شرکت یا تحریم درانتخابات

هدف از نوشتن این سطورنه تحریم و نه تشویق به شرکت در انتخابات است، بلکه نمایه ای است از شرایط انتخابات در کشورمان.
توهم ایجاد بازار آزاد و عدم دخالت دولت در امور اقتصادی و خصوصی سازی فقط یک انحراف است که در اکثر بیانیهها دیده می شود. اگر فقدان ازادی احزاب و مطبوعات در کشورمان نبود و در این زمینه روشنگری می شد، چه بسا دیگر اقتصاد آزاد و خصوصی سازی تنها راه حل ارائه نمی شد، شاید بتوان با مروری بر تاریک و روشن این سی ساله پس از انقلاب آگاهانه خطاها را دید و تلاش در اصلاح آن داشت. رشد سرمایه داری در طی این سی ساله چشمگیر بوده و عدهای در رفاه و اکثریت در تنگدستی و فقر بسر میبرند.
اینها مشکلات بزرگی است که رئیس جمهور آینده درگیر آنهاست و بایستی بداند که وضع اقتصادیاجتماعی موجود نیاز به یک بازنگری اساسی دارد.
انتخابات در جمهوری اسلامی غیردمکراتیک است و دارای معایب حقوقی بسیار و فاقد آزادیهای معمول انتخاباتی. جمهوری از نظر مفهوم کلمه ای از دمکراسی نیز برخوردار است هر چند بسیاری از دیکتاتوریهای غیرسلطنتی مانند جمهوری اسلامی نیز به این نام خوانده می شوند. در جمهوری ازادی احزاب و مطبوت وجود دارد، آزادیهایی که می توانند در انتخابات بسیار تاثیر گذار باشند، در جمهوری اسلامی این آزادیها وجود ندارند و آنچه موجود است محدود به آزادیهأیی است برای احزاب و رسانههای خودی.
تا ۲۲ خرداد زمانی باقی نمانده و به نظر می رسد که این دوره از انتخابات از یک جذابیت پر شور و رقابتی تاکنون برخوردار نبوده، ولی تنی چند از افرادی که جزو "رجال مذهبی و سیاسی کشور" محسوب می شوند خود را کاندیدای این انتخابات کرده و پا به عرصه مبارزات انتخاباتی گذاشته اند. از میان افراد مطرح از جناح اصول گرایان احمدی نژاد و محسن رضایی و از اصلاح طلبان حکومتی مهدی کروبی و میرحسین موسوی، که هر کدام به نوبه خود پستهای کلیدی و مهمی را در دست داشته اند: از ریاست جمهوری، فرماندهی سپاه پاسداران، ریاست مجلس تا نخست وزیری.
اقتصاد و مشکلات اقتصادی محور بحثهای کاندیداهاست. مسأئلی همچون تورم، بیکاری، رکود صنعت، صادرت، واردات بی رویه و در واقع جدال بر سر برنامه اقتصادی کاندیداها در این دوره است.
در کارزار انتخاباتی این دوره بر خلاف دورههای قبل، شعارهای انتخاباتی بسیار متفاوت است. اصلاح طلبان که معمولا با شعارهای سیاسی و اجتماعی پا به میدان می نهادند این بار با طرح شعارهای اقتصادی وارد صحنه شدند که می تواند در جلب آرا بسیار مهم و تعیین کننده باشد. این بار کاندیداها به دلیل وضع اقتصادی موجود با اقتصاددانان و تیمهای اقتصادی به میدان آمده اند، هر چند برنامههای آنها کما بیش مشابه برنامه احمدی نژاد است. با این تفاوت که برنامههای آنان از زبان اقتصاد دانان و تیمهای اقتصادی آنها اعلام می شو د
محسن رضایی اقای داوود دانش جعفری نخستین وزیر اقتصاد دولت نهم را برگزیده، موسوی فرشاد مومنی را که طرفدار اقتصاد بازار آزاد و نزدیک به کارگزارن می باشد و اما کروبی محمد علی نجفی و مسعود نیلی را به عنوان تیم اقتصادی خود معرفی کردهاند، با تمام این اوصاف هیچکدام از کاندیداها برنامه مدون اقتصادی خود را ارائه نداده اند.
