انتخابات آزاد مبرم ترین نیازو محوری ترین راه برای تشکیل رژیم دمکراتیک درایران!

مصاحبه فرخ نگهدار با مجید عبدالرحیم پور

مطلبی که ملاحظه می کنيد،  تلخیص متن مصاحبه ای است که بنابه درخواست شورای سردبیری نشریه کار، روز 15 اردیبهشت ماه سال 1369 ، توسط ر.فرخ نگهدار، با مجیدعبدالرحیم پور عضو هیئت اجرائیه کمیته مرکزی وقت سازمان انجام گرفته است. (متن اصلی مصاحبه در نشریه کار، اول خرداد 1369، شماره 76 – بخش دیدگاهها منتشر شده بود). نظر به اهميت موضوعات طرح شده در اين مصاحبه، سايت کار- آنلاين آنرا يکبار ديگر انتشار می دهد.

-------------------------------------------

ف -  بنظرشما وظایف اصلی دراین مرحله چیست؟ چگونه میشود بطور فشرده آنها را برشمرد؟

 م - شما میدانید که جامعه مااحتیاج به تحولات جدی و نو سازی در تمام عرصه های زندگی دارد و نمی توان با شیوه های جاری حکومتی به  نیازها و مسائل مردم و جامعه پاسخ سازنده داد. چیزی که در جامعه امروز ما بیش از همه مطرح  و در واقع کلید نوسازی جامعه است، برپائی دمکراسی است. رژیم اسلامی عامل اصلی اشاعه ایدئولوژی، فرهنگ و سنن عقب مانده، مانع رشد و شکوفائی اندیشه و فرهنگ نوین، مانع بوجود آمدن حتی یک فضای کوچک دمکراتیک و بازسیاسی است. درشرایط کنونی از مهمترین وظایفی که که پیشروی احزاب، سازمانها ونیروهای ترقیخواه کشور قرار دارد، تلاش و همکاری در راه نوسازی افکار وفرهنگ جامعه درجهت اندیشه و فرهنگ دمکراتیک و آزادی ، همکاری و اتحاد با هم حول فشار آوردن به رژیم درجهت تحقق آزادی های سیاسی، احزاب و انتخابات آزاد است. ازاین طریق است که نیروهای اپوزسیون رژیم می توانند به هدف خود که برکناری این رژیم و ایجاد یک رژیم دمکراتیک است برسند.

ف  - شما فکر می کنید که رژیم شعارانتخابات آزاد را می پذیرد؟

م -  بحث برسر پذیرش یا عدم پذیرش رژیم نیست. طرح سوال به اینگونه، مانع ازاین می شود که ما به نتایج درستی برسیم. آیا رژیم مگر شعار آزادی زندانیان سیاسی را می پذیرد؟ آیا رژیم آزادی سندیکاها و احزاب را می پذیرد؟

