در سالگرد 8 تیر، روز جانباختگان سرفراز فدایی خیابانهای میهن من هنوز هم خونین است

8 تیر، روز جانباختگان فدایی امسال در شرایطی فرا میرسد که خیابانهای شهرهای بزرگ کشور در قرق نیروهای کودتایی است.

 امروز شورای نگهبان در آخرین پردۀ تاکنونی نمایش کودتای انتخاباتی بار دیگر غصب کرسی ریاست  جمهوری توسط احمدینژاد را تایید کرد. سربازان خامنهای و مزدوران احمدینژاد باز میخواهند شرایطی را بر میهن من حاکم کنند که ما آزادیخواهان ایرانی وادار شویم کوچکترین ندای عشق را در پستوی خانههایمان نهان کنیم. غدارهبندان دولت کودتایی، در میهن من، در سرزمین شاعران و عاشقان، فرزندان برومند میهن ما را وحشیانه میزنند و میکشند. باز شکنجهگاههای آشکار و پنهان و مخفی و علنی میعادگاه زنان و مردان ایرانی شده است که هیچ نمیخواهند جز آزادی و هیچ نمیگویند جز آن که «رای من کجاست؟».

یاد شعر نیما میافتم که میگوید «به کجای این شب تیره بیاویزم قبای ژندۀ خود را؟». چه کسی پاسخگوی بیدادی است که هنوز بر جوانان میهن من روا میشود. سالها، دههها و سدههاست که ما ایرانیان پاسخ هوار آزدیخواهانۀمان را با شلاق و شکنجه و گلولههای سربین میگیریم. هنوز حکایت ما و بیدادگران حکایت شعر و سخن است از یک سوی و قمه و چماق از دیگر سوی.

فداییان خلق نیز فرزندان زمانۀ سرکوب آزادیخواهی و دادپژوهی بودند؛ فرزندان پاسخ چماقانه به سخنان آزادیخواهانه، فرزندان پاسخ وقاحت مقاومتشکنانه به اشعار دادپژوهانه. رفقای فدایی من زادۀ دورانی بودند که سهم هر سوسوی امیدی داغ و درفش بود؛ فرزندان روزگار سیاه پس از مرداد گران.

سرانجام 8 سال نبرد دلیرانۀ فداییان خلق با حکومت کودتایی محمدرضا شاه پهلوی چه بود؟ آری، ثمر صداقت عاشقانۀ بنیانگذاران جنبش فداییان خلق، نتیجۀ پایداری زنانه و مردانۀ صدها فدایی خلق در درون و بیرون زندانهای ستمشاهی در برابر شاه کودتا این شد که پس از انقلاب خیل آزادیخواهان و روشنفکران به سوی سازمان ما سرازیر شد و فداییان خلق در زمانی کوتاه به نیرویی عظیم بدل شدند. نیرویی که نمیشد آن را نادیده گرفت. نیرویی که در جای جای کشور و در قلب همۀ تلاشهای آزادیخواهانه و دادپژوهانه حضوری تاثیرگذار داشت.

اما این تاثیرگذاری به چه بهایی به دست آمده بود؟ در طی دوران کوتاه 8 ساله، صدها جوان کشته و بسیار بیش از آن قربانی شکنجههای وحشیانۀ شاگردان سیا و موساد شدند. پس از 28 مرداد گروهی از جسورترین فرزندان این آب و خاک راه هر گونه تغییر مسالمتآمیز در چارچوب نظام را بسته دیدند و دست به مبارزۀ مسلحانه زدند. علت اتخاذ این سیاست از سوی آزادیخواهان ایران که تنها هم در صفوف فداییان خلق متشکل نشده بودند، به خشونت کشیده شدن هر چه بیشتر فضای سیاسی کشور بود. گناه این خشونت و گناه تاریخی عواقب این خشونت بر عهدۀ کسانی بود و مانده است که جامعه را به خشونت کشیدند. آنها سرکوب کردند و ما قربانی دادیم.

حکایت فداییان جانباخته در دوران پس از انقلاب نیز حکایتی به همان اندازه دردآلود است. غیر از نزدیک به 100 نفری که در جبهههای جنگ علیه تجاوز بیگانگان جان باختند، دیگر یاران ما در بیرون و درون زندان همراه با خیل آزادیخواهان متعلق به دیگر نیروهای سیاسی به وحشیانهترین شیوههای ممکن شکنجه شدند و به قتل رسیدند. حکایت هر یک از جانباختگان فدایی حکایتی غمانگیز از پرپر شدن جوانی دیگر از میلیونها جوانی است که در سدههای طولانی تاریخ این کشور با هزینه کردن جان خود در راه آزادی و برابری گام نهادهاند و مینهند.

