نامه سرگشاده به آقای موسوی: ایستادگی تان شایان تحسین است، چشم از گذشته برکنید!

جناب آقای مهندس موسوی!
شرایط سیاسی سرنوشت ساز جاری، شما را به یکی از شخصیتهای محوری کشور تبدیل کرده و در مرکز تحولات نشانده است. چشم و گوش بسیاری، هم اکنون ناظر گفتار و کردار شما و متوجه گزینشهای شماست. ما نیز، با حساسیت تمام جهت گیریهای جنابعالی طی ده روز بسیار حساس اخیر و هر شش بیانیه تان را پی گرفتهایم و همچنان هم هر گام شما را پیگیری می کنیم. در این میان اما، بیانیه تفصیلی شماره 5 جنابعالی - منتشره در شنبه سیام خرداد ماه - جایگاه خاصی دارد و نیازمند درنگی ویژه است. این نامه سرگشاده به جنابعالی نیز، در نگاه به همین بیانیه آرایش می یابد.
این بیانیه، بیانیهایی است امید برانگیز، که ما را همچون بیشمار ایرانیان خرسند کرد و به نشاط آورد ؛ و در همانحال بخاطر رنجوری آن از آلودگی به برخی کژاندیشیهای بارها آزمون یافته و آغشته به خودمحوری ها، ما را نیز مانند بسیاری دیگر از آزادیخواهان این سرزمین، نگران میکند. البته انگشت نهادن بر جهات متفاوت این بیانیه، ذرهای هم مانع از آن نیست که به تاکید و تکرار بگوییم که در لحظه حاضر همانا این خصلت استبداد ستیزانه و جهت گیری آزادی خواهانه این بیانیه است که جنبه کلیدی دارد. برای ما هم، جایگاه اصلی و مقدم در داوری نسبت به این بیانیه، همین سمتگیری است که شما امروز در پیش گرفتهاید. دلنگرانیهای ما صرفا در متن این ارزش گذاری، در تکمله آن و با نیت نیک رفع تناقضها در گفتار و کردار شما به سود آزادی و دموکراسی است که باز گفته میشوند. اینها، دغدغه هایی اند که بیان آنها نه کمترین سایهای می باید بر هم صف شدگی های امروزمان بیندازد، و نه بهیچوجه از جنس سخنانی تلقی گردد که مکث بر آنها را می توان و باید به فردا نهاد. این دلنگرانیها اگردر همین لحظه های ناظر بر اشتراکهای سیاسی به بیان در میایند صرفا به این دلیل است که زیست پایدار شما و ما در یک جامعه مبتنی بر دموکراسی، طرح و رعایت آنها را ایجاب می کند؛ و نیز به این دلیل که، درست در سربزنگاههاست که می باید و می توان کج رویها و فجایع ناشی از آنهارا سد کرد.
بیانیه شماره 5 شما مانند دیگر بیانیه هایتان، امید و جسارتی را بازتاب می دهد که هفت شب و روز حرکت توفنده نیروی میلیونی مدنی جامعه ما در اعتراض علیه کودتای انتخاباتی بار آورده است. این بیانیه، نشانه و جای پای محکم خیزش عمومی مردم برای ابطال انتخابات مدیریت شده با نتیجه مجعول را در خود دارد. این بیانیه، آیینه آن عزم همگانی در کشور است که ایستادگی جانانه در برابر زور و ریای خامنهای ولی فقیه را بر گزیدهاست. به همین مناسبت، ما به شما درود می فرستیم و وفا به عهدتان با مردم را پاس می داریم. به باور ما، تاریخ مبارزه مردم ایران علیه استبداد فقاهتی، این سر فرود نیاوردن شما در برابر حکم حکومتی ولی فقیه را از یاد نخواهد برد و آنرا بمثابه نقطهای درخشان در کارنامه تعلق خاطر سی ساله جنابعالی به جمهوری اسلامی ثبت خواهد کرد. ما آرزو می کنیم که امتیاز مثبتی از ایندست، هر چه بیشتر برجسته شود و هر چه فزونتر و دیرتر بپاید.
