یادداشت کوتاهی بر مباحث فروم اجتماعی جهانیبررسی مردانگی- کار با مردان و پسران در راستای برابری جنسیتی

ترجمه از: 
نیکزاد زنگنه

این متن چکیده مباحثی است که در خلال چندین ماه [1] بین گروه کوچکی از فعالان زنان از کشورهای مختلف در زمینه بررسی مفهوم مردانگی در فضای مجازی صورت گرفت. هدف این گروه کاری آن بود که کارگاه آموزشی در این زمینه در بخش زنان فروم اجتماعی جهانی [2] در برزیل برگزار گردد.

 

مفاهیم مستتر در بررسی مردانگی

هریک از ما که به روش های مختلف روی موضوعات برابری جنسیتی کار کرده ایم، می دانیم که تلاش برای از بین بردن نظم جهان پدرسالار، مستلزم به چالش کشیدن شبکه پیچیده ای از مردانگی[3]است که امتیازات مردسالارانه را به مردان تخصیص می دهند.

ما می دانیم که مردانگی عمیقا در زندگی و اعمال روزانه پسران و مردان نقش دارد از این رو زنان و دختران هم تحت تاثیر قرار می گیرند. علاوه بر زنان که هدف اشکال خاصی از خشونت های مبتنی بر جنسیت قرار می گیرند، پسران و مردان نیز از تجلی این مردانگی رنج می برند. همچنین ما می دانیم که مردانگی خود را در طریق کارکرد در ساختارهای بزرگ اجتماعی دولت، تجارت و مذهب و نهادهایی مانند آموزش، خانواده، محیط های کاری و نشان می دهد و بر آنها تاثیر می گذارد.

امروزه تلقی جدید از مردانگی، مفهومی از مردانگی جمعی (متنوع-مختلف) مطرح می کند و نشان می دهد زمانی که مردان به عنوان یک گروه زنان را سرکوب می کنند، به طور همزمان یک رابطه سلطه و فرمانبرداری بر اساس طبقه، نژاد، کاست، زمینه های فرهنگی، ظواهر فیزیکی و سکسوآلیته بین خود مردان وجود دارد. نظریه ای که این تلقی را مطرح می کند، نشان می دهد که یک نوع مردانگی هژمونیک وجود دارد که بر تمام اشکال دیگر مردانگی غلبه می کند و موفق می شود نسخه ها و مجموعه ای مفاهیم مرتبط بامردانگی را ایجاد کند که دیگران را (حداقل تا حدودی) مقید می کند و تصویری ارائه می دهد که «مرد واقعی» بودن به چه مفهوم است.

به چالش کشیدن و تغییر دادن عقاید در مورد مردانگی سخت است اما غیرممکن نیست. هرزمانی که ما خشونت مستمر مردان علیه زنان و دیگر اشکال تبعیض های مبتنی بر جنسیت علیه زنان را مطرح می کنیم، مهم است که به نکات زیر تاکید شود:

• تعرض فیزیکی و جنسی مرد در درجه اول ریشه در سیستم های ناعادلانه و نامتوازن سلسله مراتبی و همچنین پدرسالارانه، اقتصاد مبتنی بر استثمار و فرهنگ های انحصاری دارد.

• زنان نقش مهمی در تربیت کردن مردان در نقش های پدرسالارانه دارند و برای این رفتار زنان باید مسئولیت در نظر گرفته شود.

• موضوعاتی مانند بحران اقتصادی جنگ، استثمار نیروی کار ارزان زنان و دختران در شرکت های چند ملیتی (MNCs) و در سمت روشن تر، تعامل با مردان در جنبش های اجتماعی تا حدی بر روابط قدرت تاثیر می گذارد و مردانگی را بازتعریف می کند. در حالی که نقشهای سنتی به چالش گرفته میشود، پژوهش روی جا بهجایی دینامیکِ قدرت نشان میدهد که این جابهجاییها در جوامعی که زنان کمتر در موقعیتِ فرودست قرار دارند نسبت به جوامعی که در آن قانون، فرهنگ، سنتها و تفسیر از قوانینِ دینی و غیره، موانعی برای یک رابطهی برابرتر بین زنان و مردان ایجاد میکنند، از پیچیدگی کمتری برخوردار است.

