اساسنامه سازمان فدائیان خلق ایران (اکثریت)

سازمان فدائيان خلق ايران (اکثريت) تشکل داوطلبانه افرادی است که چارچوب کلی ديدگاهها و آماجهای سازمان را پذيرفته و آمادگی دارند با پایبندی به اساسنامه برای تحقق اهداف برنامهای سازمان فعاليت کنند. عضويت در سازمان، استعفا و کناره گيری از آن امری آزاد و داوطلبانه است. سازمان ما به مثابه سازمان چپ دمکرات و مدرن بر پذيرش ايدههای نو، بر تحول پذيری و بر پیريزی مناسبات درون سازمانی و ساختار تشکيلاتی بر اساس تلفيق دمکراسی نمايندگی، مشارکتی و مستقيم تاکيد دارد. اساسنامه سازمان حقوق برابر اعضا را تامين کرده و امکان مشارکت مستمر آنها را در حيات سازمان فراهم میآورد. فصل اول: نام و آرم سارمان نام سازمان: سازمان فدائيان خلق ايران(اکثريت) آرم سازمان: گل پنجپر با گلبرگ سرخ، میانه زرد و ساقه و برگ سبز رنگ فصل دوم: پرنسيپها دمکراسی درون سازمانی ساختار تشکيلاتی سازمان و مناسبات درونی آن مبتنی بر تلفيق دمکراسی نمايندگی، دمکراسی مشارکتی و دمکراسی مستقيم است. دمکراسی نمايندگی به اين معنی است که: ـ ارگانهای ادارهکننده سازمان، منتخب کنگره بوده و در مقابل کنگره و اعضای سازمان پاسخگو هستند و مستمرا از فعاليتها و تصميمات خود به اعضا گزارش میدهند. ـ تصميمات در ارگانها بر اساس رای اکثريت اتخاذ میشود. ـ اعضای سازمان از حقوق برابر برخوردارند. دمکراسی مشارکتی بدين معنی است: ـ مکانيسمهای ضرور برای تاثير گذاری و مشارکت اعضای سازمان در حيات سياسی و سازمانی، شکل گيری کنش متقابل و ارتقای نقش آنها تعبيه میشود. دمکراسی مستقيم بدين معنی است که: ـ ساختار تشکيلاتی بر پايه تلفيق سيستم هرمی و شبکهای پیريزی شده و از تعداد لايهها کاسته میشود. ـ اعضای سازمان در کنفرانسها و کنگرهها تا آنجا که مقدور است، مستقيما مشارکت میکنند. ـ سيستم همهپرسی در سازمان به کار گرفته میشود. مسئوليت پذيرش مسئوليت در سازمان داوطلبانه است. هيچيک از اعضای سازمان به اجبار و برخلاف تمايل خود به پذيرش مسئوليت و يا انجام کاری موظف نمیشوند. پذيرش مسئوليت به معنای تعهد به انجام آن، رعايت موازين سازمانی و امر پاسخگوئی است. تنوع و انسجام سياسی و سازمانی سازمان پذيرای تنوع سياسی در چارچوب کلی اسناد ديدگاهی و برنامهای سازمان است و مکانيسمهای ضرور را برای تامين حقوق صاحبان گرايشهای سياسی فراهم میآورد. سازمان هم بر ارتقای انسجام سازمانی و تقويت عنصر حزبيت پای میفشارد و هم وجود گرايشها و فراکسيون رابه رسميت میشناسد. ساختار غیر متمرکز ساختار تشکیلاتی سازمان غیر متمرکز است. تمامی ارگانهای هدایتگر منطقهای در محدوده فعالیت خود و در چارچوپ اسناد مصوب کنگره و شورای مرکزی از حق تصمیمگیری برخوردارند. فصل سوم: عضويت شرايط عضويت در سازمان ۱. ايرانی بودن ۲. داشتن حداقل ۱۸ سال سن ۳. پذيرش چارچوب کلی "ديدگاهها و آماجها" و "برنامه" و تعهد به رعايت اساسنامه سازمان ۴. عدم عضويت در ديگر احزاب ايرانی شرايط پذيرش ۱. واحد پايه در مورد تقاضای عضويت تصميم میگيرد