مصاحبه و طریقت آقای فرخ نگهدار

آنچه باعث نوشتن این نامه شده است دردهای بسیاری است كه شاید بخشی از آن با رفقای فدائی خلق و جنبش چپ ایران مشترك باشد، و مطمئنا با ارائه چند پرسش و نقد نظرات آقای فرخ نگهدار نمی تواند پایان پذیرد، لذا سعی خواهم نمود بخشی از اعتراضات خود را نسبت به آقای فرخ نگهدار و همفكرانش در رهبری سازمان فدائیان خلق ایران اكثریت مطرح نموده، و از ایشان می خواهم مسئولانه در مقام پاسخگویی برآیند.
برای اینكه به گذشته های دور نرویم، مطلب خود را از مصاحبه ای كه در روز سه شنبه مورخه 2/6/2009 توسط آقای فرخ نگهدار در برنامه (به عبارت دیگر به مجری گری آقای عنایت فانی) بخش فارسی تلویزیون بی بی سی انجام گردید، آغاز می نمایم.
مجری برنامه از آقای فرخ نگهدار به عنوان عضو شورای مركزی نام برد، و طی چند نوبت به صورت زیر نویس از او به عنوان عضو سازمان فدائیان خلق اكثریت یاد شده است.
در این مصاحبه آقای نگهدار با پرسشهای متفاوتی مواجه گردید، كه پاسخهای او نه تنها باعث شفافیت در اعلام مواضع سازمان نشد، بلكه آشفتگی فكری او و بی ثباتی سیاسی در رهبری سازمان را بیش از پیش به نمایش گذاشت.
در این مبحث سعی نموده ایم چكیده ای از مباحث طرح شده در این مصاحبه را بصورت فشرده تقدیم حضور نمائیم (برای تماشای این مصاحبه لطفا به سایت فارسی تلویزیون بی بی سی مراجعه نماید).
آقای نگهدار در این برنامه نظرات خود را با شعری از حافظ چنین آغاز نمودند:
منم كه شهره شهرم به عشق ورزیدن
منم كه دیده نیالودم به بد دیدن
وفا كنیم و ملامت كشیم و خوش باشیم
كه در طریقت ما كافریست رنجیدن
ایشان گفته است از روزی كه این شعر را مشاهده نمود در اكثر مواقع آنرا مد نظر و پیش روی خود داشته است، و در ادامه با صراحت تائید نمودند كه به سوسیالیسم و ماركسیسم اعتقادی ندارد، بلكه فردی سوسیال دمكرات و اصلاح طلب می باشد، و اصولا ماركسیسم و تئوری انقلابی در جهان موضوعیت و كاربرد خود را از دست داده و پیروی از این ایده سرانجام به دیكتاتوری ختم خواهد شد، و در جایی دیگر به شكلی متناقض فرمودند: بخشی از وجود من ماركسیست و بخشی لیبرال می باشد، و این واقعیت وجود دارد كه آزادی، دمكراسی با همگرایی جامعه به همراه سوسیالسیم در جهان امروز پذیرفته شده، و سیستم كشورهای اروپای غربی امروزی را الگوی خود قلمداد ، زیرا كمونیسم در عمل شكست خورده و سیستم بازار و آزادی مطلق نیز پاسخگو نیست.
ایشان بیان كردند: "در سالهای مهاجرت در اتحاد جماهیر شوروی شاهد سقوط آن سیستم ناكارآمد بوده است، زیرا اقتصاد دولتی و سیستم تك حزبی جواب نداد، و معتقد است كه فروپاشی سوسیالیسم در شوروی بدلیل اشكالات اساسی آن سیستم بوده است و برخلاف رهبران حزب توده و برخی ماركسیتها نقش مخرب امپریالیسم و ضعف رهبری و یا خیانت گورباچف را كم اهمیت دانست."
او بطوری كلی معتقد است چپ در كشور قدرتمند است، و بخشی از جنبش دانشجویی "چپ لیبرال اسلامی" نیز حضور دارد، و در سطح دنیا این جنبش چپ است كه موتور متحركه جنبشهای سیاسی و اجتماعی است، و منظور او از چپ تنها چپ ماركسیستی نیست، و بحران جاری در كشورهای سرمایه داری این ادعا را ثابت می كند كه لیبرالیسم به تنهایی پاسخ نخواهد داد، و باید نقش دولت و مكانیسمهای نظارتی آن را از نظر دور نداشت.
مجری برنامه (آقای عنایت فانی) از ایشان سئوال نمودند با توجه به این اختلاف نظرات و تغییرات فكری، شما چرا در این سازمان چپ حضور دارید، اما آقای نگهدار با زیركی پاسخی بدین پرسش ندادند!
