وحدت بر پایه همگرایی در اندیشه است یا شوریدگی و دلبستگی به واژه فدایی

عیب رندان مکن ای زاهد پاکیزه سرشت
که گناه دگران بر تو نخواهند نوشت
من اگر نیکم اگر بد تو برو خود را باش
هر کسی ان درود عاقبت کار که کشت
حافظ

آقای نادر عصاره، عضو ارشد سازمان اتحاد فداییان و میهمان کنگره سازمان فداییان خلق ایران-اکثریت، مقاله ای تحت عنوان "آیا بدون دوست داشتن همدیگر می توان وحدت کرد؟" نوشته اند که در سایتهای اخبار روز، اتحاد فداییان و کار-انلاین درج گردیده است. راقم این سطور مایل است درخصوص بعضی از موارد این نوشته نکاتی را با خوانندگان درمیان گذارد.
خواننده مقاله مزبور انتظار دارد بداند یک مبارز جنبش فدایی که به قول خود حداقل سی وچند سال است که در جنبش فدایی حضور دارد، برنامه و اساسنامه سازمان فداییان خلق ایران-اکثریت را چگونه ارزیابی می کند، از نظر ایشان چگونه می تواند یک سازمان چپ بدون ایدئولوژی باشد، چگونه تضاد اصلی در جامعه ایران از کار و سرمایه به سنت و مدرنیته تقلیل یافته، مراد از واژه هائی چون تحول چیست، وظائف سازمان در مرحله کنونی چیست، وظائف دور ومیان مدت ان کدامند، سمتگیری برنامه ای این سازمان چرا بر محور خصوصی سازی استوار است، برنامه سازمان در حل مسئله ارضی چیست، برنامه این سازمان برای حل مسایل درمان، بهداشت و آموزش تا مقطع دانشگاه و ده ها سرفصل دیگر که مسئله روز مردم ایران است چیست و ایشان و سایر اعضا اتحاد فداییان چه پیشنهادهای برنامه ای و اساسنامه ای داشته اند. ولی با کمال تاسف در این موارد چیزی نمی خواند بلکه بیشتر موارد سخنانی احساسی را می شنود که نماینده اندیشه قبیله گرایانه است، ایشان عاشق واژه فدایی است و برعاشق حرجی نیست. می نویسند: "اسم مرا اعلام کردند که بایست برای سخن گفتن می رفتم. او که در دو ردیف جلوتر نشسته بود پیچید. مرا نگاه کرد. در عمق سیمایش آشنائی را یافتم. پچ پچ کنان گفتم تو را می شناسم. او نیز همین را گفت و آمد کنار من نشست. گفت نام تو را شنیدم و من هم مهدی هستم. مهدی را سی و چهار سال پیش در بند سه اوین دیده بودم. مهدی کشتی گیر بود و به همراه طیفور برخی از فنون کشتی را بما یاد می دادند. مهدی دیگر آن سیمایی را نداشت که از او در خاطر داشتم. دیگر پهلوان به نظرم نمی امد. موهایش سفید شده بود و عضلات ورزیده اش را مشاهده نمی کردم. راه رفتن پهلوانی اش را نیز تغییر داده بود. ولی وقتی با هم به صحبت ادامه دادیم صفا و لطافت روحش را همان یافتم که سی و چهار سال پیش بود. تازگی کشف کرده اند که بر خلاف همه اعضا بدن که با کهولت، از رشد و توسعه باز می مانند، مغز انسانی به تولید و بازسازی سلولهای تازه، حتی در پیری ادامه می دهد. من از خود می پرسم چه چیزی در روح و روان ما حک شده است که پیر نمی شود و این چه عشقی است که از خاطر زدوده نمی گردد؟"
او در همان حال وهوای روزگار فدایی است که در ستاد ابادان با کیومرث در ستاد فداییان کار می کرده است که در انشعاب شانزده آذر از سازمان فدائیان خلق ایران -اکثریت رفته است وهمه چیز برای او خاطرات است، برای او هیچ فرق نمی کند که این عضو اکثریت از چه مواضعی امروز دفاع می کند، مادامی که نام فدایی دارد از هر خطایی مصون است. ایشان در بخشی از این گزارش می نویسند: "از کیومرث من خاطراتی دارم. او را همان طور پرغرور و سربلند یافتم که در جریان ستاد آبادان سی سال پیش از این یافته بودم. فرخ نگهدار نیز جز در دو جلسه میزگرد مربوط به انتخابات و وحدت، تقریبا صحبتی از طریق تریبون نکرد. سکوت و آرامی اینها در جلسات کنگره رازآلود بود. راز این سکوت و آرامی بیش از راز هر سخنی بود. این آرامیها چه چیزی را بیان می کنند؟ من ابتدا کمی با طبع طنز به آنها نگاه کردم. معلمی که سری به کلاس محصلینش می زند و وقتی هر شاگرد را در جای خود در حال مشق و تمرین می یابد، دوباره آنها را با خیالی آسوده به حال کار کردن رها می گذارد... شرح خاطرات شروع شد. خاطراتی از بهروز ارمغانی گفتند. بهزاد گفت امشب هفتادمین سال تولد دکتر فردوس جمشیدی رودباری است. فردوس را همه نگاه کردیم که در میان ما مثل بقیه نشسته بود و بما لبخند می زد. پرویز خاطراتش را از برادر دکتر فردوس، رفیق جانباخته عباس جمشیدی رودباری باز گفت. خاطرات پرویز از آن چه بر سر عباس آمده بود یک تراژدی به تمام معنا بود که ای کاش توسط ادبیات ما بر حافظه تاریخی حک شود. به دکتر فردوس نگریستم. غم را در چشمانش دیدم. بر گونه های صمد اشک را می دیدم که جریان داشت؛ و البته صمد تنها نبود..."