اصلاح طلبان با بیان این شعارها نشان دادند که مبارزه ای طبقاتی در جامعه وجود دارد که بهتر است ما هم آن را نادیده نگیریم.
اصلاح طلبان بنظر می رسد که نتوانند از فضای موجود بهره ای ببرند به دلیل اختلافاتی که بین کاندیداها، همراهان آنها و هوادارنشان وجود دارد، آنان علاوه بر مشکلات بین خود مشکلات عمده ای با جناح رقیب بخصوص در جناح رسانهای آن دارند (روزنامه کیهان) که سعی بر آن دارد اختلافات را تشدید کند گریبانگیرند.
شاید اگرخاتمی به عنوان کاندیدا پا به میدان انتخاباتی می نهاد جریان بسیار متفاوت می بود به دلیل این که خاتمی از محبوبیت بالاتری برخوردار بود و حتی بخشی از اصول گرایان که متمایل به رای نیاوردن احمدی نژاد بودند به احتمال زیاد آرا خود را به نفع خاتمی می دادندویا عبداله نوری، هر چند که عبداله نوری با به میدان نیامدن در واقع شورای نگهبان را از یک چالش بزرگ نجات داد زیرا احتمال این که صلاحیت او تأیید نشود دور از گمان نبود.
اما در جبهه فعلی کاندیداهای اصلاح طلبان تناقضات بسیاری به چشم میخورد موسوی برای این که بتواند آرا بیشتری از هر دو جناح کسب کند دچار تناقض گویی شده، کروبی که تا قبل از این انتخابات منتقد کارگزاران بوده در این دوره مشاورانی سر شناس و روسای ستادهای انتخاباتی خود را از افراد کلیدی کارگزاران انتخاب کرده (محمد علی نجفی، غلام حسین کرباسچی، عطا اله مهاجرانی) در این میان بخشی از کارگزارن نیز از جناح اصول گرایان و بخشی از آن از اصلاح طلبان حمایت می کنند. بنظر می رسدکه این دوگانگی جناحی ناشی از شکاف درون کارگزاران است. در این دوره کارگزاران و اتاق بازرگانی همصدا از منتقدان دولت بودند. شاید بتوان دلیل عمده حمایت بخشی از کارگزارن از کروبی پیشنهاد طرح خصوصی سازی ایشان باشد که قول یک سیستم اقتصادی کاملا لیبرالی را داده است. دادن شعارهای مانند:لغو نظارت استصوابی، تغییر در قانون اساسی، بیرون آوردن رادیو و تلویزیون از انحصار دولت، انتقال مالکییت نفت از دولت به مردم و ... واقعا جز شعارهای تبلیغایی چیز دیگری نمی تواند باشد به این دلیل که دادن این وعدهها در چهار چوب قانون اساسی مقدور نیست، در دورانی که کروبی ریاست مجلس را به عهده داشت طرح لایحه مطبوعات به مجلس رفت ولی اقای کروبی اعلام کرد که رهبر با ارسال نامه ای ابراز مخالفت کرده و نامه رهبری در حد حکم حکومتی است و عملا کروبی نتوانست کاری از پیش ببرد. به گفته وی در حالی که در برخی از کشورهای جهان رئیس جمهور از سوی آحزاب انتخاب میشود در ایران رئیس جمهور با رای مستقیم مردم انتخاب می شود و رئیس جمهور هر چه آرا بالاتری در انتخابات کسب کند پشتوانه بالایی برای تصمیم گیری خواهد داشت، اما نگفته چرا ازادی احزاب وجود ندارد و با کدام توان به شعارهایش جامه عمل میپوشاند؟
البته دادن این شعارها در این دوران نشان دهنده بالا رفتن سطح مطالبات مردم است که کاندیداها با درک این موضوع و طرح این شعارها سعی در کسب آرا بیشتری دارند
شاید بتوان گفت که حتی تغییر در قانون اساسی مقدور باشد زیرا قبلا هم به موارد این گونه بر خوردیم مانند تغییر در قانون دیه زنان، اما این کاندیداها تا چه اندازه بتوانند در تغییر قوانینی که جزء مطالبات مردم است موفق باشند جای سئوال دارد.