مجری برنامه نظر ایشان را در رابطه با سند ارسالی رفقای داخل كشور بدین شكل جویا شدند كه هواداران داخل كشور برای كنگره اخیر (كنگره یازدهم) سندی را ارسال نمودند كه در آن به سیاستهای اشتباه رهبری در خارج كشور انتقاد شده، و گفتند كه رهبری به بیراهه می رود، و خواستند سازمان مواضع و سیاستهای خود را تغییر دهد و به ماركسیسم و جنبش چپ باز گردد. آقای نگهدار در پاسخ فرمودند كه آن تفكر در گذشته غلط بوده و در سازمان استبداد را حاكم می نمود، اكنون در سازمان ما نظرات متفاوتی وجود دارد، و من با آنها جدل خواهم كرد و این را باید با بحث و گفتگو ادامه دهیم، او اشاره كرده است كه در سازمان تفكر سوسیال دمكراسی و سوسیالیسم دمكراتیك غالب است، و این دو دیدگاه تفاوت آنچنانی با هم ندارند!
در ادامه فرمودند: سازمان ما متشكل از معتقدین به ماركسیسم لنینیسم، سوسیال دمكراسی، سوسیالیسم و اعضایی نیز وجود دارند كه به سوسیالیسم اعتقادی ندارند، و این امیدواری برای بسیاری از فعالین چپ بوجود آمده كه به كشور سفر كنند و هم اكنون بسیاری از اعضای سازمان ما و اتحاد جمهوریخواهان مرتب به كشور تردد می كنند، و آزادانه در برنامه های سیاسی شركت كرده ، مطلب می نویسند و صحبت می كنند و شرایط در كشور طوریست كه او نیز امیدوار است در آینده بتواند به كشور سفر كند .
او بهمراه اتحاد جمهوریخواهان و دیگر همفكرانش سعی دارند بگویند كه راه جامعه جمهوریت و اعتقاد به انتخابات آزاد است، و برنامه آنها به گفتمان مطالبه محور نزدیك است، و در مرحله بعد (انتخابات بعدی) امیدوار است كه این گفتگو بتواند راه خودش را پیدا كند.
آقای نگهدار كه خود را به همراه اعضای اتحاد جمهوریخواهان و بخش زیادی از اعضای سازمان اصلاح طلب معرفی نمود، در جواب این پرسش كه "انقلابیون معتقدند اصلاحات بعد از هشت سال زمامداری اصلاح طلبان شكست خورده است" فرمود: این تفكر انقلاب و خشونت است كه در كشور شكست خورده، و دورنمایی در تحولات كشور نخواهد داشت، این دو خط فكری (گزینه انقلاب و اصلاح طلبی تدریجی) از ابتدا در برخورد با حكومت اسلامی وجود داشته، ولی انقلاب و خشونت نتوانست موثر واقع شود، و هم اكنون جنبش اصلاح طلبی نیرومندترین جنبشی است كه حكومت را به چالش گرفته است، و با مبارزه مسالمت آمیز و تدریجی می توان تغییرات و تحولات را از طریق تعامل و گفتگو پیش برد، و ترس حكومت از مردم و مردم را از دولت دور كرد و با بالا بردن فهم متقابل به آرامش و عشق ورزیدن رسید!

نگاه من به این مصاحبه
پرداختن به مقوله هایی همچون ماركسیسم، انقلاب، اصلاحات تدریجی، سوسیالیسم، علل فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی، لیبرالیسم، دمكراسی سازمانی و تاریخ مبارزات جنبش فدایی وقت و فرصت مناسبی را طلب می كند، و پرداختن بدان تنها كار یك فرد و گروه سازمانی نمی باشد.
با نگاهی به شخصیت و طریقت سیاسی آقای نگهدار در سازمان فدائیان خلق ایران اكثریت می توان دریافت كه او تا چه اندازه تحت تاثیر این شعر حافظ قرار گرفته، و چگونه سازمان ما نیز از تاثیرات آن بهره مند گردیده است.
واقعیت این است كه ایشان با نیالودن خود به بد دیدن توانست رژیم جمهوری اسلامی را ضد امپریالیسم و هم اكنون بخشی از آن را بهمراه رفقای سازمانی و اتحادی (اتحاد جمهوریخواهان) خود اصلاح طلب و مدافعین تحولات دمكراتیك تدریجی در كشور ببیند و با ملامتهای بسیار به راهش وفادار مانده، و لابد خوش نیز می باشد و توانسته است كافرهای بسیاری را در جنبش چپ طی این سالها برنجاند، و خود را نزد دوست و دشمن شهره شهر نماید، و مطمئنا این شهره بودن او از پایبندی به شعر حافظ و عشق ورزیدن به خلق نبوده است، بلكه از طریقتی انحرافی می باشد كه در سازمان ما و جنبش چپ اتخاذ نمودند.
