نە این وضعیت قابل دوام نیست!

روزسە شنبە،١١مهر، نرخ مبادلە دلار با تومان کە در میانە هفتە گذشتە بە 1 دلار در برابر ٢٧٠٠ تومان رسیدە بود، همچنان با شتاب رشد کرد و ظرف یک هفتە با ٧٥٠ تومان افزایش بە ٣٤٥٠ تومان رسید. قیمت سکە طلا و کلیە کالاهای اساسی و خدمات و هزینەها نیز بە همان میزان و اندازە ترقی کرد و مرزهای پیشین را پشت سر نهاد. سقوط پرشتاب و فاجعە آمیز ارزش ریال و افزایش قیمت لحظە بە لحظە کلیە کالاها و خدمات، درشرایطی جریان دارد کە دولت وعدە کنترل آن را دادە بود. اما تدابیر و اقدامات دولت برای مهار سقوط ریال و پیشگیری از رشد فزایندە قیمتها، همان گونە کە پیش بینی می شد، این بار نیز مانند سایر موارد، نە تنها ثمربخش واقع نشد، بلکە رشد لحظە بە لحظە قیمتها و تداوم سقوط ارزش پول ملی، تشدید رکود تورمی و تعطیلی واحدهای تولیدی، افزایش بیکاری، التهاب و نگرانی جامعە و تفرقە و تشتت در حکومت را دامن زد و موج تازەای ازحملە و ضدحملە در میان سخنگویان طیفهای محافظە کاران حاکم را کە از لحاظ علنیت و شدت بی سابقە است، دامن زد. با این حال هیچ کدام از آنها نە حاضر شدند از نقش و سهم خویش در وقوع و تشدید این بحران حرفی بە میان آورند، و نە هیچ کدام، دربارە تمام علل آن سخن گفتند و یا راهکار جامعی کە متضمن تامین منافع جامعە باشد ارایە دادند. وخامت اوضاع حتی باعث نگردید، کە آنها رقابتهای انتخاباتی زودرس خود را برای مدتی هم کە شدە کنار بگذارند. علی لاریجانی رییس مجلس حکومتی، باهنر، عسگراولادی و توکلی، کە ‌همگی بە درجات متفاوتی ازدولت موردعنایت رهبر جمهوری اسلامی تا مدتی پیش حمایت می کردند و بە واسطە آن، سهم قابل توجهی از ثروت و قدرت  را  از آن خود کردە اند، با زبانی مشابە، دولت، کودتا را بە تنهایی عامل بحران ومقصر اصلی بحران معرفی می کنند و تاثیر تحریمها بر گرانیها را ناچیز جلوە دادە و می کوشند خود و رهبر را تبرئە و از زیر ضرب خارج کنند. سرمقالە نویس روزنامە جمهوری اسلامی، با مقایسە شرایط اقتصادی و اجتماعی دوران جنگ با دوران احمدی نژاد، بدون این کە سخنی از نقش خامنەای بە میان آورد و نامی از موسوی ببرد، تلویحاً از عملکرد دولت موسوی  در زمان جنگ تجلیل و عملکرد دولت احمدی نژاد را بە باد حملە گرفت. سایت تابناک در یک نظرپرسی کە تحت عنوان "بوی مهر برای شما چقدر هزینە دارد؟" و ایجاد فرصت برای خوانندگانش، از زبان مردم بە نقد سیاستهای دولت می پردازد و حرفهایی را کە خودش می ترسد بگوید، از زبان تعدادی از مردم، مطرح می کند. در این نظرپرسی مردم از گرانیها، بیکاری، بیعدالتی، فقر، هدفمند کردن یارانە ها، ویرانی مملکت و تولید و ... گرفتە تا دولت، مجلس و سیاست داخلی و خارجی و بطور غیرمستقیم رهبر حکومت را مورد نقد و حملە قرارمی دهند. محمود احمدی نژاد وهمراهان وی نیز بە نوبە خود کوشش می کنند با کاذب نامیدن بحران اقتصادی و برجستە کردن نقش عامل خارجی وضعیت کنونی را نە نتیجە سیاستها و ناتوانی دولت، بلکە بە این عامل و مخالفان دولت در داخل نسبت دهند تا با برجستە کردن آنها نقش خود را کم رنگ نمایند. ایلنا بە نقل از احمدی نژاد، در آخرین مصاحبە مفصل خود، با خبرنگاران داخلی و خارجی، کە در١١ مهرماە انجام گرفتە است، نوشت: "رییس ‌جمهور چنین اقداماتی را جنگ روانی دانست و افزود: مشخص است که همه این‌ها یک جنگ روانی است. معنایش این نیست که مشکلات نداریم اما بخش عمدهٔ این مشکلات را بانک مرکزی، وزارت صنعت و وزارت اقتصاد بر دوش گرفته است اما همه این‌ها حلقه‌های یک برنامه است. عده‌ای می‌خواهند تمام برنامه‌های دولت را زیر سوال ببرند و بگویند دولت باعث این اتفاقات است."  بنا بە همین گزارش، احمدی نژاد در پاسخ بە سوال دیگری کە از او شد، گفت: "احمدی‌نژاد به تحریم‌ها علیه ایران توسط دشمنان اشاره کرد و توضیح داد: خرید نفت از ایران مورد تحریم قرار گرفته است و با توجه به این که بخش قابل توجه درآمد ایران از ناحیه فروش نفت است، مسئله‌ای خواهد بود و دوم که بد‌تر از آن است، این است که مبادلات مورد تحریم قرار گرفته است یعنی حتی اگر نفت فروخته شود جابجایی درآمد آن قابل هزینه کردن و جابجایی نباشد..."

