واکنشهای متفاوت بە امری واحد

اخیرا محمد خاتمی، رئیس جمهور پیشین ایران، در سخنانی با اشاره به انتخابات پیش روی مجلس شورای اسلامی، از «آزادی زندانیان و ایجاد فضای آزاد برای همه و گروهها، پایبندی مسئولان به قانون اساسی و فراهم آوردن سازوکاری برای برگزاری انتخابات سالم و آزاد» به عنوان شرایط حداقلی اصلاح طلبان برای شرکت در این انتحابات یاد کرد.

بە دنبال این سخنان در صحنە سیاسی ایران، در واکنش بە اظهارات خاتمی هم از سوی اصلاح طلبان و هم از سوی اصولگرایان اظهارات متفاوت و متناقضی بیان شد. البتە با این توجە کە این اظهارات همیشە پاسخ مستقیمی بە این اظهارات نبودە، بلکە کلا خود را در واکنش بە انتخابات پیش رو و یا کلا واکنش بە فضای سیاسی موجود باز می یابد.

ازطیف اصولگرایان، محمد علی جعفری، فرمانده کل پاسداران انقلاب اسلامی در پاسخ به سئوالی در مورد شرایط بازگشت اصلاح طلبان گفت، “افرادی از جریانات اصلاح طلب که از خط قرمزها عبور نکرده اند، طبیعی است که در رقابت های سیاسی می توانند شرکت کنند”. اما عباسعلی کدخدایی سخنگوی شورای نگهبان، درهمین حال  ازعدم مخالفت شورای نگهبان با حضور اصلاح طلبان در انتخابات  وبرسی صلاحیت اعضا تشکل هایی ممنوع شده توسط حکومت مانند حزب مشارکت و سازمان مجاهدین انقلاب سخن بە میان آورد. در طیف اصلاح طلبان نیز واکنشهای متفاوتی بروز بیرونی یافتە اند. اگر احتمال شرکت در انتخابات را بە عنوان مصالحەای قلمداد کنیم، نخستین واکنش بە چنین وضعیتی می تواند اظهارات علی مزروعی سخنگوی شاخه خارج از کشور سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی و عضو شورای مرکزی جبهه مشارکت ایران باشد، کە مدتها پیش گفت  “مصالحه همواره یکی از راهکارهای چهارگانه جنبش اعتراضی ایران موسوم به جنبش سبز بوده است”. در این رابطە همچنین میتوان از سخنان تند سید مجتبی واحدی مشاور کروبی و سردبیرپیشین آفتاب یزد بعنوان نمونە دیگری از این واکنشها کە در آن بشدت بە انتقاد از خاتمی در این مورد پرداخت، و با رد امکان تحقق چنین خواستەهایی از طرف خامنەای آن را تنها بە شیوەای عملی در خدمت داغ کردن تنور انتخابات ارزیابی کرد نام برد. از طرف دیگر شاهد اعلام برائت تنی چند از اصلاح طلبان از جنبش سبز و موسوی، خاتمی و کروبی بودەایم کە آشکارا بە این سە شخصیت اصلاح طلب و جنبش سبز تاختند (مورد رسول منتجب نیا و مصطفی کواکبیان).

با جمع زدن موارد ذکرشدە و درپی تحلیل آنچە کە گذشتە و بیان شدە است، می توان بە نتایج زیررسید:

ـ چە در اردوی اصولگرایان و چە در اردوی اصلاح طلبان نسبت بە روندهای جاری کشورو بویژە نقش و حضور اصلاح طلبان در انتخابات آتی، گرایشها و دستە بندیهای متفاوتی شکل گرفتە است.

ـ در اردوی اصوڵگرایان تلاش بر این است کە با ایجاد انشقاق در اردوی اصلاح طلبان و تحمیل بینش و سیاستهای خود بە آنان، اصلاح طلبان را بە شرکت درانتخابات ترغیب کردە تا بدین شیوە بنوعی هم حضور مردم در انتخابات را تضمین کردە باشند، وهم آنچە را کە نتوانستند با چوب و چماق و زندان و شکنجە بدست بیاورند، با بە کاربردن چنین حربەای بدست بیاورند.  تاکید دگربارە”جوان آنلاین” سایت نزدیک به سپاه پاسداران مبنی بر اینکە اصلاح طلبان برای شرکت درانتخابات مجلس باید جنبش سبز را محکوم و از سران آن اعلام برائت کنند، کاملا نشانگر هستە مرکزی چنین سیاستی می باشد.

ـ در اردوی اصلاح طلبان نیز عملا با تبلوریافتن نظرات متفاوت، ظاهرا چنین بە نظر می رسد کە تلاش اصولگرایان برای ایجاد چنین انشقاقی بە نوعی و تا حد معینی ثمر بخش بودە است. اگرچە اختلاف نظر را نمی توان بطور خودبخود بمنزلە انشقاق ارزیابی کرد و آن را منفی دانست. بخصوص آنکە هنوز تعداد قلیلی از اصلاح طلبان بە خواستەهای اصولگرایان تمکین کردەاند. اما عدم سیاست واحد در مورد انتخابات آیندە درمیان طیفهای مختلف اصلاح طلبان می تواند نشانگر تشتت و پراکندگی نسبی در شرایط کنونی میان آنان باشد.