در این حرکت آزادیخواهانه که رنگین کمان نیروی گسترده ضد استبداد ولایت فقیهی را زیر نگین خود نشانده است، بر سر نقطه نهایت این جنبش طبعا نمی تواند تعریف واحدی در بین باشد. اما تعریف از شکست آن، یکی است که جملگی هم، یکپارچه می باید از آن احتراز بجوییم. شکست این حرکت در آن خواهد بود که خامنهای ولی فقیه، نتیجه این تقلب کلان را بر جامعه ما تحمیل کند و مانع از ابطال انتخابات شود. ما از موضع اپوزیسیون دموکراتیک جمهوری اسلامی، شکست شما و هر جریان دارای تعلق خاطر به این نظام را که هم اکنون در صفوف حرکت ابطال انتخابات می رزمند، شکستی برای مردم می دانیم. شکست شما، شکست همه ما خواهد بود و هم از اینرو، اعلام می کنیم که در حرف و عمل با شما هستیم و همچنان هم در کنار شما خواهیم ایستاد تا که بهمراه یکدیگر کودتای ولی فقیه را خنثی کنیم و او را در نقشه هایش ناکام بگذاریم. اکنون که عقب نشاندن خامنهای ولی فقیه تا حد راندن وی به موزه تاریخ در دستور کارجامعه قرار دارد باید که با هم، او و دارو دستهاش را عقب بنشانیم و تا کنار گذاشتنش پیش برویم. این، پیش شرط سیر جامعه در مسیر آزادی و دموکراسی است.
ما و شما اما تنها در ایستادگی مشترکمان در برابر منویات ولی فقیه مستبد نیست که می باید با همدیگر به تفاهم رسیده و با یکدیگر هم صف شویم. مهمتر و پابرجاتر از آن، اینست که در ایران دموکراتیک فردا بین نیروی گسترده دگراندیشان با شما دین باوران، مناسبات برابر حقوقی شهروندی برقرار شود. هم از اینرو، ما به حقوق شما در باورمندی تان به دین و عقیدهای که دارید احترام قایلیم و در جامعهای مبتنی بر قانون شهروندان برابر حقوق، آزادی کامل هرشهروند در عمل به مناسک و عقیدهاش را تضمین شده می خواهیم. متقابلا هم انتظار داریم که شما با گشودن صفحه نوینی در رفتارهای سیاسی تان، منادی حق دموکراتیک "غیرخودی ها" شوید و فراتر از آن، در زمره و صف مقدم مسلمانانی باشید که مخالف تقسیم جامعه به "خودی" و "غیر خودی" هستند. ما امیدواریم که شما نیز نگاه خود به آنانی را که چون شما نمی اندیشند، صرفا از منشور گفتمانهای متمدنانه و رقابت برنامهای دموکراتیک گذر دهید و نه از پشت عینک ایدئولوژیک.
ما فکر می کنیم که کشور ما در پی تجربه بس سهمگین سه دهه حکومت دینی، به این رویکرد تاریخی دست یافته است که دین، حکومتی نشود و حکومت، در دین دخالت نکند. رویکردی که، پرشمار کوشندگان اش را در وسیع ترین تنوع فکری و مطالبات برنامه ای حول خود گرد میآورد تا جمع شدگان پیرامون این رویکرد، در هدف استقرار دموکراسی به جای حاکمیت ولی فقیه همصدا شوند. شما که به عنوان یک دیندار منتقد استبداد و مخالف تحجر وارد میدان رقابت انتخاباتی بین کاندیداهای نظام شدید و در مقام آلترناتیو آن نماینده ناب استبداد و تحجر چهره نمودید، و طی چند هفته توانستید بر بستر برآمد پرشکوه مردم فریاد گر آزادی، به سطح یکی از نمادهای شاخص این حرکت فرا برویید، می توانید مطمئن باشید که از سوی دموکراتهای غیر مسلمان و دگر اندیش هیچ تهدیدی متوجه باورهای دینی شما نیست. اگر خطری وجود دارد که علیه شما ست اتفاقا درست از همان طرفی است که خود به درستی آن را "استبداد صالحان" آدرس دادهاید. پس به جای آنکه دموکراتهای سکولار ایرانی را متاسفانه اینگونه معرفی کنید که گویا "دیانت و اسلام را مانع تحقق جمهوریت می دانند"، بکوشید آنها را آنسان فهم کنید که هستند: مخالفان آمیختگی دین با دولت. کسانیکه، حرف شان جز این نیست که: دین و عقیده به جای خود با همه حرمتش، و جمهوری جای خویش با ساختار و کردار ناشی از اراده مدنی مردمش. همین و بس. شما بدانید که هر چه در راه آزادی و دموکراسی پیشتر بروید، بیشتر درخواهید یافت که مکملی جز دموکراتهای سکولار ندارید. و دریغ خواهد بود هرگاه که بگونه بی ثمر اما در عین حال حاوی خطر در برابر درک چنین نکته بدیهیایی مقامت شود که بنا به آن، استقرار دموکراسی در جامعه، بدون موجودیت و عملکرد نیروی اصلی دموکراسی -نیروی سکولار دموکرات- حتی در تصور هم نمی گنجد. شما و ما، در تفاوتهای فکری و عملی مان به اندازه کافی برای همگان شناخته شده هستیم. پس چه نیازی هست به پر رنگ کردن مرز فیمابین تا جایی که، نوعی از خصومت را ترسیم گر باشد؟ بدانیم که از این روشها، چیزی جز زیان حاصل نخواهد شد.

