ایران -انتخابات و چالش ها

دهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری ایران در شرایطی درایران برگزار میشود که ایران بطور جدی با سه چالش بزرگ داخلی ، منطقه ای و جهانی سر در گریبان است . مسئولان و گردانندگان رژیم برای برگزاری این انتخابات اینبار به شیوه کشورهای غربی از نوع دوحزبی آن وارد کارزار انتخاباتی شده و با جمع و جور کردن جناح بندیهای رژیم در دو جبهه محافظه کاران (اصول گرایان) و اصلاح طلبان (رفرمیستها و دمکراتها) وارد صحنه مبارزات انتخاباتی شده اند.
مسئولان رژیم با برنامه از پیش تدارک دیده شده تلاش کردند تا از بلبشویی که در دوره های انتخاباتی گذشته حاکم بود جلوگیری کرده و با معرفی دو کاندیدا برای هر جناح بزعم خود به وضع انتخابات سروسامانی داده و اینطور وانمود کنند که در نظام جمهوری اسلامی همه چیز بر وفق مراد است و اوضاع در کنترل کامل قرار دارد.
چهره های معرفی شده برای انتخابات که مورد تایید کامل شورای امنیت ملی ایران ، شورای نگهبان ، شورای مصلحت نظام و خامنه ای قرار گرفته اند از شخصیتهای نظام بوده و همگی قبلا پست های مهمی را در کشور طی سی سال گذشته اشغال کرده بودند که کارنامه چندان جالبی از دید کارشناسان از خود بر جای نگذاشته اند .
معرفی این چهار کاندیدا نشان میدهد که رژیم از نداشتن شخصیتهای سیاسی و کار آمد رنج برده و با وجود گذشت سی سال از عمر نظام مجبور است چهر های سوخته ای همانند محسن رضایی ، کروبی و حسین موسوی را وارد صحنه کند. در انتخابات دوره نهم که احمدی نژاد موفق شد گوی سبقت را از دیگران در درون نظام برباید و رئیس جمهور شود پیشنهاد تغییر استراتژی جناحی از رژیم بود که نظرات خمینی و طرفداران آنرا زیر سئوال برده بود.
این جناح خود را مرید خمینی جا می زد ولی در تئوری و عمل بر خلاف اسلاف خود با مطرح کردن ما ایران را بهشت میکنیم تا امام زمان ظهور کند و با به دست گرفتن قدرت اجرایی کشور توانست بسیاری از جناح بندیهای رژیم از جمله سپاه پاسداران، بسیج و جهاد، خامنه ای و دیگر نهاد های حکومتی را حول خود منسجم کند همه این اقدامات پیشگیرانه و چگونگی بر گزاری این انتخابات و کاندیداهای معرفی شده نشان می دهد که رژیم هنوزاز ثبات لازم بر خوردار نیست و با چالش های فراونی مواجه است که باید با دقت مورد تجزیه وتحلیل قرار گیرند.
چالش های داخلی :
شکی نیست که رژیم علیرغم تظاهر به ثبات داخلی و یکپارچگی نظام با مشکلات عدیده ای دچار است که هنوز برای آنها پاسخی نیافته است مدتهاست که در درون رژیم بحث پیرامن تغییر قانون اساسی که یکی از موانع اساسی برای اتحاد و انسجام تمامی نیروهاست در جریان است رژیم با توجه به این قانون خود را قیم مردم قلمداد کرده و طی سی سال گذشته شرایطی ایجاد کرده است که نیروهای داخلی که دارای دیدگاه ها و نظرات مختلفی برای اداره کشور و سرو سامان دادن به اوضاع سیاسی و اقتصادی کشور هستند خود را از صحنه کنار کشند .
