پروژه وحدت جنبش چپ را زنده کنیم

کما بیش  حدود چهار تا پنج سال میشود که روی پروژه وحدت جنبش چپ ایران کار میشود. در این فاصله آمریکا نیروهای خود را از عراق بیرون کشید. نقش حضور مستقیم نظامی آمریکا در افغانستان دارد پایان میگیرد. "بن لادن" کشته شد. حکومتهای مصر، تونس و لیبی سرنگون شدند. رئیس جمهورها عوض شدند. ما هنوز داریم روی پروژه وحدت چپ ایران بحثهای نظری را در زمینه نظام آلترناتیو جهانی آینده ادامه میدهیم، از طرف دیگر داریم بحث میکنیم که بعدا چه بحثهایی را ادامه خواهیم داد. گویا که چپ ایران رسالت جهانی دارد که مسائل  نظری تاریخی جنبش چپ جهانی را پاسخ یابی بکند. وظیفه عاجل و حیاتی رسالت سیاسی امروزین جنبش چپ متحد یا به دلایلی به گروگان گرفته شده است، یا به دلایل نامعلومی توسط طنابهایی بر کردن مدتهای مدیدی است که در حالتی نیمه خفه به حیات دردناک خویش ادامه می دهد.

پس از گذشت بیش از چهار سال از آغاز پروژه وحدت چپ، هنوز طرح، مدل متدهای شکل گیری و اجرائی این پروژه به این دلیل  برای هیچ کسی روشن نیست که ظاهرا طرح ، مدل، راهکار و پلان کار طراحی شده ای تنظیم نشده است. هنوز  راهکارهای اجرائی آن مشخص نشده است. چرا در شرایطی که تمامی بدنه تشکیلاتهای درگیر، گستره فراوان چپهای منفرد کنده شده از سازمانها و حتی رهبریهای تشکیلاتهای چپ درگیر در پروژه وحدت با جدیت تمام به ضرورت اجرائی وحدت چپ اشاره میکنند، این امر به حالت آچماز و گیر پاچ شده ای در آمده است؟

آنچه از نوشتارها و گفتارها معلوم و مسلم است این است که از سالها پیش "اتحاد فدائیان خلق ایران" و "سازمان فدائیان خلق ایران – اکثریت" با جدیت تمام خواهان تکمیل و تکوین چنین پروژه ای میباشند.  اعضای دو سازمان که در کنگره های همدیگر مهمان بودند مرتب به رفقای سازمان مهمان خطاب میکردند که "این کنگره شما رفقا هم میباشد". در شرایطی که اعضای بدنه های سازمانها از چنین روحیه و ذهنیتی برخوردار هستند و رهبریهای دو سازمان مرتب بر پروژه وحدت تاکید میکنند، چرا این امر شکل اجرائی به خود نمیگیرد؟ چرا این کشتی وحدت به گل نشسته و نمیتواند با آبهای اقیانوس جنبش نوین دموکراتیک پیوندهای لازم را بر قرار بکند؟

پروژه وحدت  میتواند در چندین بعد و شاخه بموازات همدیگر پیش برده شود. هیچکدام از این ابعاد نباید مانع فعالیت و پیشرفت دیگر ابعاد این پروژه باشند. تعداد این ابعاد را هر شخصی به سلیقه خود میتواند تقسیم بندی بکند. مضامین مشابه موازی راهکارهای پروژه وحدت را میشود به سه بعد اصلی شاخه نظری، شاخه سیاسی و سوم شاخه وحدت ساختاری تقسیم  کرد. از شاخه های بعدی ردیف دوم میشود به شاخه " روانی- اخلاقی ، فرهنگی "  و  شاخه تعریف  "هویت سازی واحد" برای جنبش چپ متحد توین آینده اشاره کرد.

