به مناسبت 8 مارس، پای صحبت خانم رضوان مقدم

توضیح کار-آنلاین: گروه کار زنان سازمان فدائیان خلق ایران (اکثریت) در آستانه و به مناسبت 8 مارس مصاحبه هائی را با چند تن از فعالان و صاحبنظران جنبش زنان انجام داده است. در زیر مصاحبه با خانم رضوان مقدم از نظرتان می گذرد.

 

خانم مقدم با تشکر از شما برای قبول انجام مصاحبه، آیا جنبش زنان بعد از انتخابات 88 دچار افت بوده یا نه؟

به اعتقاد من جنبش زنان متناسب با شرایط اجتماعی حرکتهای ویژه ای را از خود نشان می دهد، این که برخی فکر می کنند بعد از انتخابات 88 جنبش زنان دچار رکود شده، من این طور نمی بینم. جنبش زنان شکل مبارزه اش را تغییر داده و این هم کاملاً طبیعی است. من یک مثال ساده در این مورد برای شما می گویم: بعد از سرکوبهای شدید دهه شصت ظاهر قضیه این بود که فعالیتی انجام نمی شود، در حالی که همان موقع فعالین حقوق زن مشغول فرهنگ سازی بودند و با برگزاری جلسات مختلف مثل جلسات کتابخوانی، با ترتیب دادن مسافرتهای دسته جمعی، با برگزاری جشنهای 8 مارس خانگی، با نوشتن مقاله، ترجمه کردن مطالب مختلف و تأسیس گروه ها و انجمن ادبی- فرهنگی یا زیست محیطی زمینه ای را فراهم کردند که بعد ها ما اثرا ت عینی آن را به شکل تظاهرات در دهه 80 مشاهده می کنیم. بنابراین این ساده اندیشی است که ما فکر کنیم جنبش زنان خوابیده یا جنبش زنان فعال نیست. به اعتقاد من جنبش زنان تغییر تاکتیک می دهد. جنبش زنان در پی خواستهای برابریخواهانه اش وجود دارد و زنده و فعال است.

همین 8 مارس های متعددی که در این خفقان سیاسی در ایران همین امسال برگزار شده به اعتقاد من نشان از حضور فعال جنبش زنان در جامعه است، جنبش زنان فقط این نیست که در خیابانها بیایند و خواسته هایشان را در تظاهرات و گردهمائیهای خیابانی نشان دهند. البته این بخشی از حرکت است، اماهمه فعالیت جنبش نیست، مثل این است که ما بگوئیم در اروپا جنبش زنانی وجود ندارد چون کمپین ندارند. این جا جنبش زنان به دنبال خواسته هایی بسیار فراتر از خواسته های ماست. ما هنوز روی پله های اول هستیم هنوز به دنبال تغییر قوانین تبعیض آمیز قرون وسطایی هستیم. تا زمانی که زنان به برابری نرسند فعالیتشان ادامه دارد، حالا یک زمانی است که مثلا در قالب کمپین یک میلیون امضا ظاهر می شود. محتوا یکی است، شکل مبارزه تغییر می کند و این ناشی از توانایی و قدرت جنبش زنان است. هروز کمپینهای جدیدی شکل می گیرد، مثل کمپینی که برای مقابله با اسیدپاشی ایجاد شده یا گروه های مختلفی که الان دارند فعالیت می کنند و بعد از انتخابات شکل گرفته اند. بعضی از آنها قبل از انتخابات وجود داشته اند و به کارشان ادامه می دهند. بنابراین ما نمی توانیم این نظر را بپذیریم که جنبش زنان دچار رکود شده یا فعال نیست یا در جنبشهای دیگر حل شده است.

نظرتان در مورد طرح ازدواج موقت وپیامدهای آن که در آستانه 8 مارس به مجلس ارائه شده، چیست؟

متاسفانه مجلس شورای اسلامی این بار اولش نیست که از فضای اختناق سوء استفاده می کند و قوانین ضدزن را تصویب می کند. مسئله لایحه خانواده الان 4 سال است که هم مجلس درگیر آن است و هم فعالان حقوق زن. این لایحه به شدت مورد اعتراض فعالان حقوق زن است. بخصوص چندهمسری که حالا تحت عنوان ازدواج موقت این بخش را سعی می کنند به تصویب برسانند.