شعار انتخابات آزاد از نظر من، دردرون جامعه، نیروی وسیعی دارد ومی تواند آنهارا حول خود متحد کند، در سطح بین المللی می تواند حمایت نیروی وسیعی را جلب کند و درعین حال می تواند تضادهای درون جمهوری اسلامی را تشدید کند. شما مطلع هستید که هیچ یک از سه جناح جمهوری اسلامی ، طرفدار دمکراسی نیست. ولی درون  همین نیروهای جمهوری اسلامی کسانی هستند که امروز می گویند: دیگرنمی توان با نظام فکری خواجه نظام الملک و روزبهان این جامعه را هدایت کرد. بایستی عرفان را از فلسفه سیاسی جداکرد، باید به خرد تکنولوژی وخرد دمکراتیک معاصر متکی شد. کسانی هستند که برخلاف تعابیر و تفاسیر فقها، جویبارهای مختلف معرفت را با هم پیوند میدهند و می خواهند در جغرافیای معرفت این عصر زندگی کنند. این مباحث حتی در حوزه های علمیه قم مطرح است . آری چنین نیروهائی در درون جمهوری هستند. اگرچه هنوز یک گرایش ضعیف است و تا فراروئیدن به یک جناح فرسنگها فاصله دارد ولی وجود دارد. شعارانتخابات آزاد می تواند آنها را نیزجذب خود کند، درباره اینکه رژیم جمهوری اسلامی  انتخابات آزاد را می پذیرد یا نه، من بطور قطعی جواب می دهم که نه آلان نمی پذیرد. ولی این شعار آنقدر فراگیر وبسیج کننده است که اگر نیروهای سیاسی کشور، حول آن متحد شوند وتمام نیرویشان را بگذراند روی شعار آزادی احزاب و انتخابات آزاد با نظارت بین المللی، این امکان وجود دارد که رژیم را عقب بنشانند. فکر می کنم انتخابات آزاد محوریترین شعاری است که نیروهای سیاسی و مردم می توانند با گرد آمدن حول آن، به هدف خود که برکناری رژیم  دیکتاتوری و ایجاد یک رژیم دمکراتیک است، نزدیک شوند.

ف - اگر ما بخواهیم نیروها را متحدکنیم حول این شعار که شما مطرح می کنید اول باید ببینیم کدام نیروها خودشان آمادگی این رادارند که این شعاررابپذیرند. از نظر شما این نیروها کدامند؟

م - بنظر من انتخابات آزاد با شرکت همه احزاب ، سازمانها و شخصیت های سیاسی - با برنامه ها و گرایشات فکری گوناگون، نیاز مبرم جامعه ماست. خوشبختانه اکثر نیروهای اپوزسیون رژیم ، هرکدام با دلایل وانگیزه های خاص خود به این نتیجه رسیده اند و یا می رسند که درایران استبداد زده برای برون رفت از وضعیت کنونی، وجود فضا ، فرهنگ و شرایط دمکراتیک امری قطعا ضروریست. امروز کمتر حزب، سازمان و شخصیت سیاسی جدی می توان یافت که انتخابات آزاد را در راس خواسته ها و پیشنهادات برنامه ای خود قرارنداده باشند. به این اعتبار انتخابات آزاد، نیروی وسیعی در میان نیروهای سیاسی، محافل و شخصیتهای فرهنگی – ادبی و هنری کشورما دارد. شعارانتخابات آزاد درکنار آزادی احزاب، سازمانها و دیگر تشکلهای سیاسی و صنفی، بصورت شعار مشخص و محوری، فکرمی کنم در پروسه، درمیان  نیروهای چپ و دیگر نیروهای ترقیخواه، طرفداران زیادی پیداخواهد کرد. بنظر می رسد این شعار برای مردم ایران نیز مقبولتر است و فکر می کنم اکثریت مردم آگاه جامعه ازاین شعار طرفداری بکنند. علاوه براینها ، درشرایط جدید جهانی نیز که نظامهای استبدادی درانتهای خط قرار دارند و یکی پس از دیگری فرومی پاشند و جایشان را به دمکراسی می دهند، این شعار طرفداران زیادی درجهان هم می تواند داشته باشد.

ف - بطور کلی امروز بین برخی محافل سیاسی کشور این مساله مورد بحث است که از چه راههائی ما می توانیم به اهداف خودمان نزدیک شویم؟ الان شما روی شعار انتخابات آزاد مکث کردید. برخی نیروها از جمله سازمان مجاهدین یا حزب دمکرات کردستان درمناطق خاصی از کشور روشهای دیگری را تا امروز پیش بردند برای برکناری یا سرنگونی رژیم جمهوری اسلامی و استقرار رژیمی که خودشان فکر می کنند اهدافشان را برآورد می کند. شما درمورد اعمال خشونت یااعمال قهر برای رسیدن به اهداف سیاسی که پیش روی سازمان است چه نظری می توانید ابرازکنید؟

