ستیزە جویی یا مدارا ، کدام یک در خدمت تامین منافع و حفظ استقلال ایران است؟

روز دو شنبە ٣٠ آبان ١٣٩٠، در حالی کە کشاکش و نزاع میان محافظە کاران حاکم با یورش بە دفتر خبر گزاری رسمی ایران ( ایرنا ) و بازداشت  موقت علی اکبر جوانفکر، رئیس این خبر گزاری کە مشاور مطبوعاتی احمدی نژاد و یکی از همراهان پرو پا قرص او نیز هست، وارد فاز جدیدی گردید، خبر گزاری ها  از بە اجرا نهادن یک رشتە تحریم های جدید در دست اقدام توسط دولتهای، آمریکا، انگلستان و فرانسە، علیە ایران خبردادند.

سایت رادیو فردا در روز دوشنبە ٣٠ آبان ماە ضمن اشارە بە تصمیم وزیر خارجە آمریکا مبنی بر اعلام تحریم های جدید علیە ایران تا پایان روز دوشنبە، به نقل از خبرگزاری رویتر، از تصمیم دولت انگلستان برای تحریم بانک مرکزی ایران و پیشقدم شدن دولت انگلستان در این امر خبر داد و نوشت وزارت اقتصاد و امور مالی بریتانیا روز دوشنبه اعلام کرد هرگونه همکاری موسسات مالی و اعتباری بریتانیا با ایران و طرف قرارداد و معامله با بانک مرکزی جمهوری اسلامی ایران ممنوع و قدغن شده است... «جورج آزبورن» وزیر دارایی بریتانیا گفت که فعالیت های اتمی جمهوری اسلامی ایران خطر جدی برای امنیت ملی است و این تصمیم در هماهنگی با دیگر کشورها گرفته شده است... یک منبع آگاه از شرایط تحریم های جدید بریتانیا به خبرگزاری رویترز گفت که در این اقدامات، صنایع نفت و گاز ایران هدف گرفته نشده است. بنا بر این گزارش، آقای آزبورن، وزیر دارایی انگلستان در ارتباط با  دلایل توسعە دامنە تحریم ها بە بانک مرکزی  ایران گفتە است: «تصمیم ما پس از گزارش اخیر آژانس بین المللی انرژی اتمی مبنی بر تلاش احتمالی ایران برای دستیابی به بمب اتمی و همچنین تلاش با دیگر کشورها برای محکم کردن شبکه مبارزه با پولشویی و حمایت مالی از تروریسم، اتخاذ شده است.» با وجود اینکە بر اساس گزارشاتی کە تا کنون منتشر شدە دولت آمریکا ظاهرا، هنوز قصد ندارد دامنە تحریم ها را تا تحریم بانک مرکزی توسعە دهد اما بهر حال افزایش تحریم ها توسط این کشور و سایر کشورهای بزرگ غربی و هم پیمانان آنان قطعی بنظر می رسد و این کشورها مصمم هستند تا رسیدن بە مقصود و منافع شآن بدون مقید کردن خود بە تصویب یا عدم تصویب تحریم ها در شورای امنیت این تحریم ها را وضع نمایند. واکنش مقامات حکومت بە این تحریم ها مثل همیشە، رجز خوانی، تهدید و اظهاراتی عموما غير موثر و مغایر با منافع  و مصالح جامعە ما بودە است. علی لاريجانی رئیس مجلس در مصاحبە با خبر گزاری مهر گفت: «اتحاديه اروپا تصور نکند اقدام آنها بدون پاسخ باقی خواهد ماند. قطعا جمهوری اسلامی در روابطش با کشورهايی که اينگونه رفتارها را داشته باشند تجديد نظر خواهد کرد، ما هم در مجلس شورای اسلامی به زودی اين مسئله را بررسی می کنيم». در این میان واکنش مهدی غضنفری، وزیر صنایع در روز دوشنبه را کە گفت غرب در صورت اعمال تحریم های یکجانبه علیه ایران، بازار کاری خود را از دست می دهد... تحریم، به معنای باخت و زیان دو طرفه است. با خودداری از سرمایه گذاری در صنایع نفت وگاز ایران، آن ها هم بازار خود را به خطر می اندازند.» بە رغم اغراق آمیز بودن آن لحنی مصالحە جویانە تراز اظهارات سایر مقامات حکومت داشت.

