سخنی با شیفتگان همکاری با سلطنت طلبان

١- وحدت برپایه اقدام به همگرایی نظری- سیاسی

یکی از موضوعات کاری که در کنگره یازدهم سازمان فداییان خلق ایران اکثریت به بحث گذاشته شد، موضوع وحدت نیروهای چپ بود. گرچه وحدت مزبور تمامی نیروهای چپ را در بر نگرفت، ولی وحدت سه جانبه بین سازمان فداییان خلق ایران - اکثریت، سازمان اتحاد فداییان و شورای موقت سوسیالیستهای چپ ایران را پایه ریزی نمود. گرچه اکثریت اعضاء پیش از کنگره بر ضرورت وحدت نیروهای چپ تاکید داشتند، اما کنگره بنا به تشخیص، علیرغم تفاوت نظرهای موجود عزم جدی در راستای تحقق وحدت مزبور را نشان داد. موضوع وحدت بین نیروههای چپ باعث گردید تا تلاش وحدت طلبانه قلیلی از رفقا موشکافی گردد. لاجرم روی سخن با رفقایی است که خواهان همکاری و اتحاد با سلطنت طلبان و گروههای منتسب به رضا پهلوی می باشند. گویا رفقای عزیزمان مدتی است از سنگینی نشان پر افتخار فدایی بر سینه شان احساس ناراحتی می کنند. بنابر این جهت رهایش از احساس مزبور، چاره را در نزدیکی با سلطنت طلبان یافته اند. عناصر گریزان از واژه فدایی مصرانه میکوشند تا در شکل دلخواه و بدون توضیح قانع کننده، روند گفتگوهای خود با رضا پهلوی و عناصر سابق حکومت محمد رضا شاه را به پیش برند. وحدت سه جانبه علیرغم در بر نگرفتن و منظور نکردن برخی گروه های چپ، باز در خور توجه می باشد. در خور توجه بودن وحدت پیش گفته به خاطر تکیه بر نیروهای چپ و در وهله نخست عناصر فدایی است. طبعا وحدت سازمان فداییان خلق ایران اکثریت با عناصر فدایی و دیگر گروه های سیاسی چپ، چالش آفرین نیست. لیکن همکاری و اتحاد بین قلیل اعضای سازمان با جریان سلطنت طلب و گفتمان منسوخ سلطنت طلبی حیرت برانگیز می نماید. رفقای خوب فدایی ما طبعأ با خود نیاندیشیده اند تا حاصل جمع اتحاد دلخواه را محاسبه نمایند. محاسبه هایی که آنان را متوجه خواهد نمود که در برابر آنچه که به دست می آورند چه چیزی را از دست میدهند. فرجام همکاری با سلطنت طلبان قابل پیش بینی است. در برابر آب نبات شرنگ آلود سلطنت، گوهر گرانبهای آفتخار فدایی را فراموش خواهند کرد. رفقای ما باید توجه داشته باشند که گشودن باب همکاری با سلطنت طلبان و حضور در نشست های آشکار از زوایای متفاوت قابل بررسی می باشد. بنابر این پیگیری آثار تغییر در رویکرد این رفقا و جریان خنثی سلطنت، می تواند تعیین کننده باشد تا رفقا قبل از ربوده شدن گوهر فدایی شان توسط دشمنان دیرینه فدایی، در راه رفته تجدید نظر نمایند.
به نظر می رسد که رفقا از یاد برده اند که جنبش فدایی فریاد خشمگینانه و منطقی نسل جوان دهه چهل علیه بیداد و ستم دیکتاتوری پهلوی بود. ذات عنصر فدایی، ویژگی جنبش و خصلت بنیان گذاران و رهبران آن همواره بر مدار جستجو گری، عمل به فراگیری، دانستن بیشتر و تردید نسبت به هر آنچه که به گذشته تعلق داشت و تعمیق در رابطه با آینده حرکت می کرد. خصوصیات پیش گفته حاصل و رویکردش به شکل مبارزه خاصی شد. مبارزه ای که برآمد دیکتاتوری و اختناق پهلوی بود. جنبش فدایی دیگر با زبان گلوله با دیکتاتور سخن نمی گفت بلکه با فعالیت قلمی را علی رغم سانسور شدید و فضای اختناق، مکمل مبارزه مسلحانه کرده بود. حاصل مبارزه مسلحانه، درخشش رفقایی نظیر نابدل ها، بهروز ارمغانی ها ، دهقانی ها و حمید اشرف ها می باشد و نتیجه مبارزه قلمی، حضور رفقا صمد بهرنگی ها، حمید مومنی ها، سعید سلطان پورها و بویژه بیژن جزنی و دیگر نظریه پردازان شد که با نشان فدایی دریچه های نوین در عرصه ادبیات و فرهنگ سیاسی گشودند. پس بازگشت عنصر فدایی به فشردن دست دشمنان ذاتی جنبش فدایی، امری عادی نیست. مگر آنکه به بررسی آن در سویه روند پرداخت.
