داده و در این مورد قطعنامه ای را به تصویب رساند.

در این قطعنامه آمده است:
«کنگره یازدهم ضمن تائید اقدامات شورای مرکزی و اعضای سازمان در پیشبرد امر وحدت چپ و تاکید دوباره بر ضرورت نزدیکی نیروهای چپ باورمند به سوسیالیسم و دمکراسی، از شورای مرکزی میخواهد در چارچوب خطوط مشترک مورد توافق بین سازمان ما، سازمان اتحاد فدائیان خلق ایران و شورای موقت سوسیالیست های چپ ایران و سایر احزاب و سازمانهای شرکت کننده در روند گفتگو، مشترکا در جهت وحدت چپ دمکرات تدارک تدوین مبانی نظری، برنامهای و طرح ساختاری آن اقدام کند.»
این قطعنامه می افزاید:
«در چارچوب خطوط مشترک مورد توافق بین سازمان، سازمان اتحاد فدائیان خلق ایران و شورای موقت سوسیالیست های چپ ایران، محدودیتی برای مشارکت احزاب و سازمان های چپ وجود ندارد. ولی خروج و یا عدم آمادگی این و آن حزب برای پذیرش گفتگو در چارچوب خطوط مشترک مانع اقدام ما در جهت سامانیابی و وحدت نیروی چپ نخواهد بود.»
این قطعنامه در بند دیگری تاکید می کند:
«ما در راستای پیگیری گفتگوی جاری برای وحدت، در جهت هماهنگی، همکاری، ائتلاف و اتحاد با سایر نیروهای چپ فعالانه تلاش میکنیم. پشتیبانی مشترک نیروهای چپ از مطالبات دمکراتیک مردم و دفاع از تامین حقوق صنفی و سیاسی کارگران، زحمتکشان و جنبش های اجتماعی میتواند بستر مساعدی برای نزدیکی نیروهای جنبش چپ کشور باشد.»

اخبار روز، پرسش هایی را با نمایندگانی از سه سازمان فوق در میان گذاشته و از آنان سوال کرده است، تصویب این قطعنامه را در مسیر مذاکراتی که پیرامون وحدت وجود دارد، چگونه ارزیابی می کنند؟

آقای مجید زربخش از شورای موقت سوسیالیست های چپ ایران در این باره می گوید:
«از آنجا که متاسفانه در کنگره فدائیان (اکثریت) شرکت نداشتم، نمیتوانم در باره آن اظهار نظر کنم. با وجود این، بر اساس مطالعه اسناد کنگره، بویژه قطعنامه "وحدت و اتحاد نیروهای چپ"، میتوان کنگره یازدهم را کنگرهای موفق و راهگشا در راستای شکلگیری سازمانی گسترده از نیروهای چپ دموکرات ارزیابی کرد.»
مجید زربخش می افزاید:
«تاکید کنگره بر پیگیری گفتگوها با نیروهای باورمند به سوسیالیسم و دموکراسی بر اساس خطوط مشترک مورد توافق و تصویب قطعنامه نامبرده با اکثریت قریب به اتفاق، در واقع بازتاب خواست و اراده سازمان فدائیان خلق ایران (اکثریت) در اقدام جدی جهت ایجاد سازمانی توانمند از نیروهای چپ دموکرات و پایان دادن به پراکندگی موجود در میان این نیروها است.»

آقای محمد اعظمی، از رهبران سازمان اتحاد فدائیان خلق ایران نیز از تصویب این قطعنامه استقبال کرده و می گوید:
«قطعنامه ای که در ارتباط با امر وحدت جریانات چپ توسط کنگره یازدهم سازمان فدائیان خلق ایران (اکثریت) به تصویب رسیده است، گام مثبتی است که این جریان به سهم خود در جهت وحدت نیروهای چپ به پیش برداشته است. در این قطعنامه ضمن تائید اقدامات انجام شده در رابطه با وحدت چپ و تاکید بر ضرورت نزدیکی نیروهای چپ باورمند به سوسیالیسم و دمکراسی، از "شورای مرکزی" خواسته است در چارچوب خطوط مشترک مورد توافق سه جریان: سازمان فدائیان خلق ایران (اکثریت)، شورای موقت سوسیالیست های چپ ایران و سازمان اتحاد فدائیان خلق ایران، در جهت تدوین مبانی نظری، برنامهای و طرح ساختاری آن حرکت کند. این قطعنامه به روشنی تاکید می کند که در چارچوت خطوط مشترک مورد توافق این سه سازمان، نه محدودیتی برای مشارکت احزاب و سازمان های چپ وجود دارد و نه عدم آمادگی و خروج این و یا آن حزب، می تواند مانعی در راه سازمانیابی و وحدت نیروهای چپ ایجاد نماید.»
محمد اعظمی اضافه می کند:
«بدین ترتیب سازمان اکثریت با اتخاذ چنین سیاستی تلاش نموده است راه را برای برداشتن گامهای بعدی هموار کند.»