جناب آقای موسوی!
اما جای نگرانی بیشتر در گفتار شما، به ویژه آنجایی به نمایش در می آید که از بیانیه تان چنین استنباط میشود که جنبش دموکراتیک نیرومند کنونی، انگار بخاطر "بازگشت" به همان "انقلاب اسلامی" است که جریان دارد و موج گرفته است! در آنجایی است که، می پندارید این حرکتی که عمدتا بر دوش نیروی آزادی و تجدد اتکا دارد و ایستادگی ای این چنین حماسی در برابر حاکم فقیه را آفریده است، گویا یک "تجدید حیات ملی" است برای به بار نشستن همان "شجره طیبه" سی سال پیش و با همان "میوه ها"! نگران کننده است آنگاه که، شما سبزینه بهارین این خیزش برای تغییر را در رنگ سبز بیرقی ویژه خلاصه می کنید و ناگفته می خواهید که جنبش مدنی در جامعه، با همان فکر مدینته النبی تفسیر شود. چنین نیندیشید که فکر و عمل گذشته، مایه قدرتتان است. ایستادگی و انتخاب عملی امروزتان را با آن گذشته در نیامیزید و کدر نکنید. این جوانانی که شما را برگزیدند و اینک هم با خونشان در راه ابطال نتیجه دروغ انتخابات، شما را همراهی می کنند در واقع خشمشان از احمدی نژادها و خامنهای ها ناشی از رنج آنان از عوارض همان حکومت دینیای است که در ادامه منطق حرکتی خویش به حکومت جمکران رسیده است. "ندا"ها فقط طرفدار آزادی در ایران و ایران در آزادی هستند و نه فدایی این یا آن فرد و فکر خاص. این نسل را در آیینه خود نبینید، بکوشید که خویشتن خویش را در آیینه آنان بجویید. راه رستگاری در اینست. جز این باشید اگر، شکست خواهید خورد و ما به تکرار می گوییم که شکست شما در برابر خامنهای را نمی خواهیم. جز این باشید اگر، خیل انبوه آزادیخواهان را از دست خواهید داد و خود بهتر می دانید که بی نیرو، بازنده پیشاپیش خواهید بود. آری! به پیش باید رفت و نه اینکه در نوستالوژی گذشتهای ماند که میراث دار اصلی آن نه شما و دیگر دینداران خرد پیشه و دارای سعه صدر، که همین ولی فقیه متکی بر حزب پادگانی و ویرانگر ترین جریان مدعی حکومت دینی است. ما شما را یک دیندار اصلاح طلب می خواهیم که به دین خود افتخار کند و برای کشورش یک رجل سیاسی آزادیخواه و دموکرات باشد. سازندگان ایران فردا همه آنانی هستند که با همه تفاوتها در اندیشه، برنامه و عمل شان، اما دیروز را نقد می کنند و از گذشته چشم و دل بر میکنند.

جناب آقای موسوی!