و تصميم خود را به اطلاع ارگانهای بالا میرساند. ۲. تقاضاى عضويت به صورت کتبی و با پر کردن فرم ويژه صورت میگيرد. ۳. متقاضی عضویت باید از جانب دو عضو که دارای سابقه حداقل سه سال عضويت در سازمان هستند، معرفی شود. تبصره: ۱. کسانی که تا کنون رسما از سازمان استعفا ندادهاند و يا عضويت آنها از طرف ارگانهای سازمان لغو نشده است، با اعلام آمادگی برای فعاليت مجدد، کماکان عضو سازمان محسوب شده و مشمول الزامات متقابل اين اساسنامه میشوند. وظائف عضو ۱. ياری به سازمان برای پيشبرد وظايف جاری و تلاش برای تحقق اهداف برنامهای سازمان ۲. پرداخت حق عضويت ۳. پایبندی به اساسنامه سازمان و احترام به مصوبات ارگانها حقوق اعضا هر عضو حق دارد: ۱. برای عضويت در ارگانهای سازمانی کانديدا شود و يا کانديداهای خود را انتخاب کند. ۲. گزارش عموم ارگانهائی را که در انتخاب آنها سهیم است دریافت کند. ۳. در بحثهای نظری، برنامهای و سياسی سازمان شرکت کرده، نظرات خود را آزادانه در اجلاسها بيان و به شکل فردی يا جمعی در رسانههای سازمانی و غيرسازمانی انتشار دهد. ۴. در صورت مخالف بودن با سياستهای سازمان از تبليغ و اجرای آن خودداری کند. ۵. امر مشاوره و تشکيل جلسه و همکاری با ديگر اعضای سازمان برای تدوين و تنظيم نظرات، اسناد، قرارها و پيشنهادها و ارائه به ارگانهای سازمانی را پيش برد. ۶. در همه پرسیها مشارکت کند و درخواستها، پيشنهادها و طرحهای خود را ارائه دهد. ۷. در تشکلهای صنفی و سازمانهای غيردولتی شرکت نمايد. ۸. از ديگر اعضای سازمان و ارگانها به نهاد رسيدگی به شکايات و داوری (رشد) شکايت کند. تبصره: ۱. اعضای سازمان به صورت فردی مجاز به مشارکت در اتحادهائی هستند که با برنامه و استراتژی سياسی سازمان مغايرت نداشته باشند. فصل چهارم: ساختار تشکيلاتی ۱. ساختار تشکيلاتی سازمان تلفيقی از ساختار هرمی و شبکهای است و از واحدهای محلی، کشوری و ارگانهای مرکزی تشکيل میشود. حداقل تعداد اعضای يک واحد (شهری يا کشوری) سه نفر است. ۲. مسئول يا ارگان مسئول واحد محلی در اجلاس عمومی واحد و مسئول واحد کشوری در کنفرانس کشوری انتخاب میشود. ۲. ساختار سازمان دو پايهای است. سازماندهی در جهان واقعی و سازماندهی در جهان مجازی. سازمان پايه ۱. سازمان پايه، واحد جغرافيائی ـ منطقهای و حوزه مجازی است. تبصره: ۱. آئيننامه تشکيل حوزه مجازی توسط شورای مرکزی تهيه و به تصويب کنگره میرسد. کنگره ۱. کنگره عالیترين ارگان سازمان است و سند ديدگاهها و آماجها، برنامه، اساسنامه و جهات عمومی سياستها و فعاليتهای سازمان را بررسی و تصويب میکند و گزارش فعاليت ارگانهای منتخب خود را مورد بررسی قرار میدهد. ۲. کنگره عادی به فاصله دو سال و کنگره فوقالعاده به درخواست يک سوم اعضای سازمان و يا شورای مرکزی تشکيل میشود. ۳. کنگره شورای مرکزی، نهاد رسيدگی به شکايات و داوری (رشد)، کميسيون نظارت مالی و کميسيون تدارک انتخاب ارگانهای مرکزی را برای فاصله بين دو کنگره با رای مخفی انتخاب میکند. کانديداهای عضويت در ارگانهای