آقای علی مختاری عضو شورای مرکزی سازمان فدائیان خلق ایران (اکثریت) در مورد تصویب قطعنامه ی وحدت در کنگره ی یازدهم این سازمان می گوید:
«در صحن کنگره با سخت گیری قطعنامه وحدت بررسی شد. بعد از چند دور اظهارنظر حاضران در کنگره درباره مفاد این قطعنامه، اکثریت اعضای سازمان به آن رای مثبت دادند. بند چهارم این قطعنامه به خواست اعضای کنگره حذف شد و در سند سیاسی جای گرفت. در این بند به موضوع برآمد نسل جدید چپ در ایران و ضرورت گفتگو و همپیوندی میان دونسل و اهمیت این هم پیوندی در حضور موثر جریان چپ در صحنه سیاسی کشور تاکید شده است. بند سوم قطعنامه به امر اتحادها پرداخته و در آن ضمن اعلام آمادگی سازمان اکثریت برای همکاری با مجموعه نیروهای چپ، تصریح شده که پشتیبانی مشترک نیروهای چپ از مطالبات دمکراتیک مردم و دفاع از تامین حقوق صنفی و سیاسی کارگران، زحمتکشان و جنبش های اجتماعی می تواند بستر مساعدی برای نزدیکی نیروهای چپ کشور باشد. در ابتدای این بند از قطعنامه به صراحت قید شده است که تلاش برای اتحاد نیروهای چپ نه به موازات روند گفتگوی وحدت بلکه در راستای وحدت و با جلب مشارکت وهمکاری احزاب و سازمان های شرکت کننده در روند وحدت پیگیری خواهد شد. بند اول و دوم این قطعنامه در باره وحدت نیروهای چپ و به طور خاص وحدت سازمان فدائیان خلق ایران- اکثریت، سازمان اتحاد فدائیان خلق ایران و شورای موقت سوسیالیست های چپ ایران است.»
علی مختاری سپس می افزاید:
«سازمان فدائیان خلق ایران- اکثریت و سازمان اتحاد فدائیان خلق ایران در سالهای نخست بعد از انقلاب به دلیل اختلافات فکری، کم تجربگی در حل اختلافات نظری و سیاسی، فقدان دمکراسی سازمانی و...از هم جدا شدند و بعد از گذشت دو دهه و سپری کردن روند تکوین فکری، سیاسی و تشکیلاتی مشابه، آن اندازه همگون شدند که پیوسته در درون و بیرون با این پرسش مواجه هستند که چرا با این همه تشابه و اشتراکات در عرصه نظری و عمل سیاسی اعضای این دو سازمان در تشکیلات های جداگانه فعالیت می کنند و در شرایط کنونی وجه تمایز این دو سازمان چیست. اقدام عملی برای برداشتن دیوار جدایی، یگانه پاسخ مناسبی است که می توان داد. در سه سال اخیر تلاش ها در این راستا بوده که راه مناسبی برای پایان دادن به جدایی انتخاب شود. راهی که طی آن نه تنها به وحدت فدائیان بیانجامد بلکه این وحدت در خدمت غلبه بر پراکندگی نیروی چپ و شالوده ریزی نهادی برای وحدت فراگیر چپ در داخل و خارج باشد.»