اقای میرحسین موسوی، که نخست وزیری ۸ ساله دوران جنگ را در پرونده خود دارد، توانسته با حل یک سری اختلافاتی که با رهبر داشته، با طرح شعارهأیی چون عدالت اجتمأعی، حمایت از اصل ۴۴ قانون اساسی، آوردن آزادیها و انحلال گشت ارشاد پا به میدان انتخابات بگذارد، بنظر می رسد که موسوی هر چند کاندیدای جبهه اصلاح طلبان هست اما سعی دارد که التزام خود را به نظام و جناح اصول گریان نشان دهد و در این مدت می توان گفت که از شعارهای اولیه خود فاصله گرفته بخصوص در مورد اصل ۴۴ و حمایت از این اصل کم شده و از مواضع خود عقب نشینی کرده و وعده خصوصی سازی را داده، در زمینه مسائل اقتصادی مواضع موسوی هیچگونه اختلافی با مواضع اصول گرایان بخصوص موتلفه و احمدینژاد ندارد موسوی مشکل را در مدیریت ناکار آامد احمدی نژاد می بیند نه در سیستم و برنامه اقتصادی آن به این ترتیب بیان اصلاح طلب و اصولگرا فقط ذکر نامی بیش نیست زیرا اتخاذ سیاستهای اقتصادی آنان چه در زمینه داخلی و چه در عرصه جهانی هر دو یکی است و باعث شده که این افراد بیش از پیش به یکدیگر نزدیک شده. موسوی در دیدار با کارگران آنهم کارگرانی که معترض به حقوق معوقه خود و اخراج بعضی از کارگران عصبانی بودند ایشان فرمود: سرمایه گزارها نیز به دلیل روشن نبودن فضای کسب و کار در کشور متضرر شده اند و امکان کسب و کار ندارند. میرحسین موسوی برنامه اقتصادی خود را چنین اعلام کرد: کاهش تورم، تقو یت بخش خصوصی و استفاده از پول نفت برای توسعه اقتصادی. او گفت که نرخ تورم را تک رقمی می کند اما تصریح کرد که اولویت دولت وی درصورت انتخاب شدن تقویت بخش خصوصی است و این که بخش خصوصی باید خود را برای ایفای نقشی مهمتر در ساختار تصمیم گیری کشور آماده کند.
بخشی از کارگزاران کمیته ای تشکیل داده اند متشکل از (علی هاشمی، هدایت آقأیی، حسین مرعشی) که هدف آنان هماهنگی با ستادهای میرحسین موسوی و تلاش در راستای پیروزی ایشان است، در حالی که دبیر کل این حزب مشاور ارشد آقای کروبی است و این اختلاف و دوگانگی در اصول گرایان، روحانیت، کارگزاران و اصلاح طلبان همه می تواند نشان دهنده تغیر شرایط در جامعه باشد و این که دیگر آن یک دستگی و یک پارچگی قبلی وجود ندارد.
