برگ هائی از یک دفتر

اگر امروزه انسان گرگ انسان است

اگر دندان کینه

رفته تابن

درتن و جان است

اگر جنگ برادر

با برادر،

سخت آ سان است

اگر تقدیرِ بی تدبیر در کار است،

اگر ناطور قانون پیرکفتار است

اگر چون و چرایی نیست

به دیوان قضاوت

واژه ی عقل آشنایی نیست

فروغ پایداری نه،

و ز آزادی نشان ماندگاری نه

اگر گفتارو کردارند

وارونه،

بدی ها،خوب و

خوبی ،بد

بدین گونه؛

به آری گفتن نا خواسته

هرفردمجبور است،

کلام واپسین

همواره

با "زور " است؛

اگر کژبین و

کژ راهیم

زکژبینی و

کژ راهی خود

حتی نه آگاهیم

 

اگرافیون مذهب بسته ره بر مرغ هشیاری،

اگر بیگانه با خویشیم و

با هر آشنایی نیز

بیگانه،

همه از این نظام کور و پر آشوب و

" شر "مایه ست

همه از چالش خونبار "سرمایه " است.

که حرص و آز گرگی چند

سیه روزی خیل آهوانِ گیج و آواره است!

بخش: 

افزودن نظر جدید