آقای رفسنجانی مخالف کدام نوع انحصار طلبی است؟

هاشمی رفسنجانی، یکی از گرادنندگان و کارگردانان اصلی و اولیە جمهوری اسلامی، کە در طی سی سال از تاریخ سی و چهار سالە عمر حکومت هموارە جزو نخستین رهبران با نفوذ و قدرتمند آن بودە و کارگردانی بسیاری ازرویداد ها و تصمیمات مهم حکومت در مقاطع مختلف را برعهدە داشتە است؛ درادامە انتقاداتی کە طی دو، سە سال گذشتە بە شکل علنی نسبت بە عملکرد و سیاست های محافظە کاران حاکم تحت رهبری و حمایت خامنەای و بویژە ، جریان احمدی نژاد و سپاهیان مرتبط با بیت رهبری بیان نمودە، « انحصار طلبی » را معضل اساسی فعالیت سیاسی در کشورمعرفی کردە است. سایت کلمە کە بخشهایی از دو سخنرانی، رفسنجانی را بازتاب دادە و بە نقل از وی نوشتە است: " هاشمی رفسنجانی با تاکید بر اجرای کامل و بی گزینش قانون اساسی، به تبیین مشکلات کشور پرداخت و تصریح کرد: انحصارطلبی معضل اساسی فعالیت سیاسی در کشور است. لازم است اعتدال در همه زمینهها رعایت شود. همه مردم از سطوح پایین تا بالا حق مشارکت داشته و باید بتوانند در سرنوشت خود مؤثر و تعیینکننده باشند." رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام، علاوە بر آن در سخنرانی دیگری، ضمن اشارە مباهات آمیز بە شرایط کشوردردورانی کە وی در اوج اقتدار قرار داشت و هنوز ستارە بختش بە اندازە امروز افول نکردە بود سیاستها و رفتار جریان حاکم را در این سخنرانی کە برای نمایندگان یکی از اتحادیە های کارفرمایی، بنام «شورای مركزی جمعیت تولیدگران كشور» ایراد می کرد، مورد انتقاد قرار داد وسیاستها و رفتار گذشتە خویش را تلویحا بە عنوان بدیل سیاستها و رفتار جریان حاکم معرفی نمود. بنا برگزارش ٢٥ اردیبهشت ماە خبرگزاری ایلنا، که بە نقل از رفسنجانی نوشت: " رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام در دیدار شورای مركزی جمعیت تولیدگران كشور، دغدغه و نگرانیهای تولیدگران و و احدهای تولیدی كشور را جدّی و واقعی خواند و با اشاره به اینكه مشكل اقتصاد كشور تنها با توجه جدّی و غیرشعاری به تولید قابل حل است، گفت: مجمع تشخیص مصلحت نظام پس از نامگذاری امسال توسط رهبری معظم انقلاب به عنوان سال «تولید ملی و حمایت از كار و سرمایه ایرانی» به سرعت در كمیسیونهای مربوطه سیاستهای كلی این امر را در دست تدوین دارد كه در صحن مجمع مطرح خواهد شد. ایشان از اعضای جمعیت تولیدگران كشور خواست نظرات و پیشنهادات خود را در این راستا به مجمع تشخیص مصلحت نظام ارائه دهند.   به گزارش ایلنا، هاشمی رفسنجانی درباره درخواست تولیدگران برای ارائه راهحل خروج اقتصاد كشوراز وضع كنونی، به بیان فهرست وار مشكلات كشور پس از پایان جنگ تحمیلی پرداخت و گفت: در سال پایانی جنگ در سطح بینالمللی شرق و غرب و ارتجاع منطقه به نفع صدام و به ضرر ما فعالیت میكردند و در داخل نیز اقتصاد كشور ضعیف و ناتوان شده بود؛ منابع مالی و مادی صنایع رو به پایان بود و تولید نیز به نفس نفس افتاده بود.   رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام، تدابیر به كار گرفته شده پس از جنگ تحمیلی برای متجاوز اعلام شدن صدام در سازمان ملل، اعلام سیاست عدم دشمنتراشی و پیگیری تعامل سازنده با دنیا را اولین اقدام جدّی در حمایت از اقتصاد و تولید كشور در آن مقطع برشمرد و تصریح كرد: به این وسیله منابع و تسهیلات خارجی در قالب اعتبارات گوناگون به كشور جذب شد و در داخل نیز با استفاده از همه نیروهای حاضر در كشور به همراه به كارگیری مدیران، متخصصان و برنامهریزان خبره، باعث شد زیربناها