در قانون اساسی بند مربوط به ولایت فقیه یکی از چالشهای عمده چه در درون جناح بندیهای رژیم و چه در بین نیروهای سیاسی و اقشار و طبقات جامعه است آن بخش از طرفداران رژیم که عملا در کار مدیریت و تولیدی هستند مخصوصا بخش تحصیل کرده آن مدتهاست که حاضر نیستند رهبری ولایت فقیه را بپذیرند اقشار دیگر همانند معلمان ، استادان ، ملیون ، ملتهای مختلف ، مذاهب مختلف که جای خود دارند.
در قانون اساسی مذهب شیعه مذهب رسمی و تمامی رهبران کشور باید الزاما شیعه مذهب باشند که عملا بر خلاف قوانین انسانی و بین المللی انسانها را نه بر اساس توانایی و لیاقت بلکه بر اساس مذهب از شغل های کلیدی محروم می کنند جامعه ایران جامعه ای است مدرن و تحصیل کرده طبعا انتظار این است که بهترین آنها که از دانش و مدیریت امروزی بر خوردار هستند سکان کشور را بعهده بگیرند و نه کسانی که هیچ سررشته ای از امور ندارند. طبیعی است که ولایت فقیه در چنین شرایطی مضحکه خاص و عام است و تنها میتواند در بخش بسیار سنتی و مذهبی جامعه جایی داشته باشد .
مسئله حجاب و زنان که نظام جمهوری اسلامی تمام هم و غم خود را برای مهار آنها بکار گرفته است یکی از چالشهای عمده در جامعه ایران است بخش بزرگی از زنان تحصیل کرده از شغل محرومند و به خانه داری مشغولند در حالی که از پتانسیل بسیار بزرگی برای اداره امور بر خوردارند. رژیم سالیانه میلیاردها تومان به بهانه تامین امنیت برای کنترل زنان بکار می گیرد و به اشکال مختلف آنها را در زیرفشار و شکنجه دائمی قرار داده است چگونه در چنین شرایطی زنان حاضرند با این نظام موافق باشند تازه نظامی که برای هر چیزی از آستین روایت و آیه بیرون می آورد چگونه است که تا کنون آیه ای برای حل این معضل بزرگ و تعیین کننده پیدا نکرده است؟ آیا در دنیای مدرن امروز میشود کسی را مجبور به حجاب اجباری کرد؟
با نزدیک شدن انتخابات سران رژیم از جمله احمدی نژاد و در پی آن خامنه ای به منطقه کردستان رفتند و از مردم خواستند تا آرامش خود را حفظ کنند و مثل همیشه به آنها قول دادند کردستان را بهشت برین خواهند کرد سفر دو شخصیت نظام به این منطقه نشان از اهمیت کردستان دارد که از همان بدو انقلاب رژیم با سیاست های غلط خود آنها را رمانده است؛ منطقه ای که هنوز هیچ شخصیت کرد در کردستان از پست مهمی بر خوردار نشده است تازه رژیم از طریق افراطیون مذهبی خود همچنان به تحقیر سنی ها در منطقه دامن میزند منطقه ای که کمتر روزیست در آن بین مسئولان و مردم درگیری خونین روی ندهد منطقه ای که رژیم با دولت ترکیه برای کشتار آنها متحد شده است.
در دیگر مناطق ایران از جمله بلوچستان، آذربایجان، ترکمنستان و در جنوب ایران نیز چنین شرایطی حاکم است با این اوصاف چگونه می توان مردم را قانع کرد که به نظام اعتماد کنند . قانون اساسی ایران نتوانسته است حقوق اولیه ملیتهای ایران را تعریف کند و به رسمیت بشناسد.
در نظام کشور تشکیلات های غیر قانونی با توجه به قانون اساسی همانند شورای مصلحت نظام وجود دارد که خود دولتی در دولت دیگر است و سران سابق رژیم در آن جا خوش کرده اند و در تمامی امور دخالت مستقیم میکنند . این تشکیلات عملا از طرف مردم برسمیت شناخته نمیشود و آنرا مخل پیشرفت امور کشور ارزیابی میکنند . شورای نگهبان هم وضعیتی همانند شورای مصلحت نظام دارد که مورد بحث فراوان در ایران است اعضاء متشکل در این ارگان عمدتا از روحانی ها یی تشکیل شده است که جایشان در مساجد و حجره هاست، نه تصمیم برای ملیونها زحمتکش و تحصیل کرده کشور .