بررسی تغییر رویکرد رفقای خوب فدایی منجر به آن می شود که اين رويکرد ناشی از پر شدن جام بردباری رفقا يی است که خواهان آرامش بعد از یک پروسه سخت و طولانی مبارزه هستند. عامل دیگر اینست که فرد گاهی اوقات به آستانه ای می رسد که باور نماید، باید ایده آل ها را فدای هدف های بهتری کند. این امکان هم وجود دارد که رفقا سکونت در قصر گفتمان چپ را ملال آور می پندارند و قصد خروج از آن را دارند، ولی آگاه نیستند که خروج از این قصر، اسکان در تاریک خانه سلطنت طلبی را لذت آور نخواهد کرد. رفقا بدون شک وقتی مسئولیت همکاری با سلطنت طلبان را عهده دار شوند متهم ردیف اول همه رویداد ها خواهند شد. و باید در برابر حیثیت فدایی خود و سازمان پاسخگو شوند. بعید به نظر می رسد که لطمه زدن بر حیثیت خود و سازمان میثاق راهتان باشد که آگاهانه بخواهید به آن عمل کنید. اگر هنوز اندک تردیدی نسبت به بازگشت از راه رفته دارید، بنا براين ما نبايد که در برابر همکاری با سلطنت طلبان تنها کلی گویی های کلیشه ای را از شما شاهد باشیم. هم چنین ارزیابی منطقی از تغییر خود و سلطنت طلبان ارائه نکرده اید. بدون شک سلطنت طلبان همان هایی هستند که بودند و مالأ فراتر نرفته اند. باور کردن احتمال دگر دیسی در سلطنت طلبان برای چپ و عناصر فدایی ضد دیکتاتوری، اختناق و استبداد دشوار است و امکان تغییر آن غیر ممکن.
شیفتگان همکاری با سلطنت طلبان کدام تغییری در وابستگان رزیم پهلوی را یافته اند که دست دوستی و همکاری به سوی آنان دراز کرده اند؟ آیا از آلیاژ وابستگی سلطنت طلبان به اختناق و استبداد کاسته شده است؟ آیا سلنت طلبان ملبس به مشروطه خواهی، در منش، گفتار و روش های خود تجدید نظر نمود ه اند؟ لاجرم پاسخ با این پرسش ها منفی است. جزم اندیشی سلطنت طلبان به گونه ای است که علی رغم اعتراف مارلین آلبرایت، وزیر امور خارجه دولت کلینتون به نقش منفی آمریکا در سرنگونی دولت ملی مصدق، هنوز از کودتای آمریکایی دفاع می کنند.
رفقا! وحدت با جریان همگن یا متفاوت مستلزم همگرایی نظری - سیاسی آنهاست. وحدت نیروههای چپ و بویژه وحدت سه جانبه فصل مشترک های خاص خود را مبنای وحدت قرار داده اند. همگرایی نظری - سیاسی عنصر فدایی با سر سپردگان سلطنت طلبان کدامند؟ این پرسشی است که تا کنون به آن پاسخ نداده اید.