این لایحه ای است ضدخانواده و بخصوص ضدزن. چندهمسری از اساس محکوم است، خواه در شکل ازدواج دائم باشد خواه در شکل ازدواج موقت. تعدد زوجات ضد بنیاد خانواده است. یعنی همان چیزی را که جمهوری اسلامی داعیه دفاع از آن را دارد و مدام فریادشان بلند است که برای حفظ بنیاد خانواده باید چنین و چنان کرد. چندهمسری و صیغه یا ازدواج موقت، نه تنها امنیت خانواده که امنیت جامعه را نیز به خطر می اندازد. ببینید در ازدواج موقت (صیغه) یک مرد می تواند به تعداد بسیار ازدواج موقت داشته باشد و می تواند 4 همسر دائم داشته باشد. بنابراین شما تصور کنید که چه ناامنی در سطح جامعه ایجاد خواهد شد. شما ببینید برای آقای مطهری نماینده مجلس تمکن مالی مرد کافی است تا مجوز ازدواج مجدد داشته باشد. چون شما پول دارید قدرت خرید هم دارید و این کافی است تا جنس مورد نظرتان را که در این جا زن است بخرید یا کرایه کنید، شما ببینید چقدر به زندگی زناشویی در سطح پاینی نگاه می شود. انگار که اینجا عشق مطرح نیست و فقط شرط تمکن مالی ملاک است. از آن گذشته اینها اصلاً به بهداشت روانی خانواده توجهی نمی کنند که در صورت یک ازدواج مجدد همسر و فرزندان آن خانواده تا چه اندازه دچار مشکلات روحی و روانی خواهند شد و این مسئله تا چه میزان کانون خانواده را متشنج خواهد کرد. کسانی که در صدد توجیه ازدواج موقت اند استدلال می کنند که صیغه برای جلوگیری از فحشا است در حالی که چنین چیزی اصلاً درست نیست. ازدواج موقت نه تنها جلوی فحشا را نمی گیرد، به اعتقاد من، بلکه خود نوعی ترویج فحشا است. استدلال دیگرشان این است که زنان به لحاظ اقتصادی مشکلشان حل می شود، ما می دانیم که در ازدواج موقت نفقه به زن تعلق نمی گیرد بنابراین زنان فقط وسیله ای برای خوشگذرانی مردان خواهند بود و ازدواج موقت هیچ نفعی برای زنان نخواهد داشت، از آن گذشته فرزندان حاصل از ازدواج موقت از حقوقی که فرزندان ناشی از ازدواج دائم بهره مند اند برخوردار نخواهند بود، بنابراین نه تنها در حق زن بلکه در حق فرزندان حاصل از ازدواج موقت هم بیعدالتی می شود. چندهمسری اساساً غلط است، خواه در شکل ازدواج دائم، خواه در شکل ازدواج موقت.

ازدواج مجدد در چه لایه هایی از جامعه رواج دارد؟

ازدواج مجدد بین مردان متأهل که به لحاظ مالی وضع نسبتاً خوبی دارند و به دنبال هوسرانیهای خود بوده و به یک زن قانع نیستند، که این را می شود هم به لحاظ اقتصادی و هم به لحاظ شخصیتی در نظر گرفت، به نظر من در بین افرادی که از لحاظ دانش و آگاهی در سطح بالاتری قرار دارند این امر کمتر صورت می گیرد، بیشتر کسانی تن به چنین کاری می دهند که به دنبال منافع لحظه ای و شخصی خود اند و به مسائل خانواده نیز پایبند نیستند.

 

چه لایه های از زنان جامعه تن به ازدواج موقت می دهند؟

غالباً زنانی که به لحاظ اقتصادی وضعیت نامناسبی دارند در ازای گرفتن مبلغی حاضر می شوند صیغه شوند و تن به چنین کاری می دهند. ولی عموماً زنان دوست ندارند ازدواج موقت داشته باشند و ترجیحشان این است که ازدواج دائم انجام دهند، با این حال وقتی به لحاظ اقتصادی ناگزیر باشند تن به این ازدواج می دهند. اگر زنان جامعه حمایت قانون را به دنبال داشته باشند و حمایت اقتصادی بشوند مسلماً تن به چنین کاری نمی دهند.