دل نگرانی ایشان مسائل جانبی و حاشیه ای کنگره است، ایشان بیشتر نگران قهر کردن این یا ان فرد، استعفای فلان عضو است تا موارد اسنادی و انتخاب بهترین راهکارهای اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی. برای این فدایی همه چیز در این حوزه خانوادگی تعریف می شود، اندیشه را جایی نیست: "بیرون رفتم تا کمی استراحت کنم. با بقیه همراهانم در گوشه ای داشتیم حرف می زدیم. که خروج اعتراض امیز آتا از جلسه توجه امان را جلب شد. آتای مهربان و متین جریحه دار از جلسه بیرون زده بود و داشت می رفت که کنگره را ترک کند. بی تردید همه از اعتراض آتا متاثر بودند. راستی چرا آتا جریحه دار شده بود؟ این همان زخمی نیست که ماشا الله دیشب از آن درد می کشید گرچه هیچ شباهتی میان مواضع این دو نتوان یافت؟ من دوست داشتم که از کنگره اکثریت صدائی بلند شود و بگوید که جمع چه نقشی می تواند داشته باشد تا این زخمهای روحی هر چه کمتر شوند. وقتی آتا با برخورد فکری اش برخوردی غیرفکری را می بیند، وقتی هشدارهای او، راه حلی که از آنها بیرون می کشد و فریادی را که می زند گوش شنوائی نمی یابند، چه راهی برای روح مایوسش باقی می ماند جز اعتراض؟"
اقای عصاره اظهار نظر جالبی در این گزارش دارند که باید به ان توجه جدی نمود، می نویسند: "من از مدتها قبل دو پرسش برایم مطرح بوده است که جواب هر دو آنها را الان از خلال این بحثها و با شرکت در کنگره سازمان اکثریت دریافته ام و علاقه دارم که به آنها نیز بپردازم. پرسش اول: چرا در اکثریت، به همان چشمی که به وحدت دوجانبه با شور نگاه می کنند، به وحدت سه جانبه نگاه نمی کنند؟ من از مواضع شورای موقت سوسیالیستهای چپ ایران در رابطه با اکثریت، بی اطلاع نیستم. می دانم که این دوستان حتی هنوز از اتحاد عمل با اکثریت نیز خودداری می کنند. تناقض میان گفتار وحدت طلبانه و کردار غیروحدت طلبانه تاکنونی آنها برای من نیز روشن است. ولی اینها قانع ام نمی کرد که دوستانم در اکثریت پرسان و ناباورانه به وحدت سه جانبه نگاه کنند. بهزاد طی صحبت سر میز ناهار امروز گفت که برای او و دیگر دوستانش در اکثریت پیشنهاد وحدت دو جانبه درخود، انعکاس پیامی را به جامعه داشته است. آنها با این وحدت دنبال این بوده اند که بگویند فدائیان دوباره گرد هم جمع می ایند. این پیام بازسازی جنبش فدائی برای آنها شورانگیز است و من اکنون اصرار آنان را بر وحدت دو سازمان خوب درک می کنم. اکنون درک می کنم که بازسازی جنبش فدائی پیشنهاد آنان بوده و نوسازی چپ پیشنهاد ما. و هنوز دینامیسمی برای وحدت و نوسازی چپ که مورد نظر ماست بوجود نیامده و بنابراین شور و امیدی را این وحدت بر نمی انگیزد."
با خواندن این مطالب برای یکبار کافی است که هر کس که با الفبای کار سیاسی اشنا است بداند نویسنده این گزارش چه تصویر نادرستی از فرایند وحدتهای سازمانی دارد؛ او از سازمان اکثریت می خواهد به وحدت با سازمانی تن دهد که خود مایل به وحدت نیست حتا حاضر به ارسال پیامی هم نبوده است.