میر حسین موسوی سعی دارد پیوند خود را با مسائل دینی و حمایت از روحانیون به نمایش بگذارد و بر همین مبنا در دیدارهایش ابتدا به دیدار نمایندگان ولی فقیه و امام جمعههای شهرستانهایی که دیدار داشته رفته واین گونه اعتقاد و التزام خود را به روحانیون اعلام کرده تا بتواند آرا این گروه را نیز کسب کند. وی در طی دیدارهایی که داشته نتوانسته پاسخهأیی معقول و قانع کننده به دیدار کنندگان بدهد. شاید بتوان گفت این عدم شفافیت و ندادن پاسخهای صحیح و سریع نشان دهنده این باشد که وزنه موسوی هم همانند کروبی به سمت اصول گرایان سنگینتر است. بنظر می رسید که بخشی از موتلفه به موسوی رای دهند اما بادامچیان اعلام کرد که به موسوی رای نخواهند داد
کاندیداهای اصول گرایان که تا کنون به نظر می رسید به دلیل نوع مدیریت آقای احمدی نژاد کاندیدای دیگری را معرفی کنند اما این گونه نبود به این دلیل که احمدی نژاد در جبهه کلی اصول گرایان است و میبایستی که کاندیدای این انتخابات باشد. اصول گرایان دارای موانع اساسی هستند که نتوانستند فرد دیگری را کاندیدای خود اعلام کنند به این دلیل که شکل سازمانی اصول گرایان سازمان نهاد است که هم فعالیت سازمانی می کنند و هم ریشه در نهادهای رسمی مانند بسیج دارند و این ترکیب این اجازه را به آنان نمی دهد که کاندیدای دیگری غیر از احمدی نژاد داشته باشند و در عین حال به صراحت می توان گفت که انتخاب احمدی نژاد با تمام شک و تردید به عملکردش، انتخابش به دلیل نبودن یک کاندیدای جدی در جبهه اصول گرایان بوده. در دوره قبل قرار بود احمدی نژاد سیاستهای اقتصادی موتلفه را اجرأ کند اما عملا نتوانست در اجرای کامل آن موفق شود و در این مدت چالشهایی نیز با هم داشتند، از جمله: اختلاف بر سر مالیات بر بازار، خصوصی سازی و درگیریهای مستقیم اتاق بازرگانی که زیر نظر موتلفه هست و از طریق حمایت تشخیص مصلحت نظام معترض به احمدی نژاد بودند به این دلیل که نتوانسته طرح اصلاحی رهبری را در مورد اصل ۴۴قانون اساسی بخش (خصوصی سازی) به درستی اجرأ کند و چون منافع اقتصادی این بخش در آن بوده قأعدتا به نظر می رسید که این دوره میبایستی کس دیگری بر سر کار بیاید که بتواند منافعشان را حفظ کند. احتملا در دیدارهایی که احمدی نژاد و موتلفه داشته اند قولهأیی دوباره از سوی احمدی نژاد به آنان داده شده که با تمام تردیدهای اصول گرایان نسبت به او باز نتوانست مانع از حضورش بشود. البته می توان گفت احمدی نژاد چه در این انتخابات و چه در انتخابات قبلی دارای یک سازماندهی منظم و متمرکز و مدیریت شده بوده و هست و معمولا از شیوه غافلگیری استفاده کرده و بهره می برد. با توجه به سطح تبلیغات ایشان بنظر می رسد که کارزار انتخاباتی احمدی نژاد این بار هم از قبل سازمان داده شده است.
دلیل این که می توان گفت کارزار انتخابتی احمدی نژاد کاملا مهندسی شده و متمرکز بوده و هست، سخنان دوره قبل هاشمی رفسنجانی و کروبی می تواند موید این باشد،
رفسنجانی به خدا شکایت می برد و کروبی۲ ساعت خوابیدن و بیدار شدن همه چیز عوض شده بود.
از آن جایی که معمولا انتخاب کننده رئیس جمهور توده های پأیین جامعه هستند احمدی نژاد تمام توان خود را برای این بخش از جامعه گذشته و سعی در پوشش دادن باورهای دینی و اقتصادی این بخش دارد که میتواند بسیارموثر در جلب آرا این مردم باشد.