م - بکارگیری اشکال مبارزه چیزی نیست که ما بتوانیم ازقبل تصمیم بگیریم که این یا آن شکل را بکار بگیریم. اینرا شرایط مشخص می کند . چیزی که ما می خواهیم ، کاربست خشونت نیست.این خواست ما است. ما به وسایل و شیوه های قهری متوسل نمی شویم. آنهائی که درشرایط کنونی به شیوه های قهرآمیز جهت تحقق اهدافشان متوسل می شوند دچار اشتباه هستند. جامعه ایران در وضعیتی نیست که بشود از طریق مبارزه مسلحانه و قهرآمیز درچشم انداز نزدیک به هدف برکناری رژیم و استقراریک رژیم دمکراتیک رسید. آشکارا این شیوه ها، شیوه های غلطی هستند. ولی اینکه در جامعه ما در آینده، مبارزه مردم با رژیم چگونه خواهد شد، طبیعتا آنرا آینده اثبات خواهد کرد. متاسفانه، متاسفانه با توجه به خشونتهای بی سابقه ای که رژیم جمهوری اسلامی در جامعه اعمال کرده است و کشت و کشتارها، زندانی کردن ها و قربانی های وسیع راه انداخته، باید بگویم که میزان خشونت درجامعه مافوق العاده بالا رفته است. البته علیرغم این، ما سعی می کنیم تبلیغ و ترویج می کنیم که درمبارزه با رژیم، اشکال سیاسی و مسالمت آمیزبکارگرفته شود .

ف- شما گفتید که باید یک اتحادوسیعی از نیروهای طرفدار دمکراسی در کشور بوجود بیاید. الان فکرمی کنید چه اقداماتی برای ایجاد یک همچنین اتحادی ضروراست. همینکه ما بگوئیم باید همه متحد شوند کافی است یا اینکه یک سری اقدامات عملی هم باید در پیش گرفت. مثلا درمورد مذاکره واشکال مذاکره در مورد حمایت های متقابل، درمورد اشکال همکاری ها دراین زمینه ، ما باید چه کار بکنیم؟

م- متاسفانه باید بگویم که درداخل کشور، رژیم شرایطی را فراهم کرده، آنچنان و تا آنجا استبداد را اعمال کرده است که ما درداخل کشور خیلی کم می توانیم دنبال نیروئی باشیم که بتوانیم باهم صحبت کنیم، مذاکره کنیم درجهت ایجاد چنین اتحادهائی. ولی درخارج کشور امکانات وسیعی وجود دارد برای نشست وبرخاست با گروها مختلف ، با رهبران  ونیروهای سیاسی . ما باید ومی توانیم منطق دیالوگ، مذاکره ،ایجاد سیمینارها، کنفرانسها، میزگردها، تبادل نظردوجانبه، چندجانبه وتمام این اشکال رابکار بگیریم. نیروهای اپوزسیون می توانند ولازم است  بااستفاده از این امکانات، وکاربست این روشها و اشکال، ازنزدیک باهم آشنا و نزدیک شوند. این اشکال و روشها و کاربست آنها توسط نیروهای سیاسی برای حل وفصل مشکلات و رفع موانع میان آنها، فوق العاده موثرهستند. مااگر می خواهیم یک فرهنگ متمدنانه را درجامعه جاری کنیم می باید رابطه مان با دیگر سازمانها، گروه ها و شخصیت ها، مبتنی بر فرهنگ متمدنانه و منطبق بر کثرت گرائی فکری و سیاسی باشد. خوب اگر قبول داریم پلورالیسم را، اگر قبول داریم که بدون پلورالیسم فکری و سیاسی، ظهور دمکراسی درکشورما، بیشتر به شوخی شباهت دارد، خوب پلورالیسم و کثرت گرائی سیاسی، فرهنگ خاص خودرا دارد. دیالوگ با مخالفین خود و حتی با دشمنان خود یک روش خلاق و سازنده است که ما می توانیم و باید بکار بگیریم. اگرما با یک نیروئی مخالف هستیم  می توانیم با او گفت و شنود داشته باشیم، بحث کنیم، مذاکره کنیم برای پیداکردن راه حل های مناسب جهت حل آن موضوع مرکزی اختلاف. از طرف دیگر، درجهان معاصر هرچقدر جلوتر می رویم، بخش بزرگی از مسائل جامعه بشری از طریق گفتگو و مذاکره حل و فصل می شوند. ما هم اگر قبول داریم که جزئی از این جهان معاصر هستیم، نمی شود درجهان معاصر زندگی کرد و به شیوه های کهنه دوران قرون وسطی و گذشته متوسل شد.