این تشکیلات بخودش اجازه می دهد تا در مورد کاندیداها نظر دهد و اساسا مانع شرکت آنها در انتخابات شود جامعه ایران واقعا نمی خواهد با این نوع تشکیلات مذهبی که برای مردم بیش از هفتاد ملیونی تصمیم می گیرد سروکار داشته باشد. چالش بزرگ دیگر قوه قضاییه کشور است که در دنیای مدرن امروز قصد دارد قوانین انسان های اولیه را جاری کند که معلوم است هزاران مشکل بر مشکلات می افزاید در ایران بسختی می توان یک تحصیل کرده را پیدا کرد که این قوه و راسپوتین نشسته در بالای آنرا قبول داشته باشد.
چالش اقتصادی یکی دیگر از معضلات عظیم کشور است سران رژیم همچنان تلاش دارند از بررسی و تحقیق در مورد اوضاع اقتصادی کشور فرار کنند جامعه ایران و مردم آن با خصلت مدرنی که دارند علی رغم بیسوادی مسئولان کشور و مانع تراشی آنها با حد اقل امکانات آنچه در توان دارند به جامعه عرضه می کنند و مسئولان رژیم این تلاش و کوشش را به نام خود جا می زنند و ادعا می کنند که آنها هستند که دارند اوضاع را سروسامان می دهند .
رژیم جمهوری اسلامی پس از سوار شدن بر انقلاب بی سابقه ملی و دمکراتیک ایران امکانات مالی و اقتصادی کشور را چه در جنگ و چه در رشوه دادن به طرفداران خود که در تولید هیچ نقشی نداشتند بنیه مالی و اقتصادی کشور را به نابودی کشاند که تاثیرات آن هنوز از بین نرفته است با وجود افزایش قیمت نفت طی چند سال گذشته هنوز زیربنای اقتصادی کشور مراحل اولیه خود را طی میکند و در اکثر شهرهای ایران بافت شهری دست نخورده باقی مانده است.
نظام جمهوری اسلامی این چالشهای درونی را نمیتواند با ساختار حکومتی موجود بدون آزادی کامل زنان، شرکت تمامی نیروهای ملی، ملی مذهبی، چپ ، ملیتهای ایران و دیگر اقشار و طبقات و آزادی کامل انتحابات پاسخ دهد.
چالش های منطقه ای :
بر کسی پوشیده نیست که روابط ما با کشورهای همسایه ومنطقه ای خوب نیست بهتر است بگوییم که از بدو تشکیل حکومت اسلامی اعتماد و اعتقاد کشورهای همسایه و منطقه خاورمیانه را نسبت به ایران از دست داده ایم. جنگ با عراق ، دخالت در امور کشورهای شیخ نشین خلیج فارس، دخالت در امور افغانستان و پاکستان، دخالت در امور تاجیکستان، آذربایجان و ترکمنستان و در نهایت در ترکیه از سیاست های اولیه صدور انقلاب اسلامی در کشورهای همسایه بود.
جمهوری اسلامی بدون توجه به اینکه نه ایران بلکه هیچ کشور قدرتمند دیگری در دنیا قادر نیست بازور کشورها و ملیتهای دیگر را با خود همراه کند از همان ابتدا طبل صدور انقلاب و جنگ را بصدا در آورد که نتیجه آن هول دادن تمامی این کشورها به دامن جنگ و غرب بود مخصوصا که ایران رژیمی را سرنگون کرده بود و هنوز ثبات و نیروی لازم برای به چالش کشیدن همسایگان را نداشت. بزرگترین جنایتی که رژیم انجام داد جنگ هشت ساله با عراق بود که ازنظر سیاسی و اقتصادی بهترین زمینه همکاری با ایران را داشت با این جنگ نه تنها ما بنیه اقتصادی و انسانی کشور را در زمان جنگ از دست دادیم بلکه تا حالا نتوانستیم به جبران خسارات وارده فائق آییم این جنگ کلیه اعراب را بر علیه ایران بسیج کرد که حاضرند حتی بقول خودشان با شیطان بروند ولی با رژیم ایران همکاری نکنند.