مزبور، لازم است حداقل ۵ سال سابقه عضويت در سازمان و فعاليت مستمر در ارگانهای سازمان را داشته باشند. ۴. اساسنامه و اسناد ديدگاهی با حداقل دو سوم آرا و اسناد برنامهای باحداقل ۶۰ درصد آرا تصویب میشود. تبصره: ۱. در شرايط کنونی همه اعضای سازمان مستقيما در کنگره شرکت میکنند. ۲. شورای مرکزی مجاز نيست بيش از سه ماه برگزاری کنگره را به تاخير بياندازد. ۳. عضو سازمان نمیتواند همزمان عضو دو ارگان از ارگانهای منتخب کنگره باشد. شورای مرکزی ۱. شوراى مرکزى سازمان فداييان خلق ايران (اکثريت) منتخب کنگره و عالىترين ارگان سازمانى در فاصله دو کنگره است. شورای مرکزی در مورد فعاليتهای سازمان در مقابل کنگره مسئول است. ۲. وظائف شورای مرکزی عبارتند از: ـ تدوين سياستهای عمومی سازمان در چارچوب مصوبات کنگره ـ انتخاب هيات سياسی ـ اجرائی و مسئول آن و سخنگوی سازمان با رای مخفی ـ کنترل و نظارت بر کارکرد هيات سياسی ـ اجرائی، اظهار نظر و تصميمگيری پيرامون گزارش آن ۳. شمار اعضای شورای مرکزی را کنگره تعيين میکند. مسئول هر واحد کشوری، مسئول هر گروه کار و اعضای شورای سردبيری که عضو شورای مرکزی نيستند، مشاورين شورای مرکزی به حساب میآيند. ۴. شورای مرکزی از بين اعضای خود سه نفر را به عنوان هيات رئيسه و از بين اعضای هيات رئيسه يک نفر را به عنوان مسئول هيات رئيسه با رای مخفی انتخاب میکند. اعضای هيات رئيسه نمیتوانند عضو هيات سياسی ـ اجرائی باشند. ۵. جلسات حضوری شورای مرکزی هر شش ماه يکبار تشکيل میشود. يک سوم اعضای شورای مرکزی میتوانند جلسه حضوری فوق العاده شورای مرکزی را فرا خوانند. ۶. شورای مرکزی مجاز است از ميان اعضای هيات سياسی ـ اجرائی يک نفر را به عنوان سخنگوی سازمان انتخاب کند. هيات سياسی ـ اجرائی ۱. هيات سياسی ـ اجرائی مسئول هدايت سياسی ـ تشکيلاتی سازمان در چارچوب مصوبات کنگره و شورای مرکزی در فاصله بين جلسات حضوری شورای مرکزی است. ۲. شمار اعضای هيات سياسی ـ اجرائی را شورای مرکزی تعيين میکند و هر يک از اعضای آن مسئوليت و نظارت يکی از مسئوليتهای مرکزی را بر عهده دارند. ۳. وظائف هيات سياسی ـ اجرائی عبارتند از: ـ سياستگذاری و سياستورزی ـ نمايندگی سازمان در رابطه با ساير نيروهای سياسی داخلی و خارجی ـ هدايت، کنترل و نظارت بر کارکرد گروههای کار و مراکز نظری ـ پژوهشی و فنی ـ پردازشی ـ هدايت تشکيلات سازمان گروههای کار، مراکز نظری ـ پژوهشی و فنی ـ پردازشی ۱. هيات سياسی ـ اجرائی برای پيشبرد وظائفش در عرصههای مختلف فعاليت سازمان، گروههای کار را تشکيل میدهد. تشکيل گروه کار جديد بايد به تائيد شورای مرکزی برسد. ۲. هيات سياسی ـ اجرائی مرکزی برای کارهای نظری، پژوهشی و برنامهای داير میکند. اين مرکز کميسيونهای موضوعی را برای پيشبرد کارش تشکيل میدهد. ۳. هيات سياسی ـ اجرائی مرکزی را برای جمع آوری اطلاعات از مطالبات و نگرشهای گروههای اجتماعی، ايجاد بانکهای اطلاعاتی، تنظيم فرمهای نظرخواهی و اخذ نظرات در درون سازمان و در سطح جامعه و پردازش آنها و ارائه پيشنهادها