پرهیز اصلاح طلبان از شرکت در انتخابات فرمایشی و پذیرش انتخابات آزادگامی بە پیش

سر انجام پس ازچند ماە چانە زنی بر سر شروط اصلاح طلبان برای شرکت درانتخابات آتی مجلس، بدنبال اعلام تاریخ و مهلت ثبت نام داوطلبان شرکت در این انتخابات توسط ستاد انتخابات کشور، موضع رسمی نیروهای اصلاح طلب مبنی برعدم شرکت اصلاح طلبان در انتخابات دورە نهم مجلس از زبان محمد خاتمی و محمد غریبیان، رییس شورای هماهنگی جبهە اصلاحات، اعلام گردید. بنا بە گزارشی کە در این ارتباط درسایت "کلمە" منتشر شدە است، این سایت دلایل و سخنان محمد خاتمی مبنی بر عدم شرکت اصلاح طلبان در انتخابات را این گونە توضیح دادە است: "سید محمد خاتمی عصر امروز در حاشیه مراسم ختم مرحوم حاج محمد خلیلی اردکانی ... در گفت و گویی کوتاه با خبرنگاران در باره حضور اصلاح طلبان در انتخابات مجلس نهم گفت: حرف بنده همان است که شورای هماهنگی جبهه اصلاحات اعلام کرده که اصلاح طلبان نمی توانند و نباید در انتخابات نامزد و فهرستی داشته باشند." بر اساس همین گزارش شورای هماهنگی جبهه اصلاحات نیز دلایل عدم شرکت اصلاح طلبان را این گونە توضیح دادە است: "شورای هماهنگی جبهه اصلاحات سه شنبه هفته گذشته اعلام کرده بود که با وجود تلاشهای شورای هماهنگی جبهه اصلاحات برای مناسب شدن فضای انتخاباتی، متاسفانه عرصه هر روز تنگتر میشود و در نتیجه این شورا تصمیم گرفته است لیست انتخاباتی ارائه ندهد و از هیچکس حمایت نکند." شورای هماهنگی سبز امید نیز کە نهادی فراگیرتر از نیروهای اصلاح طلب است و طیفهای فکری و سیاسی وسیعتری را دربرمی گیرد، در بیانیە تحلیلی سوم خویش کە راجع بە انتخابات مجلس نهم منتشر کرد، اعلام کرد کە در انتخابات دورە نهم مجلس شورای اسلامی شرکت نمی کند. دلایل عدم شرکت شورای هماهنگی سبز امید چنین ذکر گردیدە: "بیتردید میتوان گفت آن چه قرار است به نام انتخابات در این کشور برگزار شود فاقد تمامی استانداردها و ضوابط لازم برای یک انتخابات «آزاد و منصفانه» است." بر اساس این بیانیه "شورا پس از رایزنیهای گسترده با بخشهای مختلف جنبش سبز، بررسی و اطلاع از مواضع و دیدگاههای احزاب و تشکلهای مستقل منتقد و به ویژه آگاهی از نظرات آقایان کروبی و موسوی، انتخابات مجلس آینده را غیرقانونی و ناعادلانه اعلام می نماید و شرکت در این نمایش انتخاباتی را مغایر با مصالح ملت و کشور میداند." قراین و شواهد تاکنونی نیز برشکست تلاشهای اصولگرایان برای ایجاد تفرقە در بین نیروهای اصلاح طلب و جلب بخشی از آنها بە شرکت در انتخابات پیش روی گواهی می دهند. از طڕف دیگر، با محدودیت هایی کە بر سر راە احمدی نژاد و همراهان وی توسط اصولگرایان مخالف آنها تعبیە شدە، نحوە و کم و کیف مشارکت یا عدم مشارکت جریان دولت یا بە تعبیری (جریان انحرافی) نیزدر ابهام قرار دارد. این وضعیت و همچنین وجود نارضایتی گستردە و فزایندە اجتماعی ناشی ازمشکلات اقتصادی-اجتماعی از حکومت در جامعە و بی باوری مردم بە کارآیی حکومت دست بە دست هم دادە و شرایطی را بوجود آوردە اند کە با عطف بە آنها می توان گفت کە حکومت در برابر کم رونقترین و مفتحضح ترین انتخابات در دوران پس از انقلاب قرار گرفتە است. برای نیروهای دمکراتیک و جنبش سبز فرصتی مناسب پیش آمدە تا در مقطع انتخابات فرمایشی مطالبە انتخابات آزاد را در میان لایەهای وسیعتری از مردم اشاعە دهند و برای مطالبە مذکور نیرو تدارک ببینند. با وجود این کە بر خلاف