اقای نادر عصاره هیچگاه فکر کرده اند که چگونه سازمان ایشان که خود را یک سازمان کمونیست می داند
و خواهان لغو سرمایه داری در ایران است خواهان وحدت با سازمانی است که از نظام سرمایه ذاری دفاع می کند. مگر نه آن است که شما در برنامه خود که تحت نام معرفی سازمان خود ارائه کرده اید نوشته اید: "سازمان اتحاد فداییان خلق ایران، یک سازمان کمونیستی است که خواهان لغو سرمایه داری و برقراری سوسیالیسم در ایران است. نظام سرمایه داری مسبب اصلی بسیاری از نابسامانیهای دامنگیر بشریت امروز است... سوسیالیسم امکان دستیابی به آزادی و برابری سیاسی-اجتماعی و اقتصادی نهفته است. عوامل عینی استقرار سوسیالیسم در بطن خود سرمایه داری نهفته است... نظام سرمایه داری از یک سو تولید را اجتماعی نموده و آن را در مقیاس کل جامعه توسعه می بخشد واز سوی دیگر حاصل تولید به تملک خصوصی اقلیتی از جامعه در می آید. تضاد بین تولید اجتماعی و تملک خصوصی بر وسائل تولید تضاد ذاتی نظام سرمایه داری است، سوسیالیسم به این تملک خصوصی پایان داده و تملک اجتماعی را بر تولید وتوزیع را جایگزین ان می نماید..."
اگر سنگ بنای سازمان اتحاد فداییان این نوع نظرات است، با اطمینان خاطر می توان گفت که این نظرات در سازمان فداییان خلق ایران [اکثریت] منسوخ، عقب مانده و سنتی شناخته می شوند و در این سازمان هواخواهی ندارد... آنان در همین سند با صراحت تمام نوشته اند که خواهان توسعه تمام عیار بخش خصوصی اند.
بخش دوم سئوال جالب تر است، می نویسند: "پرسش دومی که داشتم رابطه اکثریت و حزب توده بود. هیچ وقت احساس دشمنی با حزب توده نداشته ام. من از جوانی از نوشته های بیژنی جزنی آموخته بودم که ضدتوده ای بودن بی معناست. اما جائی نیز در معادلات چپ برای توده ای ها قائل نمی شدم. نمی توانستم بفهمم چرا اکثریت در رابطه با این وحدت، نمی تواند مثل سازمان ما بی التفات به حزب توده باشد. چه نیروهایی در اکثریت هستند و آنها چه گرایشی به حزب توده دارند؟ این سئوال را کیومرث برایم روشن کرد. کیومرث همواره مرد عمل بوده است. در میزگرد وحدت او صحبت کرد و بعد از میزگرد نیز برای من روشن ساخت که حزب توده و نظرات آن مسئله اصلی نیست. بلکه نیرویی چند هزار نفری که اعضا و فعالین حزب توده را تشکیل می داده و در ایران مانده اند بعنوان بخشی از نیروی چپ مورد نظرند، که یک حزب چپ نه تنها از آنها بلکه از نیروهای محدودتر جریانات دیگر نیز نبایست به سادگی بگذرد."
به سختی می توان پذیرفت این سخنان را کسی نوشته است که سالهاست در صحنه سیاست حضور داشته باشد واز مفاهیم مشخصی مانند سطح سواد تئوریک و معرفت علمی توده ای های بی خبر باشد، آنان را به این سادگی نمی توان با نظریات سطحی امروز "اکثریت" آشتی داد. تاریخ هفتاد ساله این حزب شهادت می دهد که آنان وفادارترین اعضاحزب هستند و آنان نیاز ندارند که خود را در سازمانی تعریف کنند که با پرنسیبهای آنان خوانایی ندارد. تجربه تاریخی نشان داده است که به محض فراهم شدن امکان فعالیت علنی در داخل میهن، حزب توده ایران به یکی از تاثیرگذارترین جریانات سیاسی کشور تبدیل گردیده است و نظامهای حاکم برای خنثی سازی تاثیر و نابودی آن راهی جززندان، شکنجه واعدام برنگزیده اند.
اگر این سخن که از اقای کیومرث که ظاهراً از دست اندرکاران "اکثریت" است موضع رسمی سازمان "اکثریت" باشد، باید جداً بحال این سازمان تأسف خورد که دارای چنین اوهاماتی است، اما اگر این نظر ایشان یا اقای کیومرث است باید از انان بطور مشخص پرسید که غیر از ان واژه های کلیشه ای و نخ نما چون سنتی، عقب مانده و دیناسور نقدتان به حزب توده ایران چیست و بکدام بخش از برنامه حزب توده ایران انتقاد دارند.