ف- یعنی به بیان دیگر شما کسی را از قابلیت مذاکره داشتن با ما و حیطه مذاکره و دیالوگ و بحث و گفتگو مستثنی نمی کنید؟

م- البته مذاکره همیشه اهداف مشخصی را دنبال می کند. ما مذاکره و بحث نمی کنیم که بحث کرده باشیم. با این منطق بله مابا همه گفتگو را قبول داریم و خواهان مذاکره با همه نیروها هستیم و طبیعتا در هرمذاکره ما هدف معینی را تعقیب می کنیم. اصل گفتگو اصل درستی است که باید مبلغش باشیم.

ف- شما درباره نوع برخورد با مخالفین سیاسی صحبت کردید و از اصل بحث ومذاکره و گفتگو درمیان تمام نیروهای سیاسی سخن گفتید. تاکید کردید بر ضرورت مذاکره و دیالوگ. دراین زمینه هم اخیرا نوع بر خورد با نیروی سلطنت در محافل چپ مورد توجه بیشتر قرار گرفته، مقاله ای هم در این رابطه با امضای شورای سردبیری نشریه کار انتشار پیداکرده است که گفتگو و دیالوگ را با آنها آغاز کرده. بطور کلی فکر می کنید که در برخورد با نیروهای طرفدار سلطنت ما باید ازچه موضعی برخورد کنیم؟

م- اینکه طی یک مقاله ای، شورای سردبیری کار سعی کرده بحث و دیالوگ را باز کند، خب مثبت است. من قبلا صحبت کردم که بحث و گفتگو امر مثبتی است که ما باید آن را شروع کنیم و همه نیروها را به این کار دعوت می کنیم. ولی اینکه آیا سازمان معتقد به اتحاد با سلطنت طلبها هست؟ نه. چنین سیاستی نیست. بحث و گفتگو آغاز کردن با یک نیروی سیاسی لزوما به این معنا نیست که آنها جزو متحدین ما هستند. ولی خوب طبیعتا ما بحث نمی کنیم که بحث کرده باشیم. ما سعی می کنیم روی عناصر طرفدار سلطنت که از اقشار و طبقات گوناگون هستند تاثیر بگذاریم. توی اینها گرایشاتی به طرفداری از دمکراسی وجود دارد. ما باید بتوانیم در پروسه بحث و گفتگو، طرفداری از استبداد رادر فکر آنها تضعیف و گرایش به دمکراسی را تقویت کنیم. خوب این وظیفه خودمان است. در هرجریانی سیاسی هروقت گرایشات مثبتی حتی جزئی هم پیدا شود ما سعی می کنیم از طریق بحث و گفتگو این گرایشات را تقویت کنیم ...