بیانیە شورای هماهنگی سبز امید، کە در آن با صراحت دلیل عدم شرکت این تشکل، آزاد ومنصفانە نبودن انتخابات اعلام گردیدە، اما در اظهارات اخیر خاتمی و شورای هماهنگی جبهە اصلاحات اشارە مستقیمی بە انتخابات آزاد نشدە است. با این حال دشوار بتوان این سکوت را بە معنی عدم باور آنها بە انتخابات آزاد تلقی کرد. کشیدە شدن دامنە اندیشە انتخابات آزاد به میان اصلاح طلبان درون حکومتی پیشین، در واقع درجریان انتخابات خرداد 76 کە کوشش ولی فقیە برای جلوگیری از پیروزی محمد خاتمی در انتخابات ریاست جمهوری در چارچوب قانون اانتخابات موجود ناکام ماند، حول دفاع از رعایت قانون موجود و حفظ رویە پیشین آغاز شد. اما مقاومت و مانع تراشیهای پیاپی محافظە کاران تحت هدایت و حمایت خامنەای علیە اقدامات اصلاحی دولتهای اصلاح طلب و بویژە کودتای انتخاباتی محافظە کاران علیە میرحسین موسوی در انتخابات گذشتە و سرکوب شدید و حذف جناح اصلاح طلب و شکلگیری جنبش سبز، سبب رشد گرایش اندیشە انتخابات آزاد در میان اصلاح طلبان گردیدند. با نظرداشت تعابیری کە در بیانیە های تعدادی از رهبران اصلی اصلاح طلبان و رهبران نمادین جنبش سبز، مانند موسوی و کروبی و در بیانیە های شورای سبز امید از انتخابات آزاد تاکنون ارایە شدە است، چنین بنظر می رسد کە اکثریت آنها اندیشۀ انتخابات آزاد و منصفانە را پذیرفتە و خود را نسبت بە آن متعهد می دانند. منطق فرایند رویدادها و تغییر و تحولات فکری و اجتماعی در جامعە ایران و آغاز موج بزرگی از دمکراسی و عدالت خواهی در میان مردم کشورهای منطقە نیز همگی دلالت بر آن دارند کە پذیرش انتخابات آزاد بە یک امر فراگیر در جوامع گوناگون تبدیل گردیدە و پذیرش این اصل از طڕف اصلاح طلبان را نیز نمی توان یک امر تاکتیکی تلقی کرد. سیستم انتخاباتی موجود در ایران، یک سیستم کج و معوج، تبعیض آمیز، مغایر با استانداردهای شناختە شدە انتخابات آزاد و دمکراتیک و یکی از موانع عمدە مشارکت واقعی مردم در شکل دهی نهادهای دمکراتیک قدرت مانند پارلمان، دولت، احزاب و اتحادیە ها و مطبوعات آزاد و تقسیم واقعی قدرت است. نهادهائی کە از پس این سیستم شکل می گیرند، در صورتی کە نخواهند در خدمت اولیای استبداد و ثروت عمل کنند، ولو این کە پیشینیە خدمت بە نظام را داشتە باشند، همان گونە کە در مجالس گذشتە و در برخورد با اصلاح طلبان و جریان احمدی نژاد دیدە شد، بە یک اشارە ولی فقیە توسط پاسداران ولایت از قدرت حذف و بعضاً نیزتحویل زندانبانان نظام خواهند شد، تا یا آنها را از کردە خویش نادم سازند ویا از هستی ساقط شان نمایند. بنابراین امر مبارزە برای تحمیل پذیرش انتخابات آزاد بر حكومت با مبارزە برای تغییر قانون انتخابات کنونی پیوندی تنگاتنگ یافته است. بهمین جهت ضرورت دارد کە نیروهای اصلاح طلب در گام بعدی شان این تناقض را کە هنوز از گفتمان برخی از آنها زدودە نشدە است برطرف کنند. کشور و جامعە ما برای طڕد استبداد و بیعدالتی و استقرار دمکراسی نیاز بە مشارکت همە طبقات و گروە های ترقیخواە دارد و این امر میسر نمی شود مگر با توزیع عادلانە قدرت. سازماندهی یک اجماع فراگیر ملی حول انتخابات آزاد و تلاش مشترک برای فراهم کردن زمینە های آن بە مثابە یکی از وسایل اساسی گذار مسالمت آمیز از استبداد بە دمکراسی، بویژە در شرایطی کە جامعە ما از هر سو در معرض انواع تهدید و تخریب فزایندە قرار دارد، اکنون بە یک امر واقعا عاجل تبدیل شدە است.

افزودن نظر جدید