اعتصاب عمومی برای تداوم و گسترش جنبش اعتراضی مردم

دعوت به اعتصاب عمومی از طرف جریانهای مختلف فعال در جنبش اعتراضی مردم در داخل ایران و نیز پشتیبانان آن در میان ایرانیان خارج کشور، با شتابی چشم گیر در حال گسترش است. به نظر من، بی توجهی به این فراخوانها، بی توجهی به پویایی جنبش توده ای بزرگی است که در برابر چشمان ما جریان دارد و تمام جهان با بهت زدگی آمیخته با تحسین، گامهای شجاعانه آن را نظاره می کند. اگر قبول داریم که جنبش اعتراضی مردم ایران علیه کودتای ولی فقیه، لحظات سرنوشت سازی را از سر می گذراند؛ اگر قبول داریم که حمایت از این جنبش، با همه ضعفها و آشفتگیهای آن، می تواند راهی به سوی آزادی و برابری در سرزمین استبداد زده ما بگشاید؛ اگر قبول داریم که بدون اقدامات مستقیم و مستقل خودِ مردم این کشور کسی "نقبی به سوی نور" نخواهد زد؛ و اگر قبول داریم که حفظ توان و دامنه توده ای جنبش شرط مقدم و لازم هر نوع دگرگونی انقلابی است؛ پس باید هم اکنون با همه توانمان برای تداوم و گسترش همین جنبش نقداً موجود بپاخیزیم.
اعتصاب عمومی به چند دلیل اهمیت دارد:
نخست این که می تواند فشار نیروهای سرکوب بر تظاهرات خیابانی را (که حالا شکل اصلی جنبش اعتراضی است) کاهش بدهد. حقیقت این است که تظاهرات خیابانی محدودیتهایی دارد که نمی تواند از آنها فراتر برود و هرچه تمرکز نیروهای سرکوب روی آن بیشتر می گردد و بنابراین، هزینه شرکت در آن بالاتر می رود، شمار شرکت کنندگان در آن، خواه نا خواه، کاهش می یابد.
دوم این که تظاهرات خیابانی، علی رغم تمام اهمیتی که دارد، ضرورتاً از حوزه سیاسی فراتر نمی رود؛ در حالی که اعتصاب عمومی از لحاظ اقتصادی نیز رژیم را زیر فشار قرار می دهد. به یاد داشته باشیم که در جریان انقلاب سال ۱۳۵۷، اعتصاب عمومی در شکستن اراده دیکتاتوری شاهنشاهی نقش تعیین کننده ای داشت. بعلاوه تأثیر هر اعتصابی در زندگی شهری به مراتب بیشتر از مناطق روستایی است و اکنون جمعیت شهری ما نزدیک به دو برابر آن سالهاست.
سوم این که اعتصاب عمومی نقش و وزن طبقه کارگر را به طور اجتناب ناپذیر در جنبش توده ای عمومی بالا می برد. مثلاً اعتصاب کارگران نفت در پیروزی انقلاب ۱۳۵۷ بی هیچ اغراق تعیین کننده بود، در حالی که شمار کل کارگران نفت در میان مزد و حقوق بگیران ایران خیلی چشم گیر نبود. فراموش نکنیم که هر اعتصابی ( تا چه رسد به اعتصاب عمومی )، همبستگی، آگاهی طبقاتی و ابتکار سازمانی نیروی کار را به طور گریز ناپذیر بالا می برد.
چهارم این که حتی خشنترین دیکتاتوریها معمولاً نمی توانند مردم را در محیط کار با همان خشونتی سرکوب کنند که در اعتراضات و تظاهرات خیابانی؛ زیرا ناگزیرند پیآمدهای اقتصادی و سیاسی بهم ریختگیها و صدمات ایجاد شده در محیط کار را در نظر بگیرند.
در هر حال، اکنون فضای مساعدی برای شکل گیری اعتصاب عمومی در کشور وجود دارد و نقش آن در کمک به تداوم و گسترش جنبش اعتراضی مردم در لحظه کنونی غیر قابل انکار است. با این همه، فراموش نباید کرد که اعتصاب عمومی به امکانات سازماندهی و ارتباطی بسیار عظیمی نیاز دارد که دستیابی به همه آنها در شرایطی که رژیم می کوشد تمام زیرساخت ارتباطی جنبش را مختل سازد، دشوار است و ممکن است دشوارتر هم بشود. خوش بینی بیجا در ارزیابی معمولاً به تضعیف اراده معطوف به اقدام می انجامد. بنابراین نباید انتظار داشت که اعتصاب عمومی با یک فراخوان واحد از طرف جریانهای فعال در جنبش اعتراضی به راه افتد. اما پیگیری در جلب توجه مردم به اهمیت سرنوشت ساز آن در شرایط کنونی، کاملاً ضروری است و می تواند از طریق موجهایی از اعتصابات پراکنده و منطقه ای، به شکل گیری آن بیانجامد. فراموش نباید کرد که شکل گیری اعتصاب عمومی در انقلاب ۵۷ نیز در فراز و فرود روندی از پیکارهای توده ای صورت گرفت و نه از طریق یک فراخوان واحد. در کشوری که از تشکلهای حرفه ای بزرگ خبری نیست، چنین چیزی کاملاً طبیعی و اجتناب ناپذیر است.
مهم این است که اهمیت سرنوشت ساز لحظه کنونی را دریابیم و بدانیم که جنبش اعتراضی مردم نباید صرفاً به تظاهرات خیابانی محدود شود بلکه باید با اشکال دیگری از حرکتهای توده ای، مانند اعتصاب، تحصن، اجتناب از همکاری با نهادهای وابسته به رژیم، و تحریم و بایکوت آنها، تکمیل گردد. اقدامات شجاعانه بخشهای مختلف مردم در مخالفت با کودتای ولی فقیه، افقهای امید به شکل گیری ابتکارات گوناگون توده ای را روشن و روشنتر می سازد. پیوستن به این پیکار مقدس، وظیفه شهروندی همه ماست.

افزودن نظر جدید