***
آیا خواست و اراده ی مبنی بر این وحدت، به معنای به انجام رسیدن آن است، مشکلانی که پیش روست، کدامند؟

مجید زربخش از شورای موقت سوسیالیست های چپ ایران، از «راه طولانی» صحبت می کند و می گوید:
«بیتردید از بیان این خواست و ابراز تمایل جدی، تا ایجاد چنین سازمانی هنوز راهی طولانی در پیش است. تلاش برای شرکت منفردین و فعالان غیرمتشکل چپ در این روند و رسیدن به تفاهم و توافق در تدوین مبانی نظری، راهبرد سیاسی و ساختارهای سازمانی مناسب و دموکراتیک، از کارهای بزرگی است که در پیش روی قرار دارد و باید همه کوششها و مساعی لازم در جهت متحقق ساختن آن بهکار گرفته شود.»

محمد اعظمی درباره ی چشم انداز آینده چنین می گوید:
«به بار نشستن وحدت بدون تحولی در روش جریانات و فعالان سیاسی چندان قابل تصور نیست. برای اینکه وحدت ما انرژی زا شود، نیازمندیم نگاهمان را به آینده بدوزیم و ساختن آینده را راهنمای کارمان قرار دهیم. گذشته اهمیت اش در شکل دادن به آینده است. اگر آینده مبنا و قطب نمای ما شود، مکث کردن روی عملکرد و تاریخ گذشته چپ، ره به مچ گیری، افشاگری و تضعیف یکدیگر نمی برد. بررسی عملکرد دیروزی مان، سکوی پرشی خواهد شد برای فتح قله بلند و پرشکوه فردا.»
محمد اعظمی می گوید:
«برای جنبش چپ ایران تا کنون اختلافات و جدائی ها و دوری ها برجسته بوده است. اشتراکات به دیده نمی آمده اند. برجسته کردن اختلافات به کار انشعاب و جدائی می آید. برای وحدت نقطه اتکا اشتراکات است. البته تفاوت ها و اختلافات کم نیست. حتما می بایست آنها را دید و به رسمیت شناخت و برای آنها، راه حل دموکراتیک یافت. به سود چپ می دانم که این تفاوت ها و این گرایشات در جریان وحدت سیمای هر چه روشن تری پیدا کنند.»
این کادر قدیمی و با سابقه ی جنبش فدائی آن گاه می افزاید:
«وحدت اصولا بر اساس برنامه و اساسنامه شکل می گیرد. اما به نظر من امروز ما هنوز آمادگی تدوین برنامه را نداریم. ما می توانیم با تدوین یک اساسنامه و یک پلاتفرم سیاسی- نظری، پلاتفرمی که مشی سیاسی و جهاتی از دیدگاههای نظری در آن منعکس است، کنگره مشترک را فرا خوانیم. کار روی برنامه را با مکث بیشتر و کار عمیق تر، بدون شتاب از همین امروز آغاز و زمان نهائی کردنش را الزاما به کنگره مشترک گره نزنیم." به بار نشستن وحدت بدون تحولی در روش جریانات و فعالان سیاسی چندان قابل تصور نیست. برای اینکه وحدت ما انرژی زا شود، نیازمندیم نگاهمان را به آینده بدوزیم و ساختن آینده را راهنمای کارمان قرار دهیم. گذشته اهمیت اش در شکل دادن به آینده است. اگر آینده مبنا و قطب نمای ما شود، مکث کردن روی عملکرد و تاریخ گذشته چپ، ره به مچ گیری، افشاگری و تضعیف یکدیگر نمی برد. بررسی عملکرد دیروزی مان، سکوی پرشی خواهد شد برای فتح قله بلند و پرشکوه فردا.
برای جنبش چپ ایران تا کنون اختلافات و جدائی ها و دوری ها برجسته بوده است. اشتراکات به دیده نمی آمده اند. برجسته کردن اختلافات به کار انشعاب و جدائی می آید. برای وحدت نقطه اتکا اشتراکات است. البته تفاوت ها و اختلافات کم نیست. حتما می بایست آنها را دید و به رسمیت شناخت و برای آنها، راه حل دموکراتیک یافت. به سود چپ می دانم که این تفاوت ها و این گرایشات در جریان وحدت سیمای هر چه روشن تری پیدا کنند.