• پژوهش هایی از سراسر جهان نشان می دهد که مردان برای اطاعت از هنجارهای مردانگی هزینه گزافی می پردازند که بر عدم سلامت و آسیب پذیری آنها در تجربه خشونت تاثیرگزار است. افزایش شدید تصادفات جاده ای، استفاده از سلاح گرم در مدارس، افزایش خطر حمله قلبی و نرخ بالاتر خودکشی در میان مردان (نسبت به زنان) در بیشتر جوامع نشان می دهد که شکل های مشخصی از مردانگی به فراوانی رفتارهای خطرآمیز مردان دامن می زند.

تا این اواخر کار مبتنی بر جنسیت عمدتا بر زنان متمرکز بوده است. حرکت نزولی در خشونت مردان و هنجارهای جنسیتی سختگیرانه توسط زنان که قربانیان عمده آن هستند، مشاهده می شود. با این حال تنها در دوران اخیر است که یک درک از مردانگی پدیده آمده است. در حال حاضر تعداد فزاینده ای از طرح ها بر روی تاثیرات منفی این تلقی بر مردان است و پسران و مردان را به عنوان بخشی از فعالیت مبتنی بر جنسیت در نظر می گیرد. این طرح ها روی مزایای متعدد هنجارهای عادلانه و راه های غیرخشونت آمیز برای مرد بودن در جوامع مختلف تاکید می کند.

 

برخی از پرسش ها برای انعکاس جمعی ما

مردانگی استثمارگر تنها به مردان محدود نمی شود بلکه این خصیصه برخی از زنان نیز درونی شده است. چگونه زنان این مسئولیت را تقبل می کنند؟

آیا مردان حاضرند امتیازاتی را که به واسطه پسر متولد شدن دارند، از دست بدهند؟ آیا مردان به بهای از دست دادن کنترل و قدرت خود حاضر می شوند تغییر کنند؟

برای مردانی که خودشان دیگر شکلهای ستم (طبقاتی، جنسی) را تجربه میکنند و یا شاید بیشتر از بقیه دینامیکِ ستم را به شکل یک رابطهی قدرت و کنترلِ حاکم بر به حاشیه رانده شده میفهمند چه رخ میدهد؟برای مردانی که دیگر اشکال سرکوب مانند را تجربه می کنند چه اتفاقی می افتد؟ ؟ آیا آنها در شرایطی که غالب هستند (در خانه یا در رابطه با زنان)، روحیه غیرسرکوبگر پیدا می کنند؟

آیا این مردانگی غیرسلطه گرانه به یک نظم غیرخشونت آمیز منجر می شود و تمایل دارد با جنبش زنان و دیگر جنبش ها برای احقاق حقوق حاشیه نشینان و افراد تحت ستم ارتباط برقرار کند؟

قدردانی: این یادداشت توسط پونام کاتوریا[4] و با همکاری آندارایا[5]، الهه امانی، آنیتا متیو[6]، رائول روی[7]، ساتیش سینگ[8]، لئونیدا ادونگو[9] و اعضای گروه برابری جنسیتی در WFS نگاشته شده است.

منبع:

http://ebookbrowse.com/exploring-masculinities-working-witm-men-and-boys...

 

________________________________________

[1] سال 2009

[2] World Social Forum

[3] Masculinities: مردانگی یک نظام جنسیتی است که امتیازات پدرسالارانه را بین پسران و مردان با یک نظم سلسله مراتبی توزیع می کند. مردانگی دختران و زنان را از امتیازات محروم می کند و خشونت مبتنی بر جنسیت را در راستای تداوم نابرابری جنسیتی و برقرار نگه داشتن نظم جنسیتی به کار می گیرد.

[4] PoonamKathuria

[5] Undaraya

[6] Anita Mathew

[7] Rahul Roy

[8] Satish Singh

[9] LeonidaOdongo

منبع: 
تا قانون خانواده برابر

افزودن نظر جدید