٢- بررسی امکان تغییر نگاه  فداییان  خلق ایران - اکثریت به  سلطنت طلبان
در بخش پیشین گفته شد. گرچه  وحدت نیروهای چپ در عین اصولیت، دلبستگی به  واژه  فدایی را نیز از پایه های دیگر همکاری نیرو های چپ  قرار داده است. همچنین در مبحث تلاش برخی از رفقای فدایی طالب همکاری با سلطنت طلبان نیز آثار همگرایی یافته نشد. مگر خستگی از تلاش سیاسی تحت عنوان فدایی، که دلبستگی رفقا یه سلطنت فرو پاشیده رونمایی خواهد شد. متعاقبأ گفته شد که پایداری عنودانه و جزم اندیشی سلطنت در چنان درجه قرار دارد که هر گونه تلاش برای احیاء دیکتاتوری با ماسک مشروطه خواهی نیز با وجود دگماتیسم، دور از انتظار می نماید.
در این بخش رابطه و تناسب بین تغییر خاستگاه شیفتگان به سلطنت با امکان تغییر خاستگاه سازمان فدائیان خلق ایران- اکثریت، مورد ارزیابی قرار خواهد گرفت. در بررسی تناسب تغییر در سویه فرد و سازمان به طور قاطع میتوان تغییر خاستگاه فردی را عامل گرایش به همکاری رفقا از سلطنت طلبان قلمداد کرد. شواهد و عملکرد سازمان کمترین تغییر در رویکرد سازمان نسبت به سلطنت طلبان را نشان نمی دهد. در ترکیب سازمان، تحول خواهی، پویایی و جستجو گری بیانگر امید بستن سازمان به احیای گفتمان سلطنت نمی باشد. گفتمانی که در پرتو زایش جنبش فدایی و انقلاب بهمن مغلوب و برای همیشه از عرصه سیاست ایران خارج گردید. سازمان هنوز هم مبارزه با دیکتاتوری شاه را جزو افتخارات خود می داند. مبارزه ای که پایبندی سازمان را به راه موسسین و رهبران جان باخته ترسیم می کند. خوشبختانه رهبران کنونی سازمان نیز بر منسوخ بودن گفتمان سلطنت اتفاق نظر دارند. مصوبات کنگره های پیشین و کنگره یازدهم سازمان فدائیان خلق ایران - اکثریت، همجنان امر همکاری و اتحاد در حوزه نیروهای چپ، دمکرات و آزادیخواه را ضرورتی گریز ناپذیر و قابل تحقق می داند و نیروی اجرایی شدن همکاری و اتحاد مزبور را سامان دادن اتحاد گسترده و وسیع در میدان جمهوری خواهان دموکرات و چپ می داند. ساماندهی که بر مبنای جمهوری خواهی برای کمک به شکل دادن به یک آلترناتیو در راستای پی ریزی آینده استوار است. شفافیت مصوبات و پیشبرد آن در شورای مرکزی منتخب گنگره به گونه ای است که جمهوری و جمهوری خواهان را درکانون توجه قرار دارد و نه سلطنت طلبی. در اسناد همکاری و اتحاد نیروها نیز از نام و نشان سلطنت طلبان چه از نوع پهلوی و چه از نوع مشروطه خواهی سلطنتی، اثری به چشم نمی خورد. تاکید بر عملکرد سازمان تغییر رویکرد به سلطنت را نشان نمی دهد. نتیجه نهایی ارزیابی سازمان، سمت حرکت را بر محور خاستگاهی در جهت حرکت رفقای طالب همکاری با سلطنت طلبان، قرار نمی دهد. ادعا های سلطنت طلبان جلوه هایی از دگردیسی آنها در گذار از دیکتاتور منشی به مردم سالاری را ثابت نمی کند.
رفقا! بدون سماجت تاکید میکنم دیدن خورشید چراغ نمی خواهد. رفقای طالب همکاری با سلطنت طلبان باید بخوانند تا بدانند که دیکتاتوری شاه در تداوم حکومت پدر مانع از آن شد تا نهاد سلطنت و کارکرد سنتی آن جای خود را به اشکال نوین و دموکراتیزه شده روابط قدرت بسپارد. اگر شاه دیکتاتور قانون گرایی، گردش دموکراتیک قدرت از طریق انتخابات را انجام می داد، گذار سلطنت طلبی به مشروطه خواهی به آسانی و با کمترین هزینه صورت می گرفت؛ و دیکتاتوری متجلی در شاه آغاز نمی شد تا در انقلاب بهمن پایان یابد.
ادامه دارد

افزودن نظر جدید