و سياستها به ارگانهای مرکزی تشکيل میدهد. ۴. هيات سياسی ـ اجرائی مسئول گروههای کار و مراکز را از بين اعضای شورای مرکزی و ديگر اعضای سازمان انتخاب میکند. تبصره: ۱. ماده ۲ و ۳ بعد از فراهم آمدن امکانات ضرور عملی میشود. فصل پنجم: همه پرسی ۱. همهپرسی، رایگيری از همه اعضای سازمان در موضوع معين و مشخص است. ۲. انتخاب مسئولين سازمانی و تصويب اسناد ديدگاهی، برنامهای و اساسنامه مشمول همهپرسی نمیشوند. ۳. شورای مرکزی و هيئت سياسی ـ اجرايی سازمان میتوانند اقدام به همهپرسی از اعضای سازمان کنند. ۴. درخواست يکسوم اعضای سازمان، برای همهپرسی در موضوع خاص يا يکی از تصميمات و مصوبات ارگانهای مرکزی سازمان کافی است. ۵. همه پرسی زمانی از اعتبار برخوردار خواهد بود که حداقل دو سوم اعضای سازمان در آن مشارکت داشته باشند. نتيجۀ همهپرسی الزامآور است. تبصره: ۱. مضامین تکموضوعی منطبق بر بند یک میتوانند به همهپرسی گذاشته شوند. ۲. آييننامه همهپرسی توسط شورای مرکزی تهيه و به تصويب کنگره میرسد. فصل ششم: گرايش و فراکسيون ۱. گرایش و فراکسیون گروهی از اعضای سازمان را دربر میگیرند که دستکم در یکی از عرصههای مسائل دیدگاهی، برنامهای و یا سیاسی اشتراک نظر نسبتا پایدار دارند. گرایش فاقد سازماندهی و پلاتفرم است. فراکسیون دارای پلاتفرم، نام و هویت جمعی بوده و سازمانیافته است. ۲. فراکسیون برپایۀ پلاتفرم کتبی تشکیل و رسميت آن بر اساس اساسنامه توسط شورای مرکزی اعلام میشود. فراکسیون رابطی را برای ارتباط با نهادهای سازمانی انتخاب و به شورای مرکزی معرفی میکند. فراکسیون باید ليست نام اعضای خود را به شورای مرکزی ارائه کند. ۳. فعاليتهای فراکسیون شفاف و علنی است. موازین حاکم بر مناسبات درونی فراکسیون همان اساسنامه است. فراکسیون حق ایجاد تشکیلات جدا از تشکیلات سازمان را ندارد. ۴. فراکسیون حق تشکیل جلسه برای تبادل نظر و تدوین اسناد برای ارائه جهت تصویب توسط نهادهای سازمان را دارد. جلسات فراکسيون به اطلاع اعضای سازمان میرسد و اعضای سازمان میتوانند در جلسات فراکسيونها شرکت کنند. هر فراکسیون حق دارد با یک یا چند فراکسیون دیگر اسنادی برای تصویب توسط نهادهای سازمان ارائه دهد و نامزد برای پذیرش مسئولیتهای سازمانی معرفی کند. ۵. رسانههای سازمانی در چارچوب اساسنامه، موضعگیریهای فراکسیونهای سازمان را انتشار میدهند. در ارگان سازمانی بخشی برای انتشار نظرات فراکسیونها اختصاص داده میشود. هر فراکسیون حق دارد نظرات و موضعگیریهای خود را در رسانههای خارج از سازمان انتشار دهد. ۶. فراکسیونها مجاز به همکاری و اتحاد با نیروهای سیاسی منفرد و متشکل نیستند ولی از حق گفتگو و تبادلنظر با ساير سازمانهای سياسی برخوردارند. ۷. گرایشها و فراکسیونها از حقوق برابر برخوردارند. ۸. چنانچه فراکسیون موازین سازمانی را رعايت نکند، شورای مرکزی بر پايه قضاوت رشد، حق تعلیق فعالیت فراکسیون را دارد. تصميم نهائی در اين موارد با کنگره سازمان است. فصل هفتم: نقض اساسنامه ۱. در موارد نقض اساسنامه برخورد