ف- برخی نیروها ازاین شیوه مذاکره استفاده کرده اند و حتی با مخالفین سیاسی و حتی دشمنان سیاسی خودشان هم وارد مذاکره شدند ولی خب نتایجش معلوم شد. به نظرشما چه نقطه ضعفی دراین نوع مذاکره وجود داشت و آیا اصلا نقطه ضعفی وجود دارد؟

م- خب اگر منظورتان حزب دمکرات کردستان باشد از نظر من کاملا عمل بجائی بوده، کاردرستی انجام دادند و می بایستی هم آنرا ادامه بدهند درجهت پیداکردن راه حل برای مسائل کردستان. این یکی از اشکال مبارزه هست. روش منطقی بود. ولی خب اینکه رژیم جمهوری اسلامی ددمنشانه و ناجوانمردانه آقای قاسملو و رفیقش را ترور کرد، نفی کننده اصل مذاکره نیست. آقای قاسملو و دیگر دوستانش، می بایست اینرا مد نظر قرار می دادند که با چه جانوری مواجه اند. وقتی شرایط مذاکره را می پذیرفتند بایستی بیشتر این مساله را مد نظر قرار می دادند. قبل ازرفتن به محل مذاکره باید تدابیر امنیتی و حفظ سلامتی خودرا در نظرمی گرفتند. حزب دمکرات کردستان با آن همه تجربه، متاسفانه ساده انگارانه برخوردکرد.

ف- درباره اشکال مذاکره چه می گوئید؟ مذاکره باید علنی باشد، یعنی نیروهای دیگردرجریان این مذاکره قراربگیرند؟ یانه، فعلا مثلا همانطورکه درهمین موردخاص اشاره شد مذاکرات می تواند برای مرحله ای یا برای دوره ای غیرعلنی باشد؟ درشرایط فعلی بطور مشخص سوال می کنم.

م- طرح سوال به این شکل، درذهن شنونده، این مساله را می تواند بوجود آورد که گویا امر مذاکره با یک جریان سیاسی مخالف، بطورمشخص مطرح شده وحالا بحث درباره شکل آن مطرح است که علنی باشد یا مخفی. لازم است توضیح بدهم که چنین چیزی مطرح نیست. ولی چون شما سوال کردید من می توانم دراین زمینه بطور کلی نظر بدهم... من مخالفم با اینکه مذاکرات همیشه علنی یا غیرعلنی باشد... من از الان هیچ یک از اینها را نه نفی می کنم ونه توصیه می کنم. پذیرش اصل حل اختلافات در جنبش ما مهمترین از این مساله است. با توجه به این همه تجربه و درسها دیگر موافق نیستم ما از قبل یک نسخه برای همیشه و هرشرایطی بنویسیم.

ف - اگر موافق باشید ما یک بحثی هم باهم داشته باشیم درباره تغییر و تحولاتی که در سازمان خودمان رخ می دهد. برای نیروهاشاید جالب خواهد بود نظر شما را درباره روندهائی که سازمان ما طی می کند بدانند. بنظر شما طی دوره اخیر آیا تغییراتی در اوضاع بیرونی و درونی سازمان ما ایجاد شده یانه؟