آقای نگهدارشما فرموده اید كه طی بیست سال اخیر (بعد از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی) دچار تغییرات و تحولات فكری بسیاری شده اید، و هم اكنون فردی اصلاح طلب و سوسیال دمكرات هستید، از اینكه اصلاح طلب هستید و به ماركسیسم و یا سوسیالیسم اعتقادی ندارد، و بخشی از وجودتان را معجونی از ماركسیسم و یا لیبرالیسم فرا گرفته است حق طبیعی شماست.
اما باید دید واقعیت آنست كه شما می گوئید و چقدر به شعری كه از حافظ یاد كرده پای بند بوده اید؟ آنطور كه شما می گوئید و از سابقه مبارزاتی شما پیداست حداقل می توان گفت: از وقتی كه برای كسب مقام عضویت در كمیته مركزی یك سازمان ماركسیست لنینست به تقلب آرا متوسل شدید و از زمانی كه به انشعاب اقلیت و اكثریت و دیگر انشعابات در سازمان دامن زدید و تا آنجا پیش رفتید كه ناچار شدید اعضایی از رفقای سازمانی (رفیق هلیل رودی و ...) را ترور شخصیت نمائید، و در نهایت مفقود شدن اسنادی كه طبق مصوبات كنگره اول كه می بایست تحویل كمیته حقیقت یاب (بررسی خطاهای رهبری و علل ضربات بر سازمان ) گردد، نشان می دهد كه میراث داری وفادار به رفقای خود نبوده ای و همانطور كه مجری برنامه (آقای عنایت فانی) گفتند همهء واقعیت را نمی گوئید.
شما از زمانی كه سعی نمودید سازمان را منحل و یا در حزب توده ادغام نمائید برای چندمین بار نشان دادید كه نه تنها به اصول دمكراتیك و كمونیستی اعتقادی ندارید، بلكه متاسفانه از ارزشهای اخلاقی رفیق جزنی و دیگر فدائیان خلق و جنبش چپ بهره ایی نبرده اید.
شما و دیگر رهبرانی كه رژیم جمهوری اسلامی را ضد امپریالیسم معرفی نموده، و در مبارزه بین نیروهای ارتجاعی و لیبرالها از ارتجاع حمایت كرده، نه تنها باعث تضیف و تفرقه در جنبش چپ شدید، بلكه نشان دادید كه نمی توانید مدافع حداقل حقوق دمكراتیك و لیبرالی نیز باشید.
ما اعتقاد داریم كه انسانها در زندگی اجتماعی و سیاسی خود می توانند دچار تغییرات و یا تحولات شگرفی شوند، و این نیز همچون دیگر پدیده ها متناسب با منافع انسانی میتواند پویا و یا سیر قهقهرایی داشته باشد و شما نیز خارج از این روند نخواهید بود.
بعد از بیست سال مبارزه سیاسی (تا زمان فروپاشی شوروی) و چند سال مهاجرت اجباری شما پی بردید كه سیستم موجود در اتحاد جماهیر سوسیالیستی شوروی دارای اشكالات اساسی است، و سرانجام همان علل داخلی باعث متلاشی شدن سیستم حكومتی در شوروی شد.
واقعیت اینست كه آن سیستم بدون اشكال نبوده است، و اگر دخالتهای جدی امپریالیسم و ضعف مدیریت گروباچف و دیگر رهبران حزب كمونیست نبود، آن اشكالات می توانست اصلاح و رفع گردد و مصیبتی اینچنینی برای مردم شوروی و جامعه بین المللی اتفاق نیفتد، سئوال اینست، چرا به عنوان مسئول كمیته مركزی سازمان پس از بیست سال به این موضوع اساسی رسیدید، و تا قبل از آن نظر دیگر رفقای چپ مخالف رژیم اسلامی و منتقد به اردوگاه سوسیالیستی را نفی، و یا به عنوان عوامل امپریالیسم از آنها یاد می كردید؟
سوسیال دمكراسی و دولت رفاه لیبرال مورد نظر شما چندین دهه قبل از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی و اروپای شرقی از نظر سیاسی و سیستم حكومتی راه انحطاط را پیمود، و باعث ظهور و تحمیل نازیسم و فاشیسم بر جامعه اروپایی و سپس ویرانی بخش عظیمی از جهان گردید. خطاهای سیاسی شما طی سی سال اخیرنتیجه همان التقاط فكری و عدم پایبندی به اصول مشخص ماركسیسم و یا لیبرالیسم می باشد كه سعی دارید خود را در پس هر دوی آن پنهان نمائید.