این کاملا درست است که ایران ما در پی "تجدید حیات ملی" است، اما بدانیم که نه با روح بازگشت به هیچ الگوی پیشین، و نه مخصوصا مطابق با الگوی نظام دینی؛ بلکه بر پایه آزادی و دموکراسی، برای جمهوریتی بی پسوند و حکومتی بی قیم. باور کنید که با داعیه "برگشت به اصول ناب انقلاب اسلامی"، و تعهدسپاری در پاسداری از "نظام مقدس" و "ساختارهای آن"، در همانجایی خواهید ماند که مردم ایران در اکثریت خود از آن گذشته و گام در راه چالش سرنوشت ساز با آن "ساختارهای" کذایی "مقدس" گذاشته اند. بگذارید ننگ نامیدن این نیروی میلیونی متمدن وآزادیخواه راهپیمای خیابانها با عنوان "خس و خاشاک"، به تمامی نصیب جغدهای شومی شود که دقیقا با لانه کردن زیر عبای همان "اسلام ناب" به معراج قدرت رسیدند و اکنون همه قدرت را از آن خود می خواهند. شما اما باید در پی جبران دیروز و تثبیت افتخار امروزتان باشید که از شروط آن، فاصله گیری از ادبیاتی است که نیروی دموکراسی دگر اندیش را "نااهل" و "نامحرم" می نامد. شمایی که، خوشبختانه روی دستان آزادی و دموکراسی خواهی مردم در همین یک ماه گذشته، پیش آمدهاید و با میرحسین موسوی چند هفته پیش، تفاوتها یافتهاید.
اگر شما بر این گمانید که حرکت تاکتیکی می کنید برای آنکه از سوی سرکوبگر ترین، خرافه پرست ترین و آزادی ستیز ترین جریان مدافع "انقلاب اسلامی" و "نظام اسلامی" به خروج از خط متهم نشوید تا که بتوانید زیر علم حاکمیت دینی جمهوریت نظام را نجات دهید، سخت در اشتباهید و در مهلکه هستید. آنان تصمیم خود مبنی بر قلع و قمع جمهوریت را از خیلی وقت پیش گرفتهاند و با اشراف کامل به هدف خویش و اصرار مطلق بر آن، در پی دفع شماها هستند. آنها اهل هیچ اقناع و سازشی نیستند. اما اگر به آنچه که در باب تقدسها گفتهاید براستی دلبستهاید، در اینصورت هنوز در دام گذشته نافرجام برای خودتان و بدفرجام برای میلیونها ایرانی گرفتار هستید. امری که بسیار نگران کننده می تواند باشد. ما، نه شما و نه هیچکس دیگر را درگیر و اسیر چنین پندارهایی نمی خواهیم. ما، شما را نه در برگشت به گذشته، که نقاد گذشته می خواهیم. ایران ما، به دموکراسی نیاز دارد که قطعا یک رکن از آن، دینداران دموکرات خواهند بود. ما شما را در این جایگاه خود ویژه ایی که اکنون تاریخ به شما بخشیده است، تاثیر گذار در سمت پیش می خواهیم و نه چون بداندیشان بد سیرت، در رجعت تان به مانداب عفن.
آقای مهندس موسوی!
رویکرد ما در انتخابات دوره دهم ریاست جمهوری اسلامی ایران، مشارکت در انتخابات با "نه به احمدی نژاد" در قالب رای سفید بود تا که خامنهای ولی فقیه با "نه!" مردم روبرو شود و جامعه، گامی در راستای غلبه بر استبداد فقاهتی به پیش بردارد. ما در موضع آری به هیچ کاندیدا از جمله جنابعالی نبودیم، اینک اما وضع فرق کرده است و فرق بسیار. جامعه با گفتن "نه!" بزرگ به کاندیدای عزیز کرده خامنهای و بیشتر از آن، در جریان ایستادگی حماسی پیوسته و گسترده بر سر این "نه!" و در برابر تقلب کلان او، در زمانی بسیار کوتاه گامهایی بس بلند در راستای "نه!" به خامنهای ولی فقیه به پیش برداشته است. همه ما اکنون با وضع نوینی روبرو هستیم. ما اینک به ایستادگی شما رای می دهیم، ولی اینرا هم پوشیده نمی داریم که بگوییم از بازیابی صدق دلایل خود در امتناع دیروزمان از دادن رای به شما در لابلای برخی بیانات امروز جنابعالی رنج بسیار می بریم. انتظار از شما اینست که چنان باشید که، هم بخش نوع سلبی از آراء ماخوذه تان در جهت ایجابی شدن دگردیسی یابند و هم بر تعداد آراء تان افزوده شود. ما، آرزویی نیک تر از این برای شما سراغ نداریم.
با احترام،
محمد اعظمی - بهزاد کریمی
دوشنبه اول تیر ماه 1388

افزودن نظر جدید