م - برای اینکه به این پرسش شما پاسخ بدهم و قبل از اینکه پاسخ بدهم لازم میدانم توضیح مختصری درباره زمینه های تغییر و تحولاتی که در سازمانهای سیاسی کشور از جمله سازمانهای چپ یران می گذرد بدهم. ببینید: برزمینه تغییر وتحولاتی که در چند دهه اخیر، بویژه با سرنگونی نظام کهنه و استبدادی سلطنت و استقرار نظام قرون وسطائی و استبدادی جمهوری اسلامی در کشورما بوجودآمد، بر بسترشرایط نوین جهانی بویژه تحولاتی که در کشورهای سوسیالیستی بوقوع پیوست و نیز با بهره گیری از درسها ، تجارب و دست آوردهای ملی و بین المللی، نیروهای سیاسی کشور ما در معرض تغییر ودگرگونی جدی قرار دارند.البته اگربخواهم کمی جسورانه تر حرف بزنم باید بگویم که بر زمینه این تغییر و تحولات، اندیشه سیاسی وفلسفی، عواطف و احساسات قرون وسطائی ملت ما در معرض دگرگونی و فروپاشی قرار گرفته است. کافی است مروری نقادانه و کنجکاوانه بر نشریاتی که در داخل و خارج کشور منتشر می شود، داشته باشیم. بحران را با تمام قامت و ژرفایش درتمام ابعاد شعورملی سنتی ملت ایران مشاهده خواهیم کرد. بگذارید یک موضوع را دراینجا درباره نیروهای چپ کشورمان یادآوری کنم. شکست الگوهای سوسیالیسم قبلی و سوسیالیسم های واقعا موجود، به بحران نیروهای چپ کشورمان عمق و ابعاد بی سابقه ای بخشید. درعین حال این خطاست اگر تصور کنیم که گویا فقط سازمانهای چپ ایران هستند که دچار بحران هستند. بحران درعمق هستی، درجان ایرانیان جریان دارد. ازکدام عرصه می خواهید برایتان مثال بیاورم. از بحران در نقاشی و موسیقی یا بحران در اندیشه سیاسی، در نظام ایدئولوژیک، از بحران در برنامه ها و مشی سیاسی، در ساختارحزبی یا در ساختار حکومتی و ساختاراقتصادی؟

از نظر من، فروپاشی شعور قرون وسطائی و سنتی جامعه و نیاز به نو شدن و معاصرشدن شعور ملی ما از مولفه ها و بردارهای اصلی این بحران است. آهنگ نو شدن در تمامی عرصه ها بگوش می رسد. شدت روند فروپاشی و نیاز به نو شدن ومعاصر شدن به حدی است که حتی برخی طرفدران نظام سلطنتی و جمهوری اسلامی - این نظام های سیاسی متکی بر شعور قرون وسطائی- را نیز به تعمق واداشته است. درمیان آنها نیز برخی گرایشاتی پیدا شده است که از خرد دمکراتیک جانبداری می کنند.

بگذارید یک موضوع را نیز مطرح کنم. برخی از دوستان گمان می کنند که گویا تغییر وتحولات مثبت فکری صرفا در میان نیروهای سیاسی مقیم خارج کشور جریان دارد. ولی این خلاف واقعیت است. کافی است سرمان راازسرپوش های حزبی، جنجالهای گروهی ودرگیرهای تشکیلاتی عقب مانده بیرون بیاوریم و تحولات جاری در کشور را نظاره کنیم.آنگاه آهنگ دلنیشین و امید بخش نیاز به نوشدن و معاصر شدن شعور ملی در داخل کشور را خواهیم شنید.

می دانید داخلی ها به ما چه می گویند؟ می گویند:  تیرهااز کمان رها شده اند، گوش فرادهید، گوش فرادهید، صدای آهنگ خردگرائی، انسان گرائی، صدای آهنگ خرد دمکراتیک، خرد تکنولوژیک، آهنگ کثرت گرائی و معاصر شدن، درایران  ما بیش از هرزمان دیگربگوش می رسد .