انضباطی با عضو صورت می گيرد. برخورد انضباطی از تذکر شفاهی تا اخراج از سازمان را شامل می شود. اخراج از سازمان، حداکثر برخورد انضباطی است. ۲. اگر عضوی طی شش ماه متوالی از پرداخت حق عضویت بدون عذر موجه خودداری کند، از سازمان اخراج میشود. ۳. تعليق و اخراج عضو به پيشنهاد سازمان محلی و با تصويب شورای مرکزی و يا ارگانی که شورای مرکزی به آن اختيار میدهد، قابل اجرا است. عضو تعليقی و اخراجی حق شکايت به "رشد" را دارد. داوری "رشد" معتبر است. ۴. مشارکت اعضا در سازماندهی ارادهای مغاير با مواضع سازمان در بيرون از سازمان، نقض موازين اساسنامه به حساب می آيد. داوری در اين مورد با "رشد" است. در اين موارد شورای مرکزی و هيئت سياسی ـ اجرائی برپايه داوری رشد تصميم میگيرند. فصل هشتم: نهاد رسيدگی به شکايات و داوری (رشد) ۱. نهاد رسيدگی به شکايات و داوری براي رسيدگی و داوری پيرامون شكايات اعضای سازمان از يكديگر، اعضا از ارگانهای سازمانی و بالعكس، بشرط آنكه مبنای دعوی و شكايت، فعاليت و زندگی سازمانی باشد، تشكيل میگردد كه باختصار "ر.ش.د." (رشد) خوانده میشود. ۲. کنگره سازمان از ميان اعضای داوطلب ۵ نفر را به عنوان عضو "رشد" برمیگزيند. ۳. داوری "رشد" برای همه اعضا و نهادهای سازمان از اعتبار برخوردار است. تنها کنگره حق تجديدنظر در مورد داوری "رشد" را دارد. فصل نهم: امور مالی ۱. درآمدهای سازمان را حق عضويت و کمکهای مالی اعضا و دوستداران سازمان و درآمدهای حاصل از دارائیهای سازمان تشکيل میدهد. ۲. درآمدها و هزينههای سازمان به شورای مرکزی و کنگره گزارش میشود. ۳. کميسيون نظارت مالی وظيفه حسابرسی و بازرسی مالی سازمان را برعهده دارد و از سه عضو سازمان تشکيل میشود. کميسيون نظارت مالی هر سال يکبار نتيجه حسابرسی مالی را در اختيار شورای مرکزی قرار میدهد. فصل دهم: دوستداران سازمان ۱. دوستداران سازمان کسانی هستند که به تحقق اهداف و برنامه سازمان علاقمند بوده و به انحای مختلف به سازمان در پيشبرد اهداف و برنامهاش ياری میرسانند. ۲. دوستداران سازمان میتوانند در بحثهای نظری، برنامهای و سياسی مشارکت کرده و به کنگره سازمان دعوت شوند. ولی از حق رای و کانديدا شدن برای ارگانهای مرکزی سازمان برخوردار نيستند. فصل يازدهم: سازمانهای غيردولتی و صنفی ۱. سازمان مشوق شرکت اعضای خود در تشکلهای صنفی و سازمانهای غيردولتی است. ۲. سازمان از وابسته کردن تشکلهای صنفی و سازمانهای غيردولتی به خود و از ايجاد فراکسيون سازمان در آنها اجتناب می ورزد. اعضای سازمان بر پايبندی به پرنسيپهای دمکراتيک در اين سازمانها تاکيد کرده و در پيشبرد برنامه آنها فعالانه شرکت میکنند. فصل دوازدهم: ارگان قانون گذار و تغييرات در اساسنامه ۱. قانونگذاری بر عهده کنگره سازمان است. تغييرات در اسناد ديدگاهها و آماجها، برنامه و اساسنامه به تصويب کنگره میرسد. تدوين آئيننامه ارگانها بر عهده خود ارگانها است. ۲. تغييرات در اساسنامه میتواند تنها در کنگره و با اکثريت دوسوم آرا به تصويب برسد.

افزودن نظر جدید