وحدت اصولا بر اساس برنامه و اساسنامه شکل می گیرد. اما به نظر من امروز ما هنوز آمادگی تدوین برنامه را نداریم. ما می توانیم با تدوین یک اساسنامه و یک پلاتفرم سیاسی-نظری، پلاتفرمی که مشی سیاسی و جهاتی از دیدگاههای نظری در آن منعکس است، کنگره مشترک را فرا خوانیم. کار روی برنامه را با مکث بیشتر و کار عمیق تر، بدون شتاب از همین امروز آغاز و زمان نهائی کردنش را الزاما به کنگره مشترک گره نزنیم.»
محمد اعظمی در عین حال قدم های بعدی را چنین توضیح می دهد:
«امر وحدت به سیاست وحدت طلبانه، سازماندهی و مدیریت دموکراتیک و اراده و عزم برای اجرای آن، نیازمند است. هر چند با پذیرش وحدت و برداشتن مانع حقوقی آن، نخستین سد از میان برداشته خواهد شد، اما مشکلات دیگری وجود دارد که پس از پشت سر نهادن مانع نخست، به روی صحنه می آیند. این مشکلات با سازماندهی درست و مدیریت دموکراتیک پروژه وحدت، کم دامنه می شوند. ایجاد ستادی برای تدارک برگزاری کنگره مشترک از جریانات و فعالان سیاسی مدافع وحدت، گام دیگری است که می توان برداشت. به باور من این ستاد وظیفه سازماندهی علنی مباحث، تشکیل جلسات و برگزاری کنفرانس ها را عهده دار است. افزون بر این، از نمایندگان جریانات سیاسی و فعالان چپ، گروههای کار را برای تدوین برنامه و اساسنامه و مشی سیاسی تشکیل می دهد و می کوشد با بکارگیری مکانیزم های دموکراتیک، مشارکت وسیعتر فعالان سیاسی را جلب نماید.
جریانات سیاسی مدافع وحدت به موازات انجام وظایف فوق، باید بکوشند که از یکسو اقدامات مشترکی را علیه استبداد و در دفاع از دموکراسی، آزادی و عدالت به پیش برند و از دیگر سو، گامهائی در جهت تبلیغات سیاسی مشترک، ایجاد نشریات، رادیو و تلویزون مشترک و .... بردارند. با پیشرفت این وظایف است که راه وحدتی با دوام و امیدبخش هموار می شود.»
محمد اعظمی سپس بر اهمیت «اراده و عزم برای وحدت کردن» تاکید کرده و می افزاید:
«پذیرش وحدت و سازماندهی و مدیریت دموکراتیک آن، بدون اراده و عزم برای اجرای آن ره به جائی نمی برد. ما در گذشته بدون توجه به وضعیت و سطح مبارزات مردم، سیاست ها و روش هائی بکار می بردیم که به دلیل عدم انطباق آن با سطح مبارزه اقشار و طبقات و لایه های مختلف جامعه نمی توانست مردم را جلب و جذب نماید. ما ایده آل های خود را تنها معیار برای اتخاذ سیاست می دانستیم و اراده گرایانه بر اجرای آنها پا می فشردیم. امروز این درک اراده گرایانه به درستی نقد و کنار نهاده شده است، اما به نظر می رسد نقش و جایگاه عزم و اراده نیز به نادرست کم رنگ شده است. به همان اندازه که اراده گرائی می تواند به انجام پروژه های بزرگ آسیب بزند، به همان میزان و شاید بیش از آن، نداشتن عزم و اراده، چرخ پروژه ها را به گل می نشاند. از اینروست که بر این باورم که بدون این عزم، امر وحدت در فضای وحدت گریز چپ ایران، راه به جائی نمی برد.»