خوب همه اینها زمینه هائی هستند که موجب تغییر و دگرگونی در سازمانهای چپ ایران نیز می شوند. طبیعتا سازمان ما نیز تافته جدابافته از جامعه وجهان معاصر نیست. ازاین تحولات تاثیرمی پذیردو بر آنها تاثیرمی گذارد. از این زاویه اگر مرور کوتاهی به فعالیت چند ساله سازمان داشته باشیم می توانیم پاسخ درخوری برای سوال شما پیداکنیم… دمکراتیزه شدن اندیشه، برنامه و ساختارحزبی سازمان ما، شرایط مساعدی فراهم کرد که بتوانیم به دیگر نیروهای سیاسی نزدیک بشویم. البته روند دمکراتیزه شدن در درون دیگر نیروهای سیاسی نیز پیش رفته که بتوانیم نزدیک بشویم. موقعیت سیاسی سازمان در لحظه کنونی نسبت به دوسه سال قبل درمیان نیروهای سیاسی، موقعیت نسبتا مساعدی است. از نظر وضع داخلی سازمان، من با اطمینان می توانم بگویم که امروز، اکثریت قریب به اتفاق نیروهای سازمان ، دیگر قبول ندارند جامعه ایران باآن شیوه ها و برنامه های ده گذشته مورد نظرما ادراه شود. قبول دارند که دمکراسی، پیشرفت، نوسازی فرهنگی و عدالت اجتماعی ارکان وجهت گیری اصلی برنامه مااست. .. اینها پیشنهادات فدائیان خلق ایران اکثریت برای نوسازی و بهسازی زندگی مردم ایران است. امروز فدائیان خلق ایران اکثریت تاکید می کنند که برپائی دمکراسی، مقدمترین وظیفه وهدف مااست. ما قبلا اینطورفکر نمی کردیم و درک دیگری از تحول در جامعه امان داشتیم. امروز فکرو درکمان دگرگون و عوض شده وافکارجدیدی مطرح شده است ... ارکان این تحول  دمکراتیک فکری ، برنامه ای و ساختاری دردرون سازمان، درچند سال اخیر تکوین یافته است...

ف- شما می گوئید اکثر رفقا درجهت نوینی قرار گرفتند. ممکن است مشخصتر توضیح دهید که این جهت معین یا جهت نوین شامل چه عناصری است؟

م- ببینید، در 7 و 8 سال گذشته ، برنامه ما چند تا رکن داشت. مذهبی گونه تلاش می کردیم که تمام تحولات جهان وجامعه را درچارچوب ایدئولوژی خود که همان مارکسیسم- لنینیسم بود بگنجانیم.غافل از اینکه خود مارکسیسم – لنینیسم بازتاب تحولات جهان و جامعه زمان خود بودند.الگوهای سوسیالیسم واقعاموجود، الگوهای آرمانی ما بودند و آینده ایران را طبق این الگوها می خواستیم. راه رشد غیر سرمایه داری را، راه رشد وشکوفائی جامعه ایران می دانستیم. طبق این نظریات که هیچ ربطی به راه رشد جامعه ما نداشت، می گفتیم مبارزه ضدامپریالیستی مقدم است بر دمکراسی و عدالت اجتماعی. این رکن دیگر برنامه ما بود. دمکراسی ازنظرما به آن اندازه مهم یا بعبارت دیگر رکن اصلی برنامه ما نبود. امروز دیدگاه اکثررفقای ما عوض شده است... کمترکسی در میان ما هست که بازهم مثل قبل برای حتی نیم قرن آتی، الگوهای آماده ای را پیشنهاد کند. امروز اکثرا معتقد هستیم که برپائی دمکراسی ، تامین پیشرفت، نوسازی فرهنگی و تامین عدالت اجتماعی ارکان همپیوند واصلی نوسازی جامعه ، بهسازی زندگی مردم ما و درنتیجه پیشنهادات و خواستهای اصلی برنامه ای ما است. این که توضیح دادم بخش ناقص تحولات فکری وبرنامه است که دردرون سازمان میگذرد. امروز فکر می کنیم آن چیزی که در جامعه ما از همه مهمتراست برپائی دمکراسی ونوسازی فرهنگی است... بدون ایجاد شرایط دمکراتیک چه به لحاظ رژیم سیاسی و چه به لحاظ فرهنگی، قادر نخواهیم شد، بوِیژه در جهان معاصر نخواهیم توانست، جامعه ای پیشرفته مبتنی بر عدالت اجتماعی داشته باشیم. به این دلایل است که دمکراسی در مرکز توجه ماست و آنرا مقدمترین وظیفه خود می دانیم.