رژیم به این بسنده نکرد و پس از شکست در جنگ به همکاری با مخالفان حکومت عراق ادامه دا د و تا آنجا پیش رفت که در هردو جنگ آمریکا با عراق فعالانه وارد صحنه شد و نفرت و انتقام بین دو کشور را ابدی کرد . در ادامه نيز رژيم در زمان خاتمی تا به آستانه جنگ با افغانستان رفت و بالاخره با آمریکا برای اشغال افغانستان و نابودی کشور همدست شد و در جنایات این کشور بر علیه مردم دو کشور عراق و افغانستان شریک شد. نتیجه آنکه امروز بیش از ۴٠ ملیون ملت پشتون افغانستان و در حدود همین تعداد کرد در مناطق کرد نشین کشورهای همسایه و ایران خود را آماده نبرد سنگینی بر علیه ایران کرده اند.
پشتون ها در افغانستان و پاکستان از پشتیبانی مردم کشور خودبر خوردارند و کردستان هم از پشیبانی تمامی کشورهایی که در منطقه دارای منافعی هستند حمایت خواهند شد . در این شرایط رژیم سران عراق و افغانستان و پاکستان را به ایران دعوت کرده که دستانشان بخون ده ها هزار مردم کشور خود آلوده است و در پادگانهای مخفی شده اند خود این سیاست نشان از آن دارد که رژیم بجز کرزای و سرداری و مالکی کسی را در منطقه ندارد که البته این اقدام رژیم صدها بار نفرت مردم این کشورها را برعلیه ایران بیشتر میکند.
این سه کشور به غرب و آمریکا این امکان را داده اند تا ده ها پادگان در اطراف ایران احداث کنند و مدام از طریق ناتو فشار نظامی بر ایران را افزایش دهند و ایران را مجبور کنند تا بودجه کشور را صرف هزینه نظامی کند ترکیه همسایه دیگر ما که عضو ناتو است و در کشورهای شیخ نشین هم که تیول آمریکاست و در آن باندازه کافی پادگانهای نظامی وجود دارد در صورت تغییر و تحول در اوضاع خاورمیانه همه این کشورها از جمله جناب سرداری از پاکستان همانند دیگر کشورها به کمک غرب خواهند شتافت و نه ایران.
سیاستمداران رژیم هرگز درک درستی از مناسبات جهانی و توازن نیروها نداشته اند وگرنه به خوبی می توانستند پاکستان را که یک قدرت اتمی در منطقه است از درگیری با پشتون ها باز دارند و به این کشور کمک کنند تا خود را درگیر ماجراجوییهای غرب نکند. امروز پاکستان کشوریست درهم شکسته و احتمال تقسیم این کشور بسیار زیاد است و هند این امکان را دارد که فشار خودرا به پاکستان افزایش دهد و به تلاشی آن کمک کند. پاکستانی اتمی با ثبات و بدون جنگ برای امنیت ملی کشورما از اهمیت استراتزیکی بزرگی بر خورداراست. کمک به نیروهای مقاومت افغانستان و عراق برای تسریع در شکست آمریکا و ناتو در منطقه خاورمیانه و همسایگی ما برای ایران یک امر حیاتی است همانطور که عدم همکاری با ترکیه و بیطرف کردن کشورهای شیخ نشین و کشورهای شمال ایران یک امر استراتژیکی است.