با صحبتهایی که داشتید برایم این سئوال پیش آمد که آیا جنبش زنان تنها متعلق به طبقه متوسط و روشنفکر جامعه است؟

به اعتقاد من چنین نیست و جنبش زنان تنها به طبقه متوسط و روشنفکر جامعه تعلق ندارد و جنبشی است فراگیر، برای این که شکلهای مختلف دارد. همین که زنان در جامعه در مقابل حجاب اجباری مقاومت می کنند،این مخصوص زن طبقه متوسط و طبقه بالا و پائین جامعه نیست. زنان از یک شرایطی ناراضی اند و در مقابل آن مقاومت می کنند. نمونه بارزش همین حجاب اجباری است که با رعایت نکردن الگوی حجابی که حاکمیت از زنان می خواهد، خود را نشان می دهد. این که زنان تن نمی دهند و رعایت نمی کنند، این مقاومت خودش یک نافرمانی مدنی است که زنان جامعه پیش گرفته اند و کاری است که در جنبش زنان صورت می گیرد، اما الیتهای جنبش زنان به دنبال سازماندهی حرکتها هستند. آنها به دنبال ساختن تئوری اند و حرکتها را شکل می دهند. این هم لازم است. اگر فقط بخواهیم نگاهمان به این بخش باشد آن وقت می توان گفت که جنبش زنان در این لایه وجود دارد، ولی من این چنین نمی بینم و چنین باوری از جنبش زنان ندارم. مقاومتی که زن در خانه در مقابل شنیدن حرف زور از خود نشان می دهد، این که زنان و دختران جوان به تحصیلاتشان ادامه می دهند و 65% از دانشگاه را به خودشان اختصاص می دهند، اینها بخشی از جنبش زنان محسوب می شوند و وقتی 65% زنان ودختران وارد دانشگاه می شوند نمی توان گفت که اینها از طبقه متوسط جامعه اند. به نظر من جنبش زنان فرا گیر است. وقتی شما به شیوه های مختلف مبارزه برمی خورید برخی از طریق تحصیل راه مبارزه را پیش می گیرند و بعضی با عدم رعایت حجاب اجباری و ... و ما می بینیم که لایه های مختلفی از زنان جامعه در برمی گیرد.

خانم مقدم شما از بنیانگذاران کمپین یک میلیون امضا و از اعضای مادران صلح و فعالین حقوق زنان هستید که در حول و حوش انتخابات 88 از ایران خارج شدید. در آستانه 8 مارس چه احساسی دارید و چه تفاوتهایی در برگزاری مراسم 8 مارس در داخل و خارج برای شما وجود دارد؟

تفاوت بسیار است. در خارج از کشور اولاً در ابعاد خیلی کوچکی مراسم 8 مارس برگزار می شود و بعد هم جشن است و اگر هم سخنرانی صورت گیرد در مورد آن چیزی است که در ایران می گذرد بحث می شود. مثلاً من در سال اول که در آلمان بودم به شهر بوخوم آلمان دعوت شدم و راجع به شکل گیری کمپین یک میلیون امضا صحبت کردم. یعنی صحبتها حول این است که فعالین زن در ایران چکار می کنند. دیگر این که آن شور و هیجانی که 8 مارس ها ما در ایران داریم اینجا از آن شور و هیجان خبری نیست، اینجا هیچ مشکلی در برگزاری مراسم وجود ندارد، شما می توانید به راحتی سالنی بگیرید بدون آن که مشکل امنیتی داشته باشید و اغلب دوستان دسته جمعی به رستوران رفته یا مراسم سخنرانی ترتیب می دهند. اینها شکلهایی بوده اند که من در این مدت در اینجا تجربه کرده ام، اما در ایران 8 مارس یعنی مبارزه 8 مارس یعنی "کتک خوردن"، 8 مارس یعنی تهدید شنیدن، یعنی پیامهایی که حکومت روی موبایلهایتان می فرستد که اگردر این 8 مارس شرکت کنید 5 سال برای شما زندان صادر می شود و دستگیر می شوید. 8 مارس های ایران یعنی این، یعنی این که شما مدام در دلهره و اضطراب 8 مارس را برگزار می کنید. مهم نیست که این مراسم در خانه باشد یا در خیابان یا در یک سالن، به عنوان مثال من از 8 مارسی صحبت می کنم که ما در پارک دانشجو برگزار کردیم که در ان مراسم خانم سیمین بهبهانی کتک خورد، همه ما را کتک زدند، آشغالها را روی سرمان ریختند و چه برخوردهای زشتی که با ما نکردند. سال بعدش ما تصمیم گرفتیم در جلوی مجلس 8 مارس را برگزار کنیم، ما همه دستگیر شده بودیم و صبح همان روز ما را آزاد کردند و ما یکسره به جلو مجلس رفتیم. ده برابر افرادی که جلوی مجلس بودند نیروهای امنیتی آنجا ایستاده بودند. در زندان که بودیم به ما گفتند که چرا شما تقاضای مجوزنمی کنید برای مراسم 8 مارس. سال بعد تصمیم گرفتیم مجوز بگیریم، با این که می دانستیم دروغ می گویند و اینها بهانه است با وجود این برای برگزاری مراسم 8 مارس تقاضای مجوز کردیم و بعد از نامه نگاریهای متعدد به ما مجوز برگزاری مراسم را ندادند. حال تصور کنید ما می خواهیم در سالنی مراسم را برگزار کنیم: قبل از ما نیروهای انتظامی در آنجا هستند و مانع برگزاری مراسم 8 مارس می شوند، با وجود تمام مشکلاتی که برشمردم زنان به هر شکل مراسم 8 مارس را خواه در خانه ها یا اماکن عمومی برگزار کرده اند.