ف- این دمکراسی که شما میگوئید ممکن است توضیح دهید که منظورچیست، چه نهادهائی وچه مناسباتی باید در جامعه شکل بگیرد؟

م- ما رژیمی می خواهیم که در آن جدائی دین از دولت تامین شود. رژیمی باشد پارلمانی، فدراتیو مبتنی بر اتحاد بردارانه و آزادانه مابین همه خلقهای کشورما. البته این شکل مقدم دمکراسی است و باید همراه باشد با آزادی فردی و اجتماعی، آزادی احزاب، نهادهای دمکراتیک ، مشارکت این ها در امر هدایت و اداره جامعه، وجود سیستمها و شیوه های نظارت و کنترل اجتماعی براعمال و روشهای دولت و مسولان دولتی. از نظر ما اینها از ارکان اصلی دمکراسی مورد نیاز جامعه ماست. ما برای چنین دمکراسی مبارزه می کنیم. ولی آن چیزی که امروز درجامعه ما مطرح است بعنوان اولین گام، برپائی یک رژیم دمکراتیک با شرکت تمام احزاب و سازمانهای سیاسی است.

یک چیزرا هم باید بگویم که در دمکراسی مورد نظر ما ، هیچ فردی تحت هیچ عنوانی نه تحت عنوان روح الله و ولی فقیه و نه تحت عنوان ضل الله و پادشاه موروثی نباید درراس آن قرار بگیرد.این اصل مهم و مقدم در دمکراسی مورد نظر ما است.

ف- وبالاخره آخرین سوال به خود نشریه کار مربوط می شود. بعدازقرار هیئت اجرائیه در دیماه سال گذشته 1368، مطبوعات سازمان، نشریه کار و نشریه اکثریت، به شیوه جدیدی اداره میشوند. بنظر شما سازمان ما باید چه سیاستی را درزمینه فعالیت مطبوعاتی در پیش بگیرد؟

م- بنظر می رسد اگر بخواهیم از تجارب گذشته درس بگیریم و به اصطلاح « باز» فکر بکنیم، باید آن قید و بندهایی که تاکنون وجود داشت را کنار بگذاریم. باید بگوئیم که ما هیچ محدویتی برای فعالیت مطبوعاتی اعضای سازمان قائل نیستیم ...، ما در هیئت اجرائی تصویب کردیم که تمامی اعضای سازمان، مجاز هستند، در تمام رسانه های گروهی و مطبوعات، نظراتشان را مطرح کنند. خوب. فکر می کنم این قدمی مثبت و فوق العاده جدی است.این روش برای آزادی نیروها ی سازمان و بکارگیری انرژی آنها بسیار مفید است. این روش اگر توسط دیگر سازمانها نیز بکار گرفته شود، نتیجه فوق العاده مثبتی خواهد داشت. وسیله ای خواهد شد جهت بازشدن باب دیالوگ و بحثها. من فکر می کنم حتی باید قدری فراتر برویم. هیچ ایرادی ندارد که یکی از ما در نشریات دیگر سازمانهای سیاسی مطلب بنویسد و یا بر عکس.خوب سازمان ما قبلا اعلام کرده که تریبونهایش را در اختیار تمام نیروهای ترقیخواه قرار می دهد. ما بازهم از همه نیروهای ترقیخواه و دمکرات می خواهیم دعوت ما را بپذیرند. بازشدن نشریات سازمانهای سیاسی به روی هم دیگر و گشودن باب دیالوگ درآنها، به نفع دمکراتیزه شدن مناسبات میان احزاب وسازمانها و به نفع جنبش و مردم خواهد بود. این کار زمینه ای خواهد شد برای همبستگی های سیاسی، اتحاد عمل ها و اتحادهای سیاسی بعدی . البته لازم است یاد آوری کنم که این به آن معنانیست که نشریات ما جهت گیری معینی نخواهد داشت. طبعا هرحزب و سازمان سیاسی جهت گیری های معینی دارد و ما نیز خواهیم داشت.

بخش: 

افزودن نظر جدید