شرایط روز امسالین جانباختگان فدایی شباهتهای بسیاری با شرایط دوران آغازین بنیانگذاری جنبش ما دارد. رژیم کودتا در خیابانهای میهن من جوانان این مرز و بوم را سلاخی میکند و راه را بر هر اعتراص و ندای مخالفتی بستهاست. امروز ولایت و ریاست در میهن ما در دست کسانی است که هیچ قرابتی با هیچ حس انسانی ندارند. تنها زبانی که حاکمان کنونی ایران دارند با آن با کرور کرور ایرانی آزاده سخن میگویند، زور است و چماق و شکنجه و سرب. همۀ گزارشهایی نیز که از زندانهای بیشمار حکومت کودتایی میرسد، گواه بر تشدید سبعیت جلادان دارد.

اوضاع عمومی کشور تا آن جا که به بیدادگران حاکم برمیگردد مرا به یاد فضایی میاندازد که با خواندن کتابهای تاریخی و شرح وقایع پس از مرداد سیاه بر کشور حاکم بوده است. شرایط همان است که رفقای مرا به برگزیدن راه خشونتآمیز مسلحانه کشاند. اما آن چه مایۀ امیدواری است این است که طی بیش از 5 دههای که از آن دوران میگذرد، درایت و تدبیر در میان جوانان و جنبش دانشجویی رشد ژرفی داشته است. بیگمان این جنبش دیگر راه سنگلاخ بیچشمانداز جنبش مسلحانه را نخواهد رفت. صداقت، شجاعت و پایداری در برابر کودتا و بیداد و در راه آزادی را میتوان با راههای دیگر نیز نشان داد و پی گرفت.

در برابر جسارت و آزادگی رفقایم، فداییان جانباختۀ خلق سر تعظیم فرومیآورم و با ادای احترام به همۀ قربانیان سدهها مبارزۀ آزادیخواهانۀ مردم خود و از آن جمله زندانیان، شکنجهشدگان و جانباختگان مقابله با کودتای انتخاباتی ولایی این نوشتار را به پایان میبرم.

افزودن نظر جدید

دیدگاه‌ها

خوشحالم که شما (رفقای پدرم!) تحلیلتون شبیه ما دانشجوهای ایرانیه! خوشحالم که شما معنی تغییر تدریجی رو فهمیدید و با ما هم نظرید که حتی تو این برهه از زمان، که خون ارغوانهای وطن همه جا رو رنگین کرده، هنوز وقت مبارزه مسلحانه نرسیده!
به امید اینکه هیچ وقت نرسه چون فکر میکنم دموکراسی ای که از راههای مدنی بدست بیاد واقعی تر و پایدارتره!

با سلام !
معلوم نيست چرا از اطلاعات و امنيت رژيم پهلوي و جمهوري اسلامي تا برسد به شما و همفكرانتان ، همه و همه براي كسب آبرو خودتان را بنوعي به "چريكهاي فدايي خلق " نزديك ميكنند ( يا در قالب دشمني يا در قالب دوستي ) و اصرار هم داريد كه ثابت كنيد كه آن راه خطا بوده است اما باز هم از هر بهانه اي استفاده ميكنيد و در مورد همان "راه خطا " ميگوييد و مينويسيد و البته با چاشني تعريف از " انقلابيون مبارز " و " جوانان داراي جسارت " و .... !؟
اين چه راه بقول شما "سنگلاخ و بي چشم انداز " يست كه هنوز كه هنوز است مايه الهام و الگو و بحث و كنكاش است كه شما و همفكران و آقايان ( و خانمهاي ) اطلاعاتي سعي در ترساندن و دور كردن جوانان از دست يازيدن به آن هستيد !؟
اين چه راه " بي چشم انداز"يست كه كه از هر طرف و از هر سويي كه وارد سياست ميشوند يا وارد عرصه فرهنگي ميشوند و يا حوزه تاريخ اين مرز و بوم ميشوند ، گريزي از پرداختن به اين "راه " ندارند و نداريد !؟
شما از "چشم انداز " جه تعريفي داريد !؟
نكند حتما بايستي مانند "مشي " و "طريقت " شما باشد كه طي زمان اندكي منجر به "كسب قدرت دولتي " شده است و اينگونه ثابت شده است كه آن "راه " عجب راه " بي چشم انداز"ي بوده است !! و جوانان بايد بياموزند كه تجربه را تجربه نكنند !!؟
خنده دار است واقعا ، "راه " ي با اينهمه اثرگذاري و تاثير واضح و روشن را "بي چشم انداز" خواندن و آنوقت "مشي " و "طريقت" بي خاصيت و موجب بي آبرويي سياسي را توصيه كردن ، كه پس از چندين دهه هنوز كه هنوز است حتي نميتوانند خود را از زير سايه آن "راه " خارج سازند چه رسد به دستاوردهاي ديگر !!
تلاش بيهود نكنيد ، "سياهكل" مهري بر اين كشور زده است كه با هيچ "ريكا" و "تايد" و "اسكاچ " ي از اين تاريخ پاك نميشود و هر دم نتايج جديدي بدست ميدهد !!