علی مختاری از سازمان فدائیان خلق ایران (اکثریت) نیز در مورد مشکلات پیش رو، از گرایش هایی می گوید که با وحدت سازگاری ندارند:
«برخی از افراد و گرایش ها، این سمت گیری و چشم انداز گفتگوی وحدت را به سود خود و گرایش مورد نظرشان نمی دانند. ارزیابی آنان این است که با به راه افتادن گفتگوی وحدت و به سرانجام رسیدن آن، امکاناتشان برای ترویج اندیشه های التقاطی و سازشکارانه در درون جنبش چپ و مخالفت با باورمندان به سوسیالیسم و دمکراسی تضعیف خواهد شد و به همین دلیل از آنجا که نمی توانند با صراحت علیه گفتگوی وحدت سخن بگویند، با کلی گویی درباره ضرورت و اهمیت وحدت و یا با طرح اما و اگرهای مبتنی بر فرضیات ذهنی می خواهند مانع پی گیری پروژه مشخص و اقدام عملی باشند. سخن مخالفان این است که نیروی چپ متنوع و وسیع می باشد و قطعنامه کنگره یازدهم نمی تواند همه طیف های چپ را پوشش دهد. آنان هنوز به روشنی بیان نکرده اند منظورشان از طیف های چپ کدام نیروها هستند و به چه دلیل این قطعنامه ظرفیت پوشش این نیروها را ندارد. بر اساس آنچه که تا به حال مخالفان این قطعنامه اظهار کرده اند با اطمینان می توان گفت دغدغه خاطر این مخالفان، چاره جویی برای پایان دادن به پراکندگی چپ نیست. و اگر از طیف های چپ سخن می گویند نگاهشان به نیروهای فراسوی باورمندان به سوسیالیسم و دمکراسی است.»
علی مختاری سپس اضافه می کند:
«در این واقعیت که نیروهای چپ پراکنده هستند و گردآوری همه آنان زیر یک چتر کار آسانی نمی باشد، تردیدی وجود ندارد. وجود ده ها سازمان، نهاد و گروه چپ که همه برای هدف مشترکی مبارزه می کنند بیان عینی این پراکندگی است. در سه دهه اخیر علیرغم تحولات عینی و ذهنی در جامعه ایران از تعداد این سازمان ها و گروه ها نه تنها کاسته نشده بلکه سال به سال بر شمار آنها افزوده می شود. این روند تنها مختص خارج از کشور نیست، پراکندگی نیروهای چپ در داخل کشور هم که زیر سرکوب خشن حکومت بار سنگین مبارزه را بردوش می کشند، تفاوت چندانی با خارج ندارد. اما نگرانی به حق نسبت به چگونگی مشارکت این نیروها در روند گفتگوها نباید محملی برای مخالفت با وحدت مشخص دو و یا سه سازمان باشد. رشد پراکندگی نیروهای چپ را با کلی گویی در باره ضرورت وحدت چپ نمی توان متوقف کرد. کلی گویی در این باره، یعنی مخالفت با اقدام عملی و تعلیق به محال کردن سامانیابی نیروی چپ و تنزل این نیرو به سطح تماشاچیان منفعل صحنه سیاسی و مبارزه طبقاتی جاری در کشور. برای برون رفت از این وضع و غلبه برپراکندگی و ضعف های مزمن شده ، چپ به نقشه راه مشخص و اقدام عملی سازنده نیاز دارد.»
علی مختاری آن گاه می افزاید:
«تاکید بر جنبه سازنده قطعنامه وحدت به معنی غلو در باره اهمیت این قطعنامه نیست. این قطعنامه یک گام ضرروی در راه وحدت است که برداشته شد اما تا رسیدن به وحدت، ما راه دشوار و ناشناخته ای پیش رو داریم که باید با هم و همگام با سایر نیروها طی کنیم و به پرسش های مهم در عرصه تئوری، سیاست و دمکراسی تشکیلاتی پاسخ مشترک بدهیم. این سخن به معنی نادیده گرفتن اهمیت برنامه و اساسنامه برای تحقق امر وحدت نیست. اما از اصولی بودن ضرورت داشتن برنامه برای وحدت نباید این برداشت شود که هر حزب و سازمان ابتدا باید برنامه جداگانه ای بنویسد و سپس دور میز مذاکره به انطباق برنامه ها بپردازند. وحدت یک پروسه است و نه اقدام یکباره. پروسه ای که با دوران جنینی آغاز می شود و به مرور به بلوغ می رسد. با داشتن اراده وحدت و آمادگی برای کارمشترک برپایه یک آئیننامه سازمانی دمکراتیک و پلاتفرم نظری و سیاسی که بیانگر رئوس دیدگاهای بنیادی و مشترک طرفین باشد، می توان وارد پروسه وحدت شد و به موازات پراتیک سیاسی به ایجاد ساختمان حزب پرداخت.»