"هویت نوین" جنبش چپ متحد، باید از یک طرف هویتهای زنده و موجود  امروزی را در بطن خویش داشته باشد، از طرف دیگر باید هویت نوینی را برای خویش برگزیده و در پروسه زمانی غیر قابل تعریفی این امکان را فراهم بکند که بطوری طبیعی هویتهای فعلی کمرنگتر شده و این امکان را فراهم کنند که هویت نوین شاخص تر، برجسته تر و مسلط تر گردد. هویت "فدائی" و یا هویت "توده ای" و یا هویتهای مشابه دیگر یک شبه ایجاد نشده اند و یک شبه هم در هویت دیگری ادغام نخواهند شد. لذا باید برای ساختار نوین،  هویت نوینی ایجاد کرد که در عین داشتن اسم، تعریف  مشخص خویش را داشته باشد، بلکه باید استقلال هویتهای دیگر را در اندرون خویش حمل بکند. همزیستی دموکراتیک هویتهای "فدائی" ، "توده ای" و هویتهای مشابه دیگر درون هویت کلی نوین، یکی ار شرایط کلیدی حیات پویا، زنده، بالنده و تکامل یابنده هویت و ساختار نوین خواهد بود. چون کلیت پروژه در راستای وحدت جنبش چپ میباشد، هویتهای زیر مجموعه ای نزدیک به هم باید حد الامکان سریعتر در هم ادغام گردند تا بلوکهای هویتی زیر مجموعه ساختار مجموعه ای کل از دو یا سه تا بیشتر نبوده و از انسجام  ساختاری سیاسی نسبتا قدرتمندی بر خوردار باشند.

جنبه " روانی، اخلاقی و فرهنگی" قضیه به این برمیگردد که در یک پروسه همکاریهای عملی سیاسی، فرهنگی و غیره، اعضا و افراد این مجموعه بزرگ، زیر پرچم هویت ساختار نوین با همدیگر به گفتگو، همراهی و همکاری پرداخته و به خلق و خوی همدیگر انس گرفته و بر اساس مناسبات اخلاق سیاسی احترام به اندیشه ها و تحمل همدیگر در راستای تکوین اندیشه ها و همکاریهای اجرائی انسیت و فرهنگ همگونی را بیابند. شاید براحتی بشود به این واقعیت اقرار کرد که خارج از ساختارهای تشکیلاتی سازمانهای چپ،  اعضا و هواداران این سازمانها همگام با افراد منفرد غیر تشکیلاتی وابسته به جریانات چپ، طی دو سه دهه اخیر انقدر در فعالیتهای روشنگرانه دموکراتیک و سیاسی همکاری عملی داشته اند که در این زمینه انس گیری فرهنگی، اخلاقی روانی فرسنگها از حد آمادگی پذیرش وحدت ساختاری چپ جلوتر زده و نیروی فشار از پایین عملی شدن امر وحدت را تشکیل میدهند.

در پیش برد امر وحدت، مبادلات، مطالعات و مجادلات نظری باید بشکل پویا و مداوم دوام داشته باشد.  روزی که در زمینه بحث نظری وحدت کامل ایجاد شده باشد، انروز را میشود روز مرگ جریان چپ نامید. دیالکتیک تحولات حیات طبیعی اجتماعی بشری بر کره زمین و بعنوان بخشی از هستی حیات در کائنات ایجاب میکند که همیشه فکر بشری از خواستگاههای مختلف تلاش در پی بردن به راز و رمزهای هستی بکوشند. در این چالش پایان ناپذیر انسانی، جنبش چپ هم در اندرون خویش تنوع نگرش ها را ابستن بوده وموجب پویائی، تکامل و تحول دیالکتیکی آن در راه هر چه تکمیل تر، انسانی تر و عادلانه تر کردن آن بکوشد. بنا بر این بحث های نظری نه مستقیما در خدمت امر وحدت چپ، بلکه در خدمت پاسخ یابی به نا گشوده ترین بخشهای گره های نظری تاریخی اجتماعی زمان میباشد. ادامه بحثهای نظری به هیچ وجه نه میتواند مانعی در راه امر وحدت چپ باشد و نه پیش شرطی برای تحقق آن.

در زمینه شاخه همگامی سیاسی امر وحدت چپ باید گفت که اولا این همکاری به مدت سالهای متمادی نه فقط از طریق موضعگیریها و اعلامیه های مشترک بازتاب یافته است، بلکه از طریق تظاهرات، اعتراضات و همکاری در اجرای عموم فعالیتهای سیاسی دموکراتیک بازتاب خویش را نشان داده است. موضع سیاسی عموم جریانهای چپ بر مبنای عبور از نظام جمهوری اسلامی ایران و برچیده شدن نظام ولایت فقیه استوار میباشد. گرچه در زمینه شیوه های اجرائی این امر سلیقه های مختلفی ازبابت اجرائی از طرف بخشهای مختلف توصیه می شود، هدف سیاسی واحد، همه را حول محور تغییر و تعویض رژیم و ضرورت عاجل تحقق این امر گرد همدیگر آورده است.