 اما تنها تجربە غارت ذخایر گازی مشترک ایران و قطر توسط دولت قطر، آشکارا ثابت می کند کە، زيان اصلی در اين ميان، چه در گذشته و چه اکنون نيز، مردم ایران هستند. رهبران دولتهای قطروترکیە، دو کشوری کە با ایران نزدیک و همسایە هستند و با تمام کشورهای جهان، رابطە متعارف سیاسی و اقتصادی دارند، در طول سالهای گذشتە بجای اینکە مانند رهبران جمهوری اسلامی با رجز خوانی و تهدید و تحریک قدرت های سلطە طلب کشورهای خود را درمعرض تحریم و جنگ قرار دهند، موفق شدەاند در پرتو مناسبات بین المللی مدارا گرایانە شان، درعین حفظ مواضع خویش، اقتصاد شان  را بنحو چشمگیرارتقا بخشيده  ودر نتيجه رشد اقتصادی، سطح زندگی مردم کشورشان را بهبود دادند. درست در زمانی کە اعتصابات متعدد کارگری بخاطر بیکاری و دستمزد های عقب ماندە و ورشستگی واحد های تولیدی بزرگ و کوچک سراسر خوزستان را فرا گرفتە بود، امیر قطر، حقوق ماهانە کارگران، مستمری بگیران و افراد تحت پوشش  تامین اجتماعی  را بە مقدار٦٠% افزایش داد و آنرا بلا فاصلە بە اجرا نهاد. این تجربیات بە روشنی تفاوت و نتایج دو سیاست متضاد را آشکار و افلاس سیاست خارجی حکومت کە نقشی ویرانگربراقتصاد ایران داشتە است را  بر ملا می کند. با این حال  رهبر جمهوری اسلامی در چنین شرایطی کە گسترش تحریم های اقتصادی می تواند بە افلاس اقتصادی موجود دامن بزند و بنیان های اقتصادی اجتماعی کشور را بیش از پیش  مستهلک نماید، با بی تدبیری ولجاجت وچشم بستن براین واقعیت ها بر تداوم سیاست هایی کە  تا کنون بجز ویرانی، عقب ماندگی، فقر، و رنج و درد برای مردم و کشور ما وتقویت قدرتهای سلطە طلب نداشتە است، همچنان اصرار می ورزد. آیا درک این نکتە کە ستیزە جویی نە تنها یگانە راە دفع سلطە نیست بلکە پر هزینە ترین و نابخردانە ترین راە نیز هست و اینکە  راە های تجربە شدە و موفق صلح آمیز و کم هزینە تری نیز برای آن  وجو دارند آنقدر دشوار است کە خامنەای نتواند آنرا بفهمد؟ آیا تجربە جنگ ایران و عراق برای خامنەای کافی نیست؟ قطعا آقای خامنەای این چیزها را خوب می فهمد. اما آنچە بیشتر از هر چیز مانع تغيیردر سیاست و رویە او می شود، همانا  نیت او برای حفظ قدرت بە هر قیمت و هزینە است. بیجهت نیست کە او در مدت زمامداری خویش به هر خلاف و جنایتی دست زدە است و در این راە حتی بە نزدیکترین متحدین و یاران خویش نیز رحم نکردە است. و باز عجیب نیست در شرایطی کە موجی از تحریم ها و تهدید ها در هفتەهای اخیر علیە ایران مطرح یا عملی می شوند، نە این مسایل خطرناک، کە جنگ قدرت میان اصولگرایان حاکم بە مهمترین دغدغە آنها تبدیل می شود. از چنین حکومتی و رهبری آن بعید است کە اگر از دستش برآید برای حفظ قدرت شان تا پای کشاندن کشور بە جنگ پیش نروند. از این رو مسئولیت سنگین پیشگیری ازافتادن کشور دراین ورطە خطرناک تا حدود زیادی بە رفتار و کنش بە موقع نیروهای دمکراتیک و رهبری جنبش سبز بستگی پیدا می کند. یکی از مقدم ترین اقداماتی کە باید در این ارتباط صورت گیرد، اعلام موضع جنبش در قبال تحریم ها  و تفکیک و شفاف سازی آن از مواضع حکومت وکشورهای تحریم کنندە است. زیرا این سیاست غرب یک سیاست راهبردی تامل بر انگیزدر قبال روند تحولات پیش روی ایران است کە غرب سعی می کند با دور زدن شورای امنیت آنرا در چهار چوب حفظ و گسترش منافع خویش بە پیش برد.