* * *
وحدت سه سازمان فوق، آیا به راستی تاثیری در وضعیت جنبش چپ در ایران خواهد گذاشت و گشایشی را رقم خواهد زد؟

مجید زربخش از شورای موقت سوسیالیست های چپ ایران، می گوید:
«جنبش چپ در ایران، باوجود خطاهای بزرگ و نفوذ نقطهنظرهای غیردموکراتیک در آن، از پرچمداران پیگیر مبارزه برای آزادی، ترقی و عدالت اجتماعی در کشور ما بهشمار میرود. مبارزان چپ در ایران، طی چندین دهه، با انگیزه آرمانهای ترقیخواهانه و عدالتجویانه و برای بهروزی زحمتکشان، بهطور خستگیناپذیر تلاش کرده و در این راه قربانیهای بیشمار دادهاند. چپ در ایران، به دلیل این مبارزات و بهخاطر آرمانهای عدالتخواهانه، ترقیخواهانه و دموکراتیک آن، از امکان و ظرفیتی قابل توجه برای جلب مردم، بویژه زحمتکشان، جوانان، زنان و روشنفکران برخوردار است. اما این جنبش در صورتی قادر خواهد بود این امکانات و ظرفیت را به فعل درآورد و نقشی موثر در تحولات کشور ما ایفا نماید که از یک سو از سیستم فکری و عملکردی "سوسیالیسم واقعا موحود" که طی چند دهه در شوروی و سایر کشورهای "سوسیالیستی" حاکم بود و اساس فکری مسلط در جنبش کمونیستی را تشکیل میداد بگسلد و با خطاهای گذشته خود مرزبندی کند و از سوی دیگر، با برنامهای واقعبینانه و پروژه اجتماعی روشن، در صحنه سیاسی ایران جضوری گسترده و سازمانیافته داشته باشد.»
او در پایان می افزاید:
«قطعنامه مصوب کنگره یازدهم فدائیان (اکثریت) را میتوان گامی در این راستا ارزیابی کرد.»

محمد اعظمی از سازمان اتحاد فدائیان خلق ایران در مورد اهمیت چنین وحدتی می گوید:
«وحدت ما می تواند انرژی تولید کند. مبنا قرار دادن نظر مهم است، اما به موازات آن ما نیازمندیم زبانمان مشترک شود و عواطف و احساساتمان را، که به هم نزدیک هستند، دریابیم. شکی نیست که پروژه وحدت، بدون مشکل نخواهند بود. با دیدن این مشکلات است که گام در این راه نهاده ایم. می دانیم که پس از وحدت، هم سطح مشکلات متفاوت خواهد شد و هم، کیفیت برخورد با آنها، افزایش می یابد. وحدت به ما امکان می دهد تا به یک استراتژی روشن دست یابیم، یک سازمان چپ باورمند به دموکراسی بسازیم، بخشی از کادرهای پراکنده را جمع کنیم، امکانات مادی بیشتری بدست آوریم و با کیفیت و کمیت جدیدی در جهت دموکراسی و سوسیالیسم حرکت کنیم. البته اگر با امر وحدت درست برخورد نشود، اگر عده ای از خود ما به شناسائی موانع و به ساختن سد از آن، مشغول شوند و تعداد دیگری نیز وظیفه خود را در برداشتن موانع ببینند، با وحدت هم ممکن است ره به جائی نبریم. اما بدون وحدت، تردید نباید کرد، که نه تنها گشایشی ایجاد نمی شود، بلکه ادامه کاری هر کدام از این جزایر کوچک متعلق به چپ، دشوار و شاید ناممکن شود.»

علی مختاری از سازمان فدائیان خلق ایران (اکثریت) وحدت سه سازمان را گامی برای ایجاد یک حزب چپ فراگیر می شناسد و می گوید:
«قطعنامه وحدت کنگره یازدهم سازمان فدائیان خلق ایران- اکثریت گامی است در این راستا. این قطعنامه نه تنها بازدارنده نیست بلکه اقدامی است مشخص، راهگشا و بیان اراده جمعی اعضای این سازمان برای همگامی با سازمان اتحاد فدائیان خلق ایران و شورای موقت سوسیالیست های چپ ایران جهت برداشتن گام مشترک در راه وحدت جریان فدائی و تامین مشارکت دمکراتیک و همکاری سایر نیروهای چپ کشور برای ایجاد یک حزب چپ بزرگ و باورمند به سوسیالیسم ودمکراسی.»

منبع: 
اخبار روز

افزودن نظر جدید