احمدی نژاد با طرح شعارهایی همچون سهام عدالت وپول یارانه سعی در ایجاد ارتباط با لایه های پأیین جامعه را دارد که می توان گفت به نوعی عوام فریبی است. او از توان بسیار بالای تبلیغاتی نیز بهره می برد از جمله: رادیو و تلویزیون و سفرهای استانی.
با تأیید احمدی نژاد از طرف موتلفه و پیروان خط امام می توان گفت مواضع و منافع اقتصادی است که عملا باعث شد تا سیاستهای این گروه را به روشنی نمایش دهد در واقع حفظ منافع اقتصادی این گروه باعث شده تا بار دیگر با تمام نارضایتها و انتقاد از سیاستهای اقتصادی احمدی نژاد او را مجددا کاندیدای خود معرفی کنندو شاید دلیل دیگر آن همان شکل سازمان نهادی بودن انهاست در این میان نیز می توان گفت که مواضع اقتصادی اصلاح طلبان نیز بسیار نزدیک به موتلفه هست و در بعضی موارد حتی نزدیکتر از احمدی نژاد.
و اما محسن رضایی به عنوان کاندیدای دیگری از اصول گرایان که بنظر می رسید ورود ایشان به صحنه انتخابات بیشتر یک جنگ روانی و ترفند سیاسی باشداین بار اعلام کرده تا پایان انتخابات در صحنه خواهد ماند.
محسن رضایی که فرماندهی سپاه پاسدران را بر عهده داشت و فردی است با خلق و خویی نظامی. اکثراعدامهایی که سپاه انجام داده در دوران فرماندهی ایشان بوده و این بار آمده تا ناجی کشتی بنام ایران شود. محسن رضایی با اصلیترین شعارخود تغییر در نوع مدیریت کشورو انقلاب اقتصادی وارد عرصه انتخابات شد و در کنار آن شعا رهایی مانند کوتاه تر کردن مدت سربازی را داده که انجام ان را منوط به تایید رهبر دانسته اما احمدی نژاد با همان شیوه غا فلگیری این طرح را با تا یید رهبر به مرحله اجرا گذاشته.
بنظر می اید که ورود محسن رضایی باعث شکسته شدن آرای موسوی خواهد شد و آن طیفی از اصول گرایان که متمایل به موسوی بودن،د به هر دلیل به احمدی نژاد رای نمی دادند آرا خود را به نفع محسن رضایی به صندوق خواهند ریخت. و اصول گرایان خشنود از آمدن محسن رضایی معتقدند که وضعیت روشن شده و آرایی که ممکن بود سفید و یا به نفع رقیب ریخته شود تکلیفشان مشخص شدهظاهراً محسن رضایی حلقه گم شدهٔ زنجیره اصول گرایان بوده،
انتخابات در این دوره رقابتی اما غیردمکراتیک است و با تمامی غیردمکراتیک بودن آن بخش عظیمی از مردم در انتخابات به این دلیل که انتخاب کردن حق مسلم انها است و می بایستی در ۴ سال آینده خود تاثیر گذار باشند، در این انتخابات شرکت خواهند کرد. اما مردم باید بتوانند توان خود را در حفظ منافعشان بکار اندازند و بتوانند با مطالعه برنامههای کاندیداها و تقاضای مطالباتشان از آنان مسئولانه و با مسئولیت نسبت به آرا خود گام پیش گذارند و اراده خود را عملی کنند. مطمئنا با این نوع حرکت می توان حتا در انتخابات غیردمکراتیک تاثیرگذار بود و هیچ انسان آگاه و فعال سیاسی برای تعیین سرنوشت یک ملت در لزوم مراجعه به آرا عمومی تردید به خود راه نمی دهد.
هر چند کشور و جامعه ما روانشناسی و پیچیدگی خاص خود را دارد و کما بیش در معرض رویدادهای پیش بینی نشده ای ممکن است قرار بگیرد و یک اتفاق می تواند تمام معادلات را به هم بزند و یا کاملا مسیر آن را عوض بکند.

افزودن نظر جدید