عالیترین و تکامل یافته ترین مرحله وحدت، وحدتی ساختاری میباشد. آنچه تمامی اعضا و هواداران و افراد منفرد چپ بی صبرانه چشم به انتظارش می باشند و توقع عاجل تحقق آن از طرف رهبران سازمانهایشان را دارند، وحدت ساختاری می باشد. این امر به چه شیوه و چگونه قابل تحقق است؟ از ویژگیهای ساختار تشکیلاتی امر وحدت میتوان به چندین مورد انگشت گذاشت و در موردشان بحث کرد. اولین موردی که در مورد وحدت ساختاری  میتوان به آن پرداخت این است که این پروسه روندی  خواهد بود که جهت تکامل یافتن و بالغ شدن آن زمان معینی لازم خواهد بود. وقتی که از زمان لازم جهت بالغ شدن این نهال صحبت میشود، زمان معینی لازم خواهد بود تا اندامهای درونی آن انسجام و استحکام لازم را یافته باشند که در عین فراگیر بودن آن، نسبت به تمامی سازمانهای چپ بزرگتر و فراگیرتر  زیر مجموعه ای،  از نظر ساختاری تکامل گسترده تر و عالی تری یافته باشند.

جنبه دوم وحدت ساختاری، گستردگی و پهنا و در عین حال عمق مضمونی، برنامه ای و اجرائی آن می باشد. کمیسونهای مشترک از قبیل کمیسون برنامه ای و کمیسیون اساسنامه ای باید از خیلی زمانهای پیش بر سر تدوین و تکوین اساسنامه و مرامنامه تشکیلات نوین مجموعه فراگیر کار میکردند. عوض "نشستند و گفتند و برخاستند"های دنباله دار، بر روی تدوین اسناد مضونی و مادری سازمان فرگیر کار شده و هر چپ سریعتر تدوین گردند.

جنبه سوم وحدت ساختاری تنوع وجودی سازمانهائی میباشد که خواهان امر وحدت در شرایط حفظ انسجام  هویتی سازمانی خویش می باشند. در چنین روندی، پروسه یکی شدن و ادغام از طرف سازمانهای مختلف در مراحل مختلفی به تناسب سطح آمادگی و بلوغ آنها بستگی خواهد داشت. مثلا در درون مجموعه فراگیر ساختار نوین متحد جنبش چپ ، سازمانهای چپ مختلفی بصورت زیر مجموعه حضور خواهند داشت که بعضی از آنها سریعتر از دیگر سازمانها آمادگی ادغام در همدیگر را خواهند داشت. اگر امروز "سازمان فدائیان خلق ایران – اکثریت" و " سازمان اتحاد فدائیان خلق ایران"  آمادگی ادغام در همدیگر را دارند و بصورتی عاجل خواهان تحقق این امر می باشند، این سطح آمادگی ممکن است در حزب توده ایران، شورای موقت سوسیالیستها و یا جریانهای مشابه دیگر وجود نداشته باشد.

 اگر شورای موقت سوسیالیستها آمادگی نظری برای وحدت ساختاری را ندارد، میتواند همکاری خود را در مقیاسی های دیگری که در بالا اشاره شد بصورت زیر مجموعه ای از مجموعه کلی ساختار چپ متحد و با استقلال ساختاری خویش ادامه دهد. تعیین هر گونه پیش شرطی بر این مبنا که همگی سازمانهای زیر مجموعه ای وحدت چپ باید در یک روز واحدی بصورتی معجزه اسا در هم ادغام شوند نه فقط غیر واقع بینانه است، بلکه پیش شرطها و دیوارهای بلندی در راه جلوگیری از وحدت سازمانهایی که امروز آمادگی چنین وحدتی هستند ایجاد میکنند.

در سالگرد قیام قهرمانانه جنبش سیاهکل، به جای یادبود تشریفاتی از حماسه سیاهکل، به رسالت تاریخی امروزین جنبش چپ ایران بپردازیم. همه شاخه های مختلف خانواده چپ ایران باید در به آب انداختن کشتی جنبش چپ ایران آستین بالا بزنند . کشتی به خشکی نشسته جنبش چپ در زیر نور ماه با خیزش نوین مدّ دیگری روبرو میباشد. از خیزش نوین آبهای اقیانوس جنبش نوین مردمی بهره جسته و دست در دست همدیگر این کشتی به خشکی نشسته  را بار دیگر بر امواج طوفانی اقیانوس جنبش مردمی به حرکت در بیاوریم.

افزودن نظر جدید