تلاش برای" وحدت" نیروهای چپ

شیرین فامیلی

 

یکی از موضوعاتی که در حاشیه کنگره سازمان فدائیان خلق ایران- اکثریت به بحث گذاشته شد ، مسئله وحدت نیروهای چپ به ویژه سه سازمان فدائیان خلق -اکثریت، اتحاد فدائیان خلق و شورای موقت سوسیالیست های چپ بود .
گرچه اکثر اعضای سازمان بر ضرورت چنین وحدتی تا کید داشتند، اما به نظر می رسید که هنوز در زمینه های مختلف تفاوت نظر هایی وجود دارند و برای رسیدن به این وحدت تلاشها و بحثهای بیشتری ضرور است .
در میزگردی که در کنگره در همین زمینه برگزارشد، فرصتی پیش آمد که نظرات مختلف اعضای این سازمان و میهمانان به بحث گذاشته شود .
سخنان محمد اعظمی از اعضای اتحاد فدائیان خلق در مورد مسئله "وحدت نیروهای چپ" در کنگره مورد استقبال شرکت کنندگان قرار گرفت.
با او گفت وگویی کردم و ابتدا پرسیدم که ارزیابی او از بحثهایی که در این مورد انجام گرفته چیست؟
ببینید وقتی یک مسئله ای، معضل و مشکل ماست، هر گفتگویی که برایش سازمان داده بشود در مجموع مثبت است و منفی نخواهد بود، چون گفتگو روی مشکل است. ولی حاصل این گفتگوها اهمیت دارد که اگر خوب سازماندهی و مدیریت بشود، می تواند به نتایج بهتری منجر بشود. خوب سازماندهی شدن به این صورت که به مشکلات واقعی مسئله پرداخته شود. اینجا بحث و گفتگویی بود (البته در حاشیه کنگره سازمان فداییان خلق ایران اکثریت) ولی در همین حاشیه ها هم بیشتر افراد برخی احساسات و عواطف خودشان را بیان کردند. کمتر صحبتی شد که مخالف به روشنی نظر مخالفش را با دلایل بیان کند و موافق دلایلش را با استدلال مطرح کند. به این خاطر آن انرژی که بخواهد حرکت ایجاد کند برای برخورد با موانع، تولید نمی شد؛ یا حداقل برای من ایجاد نشد.
بحث باید بیشتر بر چه محوری سازماندهی می شد که به نتیجه مورد نظر شما می رسید؟
شاید اگر می رفتیم بر سر اصل موضوع می توانستیم به نتیجه ای برسیم. من خودم را جع به این مسئله خیلی فکر کردم و تلاش کردم یک چیز هایی بنویسم، ولی هر بار می خواستم صحبت کنم نمی دانستم چه بگویم. چون موضوع برایم روشن نبود که اصلا آیا اختلافی وجود دارد و اگر اختلافی هست چه چیزی وجود دارد، مسئله چیست، مشکل چیست، موانع چیست؟ چون این موضوعات نبود، بحث در جای خودش متمرکز نمی شد.
به نظر شما الان این سه نیرویی که بحث را آغاز کرده اند بر سر چه موضوعی توافق کامل دارند؟
در لحظه آنچه که باعث شده که این سه جریان بعد از این که توانستند به توافقاتی برسند با ابزارهای دموکراتیک و با مجموعه نیروهایی که در این سمت و سو تشخیص می دهند وجود دارند ، به گفتگو ها ادامه دهند و بعداً قاعدتاً باید ستادی تشکیل بشود که این ستاد مباحث را به شکل علنی و دموکراتیک طرح کند و هر نیروی تنهایی که علاقمند به این پروسه کار باشد بتواند مشارکت کند، نگاه سه جریان به امر دموکراسی است. این را من می توانم با مثال در خود سازمان فداییان خلق ایران-اکثریت نشان بدهم، در اتحاد فداییان خلق ایران نشان بدهم، در شورای موقت سوسیالیستهای چپ ایران نشان بدهم. در شما اگر به کدام از این جریانها مراجعه کنید، می توانید ببینید که آدمهایی وجود دارند با چهره و مواضع روشن. یعنی ضمن این که این سازمانها نظرات خودشان را دارند این افراد هم وجود دارند. شما می توانید این را در اکثریت ببینید، می توانید در شورای موقت ببینید. بسته نیستند. حتی به نشریاتشان مراجعه کنید می بینید که با هم گفتگو می کنند. گفتگوهای انتقادی می کنند و انتقادشان هم به هم دیگر کم نیست. به نظر من این مهمترین عامل بوده است.