نیروهای دمکراتیک و عدالت خواە کشور ما هموارە از اقداماتی کە در سطح بین المللی  در راستای دفاع از دمکراسی، آزادی و حقوق بشر و علیە بانیان وناقضان آن صورت گرفتە استقبال نمودە و خواهان گسترش اینگونە اقدامات هستند. اما آنها با برقراری تحریم های کە مردم و زیر ساخت های اقتصادی  کشور ما  را  مورد تهدید قرار دهد  و تضعیف نماید، مخالفت خواهند کرد،  زیرا اعمال تحریم های اقتصادی تازە، تنگناهای موجود اقتصادی در ایران را افزایش خواهد داد و وضعیت اقتصاد واجتماعی  ما را کە هم اکنون نیز بسیار بحرانی است، بدتر خواهد کرد. درست است کە تحریم ها رژیم را نیز در حد معینی تحت فشار و تنگنا قرار خواهند داد، ولی با این وصف، این تحریم ها صرفنظر از دلایل و انگیزە های آن، بیش از آنکە رژیم را در تنگنا قرار دهند و فرآیند تحولات دمکراتیک در جامعە را شتاب بخشند، فقر و بیکاری بیشتر مردم، تخریب بنیان های اقتصادی کشور، کاهش شکافهای درون حکومت واخلال در فرآیند دمکراتیزە شدن جامعە را به دنبال خواهند داشت. ازآن گذشتە، این تحریم ها در شرایطی اعلام می شوند، کە جریان حاکم از زوايای مختلف درتنگنا و فشار قرار دارد؛ شکافها و چالشهای درون حكومت بە شکل بی سابقەای افزایش یافتە، نفوذ و قدرت سیاسی و معنوی رهبر جمهوری اسلامی بە حداقل رسیدە  و اتوریتە وی در میان جناح های حاکم بنحو چشمگیری از دست رفتە است؛ فساد و تباهی سیاسی و معنوی حکومت نزد مردم آشکار گردیدە، راە حل های سیاسی و اقتصادی حکومت کارسازواقع نشده اند. دولت با کسر بودجە سالیانە هنگفتی مواجە است؛ طرح هدفمند سازی یارانە ها  کە از آن بعنوان بزرگترین پروژە اقتصادی دولت یاد می شد، بە شکل فضاحت باری شکست خوردە است. بیکاری افزايش يافته و اخبار مربوط به ورشکستگی واحد های تولیدی دم بە دم فزونی می یابند. گرانی وتورم نیز همچنان سیر صعودی خود را حفظ نمودە وحكومت فاقد راە حل های موثر برای مقابله با آنها است. سیاست ستیزە جویانە جریان حاکم ، تا کنون خسارات جبران ناپذیری بر کشور و مردم وارد نمودە است. ادامە این سیاست هر روز کە می گذرد بیش از پیش استقلال کشور و منافع مردم ما را در معرض تهدید قرار می دهد و راە را برای نفوذ و دخالت قدرتهای سلطە طلب  و درکشور ما و منطقە هموار می کند. باید با این سیاست خطرناک مخالفت کرد وبرای تغيیر آن تلاش کرد.

 

 

   

افزودن نظر جدید