سازمان ما  نیز بنوبە خود مخالف تحریمهای اقتصادی اعمال شدە توسط امریکا و غرب است. بر این نظر است کە این تحریمها، در واقع بیش از حکومت، بە مردم و اقتصاد کشور ما خسارت وارد می کنند و در نهایت این مردم اند کە باید تاوان تحریمها را بپردازند.

اما اظهارات احمدی نژاد نشان می دهد، کە او نیمی از حقایق را  می گوید و نیم دیگر را کە مربوط بە نقش خودش در پیدایش وضعیت فلاکت بار اقتصادی کنونی است انکار می کند. او هنوز نمی خواهد بپذیرد کە وضعیت فلاکتبار اقتصادی اجتماعی موجود، چون آینە تمام نما، نتایج عملکرد  و سیاستهای وی و همراهان حکومتی اش را در معرض دید جامعە قرار دادە و دیگر کسی فریب وعدها و آمارهای کاذب وی را نمی خورد. او نمی خواهد قبول کند، کە بحران کنونی و حتی خود تحریمها ریشە درسیاستها و عملکرد دولت دارد و خود معلول و نە علت آن است.

این درست است کە افزایش دایرە تحریمها در گرانی ارز و گرانی ارز در افزایش قیمتها نقش عوامل شتاب دهندە را داشەاند و نمی توان و نباید بە آنها کم بها داد و دست از مخالفت با تحریمها برداشت، با این وجود و بە رغم کمبود و در دسترس نبودن آمارهای واقعی، با استناد بە فراز و فرودهایی کە شاخصهای اقتصادی در طی هفت-‌هشت سال گذشتە داشتەاند و با رجوع بە پیش بینیهای ‌هشداردهندە متعدد کارشناسان و سیاستمداران غیرحکومتی و وضعیت امروز جامعە، اثبات این کە دراین مورد حق با احمدی نژاد نیست و این بار نیز او با فرافکنی تلاش می کند، حقایق را وارونە جلوە دهد و همە تقصیرات را بە گردن مخالفان خود بیاندازد و از خود سلب مسئولیت کند، دشوار نیست. بررسی شاخصهای اقتصادی واجتماعی و مقایسە سالانە آنها با یکدیگر حتی برمبنای پارەای آمار نادقیق رسمی، نشان می دهند کە بە استثنای افزایش درآمدهای نفتی، سایر شاخصها از همان سالهای نخست ریاست جمهوری احمدی نژاد، روندی نزولی داشتە و با گذشت زمان، روند نزولی شان شتاب گرفتە است. بویژە پس از اجرای طرح هدفمندسازی یارانە ها آهنگ افت شاخصها بە نحو فوق العادەای شتابانتر شد. آیا اگر درآمدهای نفتی بە جای حیف ومیل شدن، صرف زیرساختهای اقتصادی اجتماعی و توسعە می شد، اگر بە جای واردات بی رویە کالاهای خارجی، تولید بومی حمایت و تقویت می شد، نرخ رشد اقتصادی و تولید کالا، متناسب با نیازهای کشور ترقی دادە می شد، ثبات سیاسی دمکراتیک، جای بی ثباتی و استبداد حاکم را می گرفت واین همە سرمایە مادی و انسانی، از کشور فرار نمی کرد، اگر سرمایە های صندوق ذخیرە ارزی، بە یغما بردە نمی شدند، اگر طرح هدفمندسازی یارانە ها، کە پس از یک سال از پیادە شدن نخستین فاز اجرای آن، اکنون عملاً قابلیت اجرایی ندارد، اجرا نمی شد، اگر جلوی چند برابر شدن حجم نقدینگی گرفتە می شد، در آن صورت آیا بازهم اثر یک تحریم اقتصادی، از نوعی کە اکنون اعمال می شود، می توانست این همە گرانی، رکود تورمی، بیکاری، سقوط پول ملی و ... را در پی داشتە باشد؟