برگزاری مراسم 8 مارس فقط به لحاظ شکلی تفاوت ندارد، بلکه به لحاظ محتوی نیز با مراسم 8 مارس در اینجا متفاوت است و به نظر من این تفاوت طبیعی است چون شما در آنجا در بطن جامعه و ماجرا قرار دارید و محیط واقعیتر است ولی می توان گفت که اینجا محیط مجازیتر است، البته به تناسب خواستهای زنان در ایران.

نظرتان راجع به ضرورت ایجاد رابطه بین جنبش زنان داخل و خارج چیست؟

این سئوال نوعی سئوال تکنیکی محسوب می شود. اولا که افراد می توانند به شکل فردی شیوه های خود را پیش ببرند کسانی که این سه چهار سال اخیر از ایران خارج شده اند همچنان ارتباط خود را با داخل حفظ کرده اند و از طرق مختلف روی مسائل با هم بحث می کنند و از این طریق می توانند حرکتهای مشترکی را ترتیب دهند. این کارها شدنی اند و تاکنون هم انجام شده اند. اما بخشی از فعالین حقوق زنان هستند که از سالهای خیلی قبل از ایران خارج شده اند، مثلاً دهه شصت، و افرادی هم که تازه از ایران خارج شده اند. این بخش می تواند پلی باشد بین آن بخشی که قبلتر آمده اند و آن بخشی که در ایران اند و می تواند آغاز کار هماهنگی باشد که با هم انجام دهیم، یعنی حرکتی که در ایران انجام می شود. ما پوشش خبری دهیم و بتوانیم در اینجا از آن حرکت حمایت کنیم و کارهایی که در ایران امکان انجامش نیست در اینجا انجام دهیم و این حلقه را بتوانیم هر چقدر به هم نزدیکتر کنیم. ما، گروه های مختلف زنان که در حوزه های مختلف فعالیت می کنند، می توانیم با هماهنگی بیشتری حرکات مشترکی را پیش ببریم.

در پایان صحبتها خواهش میکنم یکی از خاطرات خود را راجع به مراسم 8 مارس در ایران بیان کنید.

انتخاب یک خاطره خوب خیلی مشکل است. برای این که هرکدام از 8 مارس ها خاطره خوبی است، حتی زمانهایی هم که به سختی مراسم را اجرا کردیم برای من قشنگ بوده است. یکی از 8 مارس هایی که برایم خیلی قشنگ است 8 مارسی بود که در منزل ما برگزار شد، ما برای 150 نفر تدارک دیده بودیم که پذیرایی کنیم که آن قدر داوطلب آمدن زیاد بود که ما جا کم آوردیم. این مسئله به ما نشان داد که چه پتانسیلی وجود دارد.

مراسم دیگری که برای من خیلی جالب بود 8 مارسی بود که در شهر کتاب اجرا شد و استقبال زیادی شده بود و جمعیت زیادی در این مراسم شرکت کرده بودند و جا برای نشستن نبود، به طوری که مردم روی پله های شهر کتاب نشسته بودند. 8 مارس در ارسباران وخیلی 8 مارس های خانگی.

8 مارس های زیادی بودند، مراسمی که در آنها کتک خوردیم، دستگیر شدیم و ... در مراسم 8 مارس جلوی مجلس با وجود این که نیروهای انتظامی بیشتر از ما بودند ما توانستیم بیانیه خودمان را بخوانیم و این برای ما یک پیروزی بود.

در خاتمه باید بگویم به دلیل وجود همین 8 مارس ها و حرکتهای زنان در عرصه های مختلف است که جنبش زنان زنده است و پویایی خود را دارد.

بخش: 

افزودن نظر جدید