چالش های جهانی :
ایران کشوریست که شاه راه ارتباط سه قاره آسیا و آفریقا و اروپا و در مرکز خاورمیانه قرار دارد که عظیم ترین منابع نفت و گاز و یکی از بزرگترین بازارهای جهانی را بخود اختصاص داده است بهمین دلیل منطقه ایست بسیار حساس که همه کشورهای همسایه و قدرت های بزرگ در آن منافعی دارند که حاضرند برای رسیدن به آن دست به هر کاری بزنند . در مرزهای کشور ملیت های ایران وجود دارند که از حکومت ایران دل خوشی ندارند و در همسایگی ماهم همانند ترکیه ، آذربایجات ، ترکمنستان ، بلوچستان و در جنوب هم اعراب زندگی می کنند که ملیت های مشترک دارند با توجه به وسعت ایران ، تنوع ملیتها، زبانها و مذاهب آنها آسیب پذیری ایران در مناطق مرزی بسیار زیاد است و این مسئله باید هر نیروی سیاسی را متوجه اوضاع در منطقه بکند و با توجه به این واقعیت ها باید مناسبات جهانی را پی ریزی کرد.
رژیم ایران از نظر روابط بین المللی از پایگاهی بر خوردار نیست معمولا هر کشوری در تلاش است تا جنگ را از مرزهای خود دورکند و یا اول با همسایگان خود بهترین مناسبات را بر قرار کنند اما در ایران بر عکس است و گذشته رژیم نشان میدهد که ترجیح می دهد که قدرت های بزرگ در همسایگی ایران درگیر شوند.
پیش از جنگ در عراق چاوز رئیس جمهور ونزوئلا به این کشور رفت و حمایت همه جانبه خود را از این کشور و رهبران آن اعلام کرد و با کشورهای همسایه خود بهترین روابط را بر قرار کرد ولی حکومت ایران بر عکس با همسایه ها دشمن و دوستان خیالی خود را در نیستان جستجو می کند تقریبا تمامی مردم و حکومتهای منطقه دل خوشی از رژیم ندارند و این مسئله ایست که کشورهای قدرتمند به خوبی از آن بهره گیری می کنند.
ایران کشوریست که منبع ارزی کشور نه از تولیدات داخلی بلکه از صدور نفت و گاز تامین می شود و بزرگترین خریداران منابع انرژی ایران کشورهای صنعتی غرب هستند که همواره ایران را بعناوین مختلف تحت فشار قرار میدهند آنها حتی موفق شده اند تا هندوستان را از معامله با ایران بر حذر دارند هر ساله سازمان ملل ایران رابخاطر نقص حقوق بشر محکوم می کند و در سازمان ملل از انتخاب شدن این کشور در کمیسیون های مختلف جلوگیری می شود. روابط ایران با کشورهای غربی و عضو ناتو خوب نیست و آنها هیچ تلاشی برای بهبود روابط خود با ایران انجام نمی دهند و در همه مجامع بین المللی این کشورها سد راه ایران می شوند که نشانه آن است رژیم هنوز از پختگی لازم برای سر وسامان دادن به روابط بین المللی برخوردار نیست که البته آسیب های اقتصادی و سیاسی آنرا مردم ایران تحمل می کنند.
انتخابات ریاست جمهوری ایران که در آن نیروهای سیاسی داخل کشور عملا اجازه شرکت کردن ندارند و حتی کاندیداهای رژیم از پیش تعیین شده اند نمی تواند با آن بافتی که رژیم دارد کسی را در ایران و جهان تحت تاثیر قرار دهد رژیم ایران میتواند انتخاباتی از نوع ریاست جمهوری را بر گزار کند اما بدون همکاری همه نیروهای موثرو شرکت فعال آنها در قدرت و امور سیاسی ، اقتصادی کشور موفقیتی به دست نخواهد آمد این تقسیم قدرت باید بصورت آزاد و بدون محدودیت و بر اساس ضرورت باشد وگرنه چیزی عاید رژیم به جز تکرار سیاست های گذشته نخواهد کرد .

م . را د (05.24.2009)
m.rad@gmx.net

افزودن نظر جدید