پشتیبانان و حامیان دیروز و منتقدین و مخالفان امروز احمدی نژاد، افرادی مانند عسگراولادی ها، لاریجانی ها، باهنرها، مکارم شیرازی ها، جنتی ها، پاسداران و نمایندگانی کە اینک بە دلیل انگیزەها و رقابتهای سیاسی و اقتصادی و نفع شخصی و گروهی، پشت بە احمدی نژاد کردەاند وکوشش می کنند نقش اپوزسیون وی را بازی کنند، نیز بە نوبە خود در کشاندن وضعیت امروزین جامعە، کم مقصر نیستند. افکار عمومی هنوز آن قدر حافظە اش را از دست ندادە است کە نقش علی لاریجانی در وادارکردن بخشی از نمایندگان مجلس بە حمایت از لایحە هدفمند کردن یارانە ها، رای دادن بە برنامە های مالی و بودجە ها و طڕحهای دولت و تبدیل مجلس بە کارگزار رهبر، حمایت آتشین عسگراولادی و باهنر و مؤتلفە از کودتای انتخاباتی و دولت برآمدە از کودتا، خطبە های آتشین حمایتی جنتی از سیاستها و عملکرد دولت احمدی نژاد، سرکوب خونین مخالفان دولت کودتایی توسط پاسداران و حمایت مکرر مکارم شیرازی از دولت را از یاد بردە باشد. این افراد ممکن است علاوە بر انگیزەهای مادی وسیاسی، اختلاف سلیقە با احمدی نژاد داشتە باشند، ولی ماهیت برنامە های اقتصادی و خواستە هایشان،  نە مردمی تر و نە در تقابل با برنامە اقتصادی کنونی است. در واقع ساختاری کە محافظە کاران حاکم به وجود آوردەاند، نمی تواند در حوزە های مختلف، بویژە در حوزە اقتصادی عملکرد بهتری از احمدی نژاد داشتە باشد. اگر غیر از این بود اتلاف حاکم می بایستی زودتر از این از هم می پاشید و خامنەای بر سر حفظ آن، این همە اصرار نمی ورزید. اینک و از این پس نیز مهمترین دغدغە حکومت، چگونگی حفظ سلطە محافظە کاران حاکم بر هر سە قوە است. به همین دلیل بدون وارد آوردن فشار اجتماعی مؤثر، محافظە کاران حاکم بە آسانی نە با گشایش فضای سیاسی موافقت خواهند کرد و نە حتی حاضر بە سپردن بخش کوچکی از قدرت بە اصلاح طلبان مشارکت جو، موسوم بە میانە رو خواهند شد. بە زندان بردن فرزندان رفسنجانی، بستن روزنامە شرق، بە زندان بردن جوانفکر، مشاور مطبوعاتی احمدی نژاد، علایم تمایل حکومت برا ی بستە تر کردن فضا و حفظ انحصار قدرت است. چانە زنی در بالا بر سر گشایش فضای جامعە، اگر چە امر مذمومی نیست، ولی در شرایط حاضر ثمربخش نخواهد بود. جریان حاکم اگر تحمل جریان احمدی نژاد، مورد عنایت رهبر، را از دست دادە و تدارک راندن بخشی از این جریان از دستگاە قدرت را دارد بە پایان می رساند، بسیار بعید است کە قصد جذب اصلاح طلبان موسوم بە میانە رو و تعدیل اختناق را داشتە باشد. قرار نیست احمدی نژاد را حذف و آنها را جذب کنند. اکنون بجای اتلاف وقت برای قانع کردن رهبر باید بە فکر سازماندهی مردمی بود کە بواسطە مشکلات اقتصادی و معیشتی چارەای جز اعتراض و پیکار در راە تغییر برایشان باقی نماندە و بیش از گذشتە برای اعتراض بە وضع موجود و تحریمها و ایجاد تغییر و تحول از خود آمادگی نشان می دهند. تحول دمکراتیک و مسالمت آمیز در ایران از طریق سازماندهی وسیعترین گروە های اجتماعی و عامل فشار اجتماعی است کە ممکن می گردد.