شما تا یكسال پیش در بسیاری از مقالات و مجالس بدون قید و شرط از نقش مثبت بازار آزاد دفاع می كردید، و پس از بحران ساختاری در دنیای سرمایه داری رنگ عوض كرده، و هم اكنون خواهان نقش و كنترل دولت بر بازار آزاد شده اید. در حالی كه در همین مصاحبه الگوی خود را دولتهای اروپایی می دانید كه حامی انحصارات، شركتهای بین المللی، صندوق بین المللی پول، جهانی شدن سرمایه و چپاول كشورهای كشورهای فقیرند.

چند پرسش
آقای نگهدار پاسخ شما به سندی (اخراج فرخ نگهدار از سازمان) كه از طرف رفقای داخل كشور برای كنگره یازدهم ارسال شده است چیست، و به نظر شما چه عوامل و كسانی باعث شدند تا آن سند در كنگره مورد بحث قرار نگیرد؟
آقای نگهدار شما فرمودید كه تفكر قبل (م ل) در سازمان منجر به استبداد و دیكتاتوری می شد، اما تاكنون نگفته اید راز ماندگاری شما در رهبری سازمان در گذشته و حال متوسل به چه ابزار و مكانیسمی بوده است؟
بر اساس كدام منطق و استدلال می توان همزمان بخشی از وجود شما ماركسیم و بخشی لیبرال باشد، آیا ماركسیم مبنای ایدئولوژی كمونیستها و لیبرالیسم پایه تفكر بورژوازی نیست؟
آیا ماركسیسم آلترناتیوی لیبرالیسم و نظام سرمایه داری نیست، و یا اینكه جناب ماركس زندگیش را وقف دفاع از سیستم سرمایه داری نموده است؟
آقای نگهدار همانطور كه در این مصاحبه اعلام كرده اید، آیا حاضر خواهی بود با نمایندگانی از رفقای داخل كشور مناظره و جدلی آزاد و علنی در پالتالك و یا تلویزیون بی بی سی برگزار نمائید؟
در شرایطی كه سیاست اتحاد جمهوریخواهان و سازمان (اكثریت) با هم مغایرتی داشته باشد، شما جانب كدام تشكل را خواهید گرفت و مجری سیاستهای كدامیك خواهید بود؟
سازمان ما (اكثریت) خود را سوسیالست معرفی می كند و اتحاد جمهوریخواهان تشكلی لیبرالی است، و در برنامه و دیدگاه مغایرتهای اساسی با هم دارند، آیا حضور شما و دیگر همراهانتان مخالف برنامه و اساسنامه سازمانی نیست؟
آقای نگهدار در شرایطی كه رژیم اسلامی با شدیدترین شكل ممكن به منتقدین خود در داخل برخورد می كند، همفكران شما در سازمان و اتحاد جمهوریخواهان چگونه بعنوان بخشی از اپوزیسیون آزادانه به كشور تردد كرده و آزادانه در داخل سیاست ورزی می نمایند كه دیگران از آن بی بهره اند؟
در حالی كه روزانه ده ها فعال سیاسی و اجتماعی برای نجات جان خود از كشور خارج می شوند، آیا این لطف رژیم اسلامی و اطلاعات امام زمانیش چگونه شامل دوستان و رفقای شما می شود؟
آیا نباید طبق این اظهارات به چنین دوستان و رفقای سازمانی و اتحادی شما از لحاظ سیاسی و امنیتی شك كرد؟

صدای پای انقلاب
آقای نگهدار رژیم اسلامی و تمام جناحهای آن با تمام تفاوتهایی كه دارند ضد اصلاحات و ضد انقلاب دمكراتیك هستند، طی سی سال گذشته ثابت شده است ساختار و اركانهای این رژیم ضد مردمی و ارتجاعی است، شما باید بدانید اصلاحات بدست اصلاح طلبان حكومتی در 18 تیر 1378 خفه شد و در 22 خرداد 1388 بدست ارتجاع اسلامی (خامنه ای و رفسنجانی) شما به گور سپرده شد.
این صدای پای انقلاب دمكراتیك مردم مسالمت جوی ایران است كه در كوچه و خیابانهای شهرهای ایران به گوش می رسد، صدای آن را بشنوید و با آن همراه شوید.
ضد انقلابیون تحمل شنیدن و دیدن آنرا نخواهند نشست و هزینه های بیشتر را بر مردم تحمیل خواهند كرد، مردم ایران سالهاست كه این هزینه را به شكلهای مختلف پرداخته اند و دیر یا زود از این مرحله نیز گذر خواهند كرد.

یك درخواست
آقای نگهدار لطفا ترتیبی اتخاذ فرمائید تا ما بتوانیم در شرایطی آزاد و علنی مناظره و گفتگویی جدی در مورد مباحث تشكیلاتی و سیاسی مورد اختلاف داشته باشیم، زیرا سالهاست كه اعتبار و ارزشهای جنبش فدایی شدیدا از طرف شما و همفكرانتان زیر ضرب قرار گرفته است.

افزودن نظر جدید