و تولید كشور به سرعت توسعه یابد." رفسنجانی در سخنرانی های اخیر خود، شش موضوع، مهم و بحران زا را کە جامعە نسبت بە آنها حساسیت بسیاری دارد محور و آماج انتقادات خود قرار داد و پشت آنها سنگر گرفت تا از پشت آنها ضدحملەای را کە آنرا بە موقع می داند ومدتها برای آن تدارکات مفصل فراهم کردە علیە جریان حاکم بە پیش برد؛ تا بلکە بتواند با بسیج اجتماعی موقعیت گذشتە خویش در نظام را کە توسط جریان حاکم بە شدت تضعیف گردیدە، احیا نماید و رهبری نجات رژیم از فروپاشی را بە دست گیرد. این محور ها عبارتنداز: انتقاد از انحصار طلبی، مخالفت بادفع اصلاح طلبان منتقد از حکومت، ماجرا جویی در سیاست خارجی، دفع متخصصین و کارشناسان، بحران اقتصادی و فشار اجتماعی. در طی چند ماە گذشتە، رفسنجانی دو بارە مورد توجە و مراجعە بسیاری از ناراضیان درون جامعە قرار گرفتە است؛ لیست افراد و نهادهایی کە در این مدت برای شکواییە و انتقاد از شرایط سیاسی، اقتصادی و اجتماعی بە وی مراجعە می کنند، بلندتر گردیدە و در شرایط خفقان حاکم بر کشور و بستە شدن نهادهای مدنی و ایجاد محدودیت های شدید برای رهبران و فعالین جنبش سبز و احزاب و سازمانهای مستقل، رفسنجانی، بە چهره ای کە با سیاستهای جریان حاکم مخالفت می ورزد و کسی کە هنوز مراجعە بە وی هزینە ای برای مراجعە کنندگان ندارد، تبدیل شدە است. از گرانندگان خانە کارگر تارهبران برخی از اتحادیە های کا رفرمایی، برای شکایت از شرایط و مشکلات شان بە وی مراجعە می کنند. رسانە های مختلف سخنان وی را در سطحی وسیع منتشر می کنند و بسیاری از منتقدین و مخالفان حکومت بە هنگام بحث ها و تحلیل هایشان، اظهارات وی را مورد استناد قرار می دهند. انگار آنها فراموش کردەاند، کە رفسنجانی خود یکی ازعوامل اصلی ایجاد و توسعە همە آن مواردی است کە وی امروز آنها را مورد انتقاد و حملە قرار می دهد، و هنوز هم وجود بحران ها را با عدم اجرای صحیح قانون اساسی توجیە می کند و اجرای قانون اساسی راچارە رفع بحرانهای جامعە و نظام می داند.او هنوز با قید هائی کە در سخنرانیهای خود در ارتباط با «معضل انحصار طلبی» بکار می برد، نشان می دهد کە هنوز حد رفع انحصارطلبی موردنظر وی فراتر از نیروهای خودی نمی رود. این در حالی است کە ملت پس از سالها تجربە و مبارزە، خواهان رفع هر نوع انحصار و موانعی درقوانین هستند کە حقوق مردم را محدود می نماید. رفسنجانی آنجا کە موضوع متوجە بحران اقتصادی است، آشکارا، شکست فاحش برنامە موسوم بە تعدیل اقتصادی در دوران ریاست جمهوری خویش را کتمان و آنرا موفقیعت جلوە می دهد؛ نقشی را کە با انگیزە های اقتصادی، در تضعیف جریان چپ رژیم با همکاری خامنەای و موتلفە بە عهدە داشت را پنهان می کند و نمی خواهد بپذیرد کە پایە گذار سیاست اقتصادی کە توسط احمدی نژاد پیش بردە می شود، کسی جز خود وی و جریان های محافظە کار همراە وی در دوران ریاست جمهوری وی نبودەاند. گرچە انحصار گری در دوران وی و پیش از آن نیز، در رابطە با خودی ها کمتر از دوران احمدی نژاد بود، با این حال وی از همان ماههای نخست پیروزی انقلاب و تا زمانی کە مغضو ب علی خامنەای، رهبر جمهوری اسلامی واقع شد، نقش بزرگی در ایجاد و توسعە انحصار طلبی و برقراری اختناق و استبداد و طرد و سرکوب نیروهای دگر اندیش، ایفا کرد. او خود بیش ازهرکس واقف است کە ولایت فقیە و اختیاراتی کە قانون بە ولی فقیە و دیگر نهادهای انتصابی دادە است، خود یکی از عوامل اصلی و از مصادیق بارز انحصار طلبی و اقتدار گرایی است و آقای خامنەای رهبر کنونی جمهوری اسلامی بە استناد