آقای اعظمی فکر می کنید تا چه حد مسئله تعلق خاطر به فدائی بودن و گذشته مشترک داشتن در تلاش برای رسیدن این سه سازمان به وحدت تاثیر دارد؟
این که ما از یک تبار بودیم یا نبودیم بسیار اهمیت دارد در نزدیکی ما به هم. در فهم فرهنگمان، در علایقمان، در حسی که می خواهیم به سوی وحدت برویم، در همه این موارد تاثیر دارد. اما این اصلا تعیین کننده نبوده، کما این که ما از تبار فدایی کم نداریم. فقط اکثریت نیست. اقلیت داریم، رفقای گروه چریکها را داریم، اشرف دهقان و گروه های دیگری را داریم که متاسفانه تقسیم شدند و زیاد هم هستند. خوب اگر ما فدایی بودن برایمان مبنا بود باید توضیح دهیم چرا با اقلیت نرفتیم و چرا با اکثریت رفتیم. از طرف دیگر این [ترکیب] تنها [مبتنی بر] نظر هم نبوده است. اگر ما خودمان یک درک یا برداشت روشنی داریم از جامعه آینده و ارزش های آینده که می گوییم سوسیالیزم است، نیروهای دیگری هم داریم که این را خیلی روشن طرح می کنند. می خواهم بگویم هم تاریخ بوده، هم نظر، اینها همه تاثیر داشته اند. اساس تحول در نگاه به مسئله دموکراسی است برای جامعه و برای درون سازمان. بنابراین می خواهم این نتیجه را بگیرم که [اصل] چشم اندازی است که می خواهیم ایجاد کنیم. البته نظر و برداشت خود من این است که هر وقت چپ حرکت کرده تقسیم شده است. امروز حتی مادر بزرگ من می گوید که اگر شما اول انقلاب اینطور نمی زدید به سر و کله همدیگر، ما به این مصیبت دچار نمی شدیم ، بنابراین تقاضا برای با هم بودن بسیار بالا است. ما اگر خوب حرکت کنیم و بتوانیم یک شور و شوق ایجاد کنیم و از طریق برخورد دموکراتیک و مدیریت شده بتوانیم مشارکت وسیعتری را جلب کنیم، این وحدت آن امکان را به وجود می آورد که بتوانیم بر مشکلات به تدریج غلبه کنیم.
منظور شما این است که اگر این وحدت با موفقیت پیش برود زمینه وحدت برای دیگر نیروهای نزدیک هم وجود دارد، آیا هدف از این وحدت بالابردن کمیت است یا کفیت و اگر این است چشم انداز چیست؟
ممکن است که ما بامدیریت بد به هیچ جایی نرسیم. یعنی الزاماً این وحدت به نتیجه نمی رسد. نتیجه اش بستگی دارد به حرکت بعدی ما، به چگونگی اجرای این قضیه بستگی دارد. از نظر من این طور است که بتواند ما را گامی نزدیک کند که تازه بتوانیم با مشکلات بیشتر دست و پنجه نرم کنیم و نیروهای بیشتری را برای مشارکت جلب کنیم. برای پاسخگویی به سوالاتی که فرا روی مان است ،علاقمندیم هر چه وسیعتر باشد. اما مبنای ما بر تعداد افراد و گروه ها نیست، نتیجه واقعی خود مسئله اگر درست حرکت کند، برای این که بخواهد به قدرت تبدیل شود، طبیعی است افراد می خواهد، نیرو می خواهد، کمیت می خواهد. یعنی هم آن کیفیت را می خواهد و هم کمیت را. اما این که 3 تایمان 5 تا شود (یعنی کمیت بالا رود)، نتیجه کار ما خواهد بود و امیدواریم که میلیون ها بشود.

افزودن نظر جدید