بد نیست چند نکته را از زبان رفیق شهید رحمان هاتفی (حیدر مهرگان) به ایشان و یارانشان در اتحاد فداییان خلق یاد آوری نمود: "حزب تودۀ ايران با صف طويلی از شهدا، شکنجهديدگان و قهرمانان گمنامش، از ميهن پرستترين گردانهای جنبش ملی است، اما با ناسيوناليسم هيچ وجه مشترکی ندارد، بلکه گردان ملی برادری بينالمللی و انقلابی است."
راز سختجانی و بقای حزب در مهيبترين مهلکهها و گردبادهای سياسی، در همين خصايص است. در اين
هفت دهه حزبها و سازمانهای سياسی متعددی به ميدان آمدند، اما همه دولت مستعجل بودند، قطرههايی که به رود تعلق ندارند، چه زود بخار میشوند، اما حزب تودۀ ايران رودخانهای بود که از دامنههای جبالی که طبقۀ کارگر بر قلۀ آن خيمه زده است، سرچشمه میگرفت و به دريايی که به وسعت پيوند همه زحمتکشان جهان است، میپيوست. برهان ماندگاری و رويينهگی حزب در استعداد تاريخی و خلاق طبقهای است که او رسول آن است. فانی بودن همۀ آن رسولان نامرسلی که داعيه طبقۀ کارگر ايران را داشتند، از «اپريم»ها و «خليل ملکی»ها، تا انواع و اقسام مائوئيستهای انقلابینما، از حواريون وطنی «ماری گلا» و «رژيس دبره» (که فداييان خلق ايران- اکثريت) به مثابه نفی ديالکتيکی آنها و مظهر رويش و تکامل قانونمند آنهاست) تا آنارشيستها و ترتسکيستهای پر های و هوی، که نقاب سرخ به چهره میزدند و با رعد و برق سخن میگفتند، خود رساترين حجت برای حقانيت طبقاتی و اصالت حزب تودۀ ايران به مثابه حزب طبقه کارگر ايران است."
تردیدی نیست که هزاران نفر هواداران و اعضا این حزب بخش ارزشمندی از آن گنیجینه عظیمی است که حزب توده ایران طول حیات خود در عرصههای فرهنگ، هنر، سازمندهی، تبلیغ و ترویج و پژوهش از خود به جای گذشته است. شما دوستان فدأیی با حذف نام و نشان حزب توده ایران از تاریخ طبقه کارگر ایران پر بارترین اوراق دفتر زندگی الهام بخش این طبقه را بر باد می دهید.
«ژيلبر تووی يرا» دبيراول کميتۀ مرکزی حزب کمونيست کلمبيا، در پاسخ حريفانی که اشتباهات و شکستهای حزب طبقۀ کارگر را با آوايی زهرآلود در شيپورها میدمند، اين شعر کهن اسپانيايی را میخواند که گويی از حنجرۀ تاريخ حزب تودۀ ايران طنين میاندازد:
«شما به رخشندگی و صيقل سلاحتان غره ايد،
جنگافزارهای من اما بیجلوه و کدر است،
آيا میدانيد راز اين تفاوت را؟
در ميدان جنگ،
در گرد و غبار مهلکهها بوده اند اينها،
آثار ضربههای سخت بر قامتشان پيداست. »
شما دوستان فدایی نگران موقعیت این حزب نباشید، متاسفانه ادبیات سیاسی شما در این چهل سال بجز دوران کوتاهی مملو از فحاشی ولجن پراکنی به سیمای حزب توده ایران، حزب طبقه کارکر ایران است وشما در این چهل سال حیات فدایی، بجز آن مدت کوتاه کوشش کرده و می کنید با نفی این حزب خود را اثبات کنید، آزموده را آزمودن خطا است. حزب توده ایران مطابق اسناد منتشره هیچ گونه تمایلی برای وحدت با هیچ یک از گردانهای جنبش فدایی ندارد و در شرایط فعلی همکاری جبهه ای با برنامه و موضوع مشخص را می پذیرد. در پیام به کنگره سازمان فداییان خلق ایران اکثریت نیز چنین آماده است: "حزب توده ایران از دیرباز دعوت کننده ایجاد وسیعترین جبهه متحد نیروهای ترقی خواه و دموکراتیک میهن برای سازمان دهی مبارزه ای موثر و هدفمند برای حصول دموکراسی و عدالت اجتماعی در کشورمان بوده است."
بد یا خوب بودن این حزب مانعی فراروی اتحاد فداییان برای مبارزه هر جه کاملتر و پر بارتر شما برای بهروزی محرومان میهن ما نیست، نگارنده بعنوان یک هوادار ساده این حزب برای شما ارزوی توفیق دارم.

افزودن نظر جدید