بە همین قانون است کە هروقت ارادە کند، چنانکە بارها این کار را انجام دادە است، هر قانون و مصوبە ای را کە توسط نهادهای قانونی بە تصویب رسیدە باشد را ملغی و رای و ارادە خویش را جایگزین آنها می کند. همین قانون است کە شورای نگهبان را بە قادر متعال در امرانتخابات و قانونگذاری تبدیل کردە است. این واقعیت دارد کە در زمان ولایت خمینی، وی رفتاری متفاوت با دوران ولایت خامنەای در قبال نیروهای درون حکومت داشت. اما در همان زمان نیز، ازعزل بنی صدر بە بعد، دیگر بە هیچ دگر اندیشی، اجازە کاندیدا شدن برای نهادهای انتخابی دادە نشد. آری این نیز حقیقت دارد، کە قانون اساسی موجود نیز هرگز بە طور کامل بە اجرا در نیامدە است و بخصوص اکثر آن موادی از قانون کە بە نفع مردم و جامعە هستند هر گز بە اجرا در نیامدەاند. ولی مگر کسانی بە غیر از مسئولین صاحب نفوذی مانند رفسنجانی ها کە در مصدر همە امور بودەاند، می بایستی قانون اساسی را اجرا می کردند؟ بنا بر این، مشکلات را نمی توان در عدم اجرای قانون اساسی خلاصە کرد. مشکل نە صرفا از عدم اجرای صحیح قانون اساسی و نە از خصوصیات و خلقیات ولیان فقیە، بلکە از خود قانون و آن اصولی از قانون است کە حقوق ملت را بر نمی تابد و از خامنەای ها موجوداتی می سازد کە حتی ولی نعمتان خویش را کە بدون کمک آنها رسیدن بە مقام ولایت برایشان محال می بود را در صورت عدم فرمانبرداری، توبیخ و تنبیە نمایند. به هرحال انتقاداتی کە رفسنجانی امروز نسبت بە جریان حاکم مطرح می کند، صرف نظر از منشا آنها، بخشی از انتقاداتی است کە توسط منتقدین و مخالفین خارج از حکومت بە حکومت صورت می گیرد. از این روی هم باید از انتقادات وی استقبال کرد و هم باید در برخورد با وی محتاط بود. او سیاستمدار کهنە کار و با تجربەای است کە در گذشتە ماهرانە، از شرایط و روابط در جهت تضعیف رقبا و مخالفینش و تثبیت موقعیت خویش بهرە گرفتە و کامیابی های بە دست آوردە است. اما موقعیت گذشتە او طی دوران ریاست جمهوری احمدی نژاد و دولت کودتا، بە شدت تضعیف شده است. تریبون نماز جمعە را از او گرفتەاند؛ ریاست مجلس خبرگان رهبری را از دست دادە، تسلط وی بر نهاد مهم دانشگاە آزاد، تضعیف گردیدە است. بە دخترش توهین شدە و در دادگاە محکوم شدە است، پسرش ازریاست سازمان راە آهن شهری مجبور بە کنارە گیری گردید و هنوز حکم بازداشت قبلی وی مختومە اعلام نشدە است، و خود و خانوادە اش در سالهای اخیر آماج حملات جریان احمدی نژاد و همچنين فرمانده هان سپاه قرار داشتە و مغضوب ولی فقیە واقع شدەاند. او اگر چە با تجربە تر از گذشتە شدە است ولی بە رغم مراجعاتی کە بە وی صورت می گیرد، دیگر در درون حكومت اتوریتە و موقعیت گذشتە را ندارد. این فشارها در واقع اینک او را در مقابل یک انتخاب قراردادە است. بەنظر می رسد کە او سە راە بیشتر در مقابل خود نمی بیند، تسلیم و رضا در مقابل جریان حاکم، استعفا و کنارە گیری از قدرت و یا مبارزە برای احیا موقعیت از دست رفتە و یا حداقل برای پس راندن تعرضات بە خود و خانوادەاش. رفتار ماە های اخیر او نشان می دهد کە وی ظاهرا گزینە آخر را انتخاب کردە است. علاوە بر این انگیزە، او جدی بودن خطراتی کە بقای حکومت را تهدید می کند را بخوبی درک کرده و می داند کە تدوام سیاستهای جریان حاکم اگر بە شکلی مهار نشود و تغیراتی اصلاحی در رویکردهای داخلی و خارجی حاکم ایجاد نشود، رژیم فرو خواهد ریخت و آوار فرو پاشی آن خود او را نیز بە کام خود خواهد کشید. او اینبار می خواهد با استفادە از تجربیات گذشتەاش، بطور همزمان با یک تیر