ـ ظاهرا علیرغم اینکە جناح اصولگرا می خواست چنین نشان دهد کە نیازی بە حضور اصلاح طلبان در صحنە سیاسی کشور ندارد، اما حوادث اخیر نشان دادند کە این نیاز فارغ از چند و چون آن وجود دارد. و این قبل از هر چیز از این اصل مسلم نشات می گیرد کە اصلاح طلبان اساسا در صحنە سیاسی کشور حذف ناشدنی هستند، بنابراین سیاست رام کردن آنان و بازی دادن آنان در چهارچوب خواستەها و سیاستهای اصولگرایان، هستە مرکزی سیاست اصولگرایان در رابطە با اصلاح طلبان می باشد.

ـ اما اصلاح طلبان نیز بە این قاعدە بازی طرف مقابل آگاه هستند، و درست در همین رابطە است کە خاتمی شاید بە عنوان عنصر میانەرو آنان با طرح چنین شروطی درصدد مقابلەکردن با سیاست اصولگرایان بر آمدە است. آنچە در این میان جلب توجە می کند سیاست سکوت احمدی نژاد و یارانش در رابطە با اصلاح طلبان می باشد.  این سکوت (سیاست سکوت، سیاست عمدە این جریان در مقابل اصولگرایان نیز هست) بە این شایعە و یا ارزیابی دامن می زند کە جناح احمدی نژاد در صدد خریدن وجلب آرای اصلاح طلبان در انتخابات آیندە است.

در این میان اما، واکنش و نوع مداخلەهای سپاە پاسداران در امر انتخابات آتی متفاوت و دخالت گرانە تر و عریانتر از پیش است. این نوع  مداخلەها، هم با واکنش منفی ولی متفاوت اصلاح طلبان و هم اصولگرایان مواجە شذە است. چنین بە نظر می رسد کە با توجە بە نقشی کە اخیرا بە سپاە در برخورد با احمدی نژاد و حامیانش سپردەشدە، سپاە خود را بیشتر موظف بە ایفای نقش در روندهای سیاسی کشور می بیند. امری کە نە تنها با میراث خمینی در تناقض است، بلکە با نگرش بخشی از اصولگرایان نیز زاویە دارد.

 

اصولگرایان تحت رهبری خامنەای اینبار در دو جبهە دارند سیاستهایشان را پیش می برند. آنها  از یک طرف حملات خود را روی احمدی نژاد و یارانش متمرکز کردەاند، و از طرف دیگر سیاست شلاق و شیرینی را در جهت جلب اصلاح طلبان بە شرکت در انتخابات بە پیش می برند. سیاستی کە ناظر بر کنترل و هدایت همە جناحها زیر مهمیز اتوریتە تحمیلی ولی فقیە می باشد.

اینکە اصلاح طلبان در کلیت خود زیر بار چنین سیاست مدونی از طرف اصولگرایان بروند، دور از واقعیت می نماید. زیرا چنین امری بمنزلە خودکشی سیاسی این طیف خواهد بود کە اگرچە در شرایط کنونی از قدرت راندە شدەاند، اما افکار عمومی و شرایط جامعە بە سود آنها است. این دو عامل بعلاوە نفوذ معنوی این جریان در جامعە بر چگونگی برگزاری انتخابات پیش رو تاثیر فراوانی خواهند گذاشت. و درست همین مسئلە است کە اصولگرایان و رهبر را نگران کردە است. و نیز درست همین مسئلە است کە اصلاح طلبان را بە فکر شرکت در انتخابات اما بە شرط متحقق شدن شرایطشان انداختە است.

البتە آنگاە می توان از سیاست واحد اصلاح طلبان سخن بە میان آورد کە در میان آنان اجماعی سرانجام حول این مسئلە ایجاد شود. کە این نیز در آیندە معلوم خواهد شد. بهر حال در صورت دهن کجی رهبری بە شروط پیشا انتخاباتی خاتمی، عدم شرکت میلیونها نفراز سبزهای معترض کە بعد از انتخابات ریاست جمهوری گذشتە بە خیابانها ریختند و همگامی آن نیرویی کە در طول سالهای متمادی همیشە مخالف رژیم جمهوری اسلامی بودە است با آنها، می تواند در مقطع انتخابات بە شکل گیری چنان نیروی تهدید کنندە عظیمی منجر گردد کە خواب از چشم اصولگرایان و بیت رهبری برباید ونقشە های آنان برای بازگرداندن مشروعیت از دستە رفتە بە حکومت را نقش بر آب سازد، و آنان را بیشتر نگران آیندە قدرت سیاسی خودشان بکند. این همان نیروی واقعی است کە می تواند رژیم را لااقل بە عقب نشینیهای جدی وادار کند. اما آنچە کە در این رابطە مهم است و باید بدان توجە شود همانا تدوین سیاستهایی است کە قبل از هر چیز بە این نیرو نگاە دارد. و این نگاە همانا عدم شرکت در انتخاباتی غیر آزاد است. امری کە تاج زادە در آخرین سخنان خود و در تفسیر گفتەهای خاتمی بە زبان آورد.

 

بخش: 

افزودن نظر جدید