آواز پر شکوه یار دیرین مان خاموش شد

نوری کریمی، رفیق و همراه همواره ی دشواری ها، جان شیفته، آزاده ی فروتن و دوستدار انسان رفت. در سوگ این یار عدالت جوی شریف با همسر فرهیخته، دختران آگاه و نازنین و همه ی نزدیکان و رفقای او همراهیم.
" شامگاه " 
آه ستاره و ابر گره 
نه خنده ی باران
نه لبخند آفتاب 
کسالت
اندوهی دژم 
و بیحوصلگی زمین 
دستهای خیس دغدغه 
لرزش نگاه 
و تنفس سرد هوا 
چیزی به شب نمانده است 
پای گرم خیال و 
عصای رفتن کجاست؟

افزودن نظر جدید