چند نشان را هدف قرار دهد. موقعیت خویش را احیا کند، رهبری نجات رژیم از بحران فروپاشی را برعهدە گیرد، و با انجام اصلاحاتی بمراتب محدودتر و کنترل شدە تر از سطح انتظارات مردم، به فرض موفقیت در نقش یک ناجی اصلاح گرا موقعیت و وجه داخلی و بین المللی برای خودش کسب کند. او در مورد تغيير رویکرد سیاست خارجی، بنظر می رسد کە بسیار معتقد و جدی است. در زمینە اصلاحات سیاسی و اجتماعی داخلی نیز تا حدی کە اساس حکومت از رهگذر اصلاحات مورد تهدید واقع نشود و منافع و موقعیت سیاسی سرمایە داری محافظە کار حاکم بطور چشمگیر تضعیف نگردد و رهبری جنبش اصلاحی را خود وی و نزدیکانش در اختیار داشتە باشند، حاضر بە پیشروی است. بنا بر این و باوجود اینکە رفسنجانی معضل سیاسی اصلی کنونی را انحصار طلبی جریان حاکم معرفی می کند و خواهان رفع آن شدە است، بسیار بعید بە نظر می رسد کە نیت وی از رفع انحصار طلبی بە معنی واقعی کلمە و برای همە آحاد جامعە و نیروهای دگر اندیش مخالف رژیم باشد. منظور وی از این بیان، احتمالا متوجە تغيیر رویکرد مناسبات داخلی نیروهای تشکیل دهندە حکومت در دوران خمینی توسط خامنەای در زمان پیش ازانتخابات ریاست جمهوری سال ٨٨ باید باشد کە علاوە بر حذف اصلاحطلبان، تاحدودی دامن خود اورا نیز گرفت. اگر غیر از این می بود، رفسنجانی می بایست برای تبین رویکرد کنونی اش بە جای رجعت بە گذشتە با نقد آن شروع می کرد. اما با این وصف، او بە رغم آنکە درظاهر، باز گشت بە قانون اساسی و احیاء مناسبات میان نیروهای درون حکومت در دوران پیش از انتخابات ریاست جمهوری ٨٨ را برای بازسازی درونی حکومت ضروری می داند، اما خود بهتر از هر کس می داند کە خامنەای، بە آسانی و بدون فشار، تن بە یک چنین عقب نشینی نخواهد داد. بهمین دلیل و با وجود تمسک رفسنجانی بە خامنەای، حذف خامنەای از مقام ولایت نیزمی تواند جزیی از اهداف این رویکرد باشد. انجام چنین اقداماتی، بدون مهیا کردن مقدمات کار و بسیج حداکثر نیرو در داخل و خارج رژیم، میسر نیست. بە رغم اینکە رفسنجانی در ماە های اخیر موفق شدە است که يکبار ديگرحمایت بخشهایی از محافظە کاران حاکم را جلب کند، با این حال تردیدی نیست کە نفوذ و قدرت او در درون حاکمیت بە شدت نسبت بە گذشتە تضعیف گردیدە، بهمین خاطر او تشخیص دادە است کە باید برای جلب نیرو، انتقاداتش از جریان حاکم را آشکار و صریح تر و خود را به جنبش و مردم نزدیک نماید و از پارەای مطالبات مردم حمایت کند. تا آنجایی کە مربوط بە تغيیر صف بندی ها در سطح حکومت است، او سیاست مهار تعرض رقیب و تغيیرتوازن قوا در سطح حكومت را ازطریق بسیج اجتماعی از پایین و چانە زنی در بالا دنبال می کند. همراهی او با جنبش و منتقدین نظام ، تا زمانی است کە وی بە اهداف اش نرسیدە باشد. صرف نظرازاینکە رفسنجانی تا چە حد بتواند دراین مسیر استوار باقی بماند وگام بردارد، می توان از فرصت و فضایی کە رویکرد انتقادی وی می تواند ايجاد کند، برای تضعیف قدرت استبداد حاکم، تسهیل حضور خیابانی مردم، و تعمیق و گسترش جنبش در رهگذر کشاکش بر سرقدرت، استقبال کرد، و بدون دچار شدن به توهم و خوشبینی نسبت بە نیات وی، میزان پایبندی او بە انتقاداتش را درعمل محک زد. تردیدی نیست کە خواستە های مردم بسی فراتراز خواسته های رفسنجانی و ارادە آنها در این راەخلل نا پذیرتر از هاشمی رفسنجانی است و همین ارادە و همچنین نیاز جامعە ما برای ایجاد تحولات بنیادین است کە سمت وسوی و آیندە تحولات در جامعە را رقم خواهد زد وکسی را مجال موج سواری نخواهد داد.          

افزودن نظر جدید