بحران، گرانی و تشدید رکود تورمی،  جامعە ایران را بە شکل بی سابقەای ملتهب نمودە، مردم علنا و در همە جا، نارضایتی شان از گرانی، بیکاری و نابسامانیهایی را کە بە سرعت رو بە وخامت دارند و با تحریمهای اقتصادی بیان می کنند، علیە سیاستهای حکومت حرف می زنند و اعمال تحریمهای اقتصادی را محکوم می کنند. کارگرانی کە هنوز شاغل هستند، برای افزایش دستمزد و حقوق شان کە دیگر حتی کفاف یک هفتە مخارج اولیە زندگیشان را نمی دهد، طومار جمع آوری می کنند، عرض حال تسلیم مسئولین می کنند، تجمع اعتراضی و اعتصاب می کنند، موجی از نگرانی از بیکار شدن، قطع دستمزد گرانی، جامعە را فرا گرفتە نگرانی از سقوط لحظە بە لحظە ارزش ریال، آنهایی را کە پس اندازی دارند، وادار نمودە کە موجودی شان را از بانکها بیرون بکشند و آن را تبدیل بە سکە طلا یا ارزهای خارجی کنند، کارخانە داران، کارخانە هایشان را می فروشند و پول آن را صرف خرید املاک می کنند، مغازە داران تا از میزان افزایش بهای روزانە کالاهایی کە می فروشند مطمئن نشوند، مغازە هایشان را باز نمی کنند. مردم برای خرید نان سنگک ٦٠٠ تومانی، باید یکی دوساعت در صف بمانند، تخم مرغ  روز بە روز گرانتر می شود، چون مردم بە جای گوشت و مرغ، مجبورند بە تخم مرغ قناعت کنند. قیمت یک لیتر شیر بە دوهزار تومان رسیدە  و به همین سبب بسیاری از کسانی کە فرزند کوچک دارند، دیگر قادر بە خرید شیرهم نیستند. اكثریت جامعە ناراضی و خواهان گشایشی در زندگی شان هستند. همە می دانند کە این وضع نە قابل تحمل است و نە می تواند ادامە یابد. اما نمی دانند کە چە خواهد شد. نگرانی از آیندە و نارضایتی از وضعیت موجود، جای ترسشان از سرکوب را گرفتە وتمایل برای اعتراض در میان آنها فزونی یافتە است. سرکوب تشکلهای کارگری، معلمان، زنان و دانشجویی و نهادها و سازمانهایی کە در رویدادهای اعتراضی پس از انتخابات گذشتە، نقش سازمانگرانە درجنبش سبز داشتند و زندانی نمودن فعالین آنها،  امر سازمانگری، ناراضیان را با وقفە مواجە کردە است. تنها فعلاً در واحدهای تولیدی است کە اعتراضات و اعتصابات کارگری با انسجام نسبی ادامە یافتە است. در حال حاضر امر سازمانگری اعتراضات اجتماعی بە مبرمترین مسئلە مبارزاتی تبدیل شدە وچنانچە بە موقع برای آن فکری نشود، و جنبش سراسری در قد و قوارە اپوزیسیون برآمد فعال نداشتە باشد، ممکن است فرصت موجود نیز ازدست برود.

 

 

افزودن نظر جدید